پويش نه به تصادف
حميد ميرزاده
طبق اعلام پليس راهور فراجا، روزانه ۴۸ نفر در تصادفات در كشور كشته ميشوند (يعني هر ۳۰ دقيقه يك نفر!) طبق اعلام خبرگزاري ايسنا هم در سال گذشته، ۲۰ هزار و ۴۵ نفر در تصادفات كشور جان خود را از دست دادهاند. گفتني است تعداد كشتههاي روزانه تصادفات جادهاي آلمان ۸ نفر است درحالي كه تعداد خودروهاي كشور آلمان ۴۸ ميليون خودرو يعني دو برابر خودروهاي ايران و با جمعيتي حدودا مساوي با ايران است. متاسفانه بعد از انقلاب تاكنون نزديك ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار نفر در تصادفات جادههاي كشور كشته شدهاند (بيش از سه و نيم برابر شهيدان جنگ تحميلي) و حدود سه برابر اين ارقام، مجروحين و مصدومين اين تصادفات هستند كه تخمين زده ميشود حدود ۶ تا ۷درصد توليد ناخالص ملي بايد براي درمان آنان و ساير هزينههاي تبعي اجتماعي، هزينه شود كه رقم وحشتناك و تاسفباري است. تقريبا هر تصادف منجر به جرح شديد يا فوت، هزينههاي تبعي اعم از درماني و مالي حدود ۲ ميليارد تومان براي كشور دارد و اين جدا از نابسامانيهاي اجتماعي و آسيبهاي رواني است كه بر خانوادهها تحميل ميشود. شوربختانه، كشور ما از نظر آمار مرگ و مير بر اثر تصادفات جادهاي در بالاي جدول جهاني و داراي رتبه هفتم است.
سه عامل اصلي اين فاجعه سالانه كه با تعطيلات نوروز شروع و تا پايان سال ادامه مييابد، عامل انساني، كيفيت خودروها و وضعيت جادههاست كه عامل انساني نزديك ۶۰درصد و بالاترين سهم را دارد.
كيفيت خودروهاي توليد داخل نيز سهم عمدهاي در اين تلفات دارد كه ناشي از عدم وجود رقابت در بازار خودرو و انحصار توليد و تحميل فروش اين نوع توليدات به مردم است.
از طرفي اعتبارات بخش نگهداري و ايمنسازي راهها در كشوري با وسعت ايران، كافي نيست، به طوريكه علاوه بر كاهش ۱۷درصدي اعتبار تخصيصي بدين منظور نسبت به سال گذشته، حدود ۴۰درصد هم ارزش ريالي و پولي اعتبارات تخصيصي به خاطر كاهش ارزش پول ملي و تورم، كاهش يافته است و درنتيجه مسوولان راهداري كشور نميتوانند به خوبي به وظايف خود عمل كنند .
براي عامل خودرو و بودجه راهداري، دست دولت بسته است. دولت نميتواند به قدر نياز بودجه را تامين كند، زيرا همه ساله مقادير معتنابهي از اعتبارات تخصيصي بودجه كشور بهرغم اكراه دولت به دليل فشارهاي خارج از دولت، مصروف مواردي ميشود كه نسبت به حوزههايي مثل نگهداري و مرمت و بهبود راههاي مواصلاتي كشور كه ارتباط مستقيم با حفظ جان مردم دارد، اصلا اولويت نداشته و خروجي و منفعتي هم براي جامعه ندارد. بنابراين، تنها راه باقي مانده، كاهش عواقب ناشي از عامل انساني است كه دست خود مردم است.
چارهاي نيست جز اينكه همه به «پويش نه به تصادف» بپيونديم و براي جان عزيزانمان ارزش قائل باشيم و از هم مراقبت و مواظبت كنيم.
اميد است سال آينده، شيريني سفرهاي نوروزي بر كام ايرانيان تلخ نشود.
استاد دانشگاه