پيامدهاي ژئوپليتيكي تعرفههاي ترامپ
در دنيايي كه قدرت اقتصادي به عنوان يك عامل مهم در تعيين نقشهاي بينالمللي شناخته ميشود، اعمال تعرفههاي سنگين نه تنها پيامدهاي اقتصادي دارد، بلكه به عنوان نشانهاي از سياستهاي مليگرايانه و تكجانبه در عرصه تجارت جهاني تعبير ميشود. اين سياستها به گونهاي مورد نقد قرار گرفتهاند كه در آن، امريكا خود را در موقعيتي قرار ميدهد كه به جاي همكاري چندجانبه، به سمت اقدامات تلافيجويانه و دفاع از منافع ملي سوق پيدا كند. از سوي ديگر، واكنشهاي كشورهاي هدف اين تعرفهها، به ويژه چين نشان ميدهد كه از اين رويكرد، بهرهاي ژئوپليتيكي براي بازتعريف جايگاه خود در نظام چندجانبه تجارت برداشت شده است. چين، با اعلام تهديد به اتخاذ اقدامات متقابل سعي دارد تصويري از يك قدرت اقتصادي مدرن و مستقل به نمايش بگذارد؛ تصويري كه در آن، او مدافع اصول تجارت آزاد و همبستگي بينالمللي است. اين واكنشها، در يك فضاي بينالمللي كه شاهد رقابت تند ميان قدرتهاي اقتصادي هستيم، ميتواند منجر به تغيير در الگوهاي همكاري و حتي ايجاد چرخههاي تلافيجويانه شود.
پيامدهاي متقابل و راهكارهاي آتي- در اين ميان، بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه تعرفههاي جديد ميتواند موجبات تغيير الگوهاي تجاري و زنجيرههاي تامين جهاني را فراهم آورد. از آنجايي كه بسياري از شركتهاي چندمليتي به صورت يكپارچه در زنجيرههاي توليد و تامين فعاليت ميكنند، اعمال تعرفههاي سنگين ممكن است منجر به انتقال توليد به كشورهايي شود كه هزينههاي وارداتي كمتر است. اين امر نه تنها ميتواند موجب تضعيف موقعيت اقتصادي امريكا شود، بلكه به بازتعريف نقشهاي تجاري ميان كشورها و تغيير در نقشه اقتصادي جهان بينجامد.
در مقابل، از سوي كشورهاي هدف اين تعرفهها، بهرهبرداري از اين موقعيت جهت تقويت اقتصاد داخلي و توسعه روابط تجاري با ساير شركا از جمله راهكارهايي است كه ميتوانند اثرات منفي تعرفهها را كاهش دهند. ايجاد توافقات چندجانبه و تقويت نهادهاي بينالمللي ميتواند به عنوان يك بازدارنده در برابر استفاده از سياستهاي يكجانبه و دفاع از منافع جمعي در نظام تجاري جهاني عمل كند.
تعرفههاي اقتصادي امريكا مسيري جديد در اقتصاد جهاني - تعرفههاي جديد ترامپ، با تمام نواقص و چالشهاي ذاتي خود، نمايانگر يك تغيير اساسي در الگوهاي تجارت بينالمللي و سياستهاي اقتصادي است. از يك سو، اين اقدامات در جهت حمايت از توليد داخلي و كاهش كسري تجاري امريكا گام برداشتهاند؛ اما از سوي ديگر، پيامدهاي ژئوپليتيكي آن ميتواند به ايجاد شكافهاي جدي در نظام بينالمللي و به وجود آمدن چرخههاي تلافيجويانه بين كشورها منجر شود.
به عنوان استاد اقتصاد بينالملل، بديهي و ضروري ميدانم كه سياستگذاران امريكايي در سطح جهاني نه تنها بر مزاياي كوتاهمدت اين تعرفهها تاكيد كنند، بلكه به پيامدهاي بلندمدت آن نيز توجه ويژه داشته باشند. همبستگي و تعامل چندجانبه در سطح جهاني، به ويژه در زمينه تجارت، تنها راه مقابله با چالشهاي ناشي از سياستهاي يكجانبه و مليگرايانه است. تنها از طريق ايجاد فضاي گفتوگوي سازنده و تدوين راهكارهاي مشترك، ميتوان به حفظ ثبات اقتصادي و ژئوپليتيكي دست يافت.
استاد دانشگاه سمنان، رشته اقتصاد بينالملل