به گزارش «اعتماد»، درحالي كه نوروز ۱۴۰۴ با رنگ و بوي عيد باستاني سپري ميشد خبر صعود تيم ملي فوتبال ايران به جامجهاني نتوانست آن شور و هيجان هميشگي را در جامعه برانگيزد. تيم ملي در تهران با كسب يك نتيجه مساوي برابر ازبكستان جواز صعود زودهنگام به بزرگترين رويداد فوتبالي يا حتي ورزشي را گرفت اما برخلاف سالهاي گذشته اينبار نه حتي استاديوم موقع صعود پر بود و نه جشن و سروري فراگير در خيابانها ديده شد؛ گويي كام مردم از اين پيروزي شيرين نشده است. سفرههاي هفتسين با طعم تلخ مشكلات اقتصادي پهن شده بود و خبر صعود، نتوانست سايه سنگين اين مساله را از دلها بزدايد. به جاي بوقهاي ممتد و رقص پرچمها سكوتي معنادار بر شهر حاكم بود و مردم با بيتفاوتي از كنار اين رويداد ورزشي گذشتند. اين صعود، اگرچه دستاوردي براي ورزش كشور محسوب ميشد اما در ميان دغدغههاي روزمره و نااميديهاي فزاينده نتوانست به جرقهاي براي شادي جمعي تبديل شود. جامجهاني اينبار، در حالي پيش روي تيم ملي قرار دارد كه دلهاي ايرانيان ديگر آن شور و شوق سابق را براي تشويق مليپوشان احساس نميكند و سايه سرد بيتفاوتي بر اين رويداد ورزشي سنگيني ميكند. شايد اين صعود، زنگ هشداري براي مسوولان باشد تا دريابند كه شادي واقعي مردم فراتر از پيروزيهاي ورزشي، در گرو حل مسائل اساسي و ايجاد اميد به آيندهاي روشنتر است. در كنار مسائل اجتماعي از نظر خيلي صعود از اين گروه و حضور در جام جهاني كه با 48 تيم برگزار ميشود ديگر افتخار محسوب نميشود تا مردم براي آن رقص و پايكوبي كنند بلكه آنچه همگان خواستار آن هستند موفقيت در اين تورنمنت است! با مسعود اقبالي درخصوص حضور تيم ملي در جام جهاني و مسائل پيرامون آن گپ و گفتي ترتيب داديم كه چكيدهاي از آن را در ادامه ميخوانيد.
صعود آساني به جام جهاني داشتيم؟
بله.
اين صعود آسان روي درايت كادرفني به دست آمد يا در گروه آساني قرار گرفتيم يا اينكه تلاش و تجربه بازيكنان؟
از ابتدا كه قرعهكشي دور مقدماتي جامجهاني انجام شد يكي از گروههاي آسان همين گروهي كه در آن قرار داريم، بود و خب همه جامعه ورزش و به خصوص فوتبال متفقالقول بودند كه تيم ملي به راحتي از اين گروه صعود ميكند و چنين چيزي هم شد. هر چند دو تا بازي ديگر داريم براي صدرنشينيكه تعيينكننده هم نيست. تعداد زيادي از بازيكنان قبلا در راه صعود و حضور در جامجهاني تجربه لازم را داشتند و توانستند اين بازيها را به سود خود دربياورند. تيم ملي ما به خاطر تجربه بيشتر نسبت به برخي از اين تيمها به راحتي به جام جهاني رسيد. حالا بعد از اين مساله اينكه در دوره بعد چه كار ميكنيم مورد بحث است.
به نظر شما صعود زودهنگام باعث شد تا مردم چندان استقبال نكنند يا دلايل ديگري داشت؟
مردم ما فوتبال را ميفهمند و باشگاه ها و تيمهاي ملي پيشرفته اروپايي را ميبينند و مقايسه ميكنند و متوجه ميشوند كه وضعيت ما بعد از اين دوره مقدماتي به كجا ميرسد! براي همين استقبال نكردند چون مطمئن بودند اين تيم چه با تشويق مردم چه بدون تشويق آنها به جام جهاني ميرود! همين هم شد اما مشكل ما از اينجا به بعد شروع ميشود. با آمدن قلعهنويي و كادر جديدش مشخص بود بايد تيم ملي دگرگون شود و اگر قصد داريم در جام جهاني بازيهاي آبرومندانهاي برگزار كنيم بايد نيروهاي جوانتر را به اين تيم تزريق كرد كه تا امروز چنين چيزي نديديم! البته در ظاهر امر تعدادي جوان به تيم ملي دعوت شدند اما از آنها استفاده بهينه نشد حالا به برخي ده دقيقه تا يك ربع بازي دادند اما عملا مشخص بود كه كادرفني تيم ملي اعتماد لازم را نسبت به جوانان ندارد. شايد اين تفكر هم درست بود چون پشتوانه لازم را نداريم و كار بنيادي نكرديم اما ميشود در طول يك سال و اندي تا شروع جام جهاني بچههاي مستعد و مثل الماس نتراشيده كه نياز به صيقل كاري دارند را مورد استفاده قرار دهيم! بايد در باشگاهها آزمايش شوند و حتي به فدراسيون پيشنهاد ارايه دهند كه مصوباتي در اين خصوص داشته باشند كه به بازيكن جوان فرصت بازي داده شود و بعد به تيم ملي دعوت شوند و در اردوها و بازي با تيمهاي بزرگ به كار گرفته شوند تا به شكل تلفيقي از جوانها و باتجربه در جام جهاني بهره داشته باشيم.
به نظر شما كادرفني تيم ملي در دو بازي باقيمانده بايد به جوانها فرصت دهد يا باز هم همان بازيكنان قديمي؟
بايد به جوانها فرصت دهند. قلعهنويي يك مربي نتيجهگرا است اما او ميتواند در دو بازي آينده تلفيقي از جوانها و باتجربه را بازي دهد. بازيكنان جوان را نود دقيقه بازي دهد به علاوه ستونهاي اصلي تيم ملي در جام جهاني. جوانهايي داريم كه ميتوانند خود را ثابت كنند و بايد دو بازي را كامل بازي كنند تا برسيم به دوره بعدي.
شرايط براي صعود به مرحله حذفي جام جهاني را داريم؟
بله. 48 تيمي شده و حتي رفتن به دور دوم هم ساده است و اين احتمال وجود دارد اما براي اينكه صعود بياما و اگر داشته باشيم بايد از بچههاي جوان استفاده كنيم و نبايد وحشت كنند! تاريخ فوتبال ما نشان داده از دوره محمد مايليكهن يا زمان دهداري به جوانها بازي دادند و نشان دادند كه ميتوانند جوانان ما جايگزين باتجربهها شوند و فقط بايد به آنها اعتماد كرد. اگر امير قلعهنويي اين كار را كند به دور دوم هم ميرسيم اما اين وضعيت كه من ميبينم تقريبا هفتاد درصد بچهها اصلا شايستگي حضور در جامجهاني را ندارند! چراكه نه شرايط فيزيكي درستي دارند و نه تكنيكي و نه شعور تاكتيكي! اين بچهها در اين بازيها فقط روي خلاقيت خودشان بازي كردند و هيچگونه استراتژي راهبردي در حمله و دفاع نداشتند!
با اين كادرفني چقدر شانس براي صعود تيم ملي به دوره بعدي قائل هستيد؟
حتي اگر خواستند قلعهنويي را حفظ كنند بايد كادرفني را تغيير دهند چون هيچگونه كمكي به قلعهنويي نميكنند چون تجربه مربيگري ندارند. بازيكنان بزرگ بودند به آنها احترام ميگذاريم و دوستشان داريم اما مربيگري و بازيگري دو مقوله جداگانه است و ربطي به هم پيدا نميكند. تيم ملي جايگاه هركسي نيست. مثلا الهويي هيچ تجربه مربيگري ندارد و آندو تيموريان و رحمان رضايي هيچ كدام مربيگري در سطح بالا را انجام ندادند. تيم ملي بايد رزومه خوبي داشته باشد و كاريزماي خاص تا در شرايط حساس به سرمربي كمك كند.
ايشان در جام جهاني مربيگري نكرده است. يكي از دلايل انتخاب كيروش، كاريزماي او بود چون در تيمهاي بزرگ كار كرده بود و در جام جهاني تجربه مربيگري داشت و فضاي جام جهاني را ميشناخت. شما وقتي فضاي جامجهاني را نشناسي از همان ابتدا به مشكل ميخوري! گرفتن مدرك قدم اول است و بايد سالها كار كرد و يك پروسه برنامهريزي شده است. به همين راحتي يك مربي را بگذاريد روي نيمكت تيم ملي، كمكي نميكند.