آخرين همكار دهخدا
جالب است كه اين جلسات به اين عناوينِ مشهور ختم نميشود و در آن متوني گمنامتر مثلِ كليات شاهداعي شيرازي، برزونامه، هماينامه و حتي ديوان پروين اعتصامي نيز خوانده ميشود. جلساتي كه خود از مهمانان پذيرايي ميكرده و بهشدت به برگزاري آنها معتقد بوده؛ در حدي كه اگر كسي دير ميرسيده يا زودتر از موعد جلسه را ترك ميكرده، بسيار ناراحت ميشده.
دبيرسياقي انضباطي مثالزدني داشت و هميشه با ظاهري آراسته ديده ميشد؛ به گونهاي كه اين اواخر كه محاسنش بلند ميشود و ژوليدگيهاي پيري بر او اثر ميگذارد، تمايلي به انتشار عكسهايش نداشته. نكته حاشيهاي جالب در ظاهرِ او تقيد او به بستنِ كراوات است كه در كمتر عكسي بدون اين هيات ظاهر ميشود. يادم هست كه صداوسيما چند سال پيش براي فرار از اين ماجرا، كادر را به صورتي تنظيم كرده بود كه كراواتِ استاد پشتِ گلداني مخفي بماند! نيز يكي از همكارانِ ايشان در لغتنامه تعريف ميكرد كه در اوايلِ دهه شصت و آن فضا، ايشان كماكان با همان وضعيت در موسسه لغتنامه حضور مييافت. يكبار شخصي به ايشان ميرساند كه بعضي حضرات به اين شمايل معترضند. ايشان با همان جديتِ علمي ميگويد: من قانوني در منعِ بستنِ كراوات نديدهام و اگر مصوبهاي در اين مورد به بنده نشان بدهند، محال است پس از آن، از قانون تمرد كنم و در جايي كه منعِ قانوني دارد با كراوات ظاهر شوم. نيز وقتي كتاب يادداشتهاي مرحوم علياصغر حكمت را در دولتِ دهم به چاپ سپرد، «اصلاحيه»اي به اندازه حجم كتاب دريافت كرد كه از جمله از ايشان خواسته بودند، مقدمهاي در مذمتِ مرحوم حكمت بنويسد و هرجا اسمِ محمدرضا و رضاخان بوده، آن صفحه را حذف كند! كه گويا ايشان حاضر به پذيرش هيچيك از اين موارد هم نشدند.
او از نسلِ استادانِ پركار و بيحاشيه و جدياي بود كه به دانش براي دانش اهتمام ميورزيدند و اجازه ندادند مسائلِ حاشيهاي بر كارشان اثر بگذارد. دبيرسياقي در پايان زندگينامهاش در ارزيابي كارنامه خود، به اين نقلِ قول دكتر خانلري درباره زندگياش اشاره ميكند كه گفته: «عمرِ دوهزار و پانصد ساله دارد» (به دليلِ موانست با تاريخ و فرهنگ) و ميگويد با آنكه عمري طولاني يافته، ولي باز هم به گفته ابنِ سينا، «عرض زندگي» برايش مهمتر است: «اين همه را چون گرد آوريم، «عرض زندگي» را به مرز بيش از هزار و دويست سال ميرساند؛ اما به قولِ جمالالدين عبدالرزاق اصفهاني «اين همه خود طيبت است»، حقيقت آن است كه كسايي مروزي بيان كرده است: به كف چه دارم ازين ساليان شمرده تمام/ شمارنامه با صدهزارگونه وبال»
(نقلقولها عمدتا از جشننامه ايشان در مجله بخارا (شماره117) آمده است.)