دوشنبه، 8 مهر 1392 - شماره 2790
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
« اعتماد» روش هاي عجيب امحا و برخورد با تجهيزات ماهواره يي را بررسي كرد
تانك‌ها به جنگ ماهواره‌ها رفتند


ادامه در سياسي
بازداشت معترضان به روحاني
« اعتماد» واكنش‌هابه حواشي استقبال از رييس‌جمهور را گزارش مي‌دهد
گروه سياسي| «دو نفر به علت ايجاد اخلال‌هاي ايجاد شده در مراسم استقبال از رييس‌جمهور بازداشت شده‌اند و البته پليس اين دستگيري را انجام نداده است و بررسي‌ها در اين رابطه ادامه دارد، البته ما نمي‌توانيم هر فردي را كه پابرهنه بود، دستگير كنيم». اين خبري بود كه روز گذشته سردار سعيد منتظرالمهدي، معاون اجتماعي نيروي انتظامي اعلام كرد تا كه شايد پاسخي به درخواست سياسيون براي جلوگيري از تكرار رفتارهاي راديكالي و توهين به رييس‌جمهوري باشد. اما جداي از دستگيري اين دو نفر از سوي نهادي به غير از نيروي انتظامي، چه جرياني براي تجمع اعتراض‌آميز در فرودگاه مهرآباد فراخوان داده بود؟ در حالي كه جداي از نيروي انتظامي و ديگر مراجع ذي‌صلاح كه به‌دنبال پاسخي براي اين پرسش بودند، كميته‌يي ناشناخته با عنوان «كميته صيانت از منافع ايران» مسووليت تجمع در فرودگاه مهرآباد را بر عهده گرفت. اين كميته كه گويا متشكل از نمايندگان برخي تشكل‌هاي دانشجويي است، روز گذشته كنفرانسي خبري برگزار كرد و علي محمدزاده عضو اين كميته اظهار داشت: اين كميته براي گرفتن پاسخ‌هايي از قبيل اينكه آيا درمذاكرات انجام شده منافع ملت ايران لحاظ شده است؟ به وجود آمد و در نخستين اقدام خود تجمع مسالمت‌آميزي با شعارهاي متين در فرودگاه مهرآباد را سازماندهي كرد. وحيد اشتري، سخنگوي اين كميته كه گفته مي‌شود از اعضاي فعال ستاد انتخاباتي سعيد جليلي بوده است نيز با بيان اينكه اين اتفاق ديروز يك هشدار جدي به روحاني بود، مدعي شد: ما فضاي بد بعد از مذاكرات سعدآباد را ديده بوديم، اكنون اتفاق سعدآباد در حال تكرار شدن است و ما تكليف داشتيم براي هشدار دوستانه به مسوولان اين تجمع را برگزار كنيم. ادامه در صفحه سياسي
قدرت منطق
سيدرضا اكرمي

سفر دكتر روحاني به سازمان ملل متحد از چند منظر قابل توجه است كه اگر دقت جامع در مورد آن نداشته باشيم در برداشت‌هاي خود قطعا دچار اشتباه خواهيم شد.

1-‌ سفر دكتر روحاني به مجمع عمومي سازمان ملل بود نه كشور امريكا. اين اجلاس بهانه سفر به امريكا بود.

2- در مجمع عمومي سازمان ملل متحد با دنيا گفت‌وگو مي‌شود و آقاي روحاني با 15 رييس‌جمهور و نخست‌وزير ديدار كرده و وزير امور خارجه‌نيز با ده‌ها وزير خارجه دنيا مذاكره كرده‌اند، اين مذاكرات با دنياست نه با يك كشور خاص. اين يك سفر بين‌المللي بود كه در كشور امريكا انجام شد. شرايط بين‌المللي به‌گونه‌يي است كه روي گفت‌وگو با تفاهم و تنش‌زدايي قرار دارد نه مساله تنش‌زايي.

در اين سفر ديديم كه آقاي روحاني بيشتر وقت گفت‌وگوي خود را در مورد سوريه گذاشتند و مساله ژنو 2 را مطرح كردند كه لازم است افرادي كه اين سفر را تحت نظر دارند به اين نكته نيز توجه كافي داشته باشند.اين چه نگاهي است كه برخي افراد كج‌سليقه دارند؟ وقتي آقاي روحاني بيان مي‌كنند در راه بازگشت بودم كه به من اعلام كردند اوباما مي‌خواهد با شما صحبت كند و بعد از آن ارتباط برقرار شد، چرا بايد شك كنيم كه اين گفت‌وگو از طرف ايران تقاضا شده يا امريكا؟ وقتي رييس‌جمهور ايران به صراحت اين را اعلام مي‌كنند، شك كردن و شبهه انداختن در اين قضيه بيانگر كج‌سليقگي سوال‌كننده است. در مذاكره ادب گفت‌وگو ايجاب مي‌كند كه گذشته را ناديده گرفته و كار را از نو شروع كنيم. اوباما در سخنراني خود اعلام مي‌كند كه ما به دنبال براندازي جمهوري اسلامي نيستيم. وقتي لحن او اين‌گونه است، و به اين صورت تغيير كرده است پس ادبيات ما نيز بايد به‌گونه‌يي باشد كه مرهمي بر زخم‌ها گذاشته و براي حل مشكلات قدم ‌برداريم. كاري كه انجام گرفته است با اختيار تامي بوده كه مقام معظم رهبري به هيات اعزامي داده‌اند. پس بايد با حسن نيت با مقامات خود برخورد كنيم نه اينكه در فرودگاه عكس‌العمل منفي از خود نشان دهيم. معتقدم كه برخي ناآگاه و كم‌اطلاع هستند و برخي نيز متاسفانه از احساسات جوانان ما سوءاستفاده مي‌كنند و گاهي حوادث ناگواري به وجود مي‌آورند كه تقاضا مي‌شود بيشتر مورد مطالعه و پرسش قرار دهيم و از راه‌هاي صحيح وارد شويم تا ابهامات را برطرف كنيم و شاهد اين باشيم كه برخي از تنش‌ها از بين برود نه اينكه مسبب تنش‌زايي شويم. در دنيا انسان‌هايي هستند كه نان‌شان در ايجاد دعواست حال به هر دليلي كه باشد يا ايجاد جنگ و شركت در آن، يا به عنوان تماشاگر جنگ. ولي آنچه عقل و تجربه و اخلاق نشان مي‌دهد اين است كه بايد براي كاهش تنش‌ها تلاش كنيم منتها با «قدرت منطق» نه منطق قدرت. اگر ديگران منطق قدرت را بيان مي‌كنند بايد در برابر آنها قدرت منطق را بيان كنيم. اگر ايراداتي در اين زمينه وجود دارد بايد با درايت و منطق حل شود.به نظر نبايد حادثه پس از بازگشت روحاني به كشور را زياد بزرگ جلوه داد. همان يك مورد بود كه صورت گرفت البته با عده قليل. بالاخره اينها نيز فرزندان همين كشورند، كم‌اطلاع‌اند. بايد نشست و به سوالات آنها پاسخ داد. مثل همه اتفاقاتي كه در قم يا در حرم امام(ره) رخ داد. يقينا اينها در برابر فرمايشات مقام معظم رهبري خلاف كرده‌اند كه بايد با خيرخواهي و دلسوزي آگاه‌سازي شوند.
نرخ ارز و اجتناب از فضاي‌هيجاني
محمدصادق جنان‌صفت

نرخ ارزهاي معتبر مثل دلار امريكا به ريال ايران در همه دهه 1380 به دستور دولت و اطاعت بانك مركزي و سكوت اقتصاددانان مجلس، تثبيت و نوسان آن در اندازه‌هاي اندك نيز كنترل مي‌شد. دولت‌هاي احمدي‌نژاد نيز از رضايت مجلس و اقتصاددانان آن و برخي ديگر از اقتصاددانان طرفدار دخالت دولت در تعيين نرخ ارز استفاد كرد و اجازه نداد نرخ ارزهاي معتبر حتي به اندازه تورم سالانه رشد را تجربه كند. اين سياست تا روزي كه دولت دهم در تامين دلار و تبديل آن به ريال با مشكل مواجه نبود ادامه پيدا كرد تا اينكه تشديد تحريم‌ها شرايط را سخت كرد. در همه اين مدت برخي از نمايندگان مجلس دولت را مقصر نمي‌دانستند كه موج نقدينگي را به درياي پرخروش بازارها رها كرده بود.

وزير امور اقتصادي و دارايي دولت دهم و همچنين رييس كل بانك مركزي در حالي كه مي‌دانستند نرخ ارز به دليل عرضه كمتر آن نسبت به تقاضا روندي فزاينده را طي مي‌كند بارها صحبت از كاهش نرخ ارز كردند كه اين هرگز اتفاق نيفتاد. رهاسازي و يا رها شدن بازار ارز از دست دولت در اواخر 1390 و اوايل 1391 به دليل كمبود عرضه ارز نرخ تبديل آن به ريال را به شكل حيرت‌انگيزي به سمت بالا حركت داد.نرخ هر دلار امريكا به ريال ايران تا مرز چهار هزار تومان نيز پيش رفت و در چنين وضعي بود كه نرخ تورم كالاها با شتاب و پابه‌پاي نرخ دلار به بالا كشيده شد. دولت يازدهم وارث سياست ارزي بسيار متناقضي است كه حاصل صدور دست‌كم 50 بخشنامه ارزي و تجاري در سال 1391 بوده است. در فضايي كه هنوز هيچ گام اثري و عملي براي افزايش عرضه ارز از سوي افزايش صادرات نفت، كاهش دامنه تحريم‌ها، عرضه ارز صادراتي در اختيار بازرگانان، عرضه ارز از طرف دارندگان ارز با اندازه‌هاي پايين يا همان ارز خانگي، ديده نمي‌شود، برخي اميدهاي ايجاد شده در حوزه سياست خارجي موجب تثبيت نرخ ارز شده است.اين وضعيت كه نمي‌تواند تا حل مسائل ساختاري و شتاب گرفتن عرضه ارز ادامه يابد از نظر اقتصاددانان به معناي اين است كه كاهش شديد قيمت ارزهاي معتبر به ريال رفتار غيراقتصادي است.اين رفتار بدون پشتوانه عناصر اقتصادي و تنها براساس هيجان از طرف برخي منتقدان دولت اتفاق مناسبي بود تا سخنان رييس كل بانك مركزي مبتني بر اينكه كاهش نرخ ارز به روش فعلي و با مجموعه شرايط اقتصادي غيرمنطقي است را تخطئه كنند. اين منتقدان كه نسبت به رفتارهاي هيجاني بازار ارز و اثرات تخريبي آن توجه ندارند، مي‌توانند به رييس كل بانك مركزي انتقاد كنند كه چرا گفت‌وگوهاي رسانه‌يي‌اش از اندازه لازم بيشتر است، اما اين سخن رييس كل بانك مركزي قابل دفاع است كه نبايد نرخ ارز در فضاي هيجان‌آلود تعيين شود. تا روزي كه عرضه و تقاضاي ارز در فضاي سالم و شفاف اقتصادي به توازن نرسد و هيجان بر بازار ارز حاكم است، رييس كل بانك مركزي مي‌تواند ديدگاهش را بيان كند. متهم كردن بانك مركزي به دستكاري قيمت‌ها و عرضه و تقاضا چيزي نيست كه قابل اثبات باشد. بگذاريم فضا شفاف شود تا همه چيز ديده شود.
خطر ترديد در راه جديد!
جعفرگلابي

سال‌ها پيش وقتي شيخ ديپلمات ايران خواست در رقابت اروپا و امريكا كفه اين سوي آب‌ها را سنگين كند، اروپا نخواست يا نتوانست يا نگذاشتند كه در موضوع مهم هسته‌يي ايران مشكل‌گشا باشد ودر جهاني كه به سوي تك‌قطبي شدن پيش مي‌رفت نگاه‌ها را به خود معطوف كند. وزراي خارجه انگليس، فرانسه و آلمان به ايران آمدند و رودرروي دكتر حسن روحاني نشستند ولي گويا قدر ندانستند و هي چانه‌زني كردند و تحت تاثير القائات پشت صحنه كه گرفتارش بودند پاي نكوبيدند تا موضوع را مستقلا حل كنند. شايد آنان هرگز تصور نمي‌كردند كه چند صباح ديگر معادلات تغيير كند و قدرت مانور و عقلانيت جمهوري اسلامي تا سنگين كردن كفه «آن سوي آب‌ها» پيش رود و اروپا همچنان بازيگر دوم جهان باقي بماند.

حالا با باز شدن پاي رقيب اصلي يعني امريكا به پرونده هسته‌يي ايران و دورنماي كم شدن چالش‌هاي تهران و واشنگتن بسياري از معادلات منطقه‌يي و جهاني تحت تاثير قرار خواهد گرفت و بعيد نيست كه اگر اوضاع خوب پيش رود نقش اروپا از گذشته هم كمرنگ‌تر شود، روسيه و چين هم در اين ميان وضع بهتري از اروپا ندارند و براي نقش‌آفريني مثبت و پر رنگ خود بايد با يك ايران «با موقعيت» و «با گزينه‌هاي متنوع در دست» وارد تعامل بيشتر و بهتر شوند. ايران با چالش بزرگ هسته‌يي‌اش وچالش مهم مديريتي كه داشت تا اكنون هم بازيگر مهم منطقه‌يي و جهاني بود، حالا اگر آن ناكارآمدي و اين چالش را برطرف كند كه همه قراين و شواهد نشان از فايق آمدن بر اين معضلات بزرگ است، روشن خواهد بود كه با چه دستان باز و قدرت مانور و حجم اثرگذاري وارد معادلات جهاني مي‌شود و رقيبان بزرگ و كوچكش را به احترام و تعامل خواهد كشاند. اولين سود مذاكره با امريكا و كم شدن تشنج‌ها ميان طرفين عدم سوءاستفاده ديگراني است كه سال‌هاست آب و نان خصومت ايران و امريكا را مي‌خورند و براي خود چه موقعيت‌هاي كاذب كه فراهم نكرده‌اند. به نظر مي‌رسد تشنج‌زدايي از روابط ايران وامريكا مخالفان جدي در داخل و خارج كشور دارد كه تنها با اراده بالغه و عزم جزم كليت نظام جمهوري اسلامي قابل مديريت است. مسلما رابطه با امريكا مستلزم تاييد سياست‌هاي فرامنطقه‌يي اين كشور نيست، ما مي‌توانيم همچنان مخالف امريكا باشيم و از مداخلات او در منطقه انتقاد كنيم و با قدرت سياسي و ديپلماتيك و اعتبار و نفوذ خود عملكرد ناصوابش را به چالش نرم‌افزارانه خود بكشيم اما اين‌بار او نتواند هزينه‌هاي سنگين تحريم را بر ما تحميل كند و رقباي منطقه‌يي ما پيش بتازند و جا را براي صادرات و مصنوعات و فرهنگ و ايده‌هاي ما تنگ كنند. ايران امروز در شرايط وي‍ژه‌يي قرار دارد، بيش از سه دهه در داخل و خارج رنج هزاران بحران كوچك و بزرگ از جنگ تا محاصره سنگين اقتصادي را پشت سر گذاشته، هنوز آنچنان كه بايد فراغت مناسب و مطولي پيش نيامده است كه منابع مادي و معنوي عظيم خود را در راه آباداني متمركز كند و مثل قدرت‌هاي نوظهور اقتصادي پنجه در پنجه رقابت با كشورهاي توسعه يافته، نهد. امروز نوبت ايران فرا رسيده است، نوبت بسيج همه امكانات كشور براي سازندگي و پرداختن به خود فراهم آمده است، مزاحم بزرگ ما در منطقه و جهان به هر دليل سر تشنج زدايي دارد و مزاحم‌هاي ديگر هم مجال ايران‌هراسي و ايران‌ستيزي را از دست مي‌دهند. ما به غايت نيازمند اين فرصت بزرگ هستيم، مردم خوب سرزمين ما مجال توليد علم و ثروت و رفاه انبوه را طلب مي‌كنند، درد‌ها و زخم‌هاي مانده از گذشته‌هاي دور و نزديك نياز به التيام دارند، در آرامشي كه بايد ايجاد شود، در آرامشي كه بايد مديريت شود فرصت بزرگي براي جهش آموزشي، براي ارتقاي سطح بهداشت، براي طبيعت به نفس افتاده كشور، براي جاده‌هاي مرگ، براي هنري كه بايد فوران كند، براي درياچه‌هايي كه بايد نجات يابند، براي ميراث فرهنگي كه مچاله شده است، براي ناوگان حمل ونقلي كه با عصا هم به سختي راه مي‌رود، براي معلوليني كه از ياد‌ها رفته‌اند و فريادشان به گوش كسي نمي‌رسد و براي هزار حوزه بزرگ و كوچكي كه دولت و ملت فارغ‌البال را به خود مي‌خوانند به وجود آوريم. امروز ما عزتمندانه مي‌توانيم به صلح جهاني كمك كنيم و از فوايد آن هم استفاده بريم، منتقدان صلح، مخالفان نرمش و انعطاف مي‌توانند بگويند و بنويسند ولي حق ندارند بر چهره وسيماي عقلانيت برآمده از انتخابات رياست جمهور زخم زنند و فرصت پيش آمده را مخدوش سازند، مسلما مردمي كه در ابهام و غوغاي انتخابات به درستي راه و صلاح خويش را تشخيص دادند اكنون هم به دقت اوضاع را زيرنظر دارند و نسيم خوشبوي حل مشكلات خود را حس مي‌كنند، تازه آن اميدي كه در خرداد 92 بر آمد دارد شكوفا مي‌شود و قد مي‌كشد و ميوه مي‌دهد. ستمي بالاتر از آن نيست كه فرصت عظيم سازندگي و آباداني و كرامت انساني و اخلاق و راستگويي و محبوبيت ايرانيان در جهان را از مردم بستانيم و آينده را در ابهام خودخواهي‌ها و توهم‌ها و ارجحيت منافع شخصي فرو بريم. اگر كج‌فهمان بگذارند و اگر موقعيت ناشناسان اخلال نكنند ميان اروپا و امريكا و چين و روسيه مسابقه تعامل به وجود خواهد آمد، گزينه‌هايمان كه بيشتر شود قدرت انتخاب‌مان هم بالا مي‌رود و اقتصادمان نفس خواهد كشيد. ما مي‌توانيم براي بعد از لغو تحريم‌ها برنامه‌ريزي كنيم. در راهي كه مردم و نظام برگزيده‌اند مجال ترديد و دودلي نيست، چنين ترديدي خسارت عظيمي بجا خواهد گذاشت كه از وارد نشدن در اين راه افزن‌تر است، هر چند اين دو موقعيت مشابه نيستند ولي هنگامي كه رهبر فقيد انقلاب قبول قطعنامه سازمان ملل را تاييد كردند و ما در جبهه‌ها دوباره دست بالاتر را پيدا كرديم عده‌يي خيال ادامه جنگ را مطرح ساختند ولي آن رهبر آينده نگر قاطعانه ايستادند و قريب به مضمون گفتند ما همان‌گونه كه در جنگ جدي بوديم اكنون در صلح جدي هستيم، و ديديم كه چه سان ايران عزيز از خطرات مهلك به در آمد و موقعيت جمهوري اسلامي هم تثبيت شد. ما همان‌گونه كه از زبان رييس‌جمهور محترم خود از امريكا مي‌خواهيم كه صداي واحدي از آن كشور بشنويم در ايران هم در محوريت منافع ملي و نرمش قهرمانانه بايد صدايي واحد داشته باشيم ودر راهي كه انتخاب كرده‌ايم سستي و دودلي و ترديد حركت آگاهانه و زمان‌شناسانه مديريت كشور را مخدوش نكند.
افراطيون مقابل اراده مردم
جلال خوش چهره

اين‌روزها مردم از انتخاب خود در 24 خرداد گذشته ‌خشنودند‎. دولت يازدهم در عمر جوان خود توانسته است بازتاب اراده مردم براي تغيير باشد. گشايش‌ها در اقتصاد و نيز بروز تازه ايران در جامعه جهاني اميدها را در دلبستگي به دولتي كه تدبير و اعتدال را در دستور كار دارد تقويت كرده است. رضايتمندي مردم را مي‌توان در شهر و روستا شنيد و ديد. مهم‌ترين دستمايه دولت در اين ميان همانا اعتماد عمومي و رويكردي است كه با نگاه به خواست اكثريت قاطع مردم تلاش دارد منافع ملي را فارغ از افراطي گرايي‌هاي ناكام در اولويت قرار دهد. تعقيب اخبار لحظه به لحظه حضور رييس‌جمهوري و هيات همراه در اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل متحد از سوي مردم، گواهي است براين مدعا كه آنان در هر گام دولت يازدهم.

بازتاب اراده خود را در انتخابات اخير دنبال مي‌كنند. انگار لازم بود مردم هشت سال نگرش ششدانگ افراطي‌گري را در اداره كشور تجربه كنند تا اين‌بار با شناختي معلوم از آنچه مي‌خواهند پاي صندوق‌هاي راي بروند. اكنون دولت يازدهم محصول اكثريت قاطع ملتي است كه مي‌خواهد از هيجانات خام‌انديشانه دوري كرده و رسالت خود را براي اعتلاي كشور‌ با عقل و تدبير و اعتدال دنبال كند. اين خواست بدون مخالف نيست.اقليت ضعيفي كه نتيجه انتخابات اخير آن را برجسته كرد بدون احترام به اكثريت به مراتب بزرگ‌تر بر طبل مخالف‌خواني مي‌كوبد. آنان هرگز جسارت ندارند كه بگويند از جانب چند در‌صد مردم سخن مي‌گويند و اصولا رويكرد افراطي از منافع كدام قشر از اقشار جامعه دفاع مي‌كند؟ افراطيون بي‌آنكه كارنامه قابل قبولي از دستاوردهاي خود ارائه كنند به مخالفت با سياست‌هايي مشغولند كه تجربه سال‌هاي اخير به مثابه آيينه عبرت پيش چشم است؛ سياست‌هايي تعرضي و بدون هدف‌گذاري روشن كه نه ابزار آن معلوم است و نه اهدافش. اين رويكرد از مفاهيم تنش زدايي و وابستگي متقابل در جهان امروز درك درستي ندارد. وقتي شعار مي‌دهد: «مصلحت ما سازش و تسليم نيست» رندانه خود را از مفهوم مذاكره بي‌اطلاع نشان مي‌دهد. جريان ياد شده حتي وقتي از «عزت، حكمت و مصلحت» سخن مي‌گويد يا قادر به درك مفهوم عملگرايانه اين شعار نيست يا كاسبكارانه مي‌خواهد قلب مفهوم كند. مصلحت‌انديشي و حكمت براي حفظ عزت است؛ كاري كه شوربختانه در هشت سال گذشته با سياست‌هاي نسنجيده در برزخ قرار گرفت. در اين مدت كشور در وصول مطالبات بديهي خود بابت فروش نفت و ديگر عايدات از بيگانگان يا مجبور به سكوت شد يا به خواست‌هاي غير معقول آنان تن داد. سياست‌هاي عوامانه چنان بر پيكره كشور تاثير گذاشت كه حتي نهاد مقدس خانواده را در معرض تهديد جدي قرار داد. خوب است افراطيون نگاهي بيندازند به آمار طلاق؛ بالا رفتن سن ازدواج؛ افزايش بزه‌هاي اجتماعي؛ دو رقمي شدن آمار بيكاري؛ افزايش فساد در سيستم بروكراسي؛ اختلاس‌ها و سقوط اقتصاد كشور تا رقم منفي و... عجب اين است كه افراطيون سراپا مسلح به تعصب چرا در آن ايام از عزت كشور دفاع نكردند. آيا يكي از شاخصه‌هاي عزت جز اين است كه كشور دچار چنين بلايايي نباشد؟ حضور آگاهانه مردم در پاي صندوق‌هاي راي در 24 خرداد امسال واكنشي بود به سياست‌هايي كه عزت كشور را بدون حكمت و مصلحت انديشي دچار تهديد كرد. مخالفان سياست‌هاي عملگرايانه دولت يازدهم، همسو با مخالفان بيروني اصرار دارند كه در، بر همان پاشنه‌يي بچرخد كه آنان در سال‌هاي اخير عمل كرده‌اند. اين خواست در تعارض با آن چيزي است كه مردم اراده كرده‌اند. مردم عزت كشور را در وضعي مي‌دانند كه همه مصيبت‌هاي ياد شده در بالا رفع شده و بار ديگر ستاره «اميد» در سپهر ايران بدرخشد.
عناوين اين صفحه
تانك‌ها به جنگ ماهواره‌ها رفتند
« اعتماد» واكنش‌هابه حواشي استقبال از رييس‌جمهور را گزارش مي‌دهد
قدرت منطق
نرخ ارز و اجتناب از فضاي‌هيجاني
خطر ترديد در راه جديد!
افراطيون مقابل اراده مردم

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام