
وحيد جعفري
كاراته احساس گرما ميكرد؛ اما فكر نميكرد اين تب كه ابتدا خوشايند به نظر ميرسيد در نهايت آتش را برايش به ارمغان بياورد. خيليها حضور عباس احمد پناهي را منشأ اين گرما ميدانستند و گمان ميكردند كه او ميتواند دوران طلايي عليرضا سمندر را تكرار كند؛ اما ديري نگذشت كه همانهايي كه تصور ميكردند احمد پناهي رييس سابق هيات كاراته تهران ميتواند ناجي ورزشي كه پتانسيل بالايي براي رسيدن به موفقيت دارد باشد، متوجه شدند كه اين اسم كه از گوي انتخابات بيرون آمده، آني نيست كه تصور ميكردند؛ اما چون ابتدا او را فردي مناسب ميدانستند ديگر نتوانستند آنطور كه بايد و شايد دست روي اشتباهات و كمكاريهاي او بگذارند تا همين موضوع همچون غدهيي بدخيم شروع به تضعيف كردن پيكر كاراته كند.
گروه موافق و مخالف كه رييس فدراسيون كاراته در مجموعه خود داشت، باعث شد تا حتي قهرمانان شناخته شده، كارشناسان و پيشكسوتان هم تمايلي به همكاري با اين فدراسيون نداشته باشند و اين همان اشتباه بزرگي بود كه احمدپناهي مرتكب شد تا خداحافظي زودهنگام او از كاراته قابل پيشبيني باشد.
بيمهري رييس به افرادي كه سالها براي اين ورزش زحمت كشيده بودند حواشي را به دنبال داشت و اوج آن درگيري با محمود رشيدي، نايبرييس اسبق فدراسيون بود كه كار به شكايت و شكايتكشي رسيد تا همه نسبت به اوضاع نه چندان مطلوب كاراته ابراز نگراني كنند و خواستار رسيدگي به اين ماجرا شوند. راستش مسوولان بلند پايه ورزش ايران نيز به اين نتيجه رسيده بودند كه جز تغيير مديريت راهي براي اين مشكل نيست؛ اما خب مسابقات جهاني مانعي بود كه به واسطه آن نميشد دست به تغييرات زد، چرا كه در اين صورت كاراته بيشتر از اينها متضرر ميشد. احمدپناهي به پايان نزديك بود و اين را لمس ميكرد؛ اما نميخواست دل بكند، و در استعفا نامه خود نوشت «از همان روز نخست كه جماعت براي تبريك گفتن به صف ايستاده بودند، ميدانستم كه فرصت خدمت چند روزي است گذرا، كه بايد قدرش را به قيمت گزاف بپردازم. اين روزها احساس ميكنم شايد به خاطر بودن من در اين جايگاه است كه قهرمانان اين رشته ازمراسمهاي تقدير جا ميمانند، پيام تبريك دريافت نميكنند و مورد بيمهري قرار ميگيرند.» بايد از او پرسيد با تمام اين تفاسير چرا مليپوشان، قهرمانان، كارشناسان، پيشكسوتان و... آن حمايتي را كه بايد از شما نداشتند؟! حالا ديگر او رفته است، عباس احمدپناهي دير يا زود بايد از كاراته ميرفت، چون در حضورش اين رشته آرامش نداشت و آبستن حواثي بود كه هر لحظه كاراته را تهديد ميكرد. با رفتن او محمد صادق فرجي مسوول پيشين اداره كل امور مجلس وزارت ورزش و جوانان (سازمان تربيتبدني سابق) و عضو هيات رييسه و نايبرييس سابق فدراسيون جودو سرپرست اين رشته شد تا كاراته مسيري جديد را پيش روي خود ببيند. در اين جابهجاييها دو نام بيشتر به ذهن خطور ميكند، اولي عليرضا سمندر كه از او به عنوان جايگزين احتمالي پناهي ياد ميشد و چند ماه پيش بر سر از دست رفتن كرسي رياست كنفدراسيون غرب آسيا در كاراته با پناهي درگير بود و او را مقصر اصلي از دست رفتن اين سمت ميدانست و دومي محمود رشيدي بود كه از پناهي شكايت كرده بود و شايد دليل نبود امروز پناهي در كارته تنشي باشد كه او با رييس سابق فدراسيون داشت.دومي كه رشيدي باشد چندي پيش نايبرييس عليرضا اميني در فدراسيون جودو شد تا اولي كه سمندر است باقي بماند و بهانهيي باشد براي ما تا با او درباره اين روزهاي كاراته- كه نزديك به سه سال رياستش را برعهده داشت- گفتوگو كنيم.
بالاخره عباس احمدپناهي از كاراته رفت، آيا هنوز هم بابت كرسي از دست رفته ايران در غرب آسيا ناراحت هستيد؟
من زياد دوست ندارم امروز كه احمدپناهي سمتي ندارد درباره او صحبت كنم. اين زياد خوشايند نيست. من دوست داشتم زماني كه او مديريت كاراته را برعهده داشت رودرروي هم نشسته و درباره مشكلات بحث ميكرديم. اين از نظر اخلاقي خوب نيست حالا كه او قدرت ندارد دربارهاش حرف بزنيم.
اما اين وسط كاراته است كه با از دست دادن كرسي خود در غرب آسيا متضرر شده است.
من پنج سال اين سمت را حفظ كردم اما در نهايت به خاطر يكسري بيتوجهها، كرسي از دست رفته و به عربستاني كه در كاراته جايگاهي ندارد رسيد. نه زمان رياست علي سعيدلو در سازمان و نه بعد از آن در كميته ملي المپيك كسي جوابگوي اين مشكلات نبوده و نيست و اين در حالي است كه كرسيهاي بينالمللي به سادگي به دست نيامده و نبايد به سادگي از دست بروند. در زمان رياست پناهي صداي جامعه كاراته در آمده بود؛ اما كسي گوش نميكرد. به هر حال هر وقت ماهي را از آب بگيري تازه است و ما خوشحال هستيم كه حميد سجادي به اين موضوع پي برده و پناهي را كنار گذاشت.
شايعه شده است كه عباس احمدپناهي قبل از رفتن يك سري از وسايل فدراسيون و خودروهاي اين مجموعه را به مناقصه گذاشته بود.
من اطلاعي در اين مورد ندارم. اما بايد به اين موضوع اشاره كنم كه او اشتباهات زيادي مرتكب شد. صغرسنيهايي كه در فدراسيون او انجام شد اگر به گوش فدراسيون بينالمللي ميرسيد ميتوانست محروميت دو ساله براي فدراسيون ايران به همراه داشته باشد. پناهي رفته و امروز كسي نميپرسد كه چه كرده يا نكرده، عملكرد او خوب بوده يا بد. اين در حالي است كه بايد گروهي تشكيل شده و به موضوعات اينچنيني رسيدگي كند.
همنطور كه گفتيد پناهي ديگر رفته و فرجي امروز به عنوان سرپرست سكان هدايت فدراسيون را در دست دارد.
اميدوارم فرجي در كار خود موفق باشد و بتواند كاراته را جمع و جور كند. او بايد از خانواده كاراته كمك گرفته و همه را دعوت به همكاري كند. فرجي بايد بداند كه اگر پيشكسوتي حرفي ميزند آن حرف از روي دلسوزي است نه از روي كينه، پس نبايد همچون پناهي برخورد زننده با اين افراد و قهرمانان داشته باشد. با برگزاري انتخابات، رييس جديد ميتواند سمت عضويت در هيات رييسه آسيا را كه پناهي با فروختن كرسي غرب آسيا به دست آورد از او گرفته و از آن خود كند. جالب اينكه احمد پناهي در شرايطي اين سمت را كسب كرد كه كويت انصراف داد وگرنه به هيچوجه نميتوانست اين سمت را كسب كند.
پيش از اين گفته ميشد شما جايگزين رييس فدراسيون خواهيد شد.
فرجي و من گزينههاي جايگزيني بوديم؛ اما خب من بازنشسته هستم و طبق قانون نميتوانم رياست فدراسيون كاراته را برعهده بگيرم، البته گفته ميشود وزارت به مديراني كه سابقه خوب و موفقي دارند اجازه خواهد داد تا در انتخابات شركت كنند كه در اين صورت من نيز با اجازه دوستان وارد گود خواهم شد. اين در حالي است كه با سازمان بازرسي كل كشور نيز صحبت كرده و دوستان موافقت كردهاند كه من در انتخابات شركت كنم. حال بايد با سجادي حرف بزنم و ببينم نظر او چيست.