
مصطفي قوانلو قاجار
مثل نجواي شبانه ميماند، لالايي مجريان در گوش بينندگان، همراه با موسيقي و ترانه. گوش ميسپاريم به داستانكهاي اميرعلي كه خنده ميآورد بر لبهايمان و سر آخر با تفالي از حضرت حافظ توسط رشيد كاكاوند كه صدايش براي شبزندهداران راديو پيام آشناست. اين بخشي از آيتمهاي برنامه راديو هفت است. برنامهيي كه از مرداد 89 آغاز شد و در شهريورماه 90 به پايان رسيد و اكنون قرار است سري تازه آن از اول آبان ماه از شبكه آموزش (هفت) پخش شود. محمد صوفي و منصور ضابطيان سومين تجربه تلويزيوني خود را پشت سر ميگذارند و اينبار پس از برنامه پرطرفدار نقره، شب هنگام به سراغ بينندگان تلويزيوني آمدهاند و ميخواهند براي آنها، آرامشي باشند پس از يك روز پرهياهو. اين حاصل گفتوگويي دوساعته با سازندگان برنامه تلويزيوني راديو هفت است.
به نظر ميرسد راديو هفت تلفيقي از دو مديوم راديو و تلويزيون است. در برخي جنبهها حتي به نظر ميرسد كه بيشتر يك برنامه راديويي است. يعني اگر چشم را ببنديم و تصاوير را هم نبينيم براحتي ميتوانيم راديو هفت را نگاه كنيم.
ضابطيان: خيلي نميپذيرم كه راديو هفت يك برنامه راديويي است. در بسياري از موارد براي تصاوير اين برنامه زحمت كشيده ميشود. بطور مثال براي انتخاب تصاوير ترانه و كليپها فكر ميشود. اما جنس برنامه به نحوي است كه اگر كسي چشمهايش را ببندد هم ميتواند برنامه را دنبال كند. بنابراين گاهي ميشود چشمها را شست و گوش كرد.
چرا اين فرم را انتخاب كرديد، منظورم اين است كه چه ايدهيي براي تلفيق راديو و تلويزيون داشتهايد؟
ضابطيان: اينكه در ساعات پاياني شب اين برنامه بتواند لحظات آرامي را براي يك خانواده به وجود بياورد، يك وقتهايي به تصاوير نگاه كنند و گاهي هم گوش كنند.
آيا انتخاب اين فرم به علاقه شما به راديو برميگردد و با اين كار سعي داشتهايد راديو را به نحوي به تلويزيون بياوريد؟
ضابطيان: بله سالها در راديو كار كردم و به راديو علاقه بسياري دارم اما قصدي براي آوردن راديو به تلويزيون نداشتم و بازهم تاكيد ميكنم كه اين يك برنامه تلويزيوني است.
برخي معتقدند فرم راديو هفت بيشتر يك برنامه راديويي است و حتي سعي داشته همان شنوندگاني كه در ساعات پاياني شب و قبل از خواب راديو گوش ميكردهاند را به تلويزيون بكشاند.
صوفي: اشكالي ندارد در حقيقت ممكن است اين برنامه شبيه يك برنامه راديويي شبانه باشد اما در ضمن بيننده يك سري امكانات تازه هم دريافت ميكند مانند كليپها و نماهنگها.
طيف مخاطبان اين برنامه شامل چه كساني هستند؟ آيا شما براي طيف خاصي برنامه توليد ميكنيد؟
صوفي: براي شروع كار، هدف ما بخشي از بينندگان تلويزيوني بودند كه علاقهيي به ديدن سريالهاي تلويزيوني شبانه نداشتند و دنبال لحظاتي همراه با آرامش بودند اما اين شامل طبقه يا طيف خاصي از مخاطبان نميشد، ما از يك كاسب معمولي، تا استاد دانشگاه از طبقه نخبه تا عامه مردم مخاطب داريم و آمار مشخصي براي طبقهبندي مخاطبان نداريم.
اما به نظر ميرسد طيف مخاطبان شما بيشتر طبقه روشنفكر جامعه است، طبقهيي كه ممكن است ساير برنامههاي تلويزيون را اصلا نگاه نكند و تنها برنامه شما را ببيند. در واقع برخي معتقدند در ميان بسياري از برنامههاي خبري و غيرخبري تلويزيون تنها چند برنامه معدود مانند نود و راديو هفت ارزش ديدن دارند.
ضابطيان: هر برنامهيي دوست دارد همه طيفهاي مختلف يك جامعه را پوشش بدهد، در نگاه اول شايد هدف ما جذب طبقه متوسط شهري بوده اما هرچه جلوتر رفتيم ديديم كه طيف مخاطبان ما بسيار گسترده است. بطور مثال وقتي شاطر در يك نانوايي به ما ميگويد كه برنامه شما را نگاه ميكنم، تلقي ما را عوض ميكند و نشان ميدهد كه فقط يك استاد دانشگاه بيننده برنامه نيست. به عقيده من اين حرف درستي نيست كه تلويزيون ايران در برابر شبكههاي ماهوارهيي خارجي بازنده خواهد بود، كما اينكه ما نميبازيم. ما به بينندگان خود احترام ميگذاريم و هر كسي كه به موسيقي، شعر و ادبيات علاقهمند باشد و بخواهد لبخند گوشه لبانش باشد ميتواند مخاطب برنامه ما باشد.
آيا بنا به خواست بينندگان سعي كردهايد محتواي برنامه را تغيير بدهيد بطور مثال از آن جايي كه حس كرديد برنامه شما مخاطب خاص ندارد، براي جلب مخاطب بيشتر، سطح برنامه را كاهش بدهيد و به سطح سليقه عمومي نزديك كنيد؟
صوفي: مردم با اين برنامه ارتباط برقرار كردهاند و سطح برنامه همين است كه ميبينيد، سطح برنامه را كاهش نخواهيم داد و معتقديم بينندگان در ميان برنامههاي مختلف تلويزيوني اگر اين سطح از برنامهسازي را مناسب ببينند آن را تماشا خواهند كرد.
ضابطيان: هر برنامه يا هر رسانهيي براي بهتر شدن كيفيتش بايد با مخاطبانش ارتباط برقرار كند و خود را بهروز كند. در برنامه راديو هفت نيز همين گونه بوده است. در ماههاي اول قصههاي خان جون را داشتيم و بعد هم قصههاي اميرعلي به آن اضافه شد. در ابتدا برنامه بيشتر به داستانها و كليپها متكي بود اما از يك جايي احساس كرديم كه بايد فرم را بشكنيم. بنابراين گفتوگو با بازيگرها و چهرهها را آغاز كرديم و سعي كرديم در بيننده انتظار ايجاد كنيم. بدين شكل كه هر شب قسمتي از مصاحبه را پخش كرديم. بخش گفتوگو با كودكان هم به همين شكل به برنامه اضافه شد.
درباره بخش كودكان لطفا بيشتر توضيح بدهيد كه چگونه به چنين ايدهيي رسيديد، چرا كه به يكي از جذابترين قسمتهاي راديو هفت تبديل شده است.
ضابطيان: يك روز به منزل يكي از دوستانم رفته بودم كه در پاركينگ آپارتمان كودكي مشغول بازي بود. جلو آمد و گفت سلام من كاميارم، چهارساله. از دوستم سوال كردم گفت كه پسر سرايدارمان است. به نظرم موضوع جذابي آمد و گفتوگو از همين كودك آغاز شد.
شايد براي نخستين بار است كه كودكان در برنامههاي تلويزيوني جدي گرفته ميشوند و هويت مستقل پيدا ميكنند. معمولا نگاه به كودكان از بالا به پايين است اما شما براي بينندگاني كه از مصاحبههاي مصنوعي و ساختگي تلويزيوني خسته شدهاند يا در تلويزيون فقط گفتوگو با مديران دولتي را ميبينند، كودكاني را آوردهايد كه گاهي حرفهاي بزرگ هم ميزنند.
ضابطيان: كودكان نماد نسل آينده ما هستند، به همين دليل فكر ميكنم گفتوگو با آنها اهميت دارد. البته جنبههاي منفي هم مشاهده ميشود. بطور مثال برخي از كودكاني كه براي ضبط پيش ما ميآيند غمناك يا بسيار پرخاشگر و عصبي هستند و بارها صحبت از كشتن ميزنند. اما به نظرم آوردن كودكان يك اتفاق فرمال است كه به رنگآميزي برنامه كمك كرده است. يك اتفاق تماتيك هم هست كه هدف اصلي ما است. اينكه در خانهها ديالوگ برقرار كنيم. در بسياري از خانهها افراد خانواده با هم گفتوگو نميكنند و يك جور سكوت مطلق برقرار است. اما گفتوگو با اين كودكان باعث ميشود افراد خانواده حداقل به اندازه چند كلمه با هم درباره آنها گفتوگو كنند. اگر به اندازه همين يك آيتم سكوت خانواده را بشكنيم و آنها را وادار به گفتوگو كنيم به نظرم ارزشمند است.
صوفي: بچهها آينه رفتار پدر و مادرهايشان هستند. در برنامه بچههايي را ميبينيم كه عصبي هستند يا بچههايي كه آرامش دارند يا بچههايي كه خوب حرف نميزنند، در واقع اين بچهها رفتار خانوادههاي خود را به نمايش ميگذارند. نكته ديگر اينكه در برنامههاي كودك تلويزيون معمولا يك عده كودك در كنار بزرگسالان نشستهاند و در نهايت فقط دست ميزنند اما ما اهميت آنها را نشان داديم و با آنها مصاحبه ميكنيم.
روند انتخاب كودكان چگونه است؟
ضابطيان: اول خودمان آنها را پيدا ميكرديم اما اكنون به ما پيامك ميزنند. البته هر پدر يا مادري فكر ميكند كه فقط بچه خودش بامزه است. اما اتفاق افتاده كه كودك جز «يه توپ دارم قل قليه» شعر ديگري بلد نبود يا جلوي دوربين نتوانسته حرف بزند، به همين دليل تصويرش پخش نشده است. من از خانوادهها ميخواهم اگر كودكانشان حرفهاي جالبي براي گفتن دارند معرفي كنند وگرنه ممكن است وقتي تصويرشان پخش نشود از لحاظ روحي ضربه بخورند.
يكي از بينندگان برنامه گفته بود كه گاهي راديو هفت آدم را شاد ميكند و گاهي غمگين و گاهي هم ما را به تفكر وا ميدارد، آيا چنين اتفاقي عمدي است، يعني شما گاهي به عمد ميخواهيد مردم را غمگين كنيد.
ضابطيان: برنامه حال و روز تهيهكنندگان برنامه است. يك روز شاد و يك روز غمگين. البته هيچ عمدي در كار نيست. گاهي برخي آيتمهاي شاد كنار هم جفت و جور ميشوند و ناخواسته برنامه را شاد ميكنند اما هدف كلي برنامه ايجاد آرامش است.
انتقادي كه به برنامه شما وارد ميشود اين است كه دكورها و صحنهآرايي برنامه شما بيش از حد تاريك و سياه است. اين با هدف ايجاد نشاط بين بينندگان در تضاد نيست؟
ضابطيان: رنگ سياه تداعيكننده فضاي راديويي برنامه است. در استوديوي شماره يك كه از استوديوي راديو استفاده شده و در استوديوي شماره دو به اين دليل از رنگ سياه استفاده شده كه بيننده به جاي اينكه حواسش توسط رنگ و نور پرت شود، بيشتر به محتواي برنامه دقت كند. ضمن اينكه در اين مجموعه سعي كرديم يك اصل را رعايت كنيم و آن ساختن يك برنامه شيك است. مشكي رنگ شيكي است. هر رنگي كه ميگذاشتيم به سرعت و پس از مدتي يكنواخت ميشد.
يك سوال مخصوص از آقاي صوفي دارم. آيا دوست نداشتيد به جاي پخش از شبكه مهجوري به نام آموزش بطور مثال از شبكه سوم سيما برنامهتان پخش ميشد؟
صوفي: خيلي هم خوشحاليم كه از اين شبكه پخش ميشويم. به اين دليل كه اين برنامه اعتبارش را از شبكه نگرفته و بر اعتبار اين شبكه هم اضافه كرده است. اكنون بسياري از طريق اين برنامه شبكه آموزش را كشف كردهاند.
نوبت جديد پخش برنامه راديو هفت شامل چه آيتمهايي خواهد بود؟
ضابطيان: تغييرات عمده و اساسي در راديو هفت نخواهيم داشت. راديو هفت بمدت 45دقيقه از اول آبان تا آخر اسفندماه امسال پخش ميشود و ممكن است برخي آيتمها تمام شوند و بازيگران و گويندگان تازهيي در برنامه ديده شوند. چند داستانخواني جديد خواهيم داشت كه خانم شرمين نادري مشغول نوشتن آنها هستند. قصههاي اميرعلي ادامه خواهد داشت و بخش تازهيي خواهيم داشت براي علاقهمندان به گويندگي كه متنهايي توسط اين علاقهمندان خوانده ميشود.
Mos. ghajar@gmail. Com