يكشنبه، 5 تير 1390 - شماره 2196
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
تيتر مصور

  علي درخشي



مدايح بي‌صله
  بيژن جلالي
گاه مي‌پندارم چون حافظ راه مي‌روم /  يا چون سعدي مي‌نشينم / يا خيام‌وار جام را خالي مي‌كنم
گاه همراه مسعود سعد در زندان/ يا همراه فرخي در خيمه سلطان هستم
و در پايان خود را همچون خود
و همچون هميشه تنها مي‌بينم

نمي‌توان تعريف جامعي از حقوق شهروندي به دست داد

    مينا جعفري?
يادداشت هاي مينا جعفري يكشنبه و سه‌شنبه منتشر مي‌شود
مفهوم «شهروند» در ادبيات حقوقي ايران سابقه چنداني نداشته و تا پيش از مشروطيت از واژه «رعيت» استفاده مي‌شده است. خاستگاه اين مفهوم مانند بسياري از مفاهيم اجتماعي ديگر، يونان باستان است. در اين جامعه، شهروندان صرفا به مردان بالغ در جامعه اطلاق مي‌شد که حق تصميم‌گيري در خصوص مسائل موجود در جامعه آن ‌روز آتن را داشته و زنان، بردگان و بيگانگان از اين دايره خارج بودند. پس از گسترش مفهوم ليبراليسم در قرن 17 ميلادي، افراد برخوردار از حقوق شهروندي گسترش يافته و کم‌کم زنان و بيگانگان نيز از اين حقوق بهره‌مند شدند.  بايد به خاطر داشت که اساسا به دليل آنکه  شهروندي، مفهوم ساده و ايستايي نبوده و بطور مداوم در حال تکامل است نمي‌توان تعريف جامع و مانعي از آن به دست داد. اما بطور کلي اين مفهوم شامل حقوق سياسي، اجتماعي و اقتصادي مي‌شود. برخورداري افراد از حقوق مذکور در نتيجه مشارکت در يک زندگي مشترک در يک جامعه بوده و دربردارنده مسووليت‌هايي براي شهروندان نيز هست. ويژگي‌هاي اصلي اين مفهوم، ذاتي و فطري بودن، غيرقابل انتقال بودن، جهاني بودن بدون توجه به نژاد، جنس، رنگ، مذهب و زبان است.  يکي از چرخ‌دنده‌هاي مهم دموکراسي، برخورداري اعضاي يک جامعه سياسي از حقوق شهروندي است و مهم‌ترين ملاک براي رعايت ضوابط مربوط به بهره‌مندي ملت از حقوق شهروندي، بررسي قوانين شکلي در دادگاه‌هاي کيفري يعني همان «آيين دادرسي کيفري» است. در ايران، علاوه بر قانون مذکور، قانون اساسي نيز در فصل سوم خود به «حقوق ملت» پرداخته است و اين خود گوياي اهميت اين مفهوم است. همچنين «ماده واحده قانون احترام به آزادي‌هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي»، مصوب سال 1383 و دستوالعمل اجرايي مربوط به آن صرفا در راستاي حفظ کرامت شهروندان در زمينه حقوق متهم حايز اهميت است.
? وکيل پايه يک دادگستري و حقوقدان

 

دره قره سو

  محمد قدمعلي
براي ديدار از دره زيباي قره‌سو از مبدا مشهد بايد برنامه‌يي يك روزه را تدارك ببيني. قره‌سو دره‌يي است در حاشيه جنوب غربي شهر كلات، كه رود قره‌سو در آن جريان دارد و در گذر از اين دره، چندين آبشار كوچك و بزرگ  را بايد پشت سر بگذاري. آبشارهايي كه با پلكان‌هاي فلزي قرار گرفته، صعود از آن كار ساده و لذت بخشي است. تنها بايد تن به آب بزني و از خيس شدن نهراسي. هرچند كه به هر جهت نردباني فلزي و عمودي را زير فشار آب بالا رفتن اندكي دلهره‌آور است، اگر پيش از اين، «سفر» فقط در صندلي هواپيما و خودرو، ميز رستوران و تخت هتل خلاصه شده باشد اما براي اهالي طبيعت، با اندكي دقت و احتياط  سفر به قره‌سو خاطره‌يي بي‌خطر و به ياد ماندني خواهد بود.
جاده‌يي كوهستاني از شمال مشهد به طول 145 كيلومتر به شهر كلات منتهي مي‌شود. پنج كيلومتر مانده به كلات و درست پيش از يك تونل 750 متري كه پس از آن شهر كلات نمايان مي‌شود، راهي سمت چپ جاده منشعب مي‌شود كه با ورود به اين فرعي در كمتر از پنج كيلومتر به روستاي قره‌سو خواهي رسيد. از روستا پياده‌روي آغاز مي‌شود. مسير هم به روشني آب است! بايد رودخانه را خلاف جهت آب به قصد ديدن هشت آبشار كوچك و بزرگ و دره‌يي عميق و زيبا طي كني. فصل مناسب چنين پيمايشي البته بهار و اوايل تابستان (اگر رودخانه از خشكسالي در امان مانده باشد) است و كفش مناسب، صندل‌هاي ورزشي مخصوص است. آنجا كه ناگزير به آب مي‌زني بايد مراقب سنگ‌هاي صيقل‌خورده و ليز باشي و به پا داشتن كفش مناسب يكي از اين مراقبت‌هاست. اگر علاقه‌مند به عكاسي و همراه داشتن وسايلي هستي كه سر ناسازگاري با رطوبت و آب دارند، از قبل بايد تدارك پوشش ضد آب آنها را ديده باشي.  چنانچه رودخانه آب معمول خود را داشته باشد، در گذر از دو آبشار نسبتا بلند آن به طور كامل خيس خواهي شد.
 ويژگي قره‌سو زيبايي و كم نظيري طبيعتش و در عين حال دسترسي آسان آن است. براي حفظ اين زيبايي لطفا زباله‌هاي خود را در محل باقي نگذاريد. نايلون خالي چيپس و... سبك‌تر از آن است كه باري سنگين بر دوشتان باشد و باور كنيد اسپري  نام شما بر ديوار دره هم  يادگار قشنگي نيست.

 

حشره‌خوار كوتوله

  حميدرضا ميرزاده
جانوري را تصور كنيد، كمي پشمالو كه طول بدنش از 5 سانتيمتر تجاوز نمي‌كند و با دم تقريبا به اندازه خودش به اين‌طرف و آن‌طرف جست و خيز مي‌كند. ممكن است ابتدا فكر كنيد به موش نابالغ برخورده‌ايد اما با مشاهده پوزه درازش اين احتمال را از ذهنتان پاك مي‌كنيد. با مراجعه به كتاب‌هاي مرجع زيست‌شناسي، به سادگي مي‌توان دريافت كه آن جانور كوچك، پشمالو و خاكستري، چيزي نيست جز «حشره‌خور كوتوله». مي‌گويند هنوز پستانداري از آن كوچك‌تر در كره زمين پيدا نشده است. تصور اينكه يك جاندار 5 سانتيمتري با وزن بين 5/1 تا 5/2گرم سالانه دوبار زايمان كند و هر بار 4 بچه كور به دنيا آورد و حتي پس از آن به بچه‌هايش شير بدهد، كمي مشكل است. اين حيوان كوچك، يك‌سال‌ونيم عمر مي‌كند و اگر در دشت مغان يا در منطقه «تجن» در مرز ايران و تركمنستان يا در جنگل‌هاي اطراف «گرگان» گذارتان افتاد و اگر بخت يارتان بود شايد بتوانيد يكي از آنها را ببينيد. البته مهندس «بيژن فرهنگ دره‌شوري» از چهره‌هاي نام‌آشناي حفاظت محيط زيست اخيرا تعدادي از آنها را در جزيره قشم مشاهده كرده بود. اين كوتوله‌ها عادت دارند هر روز بيشتر از وزن بدن خود غذا بخورند تا كفاف جست و خيزها و دوندگي‌هايشان را بدهد. ناگفته نماند كه اين حشره‌خوارها شبگرد هستند و معمولا روزها در لانه مي‌خوابند. حشره‌خوارهاي كوتوله از كشورهاي جنوب شرق آسيا تا شمال آفريقا و غرب اروپا پراكندگي دارند و اتحاديه جهاني حفاظت آنها را در رده حيوانات «با ريسك كم» قرار داده است. اما استفاده زياد از آفت‌كش‌ها يكي از دلايلي است كه جمعيت اين جانور را به شدت كاهش داده است. حشره‌خوار كوتوله به عنوان كوچك‌ترين پستاندار زمين در كنار نهنگ بزرگ به عنوان بزرگ‌ترين پستاندار زمين هر دو در فهرست گونه‌هاي جانوري ايران قرار دارند كه اين، تنوع جانوري متنوع كشور ايران را نشان مي‌دهد.


 نامه سيدجمال‌الدين اسدآبادي به ميرزاي شيرازي ـ  بخش سوم
خيال مي‌كنند هر چه به‌آنها گفته‌اند دروغ بوده
برخي مردم سست عقيده درباره شما نيز بدگمان شده، خيال مي‌كنند هر چه به‌آنها گفته‌اند دروغ بوده، و دين افسانه‌هاي بهم آميخته و دام گسترده‌اي است كه مردم دانا بوسيله آن نادانان را صيد مي‌كنند!، چرا؟ چون آنها مي‌بينند (و همين است) همه مردم در برابر تو تسليم‌اند، همه فرمانبردارت هستند، امر تو در جامعه مسلمانان نافذ است، هيچكس در مقابل حكمت گردن فرازي نمي‌كند، اگر بخواهي، مي‌تواني با يك كلمه (كلمه‌يي كه از دل مرد حقيقت بيرون آمده و بر سينه اهل حقيقت مي‌نشيند) افراد پراكنده را جمع كني و با متفق ساختن آنها، دشمن خدا و دشمن مسلمانان را بترساني و شر كفار را از سرشان برطرف نمايي ...
حق را بايد گفت: تو رييس فرقه شيعه هستي، تو مثل جان در تن همه مسلمانان دميده‌يي، هيچكس جز در پناه تو نمي‌تواند براي نجات ملت برخيزد و آنها نيز به غير از تو به كسي اطمينان ندارند.
اگر براي گرفتن حق قيام كني، همه به پشتيباني تو برخاسته؛ آنگاه افتخار و سربلندي نصيب‌شان خواهد شد، ولي اگر بجاي خود بنشيني مسلمانان هم متوقف شده و زيردست و زبون مي‌شوند. ممكن است وقتي كار به اين صورت بماند و مسلمانان رييس خود را خاموش ديده و ببينند وي آنها را چون گله بدون شبان و حيوان بي‌سرپرست رها كرده اين خاموشي را براي خود عذري پندارند، بخصوص وقتي مشاهده كنند كه رييس مذهب در يك اقدامي كه همه مسلمانان آن را واجب دانسته و خطر حتمي در پرهيزش مي‌دانند سستي مي‌نمايد، (حفظ دين، ديني كه آوازه آن تا دورترين نقاط دنيا رفته و نام نيكش به‌گوش همه رسيده) آيا چه كسي براي اين كار سزاوارتر از مردي است كه خدا در قرن چهاردهم از ميان همه او را انتخاب كرده و برهان دين، و حجت بر مردمان قرار داده؟
پيشواي بزرگ! پادشاه ايران سست عنصر و بدسيرت گشته، مشاعرش ضعيف شده، بدرفتاري را پيش گرفته، خودش از اداره كشور و حفظ منافع عمومي عاجز است، لذا زمام كار را بدست مرد پليد بدكردار پستي داده كه در مجمع عمومي به پيغمبران بد مي‌گويد، به‌مردم پرهيزكار تهمت مي‌زند، به‌سادات بزرگوار توهين مي‌نمايد، با وعاظ مثل مردم پست رفتار مي‌كند، از اروپا كه برگشته، پرده شرم را پاره كرده و خودسري را پيش گرفته بي‌پرده باده‌گساري مي‌نمايد، با كفار دوستي مي‌ورزد، با مردم نيكوكار دشمني مي‌كند. اين كارهاي خصوصي اوست...

ناخوانده در غبار يكشنبه و سه‌شنبه منتشر مي‌شود
عليه فراموشي

ادبيات هر دوره‌يي، از گفتمان‌هاي مسلط ادبي و غير ادبي زمان خود تاثير مي‌پذيرد، حتي اگر ادبياتي باشد که خلاف اين گفتمان و عليه آن سازماندهي شده باشد. تاثيرپذيري ادبيات خلاف جريان از گفتمان‌هاي مسلط و رسمي، گاه  در دور ماندن اين ادبيات از چشم اکثريت مخاطبان و حتي منتقدان ادبي زمان خود نمود مي‌يابد.
گاهي هم يک اثر با اينکه در زمان خود مورد توجه قرار مي‌گيرد، با عوض شدن گفتمان مسلط از چشم مي‌افتد. بعضي از اين آثار بعد از مدتي باز رو مي‌آيند، چون قابليت‌هاي تازه‌يي در آنها کشف مي‌شود.
گاهي هم اثري از يک نويسنده به دليل همخواني بيشترش با گفتمان باب روز بيشتر از بقيه آثارش تحويل گرفته مي‌شود و با از سکه افتادن آن گفتمان معلوم مي‌شود نويسنده آثار مهم ديگري هم داشته اما حواس‌ها متوجه جاهاي ديگر بوده و به همين دليل آزاد شدن پتانسيل‌هاي آن آثار به تعويق افتاده است .
البته تاثير سانسور و تجديد چاپ نشدن برخي آثار قديمي بر در محاق قرارگرفتن‌شان هم که جاي خود دارد. گاه در بيرون آمدن يک اثر از محاق پاي جاذبه نوستالژي غياب و بهره‌برداري‌اي که از اين جاذبه مي‌شود هم در ميان است که به اين قضيه قبلا مفصل در همين روزنامه پرداخته‌ام. گاهي هم احساس تکرار يک وضعيت، ما را به ياد اثري فراموش شده مي‌اندازد. در سال 88 در تحريريه روزنامه‌يي با دوستي مي‌گفتيم که ساعدي خواندن اين روزها چقدر مي‌چسبد، بويژه «واهمه‌هاي بي‌نام و نشان»ش.
 اينجا متعلق به آثاري است که خواندن‌شان دوباره مي‌چسبد. نوشته‌ها و ترجمه‌هاي فراموش شده و تبعيد شده به مناطق بد آب و هوا.  از قديمي‌ترين کتاب‌هاي فراموش‌شده شروع کردم.
اما قول نمي‌دهم که به اين ترتيب تاريخي وفادار بمانم، بويژه که علاوه بر تمام دلايلي که گفتم، يک دليل ساده‌تر مغفول‌ماندن بسياري از آثار ادبي چاپ شده است. اين قانون حاکم بر صفحات ادبي روزنامه‌ها هم هست؛ پرداختن به آثار تازه چاپ در اولويت است.
طبيعتا تعداد آثار تازه‌چاپ هرچقدر هم کم باشد که در سال‌هاي اخير - بويژه بدليل مميزي- هست، باز نمي‌توان به تمام آنها پرداخت. نه تعداد کم روزنامه‌ها اين اجازه را مي‌دهد و نه تعداد صفحات ادبي و نيروهايي که در اين روزنامه ها در اين حوزه کار مي‌کنند. پس کتاب‌هاي مغفول‌مانده هميشه متعلق به سال‌هاي دور نيستند. بعضي از اين کتاب‌ها همين پارسال و پيرارسال چاپ شده‌اند. اما چون منتقد کتاب امسال آنها را خوانده، فرصت نوشتن درباره‌شان را از دست داده است.

 

عناوين اين صفحه
تيتر مصور
نمي‌توان تعريف جامعي از حقوق شهروندي به دست داد
دره قره سو
حشره‌خوار كوتوله
عليه فراموشي
پيتر فالك درگذشت
پيدا و پنهان
آرزوهاي دسته‌جمعي!

پيتر فالك درگذشت
ورايتي: پيتر فالك هنرپيشه شناخته شده سينماي هاليوود در 83 سالگي درگذشت. خانواده فالك گفته‌اند كه اين هنرپيشه محبوب شامگاه پنجشنبه در خانه خود در بورلي هيلز (لس‌‌آنجلس) درگذشته است. پيتر فالك از سال 1958 در بيش از 40 فيلم سينمايي بازي كرد، اما بيشترين معروفيت او بخاطر ايفاي نقش ستوان كلمبو بود؛ يكي از جذاب‌ترين كارآگاهان تاريخ نمايش كه بخاطر آن چهار بار جايزه «امي» را دريافت كرد.
پيتر فالك در بيش از 40 فيلم سينمايي ايفاي نقش كرد. يكي از بازي‌هاي ماندگار او در فيلم «زير ‌آسمان برلين» (1987) به كارگرداني ويم وندرس آلماني است كه فالك در اين فيلم در نقش خود ظاهر مي‌شود. در ايران پيتر فالك با صدا و لهجه‌يي كه مبتكر و مجري آن منوچهر اسماعيلي بود، معروف شد.


پيدا و پنهان

  راز استعفاهاي مهره‌هاي انحرافي
سايت جوان از سناريوي جديد جريان خاص براي كانديداتوري مهره‌هاي خود براي انتخابات مجلس خبر داد.
مهره‌هاي اين جريان طي يك سناريو بيرق حمايت از ولايت فقيه را افراشته و ادعا مي‌كنند كه در مخالفت با عدم تمكين جريان خاص از ولي فقيه، استعفا كرده‌اند. 

  تغييرات در رسالت پس از دو دهه
تابناك گزارش داده روزنامه رسالت پس از دو دهه امروز (ديروز) گرافيك صفحه اولش را تغيير داد و با عكس بزرگ آيت‌الله مهدوي‌كني روي كيوسك رفت. تابناك حدس زده اين تغييرات به دليل تغيير تيم مديران اين روزنامه راست‌ سنتي براي وحدت بيشتر اين طيف در انتخابات مجلس است.

  خاخام‌هايي كه مصاحبه نمي‌كنند
خاخام‌هاي يهودي كه براي اجلاس مبارزه با تروريسم به تهران آمده بودند، با هيچ خبرنگاري مصاحبه نكردند.
 به گزارش آينده، خاخام‌ها به صداوسيمايي‌ها مي‌گفتند امروز شنبه هست و طبق رسوم‌شان مصاحبه و جلوي دوربين رفتن حرام است.

من اينجوري‌ام، اهل بحث و جدل
  مامان كه از سر و صدا متوجه شده بود هنوز نخوابيدم، اومد پيشم. حتما فهميده بود مضطربم چون بهم گفت آروم باش، همه چيز درست مي‌شه. سكوت كردم. چه جوابي مي‌تونستم بدم؟ وقتي بچه‌ها رشد مي‌كنن و آدم بزرگ مي‌شن خيلي زود مي‌فهمن اون چيزي كه از بچگي بهشون مي‌گفتن درست نبوده، اما با اين وجود بازم اون دروغ قديمي رو به بچه‌هاشون مي‌گن. به اين معني كه همه مي‌خوان يه دنياي بهتر براي بچه‌ها بسازن. اين چيزيه كه نسل به نسل گشته و نتيجه‌اش شده اين كره زمين، اين تاول چركين نفرت. به همين خاطر، من كه الان بچه‌يي هستم كه تاريخ مصرف كودكي‌اش، رو به انقضاست فكر مي‌كنم: اولا) بزرگترها ديگه هيچي واسه ياد دادن به ما ندارن.
دوما) خيلي خوب مي‌شه اگه تصميمات اصلي رو ما بگيريم و انشاهاي مدرسه با موضوعات ضد جنگ رو اونا بنويسن.
سوما) بايد از ساختن فيلم‌هايي كه توشون عدالت پيروز مي‌شه دست بردارن و در عوض بلافاصله بعد از بيرون اومدن از سالن سينما، كاري كنن كه عدالت واقعا پيروز شه.
آره ديگه من اين‌جوري‌ام، اهل بحث و جدل. آهان داشت يادم مي‌رفت: گاهي اوقات دوست دارم فكر كنم يه خانوم پيرم و دارم زندگيم رو تو سالن انتظار بهشت يا جهنم براي يه فرشته تعريف مي‌كنم (فكر كنم اين سالنِ كم‌وبيش يه جور باشه، خُب هر چي باشه آژانس مسافرتيش كه يكيه).
از كتاب مارگريتا دُلچه‌ويتا، نوشته استفانو بني، ترجمه حانيه اينانلو، انتشارات كتاب خورشيد، 1387

 



آرزوهاي دسته‌جمعي!

يكي از نمايندگان مجلس روي كاناپه دراز كشيد و گفت: «چقدر اين چهار سال كار كرديم واسه مردم. خسته شديم.» گفتم: «خسته نباشي. حالا به خودت فشار نياور. آرام باش... ذهنت را رها كن.» نماينده محترم ذهنش را رها كرد و گفت: «شما هم دعا كنيد كه رييس‌جمهور اجراي قوانين را در دستور كار قرار دهد تا طرح سوال از ايشان از دستور كار خارج شود.» گفتم: «ما هم دعا مي‌كنيم. حالا از اين قضيه بگذريم، براي باقي مشكلات مملكت از لحاظ كارشناسي چه كار مي‌كنيد اصولا؟» گفت: «ما دعا مي‌كنيم اصولا... شما هم دعا كن.» گفتم: «من توانايي بحث كارشناسي – اون هم در چنين سطحي – رو ندارم. بهتره من راهكار بدهم و شما هم بروي دنبال كارت.»
راهكارهايي براي حل مشكلات جاري مملكت
 اگر مشكل بودجه داشته باشيم، آرزو مي‌كنيم پول قلنبه‌يي از آسمان تالاپي بيفتد سر راه كارهاي عمراني كشور.
 اگر مشكل تامين نيرو و سوخت داشته باشيم، آرزو مي‌كنيم يك ماشيني داشته باشيم كه هر چي گاز مي‌دهيم بنزينش تمام نشود. يا آرزو مي‌كنيم كاش ماشين‌ها با آب كار مي‌كرد.
 اگر مشكل ايجاد شغل و كار براي جوانان داشته باشيم، كاري نمي‌كنيم. چون جوان بايد روي پاي خودش بايستد، نه اينكه دولت و مجلس برايش كار درست كنند.
 براي حل مشكل آينده كودكان و جوانان هم يك راهكار سنتي بيشتر نداريم؛ بايد ببينيم والدين دوست دارند بچه‌شان چه كاره شود، آن وقت پدر و مادر بايد ناف بچه‌شان را ببرند و در آن محيط بيندازند. يعني اگر كسي دوست دارد فرزندش دكتر شود بايد نافش را در بيمارستان ميلاد بيندازد. اگر دوست دارد بازيگر شود بايد ناف كودكش را در خانه سينما بيندازد. (محض اطلاع شما و توجيه گروه كارشناسي مجلس و دولت بايد عرض كنم كه مادربزرگم ناف اينجانب را در دانشگاه تهران انداخته كه عاقبتم شده اين!)
 توصيه مي‌شود قانوني وضع شود كه خانواده‌ها را از انداختن ناف بچه‌شان در دفتر رييس‌دفتر نهاد رياست‌جمهوري منع كند. اين‌طوري براي همه‌مان بهتر است.
 اگر مشكل راه‌سازي در كشور داشته باشيم، نمايندگان بايد گرد ايستاده و موسيقي سنتي «السون و ولسون ما رو به هم برسون» را اجرا كنند. اين موسيقي براي احداث جاده شوسه توصيه شده است.
 اگر مشكل امنيت جان و مال شهروندان در مسيرهاي هوايي و ريلي و جاده‌يي مطرح بود، نمايندگان بايد گرد ايستاده و موسيقي نيوكلاسيك «رسيديم و رسيديم كاشكي نمي‌رسيديم، تو راه چقدر خوش بوديم سوار لاك‌پشت بوديم» را بخوانند. همخواني اين موسيقي براي حفظ امنيت جان و مال مسافر توصيه شده است.
 اگر مشكل ناامني اجتماعي و اراذل و اوباش يا حتي احتمال حمله‌ خارجي داشته باشيم، آرزو مي‌كنيم همه‌شان سوسك شوند.
 اگر مشكل نقدينگي داشته باشيم، آرزو مي‌كنيم يك صفر جلوي پول‌مان اضافه شود. (البته اين راهكار خيلي جديدي براي ما نيست!)
 اگر مشكل كار، امنيت شغلي، بيمه، سرمايه، تحصيل، بهداشت، امنيت اجتماعي، اوقات فراغت، مسكن، سفر، تحصيلات عاليه، مشاركت اجتماعي و... براي جوانان داشته باشيم، (در اين مورد خاص ديگر آرزو نمي‌كنيم، بلكه) يك وام ازدواج مي‌دهيم تا سر جوان مدتي گرم شود. در نظر داشته باشيد كه براي حل مشكلات بالا، بايد تمام اين راهكارها را به صورت دسته‌جمعي و در صحن علني انجام دهيد.
نسخه
امروز نمي‌توانيم نسخه بدهيم، براي نمايندگان مجلس آرزوي سلامت و بهبودي مي‌كنيم.



روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام