دوشنبه، 30 خرداد 1390 - شماره 2191
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
روزهاي پر دردسر وزير امور خارجه در انتخاب معاون اداري و مالي
مشكل مشايي دامن صالحي را گرفت

علي‌اكبر صالحي كه چند صباحي است پس از بركناري جنجالي منوچهر متكي زمام امور دستگاه ديپلماسي را بر عهده گرفته است اين روزها بايد جوابگوي نمايندگاني باشد كه از عملكرد او در وزارت امورخارجه بشدت گلايه دارند، جالب آنكه اين انتقادها بيشتر حول محور انفعال صالحي در ارتباط با دخالت‌هاي رييس دفتر رييس‌جمهور  است. صالحي اگر به  واسطه سفر مخفيانه اسفنديار رحيم‌مشايي روز گذشته به كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي رفت تا درباره ابهامات اين سفر پاسخگو باشد، بايد طي چند روز آينده منتظر استيضاحي باشد كه به واسطه انتصاب محمدشريف ملك‌زاده، دبير سابق شوراي عالي ايرانيان خارج از كشور به سمت معاونت اداري و مالي وزارت امورخارجه، صورت گرفت؛ انتصابي كه صداي نمايندگان مجلس را بلندتر از قبل كرد و حمله‌‌ها به گروهي كه از سوي منتقدان اصولگراي دولت و مخالفان مشايي، «جريان انحرافي» خوانده مي‌شود، را شدت بخشيد و اين بار نه تنها جريان اصولگراي منتقد احمدي‌نژاد و مشايي كه صداي نماينده‌هاي حامي و نزديك دولت را هم در آورد.  سايت الف منتسب به احمد توكلي، نماينده تهران كه همواره انتقادات زيادي را متوجه دولت و شخص احمدي‌نژاد و مشايي كرده است، در گزارشي اين انتصاب را «با اصرار احمدي‌نژاد و پذيرش آن از سوي وزير امور‌خارجه را سوال برانگيز» عنوان كرده است. سايت الف، ملك‌زاده را «معاون سابق نفر اول جريان انحرافي و يكي از اعضاي فعال اين جريان معرفي كرده كه به او اتهامات جدي  وارد كرده است و اين بار با حمايت رييس‌جمهور راهي وزارت خارجه شده است.» گفتني است اين سايت پيش از اين نيز از «تشديد تلاش حلقه موسوم به نزديكان رييس دفتر، براي نفوذ در وزارت خارجه و استفاده از بودجه دولتي در شركت‏هاي خصوصي و حركت به سمت شركت‌هاي نفتي» خبر داده بود.  واكنش به اين انتصاب، منجر به آماده كردن طرح استيضاح وزير امور‌خارجه از سوي نمايندگان مجلس شد و آنها خواستار بركناري علي‌اكبر صالحي شدند. پارلمان‌نشينان معتقدند ملك‌زاده صلاحيت اين منصب را ندارد و حتي در مواردي او را متهم به داشتن پرونده قضايي كردند و برخي ديگر هم خطاب به صالحي هشدار دادند «زير بار ديكته‌هاي جريان انحرافي نرود» در غيراين‌صورت مجلس اهمال و عدم تعهد و سرسپردگي به جريان انحرافي را تحمل نخواهد كرد. به گزارش خبرگزاري‌ها، همزمان با برگزاري مراسم توديع و معارفه فرحي و ملك‌زاده، معاونان سابق و جديد اداري و مالي وزارت امور‌خارجه، برخي نمايندگان در بهارستان به دنبال جمع‌آوري امضا براي طرح استيضاح سكاندار امور‌خارجه كشور بوده و از اين انتصاب به شدت عصباني و ناراحت بودند. ادامه در صفحه 2
شايد در شرايط عادي، كنار هم قرار گرفتن اسامي افرادي همچون رسايي، توكلي و مطهري دور از ذهن باشد اما ديروز و در پي انتصاب ملك‌زاده به معاونت وزير امور‌خارجه، اين نمايندگان را برآن داشت تا امضاي خود را در پاي طرح استيضاح صالحي بنويسند. 25 تن از نمايندگان در جلسه ديروز مجلس با امضاي اين طرح خواستار استيضاح وزير امور‌خارجه شدند. آنها دليل  اين استيضاح را «نصب محمد شريف ملك‌زاده كارمند انتقالي از سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به عنوان معاون اداري و مالي وزارتخانه بدون توجه به سوابق مساله‌دار وي كه مصالح خارجي نظام را به خطر مي‌اندازد»، عنوان كردند.
اين نمايندگان در ادامه نامه خود نوشتند: گرچه انتخاب معاون از اختيارات وزير است، ولي هيچ وزيري حق ندارد فردي را به معاونت نصب كند كه اكثريت همكارانش در مديريت قبلي‌اش بازداشت شده و خود وي نيز با اتهامات متعدد مالي و غيرمالي در شرف بازداشت است. يوسف‎نژاد، توكلي، رسايي، باهنر، كاتوزيان، مطهري، مصباحي‌مقدم، حسينيان‏، فولادگر و محمددهقان افرادي هستند كه نام‌شان در زير نامه استيضاح ديده مي‌شود.

توكلي: ملك‌زاده صدها برگ پرونده در قوه قضاييه دارد
از بين نمايندگان مجلس، احمد توكلي منتقد هميشگي و سرسخت احمدي‌نژاد مانند گذشته بيشترين انتقاد را از اين انتصاب مطرح كرد. رييس مركز پژوهش‌هاي مجلس، ملك‌زاده را متهم كرد كه صدها برگ پرونده در قوه قضاييه دارد و گفت كه فردي با ده‌ها اتهام و شهرت به كجي و انحراف بين بسياري از سياستمداران،‌ معاون وزير خارجه شده است.
به گزارش خبرگزاري‌ها توكلي با انتقاد از عدم ارايه گزارش تحقيق و تفحص از شوراي عالي ايرانيان به مجلس گفت: اين زحمات دوستان اگر زودتر به مجلس ارايه مي‌شد، اينگونه نمي‌شد كه فردي كه صدها برگ پرونده در قوه قضاييه و جاهاي ديگر دارد، به عنوان معاون وزير خارجه منصوب شود. گفتني است مجلس در تاريخ 5 آبان ماه 1389 تحقيق و تفحص از شوراي عالي ايرانيان خارج از كشور را تصويب كرده بود اما تاكنون گزارش آن به مجلس ارايه نشده است.
رييس مركز پژوهش‌هاي مجلس در بخش ديگري از سخنانش تصريح كرد: نمي‌شود كه بنده در كشور به عنوان رييس مركز پژوهش‌ها گرفتار ارتقاي شغلي يك پژوهشگر باشم و براي اين منظور شش ماه منتظر نظر حراست باشم اما كسي كه ده‌ها اتهام دارد و بين بسياري از سياستمداران مشهور به كجي و انحراف است، بشود معاون وزير خارجه! توكلي بر همين اساس يادآور شد: ‌من به وزير خارجه گفتم چرا اين كار را انجام مي‌دهي كه او گفت خيرخواهان زيادي به من تذكر داده‌اند اما من سند ندارم. به او گفتم «برو قوه قضاييه و وزارت اطلاعات سند بگير.» 

فشار جريان «مساله‌دار» به وزيرامور‌خارجه
محمد دهقان، عضو هيات رييسه مجلس نيز از ديگر نمايندگاني بود كه بشدت به انتصاب ملك‌زاده واكنش نشان داد و به ابزار تهديد روي آورد و البته ابعاد ديگري از اين جريان را افشا كرد.
 او علي‌اكبر صالحي را تهديد كرد كه اگر «دچار انفعال باشد و قصد داشته باشد سرنوشت وزارتخانه مهمي مانند وزارت امورخارجه را در اختيار جريان انحرافي قرار دهد مجلس قطعا از اقدامات قانوني استفاده خواهد كرد.»
وي گفت: اين فرد، جداي از اينكه سوابق نامناسب و پرونده‌هاي مختلف در دستگاه‌هاي امنيتي و قضايي دارد، يكي از افراد مشهور وابسته به جريان انحرافي است و بر اساس اخباري كه به دست ما رسيده است اين جريان مساله‌دار فشارآورده است تا وزيرخارجه حكم معاون جديد را امضا كند.
وي با انتقاد صريح از اين انتصاب مشكوك به جهان‌نيوز گفت: اقدامات اخيري كه دولت انجام مي‌دهد و امور كشور را به دست جريان انحرافي سپرده است، وضعيت غير طبيعي و هشدار دهنده‌يي است و به نظر مي‌رسد اين جريان همه توان خود را براي ايجاد اخلال در نظام اجرايي كشور به كار بسته است.
عضو هيات رييسه مجلس در نهايت نتيجه گرفت: همه شواهد حاكي از آن است كه اين جريان انحرافي همه توان خود را به كار بسته است تا نظام را دچار اخلال كند و انتصاب ملك‌زاده نيز حاكي از آن است كه جريان انحرافي مي‌خواهد ركود حاكم بر وزارتخانه‌هاي اقتصادي را به وزارتخانه‌هاي كليدي و سياسي هم بكشاند. طبيعي است كه در غيراين‌ صورت مجلس اهمال و عدم تعهد و سرسپردگي به جريان انحرافي را تحمل نخواهد كرد.

انتصاب با دستور رييس‌جمهور
سايت رجانيوز كه از رسانه‌هاي حامي رييس جمهور و البته منتقد و مخالف مشايي محسوب مي‌شود نيز در گزارشي از دلايل اصلي اين انتصاب پرده برداشته و ادعا كرده است كه دليل اصلي اين انتخاب ممانعت از بازداشت ملك‌زاده و نفوذ جريان انحرافي به وزارت خارجه است. اين سايت نوشته است: انتخاب محمدشريف ملك‌زاده به دستور شخص رييس‌جمهور بوده و وزير خارجه در اين زمينه تصميم‌گيرنده نبوده است. رجانيوز  ادامه داده: جريان نفوذي در دولت از مجاب كردن احمدي‌نژاد براي اين انتصاب، چهار هدف عمده را دنبال مي‌كند كه اولين مورد آن با هدف‌گذاري آغاز دور جديد انتصاب سفيران است. اطلاعات موجود نشان مي‌دهد كه ملك‌زاده با يك ليست 50 نفره به وزارت خارجه رفته و فرآيند انتصاب سفيران ايران در كشورهاي مختلف كه در سال گذشته قفل شده بود مجددا با محوريت وي از سر گرفته خواهد شد. رجانيوز هدف دوم را انتقال فعاليت مالي و تجاري به بيرون از كشور عنوان كرده و نوشته است: جريان انحرافي پس از ماجراهاي اخير و آغاز برخوردهاي امنيتي و قضايي با اين جريان به اين نتيجه رسيده است كه بهتر است فعاليت‌هاي مالي خود را با استفاده از مجموعه سرمايه‌يي كه در اين مدت جمع كرده، به خارج از كشور منتقل كند. همچنين جريان نفوذي احساس مي‌كند كه اين انتصاب، فرآيند دستگيري ملك‌زاده را كه در روزهاي اخير به شدت احساس ناامني مي‌كرد، منتفي مي‌كند.

صالحي: از ابتدا مخالف انتصاب ملك زاده بودم

ديروز صبح به صالحي وزير امورخارجه مجلس خبر رسيد  ديگر لازم نيست براي پاسخ دادن درباره  سفراحتمالي مشايي به عربستان، راهي مجلس شوي چون 22نماينده استيضاحت كردند و گفتند دليلش نه 100 سفر خارجي مشايي و بي‌خبري وزير بلكه  انتصاب  يار نزديك مشايي به معاونت مالي وزارت امورخارجه هست؛ درست در دقايقي كه توكلي و اصولگرايان داشتند در صحن علني مجلس و راهروها اسناد تخلف‌هاي مالي متعدد ملك‌زاده ـ معاون مشايي در سازمان ميراث فرهنگي ـ را رو مي‌كردند و مي‌گفتند ديگر تحمل نمي‌كنند چنين آدمي خزانه‌دار وزارت  خارجه مملكت باشد، صالحي سريع خودش را به جلسه كميسيون امنيت ملي مجلس رساند و قسم خورد از همه اين اتهام‌هاي مالي بي‌خبر بوده و همين امشب تمام اين اسناد را به احمدي‌نژاد مي‌دهد. او گفت كه دل خودش هم راضي نيست فردي كه سوابق ‌دارد به وزارت خارجه رفت‌و‌آمد كند. به قول الهيان يكي از اعضاي كميسيون امنيت ملي؛ صالحي قول داده در صورت احراز تخلفات ملك‌زاده وي را از معاونت وزير امورخارجه عزل كند. ادامه در صفحه 2

 

باز هم تولدي ديگر

 ناصر بزرگمهر

در 40 سال روزنامه‌نگاري حرفه‌يي، اگر بگويم اين چهارمين يا چهلمين يا چهارصدمين يادداشتي است كه براي تولد يك نشريه‌يي كه نمي‌دانم عمرش به چند روز يا چند ماه يا چند سال مي‌كشد، من يا ديگري نوشته است، سخني به گزاف نگفته‌ام. نشريات بسياري را به ياد مي‌آورم كه نطفه‌شان منعقد نشده ماده 16 شدند و سوختند، «روزگار ما» به صاحب امتيازي خودم يك نمونه از آخرين آنهاست. آنهايي را در خاطر دارم كه در تولد و در همان شماره يک سر زا رفتند، «ميعاد اقتصادي» باز هم به سردبيري خودم از  ديگر نمونه‌هاي آن است. تعداد نشريات تك رقمي بسياري را مي‌توان نام برد كه «نجات» با مدير مسوولي من يكي از آنها بود.
آنها كه دو رقمي تعطيل شدند را من جوانمرگ مي‌دانم كه «روزگار وصل» را با مسووليت خودم  مي‌توان نام برد، تا براي همه نمونه‌ها سند ارايه كرده باشم.
 3 رقمي‌ها را ميانسال مي‌نامم كه تجربه انتشار بين 100 تا هزار شماره را در شناسنامه خود دارند كه اگر مجله باشند، خوشبخت هستند كه چند سال عمر كرده‌اند. تعداد 4 رقمي‌هاي مطبوعات اگر بمانند، اتفاقي تاريخي است و بايد «اسكار» ماندگاري دريافت كنند.
نمي‌دانم در طول تاريخ يكصدواندي ساله مطبوعات ايران، چند نشريه غيردولتي و حتي دولتي تا امروز 5 رقمي شده‌اند، اما مي‌دانم هيچ نوه‌يي، نشريه پدر بزرگش را منتشر نكرده است و جز يكي، دو روزنامه حكومتي كه ميراث ديگري است، نشريه‌يي را نمي‌توان مشاهده كرد كه 5 رقمي شده و از حكومتي به حكومت ديگر رسيده باشد. وقتي نشريه‌يي به صدمين شماره مي‌رسد، ويژه نامه منتشر مي‌كند و جشن تولد مي‌گيرد.
تلويزيون را روشن مي‌كنم، دوشنبه‌شب 23 خرداد90 است، عادل فردوسي‌پور در برنامه 90، به راحتي 900 دقيقه مي‌تازد و زير خم 9هزار نفر را مي‌گيرد و 9 نفر را برنده مي‌كند و 90 نفر را بازنده و 9 ميليون را سر كار مي‌گذارد تا ساعت از نيمه شب بگذرد و من در خواب و بيداري، صداي مدير قرمزپوش‌ها را مي‌شنوم كه چون دادستاني پرقدرت اتهامات علي دايي را برمي‌شمارد و فيلمنامه اكشن، اما بدون حضور پليس را تعريف مي‌كند، از زبان او، علي دايي را تصوير مي‌كنم كه به نقش «لات» فيلم فارسي، عربده كشان، بنده خدايي را به گوشه ديوار كشانده و دستش را زير گردن او گذاشته و دارد خفه‌اش مي‌كند كه «رمبو» وارد مي‌شود و... خواب از سرم مي‌پرد، چشم‌هايم را مي‌مالم كه كاشاني از صحنه خارج مي‌شود و علي دايي وارد مي‌شود.
 ساعت 2 بامداد شده است و فردوسي‌پور مي‌گويد، من سوالي ندارم، خودتان همه چيز را شنيديد، پس شروع كنيد (اين هم نوع جديدي از فنون مصاحبه) و ميكروفن ميلياردي رسانه ملي را كه براي هر ثانيه آگهي آن چند ميليون تومان مي‌گيرند در اختيار دايي‌جان مي‌گذارد تا علي خان هم بدون لكنت زبان هرچه دل تنگش مي‌خواهد بگويد، او هم نام ده‌ها نفر را در برنامه زنده تلويزيوني مي‌گويد و يكي را يار غار رييس، ديگري را دكه دار، سومي را گردن كلفت، چهارمي را... مي‌نامد.
 اين صداي اذان صبح است كه باعث مي‌شود برنامه آگهي نمايشي هيجان‌انگيز كاشاني، دايي و فردوسي‌پور قطع شود.  دلم به حال مطبوعات مي‌سوزد كه هرگز رسانه ملي نيستند، آرزو مي‌كنم كه اعتماد بتواند سحر و جادويي كند، شايد رسانه ملي شود.
nbozorgmehr@yahoo. com

6 فصل تاريخي و روزنامه اعتماد

  متين مسلم

كار خبري و روزنامه‌نگاري در كشور ما حكايت خاص خود را دارد. بطور كلي اين حرفه، شغل، اسباب امرار معاش يا هرچه كه خود مايليد آن را نام‌گذاري كنيد، در طول بيش از يكصد سال گذشته كشورمان، صرف‌نظر از كيفيت محتوايي و اثرگذاري اجتماعي و سياسي آن 6 دوره را سپري كرده است؛ يكي از عهد ناصري تا ابتداي مشروطيت، دوم در عهد مشروطيت، سوم از مشروطيت تا دوره پهلوي اول، چهارم از دوران پهلوي دوم تا كودتاي 28 مرداد، پنجم پس از كودتاي 28مرداد تا انقلاب اسلامي، ششم از سال 57 يعني پيروزي انقلاب اسلامي تا به امروز كه ادامه دارد.
البته هستند بسياري كه معتقدند جان مايه اصلي پديده روزنامه‌نگاري در جامعه ما، عمدتا برگرفته و متاثر از دوره مشروطيت است. مطابق اين نظر صرف‌نظر از اينكه انقلاب مذكور تحولي عظيم در ساختار جامعه ايراني ايجاد و عملا آن را با پديده مدرنيته و تجددخواهي آشنا و روبه‌رو كرد، مشروطيت به‌صورت نقطه‌يي و سرفصلي در نهاد خويش موجد تحول و تولد پديده ديگري به نام روزنامه‌نگاري و مطبعه‌نويسي شد كه تاثير عميق اين تحول را  تا به همين امروز مشاهده مي‌كنيم.
دليل آن هم واضح است، جامعه تحول‌خواه ايراني در مسير رشد اجتماعي و بالندگي خود هيچگاه نتوانست به ابزار كارآمدتر ديگري جز حرفه روزنامه‌نگاري براي تعميق فهم اجتماعي و توسعه سياسي دست يابد. حتي با حزب و حزب‌گرايي.
از اين سو، درست در همين مسير و آوردگاه اجتماعي بود كه جامعه ايراني در كليت آن (به خواه خود يا به اجبار و از سر ناچاري)، به مطبوعاتش كاركردي حزبي داد و صفحات روزنامه‌ها را با سالن اجتماعات احزاب همسنگ و همطراز گرفت. اين كار درست بود يا نه، موضوع بحث امروز ما نيست.
اما به اعتقاد من اين 6 دوره يك فصل مشترك با هم دارند كه به لحاظ تاريخي آنها را به هم پيوند زده است و آن وجود بحران عدم اعتماد عمومي به روزنامه‌نگاري است.
شخصا معتقدم در طول حيات بيش از يكصد ساله فعاليت روزنامه‌نگاري حرفه‌يي و مدرن در جامعه ما، هرچند روزنامه‌ها و نشرياتي كوشش كردند به پيوندي عميق ميان خود و جامعه دست يابند و در پروسه طولاني رشد ملي به نقطه ثقل اعتماد عمومي مبدل شوند، لكن روند تحولات اجتماعي و نمودار تحولات روزنامه‌نگاري ايران حكايت ديگري را براي ما نقل كرده و نشان مي‌دهد. البته اين موضوع ربطي به پاره‌يي كنش‌هاي محدود اجتماعي متاثر از كار مطبوعات ندارد، سخن من، فرآيندي و طولي است كه اعتقاد دارم مطبوعات آن چنان كه شايسته ذات مدرن و تحول‌گر آنهاست، نتوانسته‌اند پيوندي عميق ميان خود و جامعه شكل دهند.
اما نااميد هم نيستم. دليل آن‌هم انتشار مجدد روزنامه اعتماد است. انتشار مجدد اين روزنامه هرچند مستقلا بيانگر نوع نگاه دست‌اندركاران آن براي ادامه كار مقدس‌شان است، لكن خود نشانه‌يي بارز از نياز اجتماع به رسانه‌يي معتدل، معقول و معتمد است. آنچه براي روزنامه اعتماد آرزومندم، رعايت اعتدال، احترام به شعور اجتماعي و پرهيز از هر گونه كاركرد غيرحرفه‌يي و غيرتعريفي در نظامنامه جهاني مطبوعات است. البته اينها نكاتي بود كه از قبل هم در اين روزنامه وجود داشت اما آرزو داشتن براي امري بهتر و متعالي‌تر عيب كه نيست هيچ، بايد گفت حسن هم هست.
بازگشتتان مبارك باد.

 

دهه‌يي كه گذشت، سده‌يي كه در پيش است

  سالار سيف‌الديني

دهه هشتاد خورشيدي با همه خوبي‌ها و بدي‌هايش و همه شادكامي‌ها و تلخ‌كامي‌هايش، به اتمام رسيد. بار ديگر با انبوهي از خاطرات و تجربه‌هاي ملي و جهاني، يكي از مقاطع تاريخي كشور به پايان رسيد. لحظه‌ها در هيبت تصاوير ريز و درشت عكس شد و بر انبوه تجارب سياسي ملت ما دهه‌يي ديگر اضافه شد.
در دهه‌يي كه گذشت بسياري از بزرگان سياسي و فرهنگي كشور و نخبگان پروريده شده در دهه‌هاي 30 و 40 از ميان ما رفتند؛ آفتي كه با درگذشت پرويز ورجاوند آغاز و به مرگ ايرج افشار ختم شد. در واقع با درگذشت هر يك از اين بزرگان جامعه ايراني سرمايه‌يي معنوي را از كف داد؛ چيزي كه برخي فكر مي‌كنند بعد از اين كمتر به دست خواهد آمد.
اما پايان اين دهه تنها هشدار از كف دادن سرمايه حضور ريش‌سفيدان ملت نبود. آغاز دهه نود يادآور پايان قرني است كه ما در آن زيست كرديم و تجربه ايران نو را طي آن اندوختيم و در عين حال هشدارباشي است بر آغاز سده جديد؛ سده‌يي كه شايد بتواند سده نو شدن باشد. سده‌يي كه بتوان در آن ايراني ديگر رقم زد؛ ايراني قدرتمند‌تر و جامعه‌يي پيشرفته‌تر. قرني كه بتوان آن را «يك قرن جديد ايراني» ناميد. درست همان چيزي كه در سده گذشته با فرو رفتن نخبگان سياسي به تعطيلات تاريخ از دست داديم و با مقايسه تجربه اصلاحات اميركبير با انقلاب ميجي همواره با افسوس و آه از عقب ماندن از قافله تمدن مدرن سخن گفتيم.
با وجود اين هشدارها هنوز نشانه‌يي از علاقه‌مندي جامعه مدني به ضرورت بررسي و برنامه‌ريزي واقع‌بينانه درباره ايران در قرن جديد ديده نمي‌شود.  درباره اينكه ايراني چه كند تا بتواند خود، سرنوشت قرن نوينش را تعيين كند گفت‌وگو و بحث نمي‌شود.
دير زماني است كه جامعه ايراني در حوزه انديشه و فلسفه اسبي ندوانده و غزالي صيد نكرده، از همين رو است كه در قرن گذشته بيشتر به پرسش‌هايي پاسخ داديم كه بيرون از ما مطرح شده بود. در حوزه عمل ديگر جزو آن فاعلان تاريخي نبوديم و ايراني بيشتر از متن در حاشيه تحولات جهاني قرار داشت، شايد بهتر باشد بگويم اغلب واكنشگر تاريخي بوديم تا كنشگر.
اساسا انگيزه ورود ايران به دوران جديد (كه مشخصا با اقدامات اصلاح‌گرانه عباس‌ميرزا شروع شد) نيز بيرون از ما شكل گرفت و به نوعي متضمن واكنش اجباري ما با هدف جلوگيري از شكست‌هاي بيشتر و نيز خستگي از سرگرداني‌هاي فكري سنت قدمايي و وضعيت امتناع بود.
هر چند اكنون يك دهه فرصت هست تا ايران براي قرن آينده خود تصميمات مهمي بگيرد، اما بي‌علمي در اين حوزه نگران‌كننده است. نگراني از اينكه شايد آغاز دوران جديد تاريخ ايران، نه انتخاب طبيعي ما بلكه اجباري براي جلوگيري از واماندن در حاشيه تاريخ ديگران باشد.
نشريات كاوه و ايرانشهر و نهادهاي مدني چون انجمن ايران جوان و. . . در زمينه‌سازي براي نوسازي كشور و آشنايي ايرانيان با مفاهيم جديد و بازشناسي هويت تاريخي در آغاز قرن گذشته نقش بسزايي داشتند. شايد اين بار نيز مطبوعات فارسي زبان بتوانند با برانگيختن حس مسووليت شهروندي در قبال آينده كشور، اهميت انديشيدن به ايران در قرن جديد را يادآور شوند.


تعقيب ويژه متهمان فراري پرونده سياه كاشمر
دادگستري خراسان رضوي در اطلاعيه‌يي با تاكيد بر رسيدگي ويژه به اين پرونده اعلام كرد: در پي وقوع يك مورد تجاوز به عنف در روستاي قوژد از توابع شهرستان كاشمر بلافاصله پس از وقوع اين حادثه تلخ و تاسفبار و شكايت شاكي خصوصي، دستور تحقيقات اوليه و تعقيب متهمان و مظنونان اين جنايت هولناك توسط دادگاه كيفري استان خراسان رضوي صادر و متعاقب آن با تلاش بي‌وقفه ماموران انتظامي و ضابطان دستگاه قضايي تعدادي از متهمان دستگير و تحويل مقامات قضايي شدند.

 

 

عناوين اين صفحه
مشكل مشايي دامن صالحي را گرفت
صالحي: از ابتدا مخالف انتصاب ملك زاده بودم
باز هم تولدي ديگر
6 فصل تاريخي و روزنامه اعتماد
دهه‌يي كه گذشت، سده‌يي كه در پيش است
گام مثبت

گام مثبت

 كاظم  موسوي ‌بجنوردي
آقاي كاظم بــجنوردي رييـس مركز دايرهًْالمعارف بزرگ اسلامي (مــــركـــز پژوهش‌هاي ايراني اسلامي) ديروز در پيامي انتشار روزنامه «اعتماد» را موجب مسرت دانست. در اين پيام آمده است:
به نام خدا
خبر انتشار روزنامه «اعتماد» موجب مسرت بسيار گرديد، احساس كردم كه گام‌هايي مثبت در كشور عزيزمان براي حل مشكلات برداشته مي‌شود. اين حادثه در واقع مايه اميدواري بسيار خواهد بود. يقين دارم ايران سرافراز، راه پيشرفت و توسعه را با ايمان به خداوند متعال و استعانت از ائمه اطهار عليهم‌السلام در پيش مي‌گيرد.
رييس مركز دايره تالمعارف بزرگ اسلامي


در پرونده بيمه ايران بناي اغماض نداريم
معاون اول قوه‌ قضاييه گفت: قوه قضاييه در پرونده فساد مالي موسوم به «خيابان فاطمي» و «بيمه ايران» و برخورد با ساير مفاسد اقتصادي، از هيچ مجرمي چشم‌پوشي نخواهد كرد. به گزارش خبرآنلاين سيدابراهيم رييسي تاكيد كرد:
« بدانيد در مورد پرونده بيمه ايران بناي اغماض نداريم.» معاون اول دستگاه قضا، با گفتن جزييات ديگري از اين پرونده اظهار كرد: «بازپرس محترم اين پرونده، هر دو هفته يك بار، گزارش اقدامات خود  روي اين پرونده را به قوه قضاييه مي‌دهد و بناي اغماض نداريم.» رييسي درباره حساسيت افكار عمومي بر اين پرونده كه گفته مي‌شود برخي از مقامات ارشد دولتي از جمله معاون اول احمدي‌نژاد نيز جزو متهمان آن است، گفت: «اجراي قانون نسبت به همه، امري است حتمي و وظيفه ما هست. ما در درگاه پروردگار مسوول هستيم و پس از آن، در محضر مردم نيز بايد پاسخگو باشيم. مردم مطمئن باشند اغماضي در رسيدگي به اين پرونده نخواهد  بود.»



روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام