اميرحسين خورشيدفر
1- پارسال که جايزه هاي ادبي يکي يکي از ميدان به در مي شدند بنياد گلشيري که نامزدهايش را معرفي کرده بود يکدفعه اعلام کرد هيچ کتابي را درخور دريافت جايزه يي به نام گلشيري نمي داند. بعدتر يکي دو داور غيررسمي گفتند يکي دو داور ديگر ايده جايزه ندادن را جا انداخته اند. اما مسوولان بنياد اصرار داشتند همه داوران يکدل و يک نظر بوده اند که مميزي و دلايل ديگر باعث افول داستان نويسي در ايران شده و اين کتاب ها جايزه دادن ندارد. راي سال گذشته داوران بر سياستگذاري کلي جايزه تاثير گذاشت و اين شد که امسال بنياد طرحي نو درانداخت و جايزه گلشيري را براي رمان ها و مجموعه داستان ها يک سال در ميان کرد، با اين توجيه که توليد يک ساله داستان نويسان فارسي کفاف تامين نظر جايزه يي را که اغلب داورانش نويسندگان همين کتاب هاي موجود هستند، نمي دهد. درست است که در بيانيه بنياد گلشيري مفصلاً از وضعيت مميزي و نشر کتاب انتقاد شده تا بپذيريم ناگزير بوده اند معتبرترين جايزه ادبي را دوسالانه و نصفه نيمه کنند اما نگاهي به آثار منتشرشده سال گذشته و امسال و انتخاب هاي دو جايزه ديگر - منتقدان مطبوعات و روزي روزگاري- نشان مي دهد اين تصميم کمي عجولانه بوده است. اين شکل جايزه دادن مشکلات ديگري را در پي خواهد داشت؛ يکي اينکه داوران سال آينده ناچارند در ميان کتاب هايي داوري کنند که زمان انتشارشان گاه تا دو سال با هم اختلاف دارد، آن وقت بايد کمي بيشتر از حد معمول به عوامل بيروني بي توجه باشند و تر و تازگي کتاب در قضاوت شان لحاظ نشود. اصولاً جايزه دادن به کتابي که دو سال قبل منتشر شده کار سختي است. يکي از اصلي ترين کارکردهاي جوايز ادبي تاثيرشان بر فروش کتاب است. تجربه ناشران ايراني نشان مي دهد فروش يک رمان و مجموعه داستان فارسي معمولاً به صورت يک منحني 9ماهه قابل ترسيم است. سه ماهه اول صرف معرفي و توزيع سراسري کتاب مي شود. فروش کتاب در ماه هاي ششم و هفتم به اوج خود مي رسد و در پايان ماه نهم ديگر بايد براي چاپ دوم شدن يا نشدن کتاب تصميم گرفت. جايزه هاي يک ساله اين شانس را براي کتاب ايجاد مي کنند که در فاصله کمي از فرآيند 9ماهه شوکي به فروش وارد شود. نامزد شدن باعث مي شود کتاب دوباره در شعاع توجه رسانه ها قرار بگيرد. خاصيت جايزه دوساله قاعدتاً در اين جنبه هم کمتر است. شايد لازم باشد مسوولان و تصميم گيرندگان بنياد، حين تصميم گيري از زير سايه بلند هوشنگ گلشيري بيرون بيايند. جايزه يي به نام اين نويسنده برجسته و بزرگ به مفهوم آن نيست که هر سال قرار است يک «شازده احتجاب» منتشر شود.
2- بنياد گلشيري نامزدهاي اولين دوسالانه اش را هفته گذشته اعلام کرد. نامزد شدن پيمان اسماعيلي، حميدرضا نجفي و حامد حبيبي قابل پيش بيني بود. اما در بخش مجموعه داستان اول، انتخاب مجموعه داستان «شهر يک نفره» مرجان بصيري واقعاً تيزبينانه بود. دو نامزد ديگر اين بخش، کتاب هاي پدرام رضايي زاده و حامد اسماعيليون (که نامزد روزي روزگاري هم شد) براي خوانندگان شناخته شده بودند اما مجموعه «شهر يک نفره» که ويژگي هاي مثبتي دارد، اگر نامزد جايزه گلشيري نمي شد به ليست بلندبالاي کتاب هاي فراموش شده مي پيوست.
3- در خبرها آمده بود انجمن نقد ادبي که اعضايش مثل دکتر فتوحي و دکتر حق شناس از چهره هاي شناخته شده دانشگاهي هستند در تدارک برگزاري جايزه نقد شعر و داستاني است که قرار است به پا گرفتن نقد علمي در کشور کمک کند. در اين چندساله بعضي از چهره هاي نوگراي دانشگاهي در ايران از فضاي رخوت زده و موزه يي دانشگاه ادبيات انتقاد کرده اند و تمايل زيادي براي حضور و تاثيرگذاري بر جريان پوياي ادبي خارج از دانشگاه نشان داده اند. برگزاري جايزه نقد ادبي بهترين فرصت است تا نقد آکادميک از مرزهاي بسته مجله هاي دانشگاهي و تحقيق هاي آخر ترمي بيرون بيايد و واقعيت شلخته و درهم و برهم اطراف خود را لمس کند. نقد دانشگاهي در ايران اغلب در فضاي آزمايشگاهي نظريه هاي نقد ادبي را به شکلي مکانيکي به کار مي برد و ديگران را به شلختگي و بي اطلاعي متهم مي کند (هرچند پيشروترين جريان هاي نقد ادبي فارسي در سال هاي اخير در جايي خارج از دانشگاه شکل گرفته اند). جايزه نقد در صورتي به يک نهاد تاثيرگذار تبديل مي شود که گرايش هاي موجود در فضاي ادبي امروز ايران را که در رسانه هاي مکتوب و اينترنتي بروز مي يابد، ناديده نگيرد و ابزارهاي رصد و بررسي اش را از محدوده آکادمي فراتر ببرد.