سه شنبه، 6 بهمن 1388 - شماره 2161
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
محمود دعايي در جمع اهالي فرهنگ در حرم امام(ره)؛
امام(ره) تاکيد داشتندکه حتي به شاه دشنام نگوييم
وزير ارشاد؛ اگر کسي به بيراهه مي رفت امام(ره) هيچ ملاطفتي نداشت



جمعي از اهالي فرهنگ، هنر و رسانه به همراه مديران اين بخش ها و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي روز گذشته به مرقد مطهر بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران رفتند و بار ديگر با آرمان هاي ايشان تجديد بيعت کردند. سيدمحمد حسيني در اين مراسم گفت؛ «همه ما درس هاي بسياري را از امام راحل آموخته ايم و تکرار مي کنيم تا بتوانيم پرچمي را که ايشان برافراشته بود، بر بلنداي قله ها قرار دهيم و با ابزار هنر و رسانه، نه تنها در مرز هاي جغرافياي ايران بلکه در تمام دنيا اين پرچم را به نشانه افتخار به اهتزاز درآوريم و حرکتي را که امام روزگاري يکه و تنها آغاز کرده بود، ادامه دهيم.» او در بخشي از حرف هايش با برشمردن ويژگي هاي برجسته بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران گفت؛ «عشق به خدا، صبر و استقامت، همت بلند، غيرت ديني و تعصب بجا روحيه هايي است که امروز در تک تک ما بايد تقويت شود. در کنار آن، شجاعت امام نيز برخاسته از ايمان و اعتقاد راسخ شان بود که بايد آن را فراگرفت و به همين دليل بود که در آن روزگار هر چقدر قدرتمندان و امثال امريکا تهديد مي کردند، در عزم امام خللي ايجاد نمي شد و ايشان به پاسداري و صيانت از اسلام و اهداف آن راسخ بود و اگر کسي در اين مسير درست به بيراهه مي رفت، ايشان هيچ ملاطفتي نداشت و با آنها برخورد مي کرد.» وزير ارشاد در بخش ديگري از سخنراني اش خطاب به حاضران گفت؛ «اميدوارم همه حاضران با همان عهدي که آن روزها با امام(ره) بستند، امروز نيز بر وصيت ايشان پابرجا بمانند و همچنان بر ولايت فقيه استوار باشند.» به گزارش ايسنا او همچنين به بخشي از سخنان مقام معظم رهبري که چندي پيش مطرح شده بود، اشاره کرد و گفت؛ «در اين روزگار ايشان تاکيد کردند که مواضع نخبگان جامعه بايد شفاف و درست باشد و از حرف هاي دوپهلو پرهيز کنند. همان طور که در حماسه نهم دي ماه مردم جلوتر از خواص جامعه و مسوولان حرکت کردند تا با حضور حماسي خود در سطح جهاني به همگان بفهمانند که در عهد و پيمان با امام راحل وفادار هستند و ما هم به عنوان خدمتگزاران اين جامعه اميدواريم وظيفه خود را به خوبي انجام دهيم.» در بخش ديگري از اين مراسم، محمود فرهنگ به نمايندگي از اهالي تئاتر گفت؛ «در اين سال ها که حضرت امام(ره) از ميان ما رفتند، بار سنگيني بر شانه هاي هنرمندان متعهد سنگيني مي کند هر چند هنر تئاتر و ساير هنرها در اين 30 سال تا حدي از افق هاي مورد نظر ايشان دور افتاده است.» حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمود دعايي مدير موسسه اطلاعات نيز در بخش ديگري از اين مراسم با ذکر خاطراتي از شخصيت ويژه امام(ره) گفت؛ «قبل از انقلاب که مسووليت فرهنگي و تبليغاتي يک موج راديويي را برعهده داشتم، به رسم عادت، تمام برنامه هايي را که عرضه مي کرديم، يادداشت مي کردم. بعد از اجراي اوليه، تمام اين يادداشت ها را به محضر حضرت امام(ره) تقديم کردم و ايشان بعد از مطالعه دقيق آنها، مرا خواستند و در آن ديدار تاکيد کردند که در کار خود دروغ و ناسزا نگوييد و با منطق و ملايمت صحبت کنيد. حتي زماني که ما در راديو در افشاي پلشتي هاي خانواده شاه افشاگري مي کرديم و در خلال آنها برخي جملات نقل مي شد که گاه همراه با عصبانيت بود، ايشان تاکيد داشتند که دشنام نگوييم.» او همچنين به فعاليت هاي رسانه يي خود و توصيه هاي امام(ره) در اين عرصه اشاره کرد و گفت؛ «در تمام آن سال ها حتي يک بار نشد که ايشان نسبت به يک تيتر، عکس يا مطلبي از خودشان واکنش نشان دهند اما يک روز ما را خواستند و صريحاً اعلام کردند که هيچ نقل قول و عکسي را از من در صفحه اول تيتر نکنيد و تيتر و عکس اول خود را به خدمتگزاران و گمناماني اختصاص دهيد که در اين کشور زحمت مي کشند.» دعايي در ادامه گفت؛ «ما امروز افتخار داريم تا در اين مکان با چنين شخصيتي تجديد عهد کنيم که اگر مي خواست به جامعه هنري و سينمايي حرمت بگذارد، از فيلم يک هنرمند لائيک سخن مي گفت و از غلامحسين ساعدي و فيلم «گاو» نام مي برد. ايشان حتي با کساني که با تحجر و دگم بودن خود قصد خدشه وارد کردن به موسيقي فاخر را داشتند، به گونه يي رفتار مي کرد تا به کار خود واقف شوند. به همين دليل بود که در حسينيه جماران تمامي سازها گرد آمد تا سرود «شهيد مطهر» به شکلي زنده اجرا شود و در عمل و مشي خود به جامعه نشان دادند که اگر مي خواهيد خدمتگزار باشيد، بايد به جامعه خود حرمت بگذاريد.» مديرمسوول روزنامه اطلاعات همچنين با اعتقاد به اينکه در اين روزها خط کشي هاي تندي وجود دارد و با عصبانيت و تندي به هم شليک مي کنند، با ذکر خاطره ديگري درباره حرمت گذاشتن امام(ره) به شخصيت مردم گفت؛ «ايشان تحت هيچ شرايطي نمي خواستند حرمت کسي آسيب ببيند و ما هم بايد حرمت گزار همگان باشيم تا راه ايشان را به درستي ادامه دهيم.» محسن علي اکبري تهيه کننده سينما هم در بخش ديگري از اين مراسم گفت؛ حضرت امام(ره) در اولين سخنان خود در بهشت زهرا تاکيد کردند که با سينما مخالف نيستند اما با فحشا مخالفت مي کنند و اين موضوع جرقه يي در ذهن تمام هنرمندان بود تا بفهمند که چگونه بايد در اين عرصه حضور پيدا کرد. چه بسا که ما اين موضوع را منشاء حرکت خود قرار داديم تا در تمام اين سال ها سينما را از فحشا دور کنيم و براي سينما و توقعي که براي آن مي رفت، چاره انديشي کنيم.»
حال و روز فجر بيست و هشتم- 2
رونمايي تدريجي از داوران



امير پوريا

amirpouria@gmail.com

يک؛ گاهي اوقات آدمي بس زودتر از آنکه تصورش را مي کرد، از قول و وعده يي که داده، پشيمان مي شود. همين پريروز بود که در اولين ستون اين ايام بيست و هشتمين جشنواره فيلم فجر قول دادم بابت شراکت در فيلمنامه فيلم «آل» ساخته بهرام بهراميان و حضورش در جشنواره، هيچ نظري درباره فيلم هاي امسال نخواهم داد ولي به فاصله چند ساعت بعد از چاپ همان يادداشت اول، با تماشاي کامل (بر اينکه فيلم را تا آخر ديدم، به عنوان نوعي توانايي، تاکيد مي کنم) فيلم «تسويه حساب» ساخته تهمينه ميلاني، به خودم لعن و نفرين فرستادم که آخر چرا چنين قولي دادم؟ و حالا که دارم از انفجار حرف هايم درباره اين فيلم مي ترکم، چه غلطي بکنم؟ البته به هر حال قول من دليلي مبتني بر ملاحظات حرفه يي داشت. رعايتش مي کنم و نظر نمي دهم. فقط به من اجازه بدهيد يک سکانس از فيلم را برايتان تعريف کنم؛ به سياق طرح هاي مشهور به «بدون شرح» در مطبوعات، همه تلاشم را مي کنم که توصيفي در ابعاد نظر دادن به آن نيفزايم؛ جايي از فيلم، مردي متشخص که با تمام مردان هوسران و لوده و لايق کتک خوردن و تلکه شدن ديگر فرق دارد، نزديک است با سارا (مهناز افشار) تصادف کند و دليل اين امر هم درگيري ذهني او با ماجراي آسيب ديدن يکي از کارگران کارگاهش است. يعني به قدري انسان و شريف است که برخلاف بقيه آدم هاي قسي القلب فيلم، دلش براي کارگرش مي رود. او نه تنها به تلاش زن براي جذب کوچک ترين توجهي نمي کند، بلکه حتي به پيشنهاد صريح او براي قهوه خوردن به اتفاق هم پاسخ منفي مي دهد. در همين حين رفقاي سارا و از جمله زيبا (لادن مستوفي) که دارند از ماشين پشتي، سارا را در ماشين مرد متشخص نگاه و صداي مکالمات آن دو را کنترل مي کنند، تحت تاثير شخصيت مرد قرار مي گيرند و زيبا ما را شيرفهم مي کند که «طرف آدم حسابيه». بعد هم سارا از ماشين او پياده مي شود و با نگاهي سرشار از اين حس که «بالاخره در دنيا يک مرد واقعي هم پيدا مي شود»، منتظر دوستانش مي ايستد. مي دانيد بازيگر نقش اين تنها مرد واقعي کيست؟ مي بخشيد که لطف و هيجان اين بخش فيلم را که مي دانم مي خواهيد حتماً ببينيد، از بين مي برم. ولي اگر نگويم، توصيف اين فصل هيچ لطف و نمکي نخواهد داشت؛ محمد نيک بين، همسر کارگردان فيلم. متوجه شديد ديگر؟ نکته اين است که ايشان دارند به اين طريق مراتب جدايي و رهايي محض خودشان را از مصائبي که زنان فيلم و زنان ديگر اين جامعه و زمانه در نسبت با مردان نامرد روزگار، گيرش هستند، اعلام مي دارند. از اين خوشبختي و خوش اقبالي ايشان، خشنود و خرسنديم. به سلامتي ان شاء الله.

دو؛ در شرايط معمول انجام کارها و برگزاري مراسم و همايش ها و... در ايران، غريب نيست اگر مثلاً برخي فيلم ها اندکي ديرتر از زمان اعلام شده اوليه برسند يا مثلاً کاتالوگ رسمي جشنواره با چند روز تاخير چاپ و توزيع شود. اما اينکه داوران بخش هاي مختلف جشنواره يي دست کم چند روز پيش از شروع آن اعلام نشوند و مثل اين دوره، در طول روزهاي نيمه اول برپايي جشنواره فجر امسال، کم کم از نام هاي آنان رونمايي شود، به روشني نشانگر شرايط دشوار مسوولان آن در يافتن افراد معتبر و قبولاندن داوري به آنهاست. ديشب حدود 48 ساعت بعد از افتتاح جشنواره، تازه داوران بخش مهم مسابقه فيلم هاي اول و دوم و دو بخش کاملاً ناشناس تحت عناوين «نقش خيال» و «انتخاب بهترين عکس هاي خبري» معرفي شده اند و خانم تهمينه ميلاني هم شخصاً اعلام کرده داور بخش بين المللي جشنواره است. (در حالي که خودش در بخش داخلي، فيلم دارد، اتفاقي که مي تواند در تاريخ جشنواره هاي جهاني، به منزله رخدادي بي سابقه ثبت شود.) اما همچنان از معرفي داوران بخش اصلي يعني مسابقه سينماي ايران خبري نيست. اينجا دو بحث مهم قابل طرح است؛ نخست اينکه اگر اين اعلام نکردن و اين رفتار عجيب و غيرحرفه يي نتيجه شرايط خاص امسال و تاثيراتش بر جشنواره است، اين اصرار و تکرار مديران در مراسم افتتاحيه چه محلي از اعراب دارد که مدام مي گويند نپذيرفتن داوري توسط سه چهار نفر، اتفاق طبيعي هرساله است؟ اگر چنين است، چرا کار به اينجا کشيده که ممکن است روز سيزدهم بهمن کانديداهاي دريافت سيمرغ اعلام شوند، در حالي که هنوز نام داوران بر عموم روشن نيست؟ و دوم اينکه اين اعلام نکردن با تاکيد دبير جشنواره بر اينکه به منظور پرهيز از بروز «برخي مسائل» صورت گرفته، به خود داوران برنمي خورد؟ يعني مشخص و بي نياز از توضيح نيست که تعويق در معرفي آنان به معناي کم اعتبار تلقي شدن ترکيب هيات داوران از نگاه خود جشنواره است؟ بچه هاي سينما که طبعاً داوران را مي شناسند .

سه؛ اما اگر از مفهوم جشنواره يي واژه «داور» فاصله بگيريم و مفهوم لغوي و قضايي آن يعني فرد يا نهاد تصميم ساز و تعيين کننده را در نظر آوريم حتي از هر هيات داوراني که اعلام هم بشوند، روشن تر است که داوران اصلي اين جشنواره کيانند و دارند چه مي کنند. در روز بعد از شروع جشنواره، تازه دو فيلم به بخش مسابقه اضافه مي شود و جمع کل آثار اين بخش به 27 فيلم مي رسد، يکي از اين آثار يعني «لطفاً مزاحم نشويد» با اعتنا به سابقه درخشان سازنده اش محسن عبدالوهاب، احتمالاً از فيلم هاي شاخص امسال است اما تا اين دم آخر از سوي جشنواره پذيرفته نشده بوده. بخش فيلم هاي اول و دوم به طور مداوم دارد فيلم هايي را که پيشتر به دليلي نامعلوم از فهرست کنار گذاشته شده بودند، به خود راه مي دهد. فيلم هايي چون «هيچ» عبدالرضا کاهاني و «آتشکار» محسن اميريوسفي و «صد سال به اين سال ها» سامان مقدم که اطمينان دارم نظر توام با غافلگيري ناقدان را درباره شان خواهيد خواند، فقط در يک سانس؟ براي اهالي مطبوعات به نمايش در مي آيند.

چهار؛ دو ديالوگ کليدي از دو فيلم بهرام بيضايي مدام در ذهنم تکرار مي شود؛ در پايان «مرگ يزدگرد»، زن آسيابان (سوسن تسليمي) در اشاره به سپاهي که در راه است، مي گويد «اينک داوران اصلي از راه مي رسند»؛ و حشمت داوران (مرحوم جمشيد اسماعيل خاني) در جايي از «مسافران» با تاکيد بر اينکه فقط دختر دارد و برادرش و دو پسر او حالا از دنيا رفته اند، فرياد برمي آورد؛ «چرا من بايد آخرين داوران باشم؟»

پيدا و پنهان
? آزادي سيدحسن احمديان؛ «سيدحسن احمديان» رئيس کميته مردمي ستاد ميرحسين موسوي پس از تحمل بيش از چهار ماه زندان شامگاه يکشنبه با قرار وثيقه 500 ميليون توماني آزاد شد. به گزارش کلمه اين زنداني سياسي به دليل تشديد ناراحتي کليوي قرار بود شنبه گذشته تحت عمل جراحي قرار گيرد. مراجعه مستمر خانواده احمديان به زندان اوين و دادگاه انقلاب طي چند روز گذشته سبب شد با قرار وثيقه وي موافقت شود. خانواده وي قصد دارند بلافاصله حسن احمديان را به بيمارستان برده و براي عمل جراحي آماده کنند.

? ديدار مهدي کروبي با کيانوش راد؛ حجت الاسلام مهدي کروبي روز يکشنبه با حضور در منزل محمد کيانوش راد با وي ديدار و گفت وگو کرد. در اين ديدار مهدي کروبي با اشاره به اوضاع کشور تاکيد کرد از اصلاحات عقب نشيني نخواهد کرد.

? ديدار عبد الله نوري با صفايي فراهاني؛ عبدالله نوري با حضور در منزل محسن صفايي فراهاني عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت با وي ديدار و گفت وگو کرد. به گزارش نوروز در اين ديدار حجج الاسلام سيدياسر خميني (نوه امام خميني)، سيدسراج الدين موسوي و منهاج و همچنين تعدادي از اعضاي شوراي مرکزي سازمان ادوار تحکيم نيز حضور داشتند. عبدالله نوري در اين ديدار ضمن خوشامدگويي به صفايي فراهاني از آخرين وضعيت پرونده وي و ساير اعضاي جبهه مشارکت و سازمان مجاهدين انقلاب که با وي هم بند بوده اند، مطلع شد.

? يقه گيري در مجلس؛ سايت خبري تابناک از مجادله رئيس سازمان هواپيمايي کشوري و رئيس شرکت هواپيمايي تابان خبر داد. به نوشته تابناک روز يکشنبه بهبهاني وزير راه، نخجواني رئيس سازمان هواپيمايي کشوري، عبدالله پور رئيس شرکت هواپيمايي «تابان» و تني چند از ديگر مسوولان هواپيمايي کشور که براي توضيح حادثه در مجلس حاضر شده بودند پس از جلسه و رفتن وزير راه، بحث و جدلي ميان رئيس هواپيمايي کشوري و رئيس شرکت «تابان» صورت مي گيرد که در پايان به کتک کاري و زد و خورد مي انجامد. به گفته شاهدان ماجرا ، نخجواني رئيس هواپيمايي کشوري به عبدالله پور رئيس شرکت هواپيمايي «تابان» اظهاراتي مبني بر جلوگيري از ادامه فعاليت و ابطال مجوز و... مي کند و عبدالله پور در پاسخ اظهار مي دارد؛ «شما چرا با ايران اير کاري نداريد که اخيراً با حوادث و سانحه هاي متعددي همراه بوده؟،» که اين گفت و شنود باعث بروز درگيري فيزيکي ميان اين دو مي شود.

? اعتراض رجانيوز به شوراي نگهبان؛ سايت رجانيوز از اينکه به گفته اين سايت شوراي نگهبان لايحه هدفمند کردن يارانه ها را که مردم را به جان همديگر مي اندازد تاييد کرده به شدت انتقاد کرد و در مقاله يي خطاب به اعضاي شوراي نگهبان نوشت؛ «عزيزان، بزرگان، فقها و حقوقدانان زبده، بر شماست که قوانين را در صورت شرعي بودنش به تصويب برسانيد، نمي خواهم بگويم که چرا اجازه داديد تا براي تقسيم بيت المال ترينً بيت المال ملت (نفت) مردم را دهک بندي کنند؟ نمي خواهم بگويم چرا اجازه داديد تا سيره اميرالمومنين را در مساوات بيت المال ناديده بگيرند؟ نمي خواهم بگويم که برابر کدام حکم شرعي اجازه داديد تا در تقسيم بيت المال مسلمين، از غني بگيرند و به فقير بدهند؟ بلکه پرسش اين است؛ مگر نه اينکه حفظ نظام، از واجبات شرعي است؟ و مگر نه اينکه رکن رکين حفظ نظام، حفظ وحدت و امنيت است؟ نکند شما بزرگواران قبول نداريد که به جان هم افتادن مردم، به خاطر ريزترين هزينه هاي خانگي (مهمان دعوت کردن، گرفتن يک جشن تولد ساده، برگزاري مجالس روضه و قرآن، ميزان استفاده آب همسايه ها و...) و زد و خوردهايي که نيروي انتظامي و کلانتري هاي کلانشهرها گنجايش رسيدگي به آنان را نخواهند داشت، به خطر افتادن وحدت مردم و... نيست؟»

? نامه 110 استاد دانشگاه؛ در خبرها آمده است 110 نفر از استادان و محققان دانشگاه هاي کشورهاي مختلف جهان با انتشار نامه سرگشاده يي با محکوم کردن ترور مسعود عليمحمدي استاد فيزيک دانشگاه تهران، خواستار بررسي اين حادثه شدند.

? دستگيري يک ايراني در پاريس؛ فرارو به نقل از روزنامه بوستون گلوب، از دستگيري يک مهندس ايراني در پاريس خبر داده است. بوستون گلوب نوشته است مجيد کاکاوند به اتهام به همراه داشتن قطعات نظامي و تجاري براي ارسال به ايران، جهت استرداد به مقامات امريکايي در فرودگاه پاريس بازداشت شده است.

? تماس روزنامه نگاران با خانواده؛ پس از گذشت قريب به يک ماه از بازداشت چند تن از روزنامه نگاران هيچ يک با اعضاي خانواده خود ملاقاتي نداشته اند. اما با اين حال «کيوان مهرگان» شب گذشته در تماس کوتاه با خانواده اش از سلامتي خود خبر داده است. همچنين شنيده ها حاکي از آن است که وي يکشنبه گذشته در پي اعتراض به بازداشت خود و نامشخص بودن وضعيتش به شعبه 28 دادگاه انقلاب برده شده. خانواده «عبدالرضا تاجيک» نيز پنجشنبه گذشته مکالمه کوتاهي با وي داشته اند اما هنوز پس از گذشت يک ماه از ثبت تقاضاي خواهر و وکيل وي براي ملاقات با دادستان، با اين ديدار موافقت نشده و همچنين اجازه مطالعه پرونده تاجيک به وکيل وي داده نشده است. «مهسا حکمت» نيز از دو هفته پيش تاکنون تماسي با خانواده خود نداشته است. «سام محمودي سرابي» نيز در بند عمومي 209 اوين به سر مي برد و به خانواده او ابلاغ شده براي پيگيري وضعيتش دست کم تا دو هفته ديگر مراجعه نکنند.
رئيس انجمن شعر؛
رويکرد دولت در قبال فرهنگ و هنر نيز انحصاري است
«پخش مناظرات سياسي که در قالب برنامه «رو به فردا» از شبکه سوم سيما پيگيري مي شود، از ديدگاه کارشناسان سياسي شروع نسبتاً قابل قبولي داشت اما ويژگي هاي برنامه هاي نخستين، رفته رفته در برنامه هاي بعدي کمرنگ و کمرنگ تر شده است.» فاطمه راکعي درباره اين برنامه گفت؛ «در اين برنامه ها انتقادات مختلفي از سوي جناح هاي معترض به عملکرد دولت بيان شد که روشن شدن مسائل پيرامون آنها، مي توانست سهم بسزايي در شفاف سازي فضاهاي فکري موجود در جامعه داشته باشد.» اما راکعي سطح کيفي اين سلسله برنامه ها را رو به نزول اعلام کرد و در اين باره گفت؛ «فکر مي کنم برخي از مسوولان افراطي شنيدن حرف هاي جناح هاي مخالف را تاب نياوردند و نتيجه آن شد که مناظرات سياسي از تب و تاب خود افتاد.» به گزارش ايلنا او با بيان اين مطلب که مسوولان ذي ربط هنوز از اتفاقاتي که در ايام اخير رخ داده است، عبرت نگرفته اند، گفت؛ «اين رويکردهاي غلط باعث شد اعتماد در بين مردم نسبت به رسانه هاي دولتي و صدا و سيما کاهش پيدا کند و يکسو نگري هاي حاضر در جامعه، حساسيت هايي را به وجود آورد.» نماينده مجلس ششم گفت؛ «اين حق مردم است که از حقايق و اتفاقاتي که در کشورشان رخ مي دهد، آگاه باشند.» راکعي ضمن بيان اين مطلب که با بيان قدرت سعي مي کنند همه تقصيرها را به گردن جناح هاي معترض بيندارند، گفت؛ «در ايام پس از انتخابات حوادث تلخي در کشور ما رخ داد که برخي از اين حوادث به ريخته شدن خون همشهريان ما منجر شد و حالا وقت آن است که مردم اين حوادث را تجزيه و تحليل کنند و به آرامش ذهني برسند.» او با اشاره به لزوم برقراري آرامش اجتماعي در کشور گفت؛ «خانواده هايي هستند که فرزندان آنها به طيف جناحي خاصي اعتقاد دارند. اين اصلاً يک فاجعه نيست و شرايط دموکراتيک حکم مي کند آن دو در کنار يکديگر زندگي کنند اما نبايد شرايط را طوري رقم بزنيم که دو فرزند از يک خانواده به جان يکديگر بيفتند.» رئيس انجمن شعر ايران همچنين در پاسخ به سوال ايلنا راجع به جشنواره فجر گفت؛ «متاسفانه فضايي در کشور به وجود آمده است که چهره هاي برجسته هنر يا خودشان تمايلي به شرکت در اين جشنواره ها ندارند يا توسط مسوولان اين جشنواره ها خط مي خورند.» او در ادامه گفت؛ «رويکرد دولت در قبال فرهنگ و هنر نيز انحصاري است و تنها طيف خاصي که با آنها همسو باشد را مشروع مي داند و نتايج اين رويکرد را در جوامع هنري مي توانيم حس کنيم.» راکعي معتقد است؛ «برگزاري چنين جشنواره هايي در سطح ملي بايد به NGO هاي فعال سپرده شود و از نظارت دولت به طور مستقيم خارج شود تا با تغيير دولت ها اين تشکل ها متحمل سليقه يي متفاوت نشود.» او گفت؛ «بايد براي هنرمندان احترام و جايگاه ويژه يي از حيث منزلت اجتماعي لحاظ شود و به آنها اجازه داده شود در چارچوبي مشخص و طبق قانون تشکل هايي را با اساسنامه هاي رسمي تاسيس کنند.»
عناوين اين صفحه
امام(ره) تاکيد داشتندکه حتي به شاه دشنام نگوييم
رونمايي تدريجي از داوران
پيدا و پنهان
رويکرد دولت در قبال فرهنگ و هنر نيز انحصاري است
جايزه گلشيري و چند نکته
طبس، گلشن کوير
رضايي بر صندلي چيني فروشان در کانون تکيه زد

جايزه گلشيري و چند نکته
اميرحسين خورشيدفر



1- پارسال که جايزه هاي ادبي يکي يکي از ميدان به در مي شدند بنياد گلشيري که نامزدهايش را معرفي کرده بود يکدفعه اعلام کرد هيچ کتابي را درخور دريافت جايزه يي به نام گلشيري نمي داند. بعدتر يکي دو داور غيررسمي گفتند يکي دو داور ديگر ايده جايزه ندادن را جا انداخته اند. اما مسوولان بنياد اصرار داشتند همه داوران يکدل و يک نظر بوده اند که مميزي و دلايل ديگر باعث افول داستان نويسي در ايران شده و اين کتاب ها جايزه دادن ندارد. راي سال گذشته داوران بر سياستگذاري کلي جايزه تاثير گذاشت و اين شد که امسال بنياد طرحي نو درانداخت و جايزه گلشيري را براي رمان ها و مجموعه داستان ها يک سال در ميان کرد، با اين توجيه که توليد يک ساله داستان نويسان فارسي کفاف تامين نظر جايزه يي را که اغلب داورانش نويسندگان همين کتاب هاي موجود هستند، نمي دهد. درست است که در بيانيه بنياد گلشيري مفصلاً از وضعيت مميزي و نشر کتاب انتقاد شده تا بپذيريم ناگزير بوده اند معتبرترين جايزه ادبي را دوسالانه و نصفه نيمه کنند اما نگاهي به آثار منتشرشده سال گذشته و امسال و انتخاب هاي دو جايزه ديگر - منتقدان مطبوعات و روزي روزگاري- نشان مي دهد اين تصميم کمي عجولانه بوده است. اين شکل جايزه دادن مشکلات ديگري را در پي خواهد داشت؛ يکي اينکه داوران سال آينده ناچارند در ميان کتاب هايي داوري کنند که زمان انتشارشان گاه تا دو سال با هم اختلاف دارد، آن وقت بايد کمي بيشتر از حد معمول به عوامل بيروني بي توجه باشند و تر و تازگي کتاب در قضاوت شان لحاظ نشود. اصولاً جايزه دادن به کتابي که دو سال قبل منتشر شده کار سختي است. يکي از اصلي ترين کارکردهاي جوايز ادبي تاثيرشان بر فروش کتاب است. تجربه ناشران ايراني نشان مي دهد فروش يک رمان و مجموعه داستان فارسي معمولاً به صورت يک منحني 9ماهه قابل ترسيم است. سه ماهه اول صرف معرفي و توزيع سراسري کتاب مي شود. فروش کتاب در ماه هاي ششم و هفتم به اوج خود مي رسد و در پايان ماه نهم ديگر بايد براي چاپ دوم شدن يا نشدن کتاب تصميم گرفت. جايزه هاي يک ساله اين شانس را براي کتاب ايجاد مي کنند که در فاصله کمي از فرآيند 9ماهه شوکي به فروش وارد شود. نامزد شدن باعث مي شود کتاب دوباره در شعاع توجه رسانه ها قرار بگيرد. خاصيت جايزه دوساله قاعدتاً در اين جنبه هم کمتر است. شايد لازم باشد مسوولان و تصميم گيرندگان بنياد، حين تصميم گيري از زير سايه بلند هوشنگ گلشيري بيرون بيايند. جايزه يي به نام اين نويسنده برجسته و بزرگ به مفهوم آن نيست که هر سال قرار است يک «شازده احتجاب» منتشر شود.

2- بنياد گلشيري نامزدهاي اولين دوسالانه اش را هفته گذشته اعلام کرد. نامزد شدن پيمان اسماعيلي، حميدرضا نجفي و حامد حبيبي قابل پيش بيني بود. اما در بخش مجموعه داستان اول، انتخاب مجموعه داستان «شهر يک نفره» مرجان بصيري واقعاً تيزبينانه بود. دو نامزد ديگر اين بخش، کتاب هاي پدرام رضايي زاده و حامد اسماعيليون (که نامزد روزي روزگاري هم شد) براي خوانندگان شناخته شده بودند اما مجموعه «شهر يک نفره» که ويژگي هاي مثبتي دارد، اگر نامزد جايزه گلشيري نمي شد به ليست بلندبالاي کتاب هاي فراموش شده مي پيوست.

3- در خبرها آمده بود انجمن نقد ادبي که اعضايش مثل دکتر فتوحي و دکتر حق شناس از چهره هاي شناخته شده دانشگاهي هستند در تدارک برگزاري جايزه نقد شعر و داستاني است که قرار است به پا گرفتن نقد علمي در کشور کمک کند. در اين چندساله بعضي از چهره هاي نوگراي دانشگاهي در ايران از فضاي رخوت زده و موزه يي دانشگاه ادبيات انتقاد کرده اند و تمايل زيادي براي حضور و تاثيرگذاري بر جريان پوياي ادبي خارج از دانشگاه نشان داده اند. برگزاري جايزه نقد ادبي بهترين فرصت است تا نقد آکادميک از مرزهاي بسته مجله هاي دانشگاهي و تحقيق هاي آخر ترمي بيرون بيايد و واقعيت شلخته و درهم و برهم اطراف خود را لمس کند. نقد دانشگاهي در ايران اغلب در فضاي آزمايشگاهي نظريه هاي نقد ادبي را به شکلي مکانيکي به کار مي برد و ديگران را به شلختگي و بي اطلاعي متهم مي کند (هرچند پيشروترين جريان هاي نقد ادبي فارسي در سال هاي اخير در جايي خارج از دانشگاه شکل گرفته اند). جايزه نقد در صورتي به يک نهاد تاثيرگذار تبديل مي شود که گرايش هاي موجود در فضاي ادبي امروز ايران را که در رسانه هاي مکتوب و اينترنتي بروز مي يابد، ناديده نگيرد و ابزارهاي رصد و بررسي اش را از محدوده آکادمي فراتر ببرد.


طبس، گلشن کوير
گاهي در حاشيه اين کوير داغ و سوزان و پژمرده، اما سرشار از شور زندگي، مناطقي را مي يابي که وقتي به آن پاي مي گذاري، همه خشکي و خشونت کوير را از ياد مي بري. و شهر طبس يکي از اين مناطق است. طبيعت لطيف و خرم طبس با درختان هميشه سبز نخل و مرکبات، هوش از سر هر مسافر خسته از کوير مي ربايد. طبس داراي سابقه تاريخي بسيار طولاني است. قدمت آن به قبل از آغاز پادشاهي ساسانيان مي رسد و در گذشته دور يکي از مراکز داد و ستد و شهري بسيار آباد بوده است. در اسناد تاريخي و سفرنامه هاي مختلف به مناسبت هاي گوناگون، نامي از شهر طبس در جنوب خراسان بزرگ به ميان آمده است. از جمله ناصر خسرو در سفرنامه خود درباره طبس قرن پنجم هجري چنين بيان کرده است؛ «طبس شهري انبوه (پرجمعيت) است اگرچه به روستا نمايد، و آب اندک باشد و زراعت کمتر کنند، خرماستان ها باشد و بساتين (بوستان ها). و چون از آنجا سوي شمال روند نيشابور به 40 فرسنگ باشد... و در آن وقت امير آن شهر (ابوالحسن) گيلکي بن محمد بود و به شمشير گرفته بود. و عظيم آسوده بودند مردم آنجا، چنان که به شب در سراي ها نبستندي و ستور (چهارپايان) در کوي ها باشد، با آنکه شهر را ديوار نباشد. و هيچ زن را زهره (جرات) نباشد که با مرد بيگانه سخن گويد و اگر گفتي هر دو را بکشتندي و همچنين دزد و خوني (قاتل) نبود از پاس عدل او.» در کتاب خداوند الموت (بازگوکننده سرگذشت فرقه اسماعيليه)، طبس در عهد حکومت سلجوقيان (قرن ششم هجري)، شهري آباد و بزرگ توصيف شده است. يکي از قلاع مستحکم و استراتژيک اسماعيليه نيز در نزديکي اين شهر قرار داشته، که هنوز هم آثار آن در ارتفاعات روستاي ملوند وجود دارد. نامه يي تاريخي نيز از حضرت علي بن موسي الرضا(عليه السلام)، در دست است که خطاب به حاکم طبس نگاشته و در آن سفارش هايي در مورد برادرشان حضرت حسين بن الکاظم فرموده اند. اين نامه حاکي از وجود يک حکومت ظاهراً مقتدر در طبس باستان است. طبس از قديم الايام مهد علوم مختلف به ويژه علوم اسلامي بوده است. به طوري که نويسنده کتاب خداوند الموت نگاشته است؛ «مدرسين طبس، اگر از استادان مدرسه نظاميه برتر نباشند، از آنها کمتر نيستند... در کشور ايران، يگانه شهري که در آن فرس قديم تدريس مي شود، شهر طبس است.» (فرس قديم زباني است که از قبل از اسلام در ايران رواج داشته است.) طبس در تاريخ معاصر دو رويداد مهم به خود ديده است؛ يکي زمين لرزه يک سال پيش از انقلاب که خرابي هاي بسيار آفريد و ديگر حمله هواپيماهاي امريکايي در فرودگاهي نزديک اين شهر که به شکست انجاميد.


رضايي بر صندلي چيني فروشان در کانون تکيه زد
سيدصادق رضايي به عنوان مديرعامل جديد کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان جايگزين محسن چيني فروشان شد که 19 سال اين سمت را بر عهده داشت. مجمع کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان روز دوشنبه تشکيل جلسه داد و اعضاي مجمع بس از بازنشستگي محسن چيني فروشان مدير سابق سيدصادق رضايي را به عنوان رئيس هيات مديره کانون انتخاب کردند. مديرعامل جديد کانون متولد سال 1343 در بهشهر و داراي مدرک کارشناسي ارشد الهيات و معارف اسلامي است. او از 15 سال پيش ابتدا مديريت کانون استان مازندران را برعهده داشت و از مهر سال 1387 نيز به مديريت کانون استان خراسان رضوي منصوب شد. او پيشتر در کارنامه کاري خود سوابق فرهنگي و آموزشي متعددي را در آموزش و پرورش استان مازندران ثبت کرده است. به گزارش خبرآنلاين، محسن چيني فروشان مديرعامل سابق کانون متولد سال 1331 در اصفهان و فارغ التحصيل رشته راه و ساختمان و فوق ليسانس برنامه ريزي فرهنگي است. او در سال هاي پس از انقلاب اسلامي عهده دار مشاغل مختلفي در وزارت آموزش و پرورش به ويژه در حوزه هاي مرتبط با مسائل کودکان و نوجوانان بوده است. اکنون پس از نزديک به 19 سال با انتخاب مجمع عمومي کانون و با حکم وزير آموزش و پرورش به عنوان رئيس مجمع، سيدصادق رضايي به عنوان مديرعامل جديد کانون فعاليت خود را آغاز مي کند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام