يكشنبه، 27 دي 1388 - شماره 2153
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
گفت وگوي اختصاصي با پروفسور «مايکل بهه» درباره داروين
دانشمندان، فيلسوفانخوبي نيستند

گروه علم؛ مباحثه و مناظره بين طرفداران دو مکتب علمي تکوين گرايي و خلقت گرايي در سال 2009 ميلادي و همزمان با دويستمين سالروز تولد «چارلز داروين» دانشمند و زيست شناس انگليسي و بنيانگذار نظريه تکامل که از او به عنوان پدر علوم بريتانيا ياد مي کنند، به اوج خود رسيد. نظريه هاي اين زيست شناس برجسته که با انتشار يک اثر تحول آفرين و بي مانند به نام «اصل انواع» در سال 1895، آوازه جهاني خود را ماندگار کرد و بنيانگذار يک جنبش نوين در عرصه علوم طبيعي شد، 200 سال پس از تولد او همچنان با حرارت و اشتياق در محافل علمي دنبال مي شود. طرفداران مکتب فکري خلقت گرايي باور دارند که نظريه هاي «چارلز داروين» و آنچه او در کتاب «اصل انواع» به عنوان نظريه انتخاب طبيعي بسط و گسترش داده، متناقض هستند و قوانين اثبات شده خلقت رانفي مي کنند. از سوي ديگر، طرفداران مکتب فکري تکوين گرايي که از آنها به عنوان «داروينيست» نيز ياد مي شود، اعلام مي کنند خلقت گرايان پايه هاي مستدل و مستندي براي اثبات باورهاي خود ندارند و تنها پيرو عقايدي هستند که جهان سکولار، تمايلي به توقف روي آنها ندارد. پروفسور «مايکل بهه» بيوشيمي دان و زيست شناس شهير امريکايي که با طرح نظريه «پيچيدگي کاهش ناپذير» در رد نظريه انتخاب طبيعي، محافل خبري علمي در سراسر جهان را به خود معطوف کرد و انتشار کتاب جنجالي او با نام «جعبه سياه داروين» در سال 1996، معادلات در مناظره بين «تکوين گرايان» و «خلقت گرايان» را دگرگون ساخت تا امروز به دليل طرح ديدگاه هايي که جامعه علمي اروپا و امريکا معمولاً مشابه آن را نمي شنود، با اتهامات و حملات فراواني مواجه شد، از جمله اينکه منتقدان، فرضيه هاي او را «استدلال از روي جهالت» خواندند. بنا به نظريه پيچيدگي کاهش ناپذير (که به دليل ارتباطات مفهومي با مکتب «طراحي هوشمند» در جامعه امريکا با واکنشي پرخاشگرانه مواجه شده) برخي سيستم هاي بيوشيميايي وجود دارند که به شکلي ناکاستني و ساده نشدني، پيچيده و غامضند و از همين رو نمي توانند در طول زمان، از شکل هاي ساده تر به شکل هاي پيچيده تر ارتقا يافته باشند. اگر با استفاده از برخي مثال هاي عيني در سيستم عصبي يا گوارشي بدن، اين امر ثابت شود که بافت هاي سلولي، لزوماً در طول زمان تکوين نيافته اند و در يک فرآيند تاريخي پيچيده تر نشده اند، نظريه تکوين «چارلز داروين» با چالشي اساسي روبه رو خواهد شد. گروه علم روزنامه اعتماد براي بررسي دقيق تر مکتب فکري «خلقت گرايي» گفت وگويي اينترنتي با پروفسور «مايکل بهه» ترتيب داد تا تصوير روشن تري از اين نظريه ترسيم شود.

سيدايمان ضيابري

سازمان ها و نهادهاي بين المللي هر کدام به فراخور وظايف و اختيارات خود، بر سال 2009 ميلادي نام هايي گذاشته اند که از جمله آنها سال جهاني «سيب زميني»، سال جهاني «نيکلاي گوگول»، سال جهاني «آشتي» و سال جهاني «نجوم» را شنيده ايم. با اين حال سال 2009 به واسطه اينکه دويستمين سالگرد تولد «چارلز داروين» دانشمند پرآوازه انگليسي و واضع نظريه «تکوين» به شمار مي رود، در جامعه بين الملل و محافل علمي سراسر جهان ارج و اهميت خاصي داشته و تلاش هاي زيادي براي تمايز اين سال به خصوص انجام شده تا در آن بازخواني نظريه ها و ديدگاه هاي «داروين» و بزرگداشت او به شکل چشمگير و خيره کننده يي انجام شود. جشنواره ها، مسابقات، سمپوزيوم ها و کنفرانس هاي بزرگ بين المللي با صرف ميليون ها دلار و با رهبري دانشگاه ها و موسسه هاي علمي انگليس در اين سال برپا شدند تا ميراث «داروين» که در کنار «ايزاک نيوتن» سمبل علم و دانش بريتانياي کبير به شمار مي رود، به شايستگي حفظ و حراست شود. با اين حال پس از گذشت بيش از 50 سال از طرح نظريه «تکوين» در کتاب «منشاء انواع» که در آن وجود يک ساز و کار هوشمند و ازپيش برنامه ريزي شده براي خلقت موجودات به چالش گرفته شده و از همين رو نيز بسياري از دانشمندان دين گرا، نظريه هاي «داروين» را زيربناي آغاز عصر جديد سکولاريسم در اروپا مي دانند، هنوز ابهام ها و پرسش هاي متعددي درباره صحت و اتقان علمي نظريه هاي او وجود دارد و کتاب «جعبه سياه داروين» نوشته پروفسور «مايکل بهه» نيز از جمله کتاب هايي است که سوالات چالش برانگيزي درباره اصل انتخاب طبيعي، موتاسيون، «تکوين» و ساير نظريه هاي «داروين» مطرح مي کند. با وجود اينکه دانشمندان خلقت گرا به دليل طرح و بحث درباره آنچه جامعه علمي اروپا غالباً «شبه علم» مي خواند، تحت فشارها و محدوديت بوده اند و اغلب اوقات نيز به دادگاه کشيده مي شوند، پروفسور «مايکل بهه» که با طرح نظريه «پيچيدگي کاهش ناپذير» در سال 2006 به شهرت جهاني دست يافت، از جمله نظريه پردازان علوم طبيعي است که به رغم مواجهه با حملات و تهديدهاي متعدد، همچنان ديدگاه هاي خود را تبليغ مي کند و در سال 2007 نيز با دريافت 20 هزار دلار حاضر شد نظريه هاي علمي خود را به عنوان يک «شاهد متخصص» در دادگاه ACSIv.Roman Sterns مطرح کند. خلاصه نظريه پيچيدگي کاهش ناپذير از ديدگاه پروفسور «بهه» اين است که برخلاف آنچه «داروين» ادعا مي کند، برخي از ساختارهاي بيولوژيک، آنقدر پيچيده هستند که نمي توانند در طول زمان و پس از مدتي «غياب» و «عدم»، ناگهان بروز کرده باشند و وجود آنها از ابتدا براي رشد و تکامل موجود زنده «حياتي» و «اجتناب ناپذير» بوده است، در نتيجه اين گونه نيست که بر اثر تعامل با محيط اطراف يا به دليل جبر زماني، برخي ويژگي هاي جديد در موجودات زنده بروز کند. البته برخي از دانشمندان در پاسخ به نظريه «مايکل بهه»، «زرافه» را مثال زدند که در ابتدا يک موجود کوتاه قد بوده، اما در طول هزاران سال و براي دستيابي به برگ هاي درختاني که به مرور بلندتر مي شدند، خود را بالاتر کشيده و نهايتاً به موجودي با گردن بسيار دراز تبديل شده است. با اين حال پروفسور «مايکل بهه» بيوشيميدان امريکايي و استاد Lehigh University در پنسيلوانيا در گفت وگوي اختصاصي با «اعتماد» از نظريه هاي خود دفاع مي کند و پاسخ برخي از ابهامات رايج در جامعه علمي را نيز مي دهد. در اين گفت وگو همچنين به طرح دعواي قضايي عده يي از والدين دانش آموزان مدرسه Dover Area School District عليه مسوولان مدرسه که تصميم داشتند در کنار نظريه هاي تکوين گرايانه «داروين»، نظريه «طراحي هوشمند» را نيز در واحدهاي درسي دانش آموزان بگنجانند، اشاره شده است. در نتيجه برگزاري اين دادگاه، انتخاباتي برگزار شد که اعضاي هيات مديره قديم همگي در آن باختند و يک هيات مديره جديد روي کار آمد. همچنين با استناد به قانون اساسي ايالات متحده امريکا و به حکم قاضي «جان ادوارد جونز سوم»، تدريس نظريه خلقت تا اطلاع ثانوي در مدارس ايالت پنسيلوانيا ممنوع شد.

---

-آقاي پروفسور «بهه»، دانشمندان به طور طبيعي و به عنوان بخشي از وظايف علمي خود، نظريه هايي را مطرح مي کنند و اين نظريه ها در محيط دانشگاهي مورد بحث قرار مي گيرند؛ يا مورد پذيرش قرار مي گيرند يا در نتيجه بحث و بررسي ها رد مي شوند. اما ديده مي شود بعضي از اين نظريه هاي علمي، مورد برخوردهاي سياسي قرار مي گيرند. حتي زماني که شما نظريه «پيچيدگي کاهش ناپذير» را مطرح کرديد، دانشگاه Lehigh بيانيه يي صادر کرد و به طور آشکار، از اين نظريه برائت جست و گفت از آن حمايت نمي کند. دليل اين گونه عکس العمل ها به يک نظريه علمي چيست؟

فرضيه هاي علمي معمولاً جنجال برانگيز نيستند مگر اينکه دلالت هاي سياسي، اخلاقي يا هستي شناسانه داشته باشند. نظريه «طراحي هوشمند» هم نمونه يي از يک تئوري علمي با دلالت هاي هستي شناسانه است، به اين معنا که «چه چيزهايي وجود دارند». با اين حال بعيد است اين نظريه ، اولين نمونه باشد. در قرن هفدهم «نيوتن» هم فرضيه گرانش را مطرح کرد. در زمان خود، اين نظريه بسيار جنجال آفرين شد، چرا که «نيوتن» عملاً مي گفت اجسام بدون اينکه با يکديگر تماس فيزيکي داشته باشند، مي توانند تعامل کنند. اين نظريه برخلاف ديدگاه هاي رايج آن زمان بود و به نظر مي رسيد «نيوتن» مي خواهد ادعا کند در جهان ما چيزهاي بيشتري از آنچه ديده مي شود، وجود دارد. نمونه ديگر هم تئوري «انفجار بزرگ» است. صد سال پيش دانشمندان تصور مي کردند جهان هستي پايان ناپذير و اساساً غيرقابل تغيير است. اما نجوم اثبات کرد کهکشان ها در حال فاصله گرفتن از يکديگر و از زمين هستند، و اين آغاز نظريه انفجار بزرگ بود. برخي از دانشمندان از اين نظريه متنفر بودند، چرا که باور داشتند اين ديدگاه مي تواند به يک مبدأ اشاره کند و آن مبدأ خلقت هستي است. من تصور مي کنم نظريه «طراحي هوشمند» هم به همين دلايل بحث برانگيز بوده است. همانند نظريه «انفجار بزرگ»، اين ديدگاه هم به چيزي که فراتر از توضيح ما براي جهان هستي است، اشاره مي کند.

-يعني آيا جهان مدرن و توسعه يافته غرب از باور مردم به يک خالق هوشمند که ما به عنوان «خداوند» مي شناسيم و معتقديم در چارچوب مفاهيم علم لمس شدني و عيني قابل تعبير و تعريف نيست، هراسان خواهد بود؟ چرا آنها اجازه تدريس نظريه «طراحي هوشمند» را در مدارس خود نمي دهند؟

دلايل مختلفي وجود دارد که چرا در مجامع علمي، چنين واکنش هاي سختي نسبت به نظريه «طراحي هوشمند» وجود دارد. نخست اينکه حداقل در ايالات متحده، تاريخچه يي از درگيري بين علم و برخي از گروه هاي مذهبي، که براي زمين عمر کمي قائل هستند، وجود دارد، در نتيجه برخي هم نظريه طراحي هوشمند را در چارچوب همان درگيري ها مي بينند. دليل دوم اين است که بسياري از دانشمندان دوست دارند فکر کنند که مي توانند همه ويژگي هاي جهان هستي را توضيح دهند، در نتيجه در مقابل کساني که ادعا مي کنند شايد علم نتواند اين کار را انجام دهد، موضع مي گيرند و نهايتاً برخي از دانشمندان، به ويژه در مراکز برگزيده و نخبه علمي، منکر خداوند هستند و نمي خواهند اصلاً خداوند يا هرچيزي فراتر از طبيعت وجود داشته باشد. آنها در مقابل هرچيزي که ممکن است به آنها ثابت کند شايد اشتباه مي کنند، شديداً خواهند ايستاد.

-گفته مي شود دادگاه «کيتزميلر» و مدرسه

Dover Area School District در سال 2005، که شما نيز در آن به حمايت از تصميم هيات مديره مدرسه شهادت داديد، يکي از نخستين نمونه هاي مقاومت رسمي در برابر نظريات خلقت گرايانه در امريکا بوده و در آن تدريس نظريه «طراحي هوشمند»، مغاير با قانون اساسي تشخيص داده شده است. آيا تصور مي کنيد حکم پاياني قاضي «جان ادوارد جونز سوم» بي طرفانه و عيني بوده است؟

نه، من تصور نمي کنم حکم قاضي «جونز» بي طرف و عاري از تعصب بوده است. من فکر نمي کنم قاضي هيچ کدام از استدلال هاي آکادميک را که در دادگاه او، چه از ديدگاه علمي، فلسفي، خداشناسي و چه از طرف شکات و متهمان مطرح شد، متوجه شده باشد. اگر شما اسناد مربوط به دادگاه را بررسي کنيد، خواهيد ديد که وقتي در حکم قاضي از ماهيت علم صحبت به ميان آمده، ديدگاه هاي قاضي به طور کلي از سندي که توسط وکيل يکي از شاکيان به او داده شده، کپي برداري شده است. هيچ مدرکي در دست نيست که بدانيم او آنچه رونويسي مي کرده را متوجه شده است. اما وقتي مجامع علمي معتبر همگي با قدرت در برابر هيات مديره يک مدرسه محلي در سوي ديگر صف کشيدند، قاضي هم به سمت آناني رفت که در جامعه از قدرت فرهنگي برخوردار هستند.

من از تصميم قاضي متاسفم، اما تصور مي کنم انتخاب هيات مديره که در آن اعضاي قديمي باختند و يک گروه جديد روي کار آمد، نمونه يي معقول از يک حرکت دموکراتيک بوده است. موضوع اصلي براي بسياري از ساکنان محلي، مطالبي که در مدرسه تدريس مي شد، نبود بلکه هزينه هاي دادگاه بود که از يک ميليون دلار فراتر رفت. شهرونداني که فرزندان شان در آن مدرسه نبودند يا اطلاع کمي از موضوع داشتند، بايد همچنان ماليات هاي بيشتر بپردازند تا بتوانند مخارج قانوني دادگاه را بپردازند. اين بسياري از آنها را عصباني کرد و در نتيجه آنها عليه هيات مديره قديم راي دادند.

-آقاي پروفسور «بهه» چرا عده يي از دانشمندان اروپايي معتقدند يک ديدگاه خلقت گرايانه درباره ماهيت هستي با صحت علمي نظريه «تکوين» در تعارض است و در نتيجه علم و دين نمي توانند با يکديگر سازگار باشند؟ آيا اين تنها به دليل ذکر مدت خلقت جهان در شش روز است که انجيل به آن اشاره مي کند يا ارتباطي به ديدگاه برخي از خلقت گرايان که معتقدند جهان در 10 هزار سال پيش شکل گرفت، دارد؟

در واقع اختلاف اصلي بر سر نقش «تصادفي بودن» در نظريه تکامل است. بسياري از دانشمندان، تعابير مذهبي درباره خلقت و حتي آناني که به قدمت طولاني زمين اذعان مي کنند را هم ناديده مي گيرند چرا که نظريه داروين مستلزم اين است که حيات تنها بر اساس تغييرات تصادفي و انتخاب طبيعي اتفاق بيفتد. اگر خداوند به هر شکلي در حال هدايت کردن تحولات زندگي است، در نتيجه حيات تنها بر اساس «شانس» توسعه نيافته، بلکه براساس هدايت و طراحي به رشد رسيده است. بسياري از دانشمندان اين احتمال را بنا به دلايلي که در سوالات قبلي توضيح دادم، دوست ندارند. تنها اين نيست که عده يي معتقد باشند جهان 10 هزار سال پيش متولد شده است. بسياري از دانشمندان، به شدت در برابر هر نظريه يي که دلالت بر طراحي هوشمندانه جهان داشته باشد، مي ايستند. سازمان هاي رسمي علمي همان قدر مخالف ادعاهاي محدود نظريه «طراحي هوشمند» هستند که مخالف باورمندان به يک جهان کم سن و سال.

-با اين تفاسير، يکي از نظرسنجي هاي منتشرشده در فوريه 2009 توسط موسسه گالوپ نشان مي دهد تنها 39 درصد از مردم امريکا اذعان کرده اند «به فرضيه تکامل باور دارند» و در انگلستان هم به طور مشابه، نظرسنجي «نجات داروين» نشان داد تنها 25 درصد از بريتانيايي ها باور دارند تئوري تکامل «چارلز داروين»، «کاملاً صحيح» است. دليل اين ترديدها به نظر شما چيست؟

من فکر مي کنم دليل اصلي اين اختلاف، تفاوت بين فلسفه عناصر نخبه جامعه و مردم عادي است. بسياري از نخبگان جامعه ما مانند دانشگاهيان، رسانه ها، صاحبان صنايع، هنر و... معتقد به سکولاريسم هستند و در نتيجه نظريه «داروين» با جهان بيني آنها سازگار است. اما توده هاي مردم عادي داراي ديدگاه هاي مذهبي هستند و نگاه آنها محدود به اين نياز نيست که همه چيز در جهان را براساس شانس و قوانين طبيعي توضيح دهند. در نتيجه وقتي آنها شواهد نظريه «داروين» را مي بينند، بسياري از مردم نسبت به آن رغبتي ندارند.

-و در پايان اينکه مخالفان نظريه طراحي هوشمند، استدلال خلقت گرايان را که سيستم هاي بيولوژيک پيچيده نمي توانند به مرور زمان و تدريجاً ايجاد شده باشند رد مي کنند و آن را «استدلال از روي جهالت» مي دانند. با اين حال علم هنوز از پاسخ به بسياري از سوالات رايج، از جمله چرايي روي دادن توانايي ويژه صحبت به چندين زبان مختلف در مبتلايان به سندرم آسپرگر عاجز است و کارکرد مغز در اين زمينه را شناسايي نمي کند. شما در اين زمينه چه فکر مي کنيد؟

من موافقم که علم توضيح بسيار کمي درباره کارکرد ذهن انسان ارائه داده است. اين امر به خودي خود تعجب آور نيست چرا که سوالات زيادي وجود دارد که علم حتي در آنچه مردم به عنوان قلمرو اصلي علم مي شناسند هم نمي تواند پاسخي به آنها بدهد. اين اختلاف بزرگ به اين دليل رخ مي دهد که بسياري از دانشمندان تصديق نمي کنند چيزهايي فراتر از قلمرو علم هم وجود دارد. آنها برخلاف همه شواهد، فرض مي کنند مغز انسان تنها يک فشرده پيچيده از مواد است و به چيز بيشتري اشاره نمي کنند. اين ديدگاه براي بسياري از غيردانشمندان نامفهوم است، اما به اين دليل که بسياري از دانشمندان، خود را باهوش تر و بهتر از اکثريت انسان ها مي دانند، به ديدگاه هاي آنان هم احترام نمي گذارند. يقيناً اين امر به تناقض هايي منجر مي شود و در نتيجه يک دانشمند بايد فکر کند که ذهن خود او هم تنها ترکيبي از مواد است که براي بقا ساخته شده اند، اما اکثر دانشمندان، فلاسفه خوبي نيستند و تناقض ها را نمي بينند،

پس از شکست تحقيرآميز پرسپوليس در برابر شاهين بوشهر
دايي؛ بدترين باخت زندگي ام بود

26 دي ماه 1388 تبديل به روزي شد که بوشهري ها هرگز نمي توانند آن را فراموش کنند؛ روزي که شاهين بهترين برد خود در تاريخ ليگ برتر را جشن گرفت، آن هم برابر پرسپوليس مدعي. بوشهري ها موفق شدند با يک پيروزي چهار بر يک در سنگين ترين باخت قرمزها در تاريخ ليگ برتر هم سهيم باشند. پرسپوليسي ها اميدوار بودند با آمدن دايي به جاي زلاتکو کرانچار بهتر از قبل بازي کنند و نتيجه بگيرند، اما نمايشي که ديروز اين تيم در بوشهر از خود ارائه کرد ضعيف ترين بازي اين تيم در اين فصل بود. شاگردان ياوري در اين بازي حساس از همان ابتدا توپ و ميدان را در اختيار گرفتند و در پي حملات پردامنه خود در نيمه اول در دقايق 19 و 35 توسط محمدناصر شکرون و مهدي کياني به دو گل دست پيدا کردند. دايي براي فرار از شکست در شروع نيمه دوم سه تعويض انجام داد، اما باز هم پرسپوليس در چنگ شاهين اسير بود و توان جبران گل ها را نداشت و ميزبان دو بار ديگر به گل رسيد. محمد احمدپوري در دقيقه 67 گل سوم شاهين را به ثمر رساند و دو دقيقه بعد حميدرضا سليماني روي اشتباه ميثاق معمارزاده دروازه بان پرسپوليس گل چهارم را وارد دروازه پرسپوليس کرد. پس از اين چهار گل از اشتهاي بازيکنان شاهين براي گلزني کم شد وگرنه اگر آنها همچنان حمله مي کردند باز هم به گل مي رسيدند. در نهايت در ثانيه هاي پاياني اين ديدار و در دقيقه 94 هوار ملامحمد هافبک پرسپوليس روي اشتباه مدافع شاهين يکي از گل هاي خورده را جبران کرد. در تاريخ ليگ برتر باخت چهار بر يک سنگين ترين باخت پرسپوليس بود که آنها ديروز با رکورد قبلي خود مساوي کردند. پرسپوليس قبل از اين بازي چهار بار ديگر در اين فصل باخته بود اما تمام شکست هاي قبل با کرانچار باخت هاي خفيفي بود، اما باخت ديروز با مربيگري علي دايي سنگين ترين باخت قرمزها در دو سال گذشته بود. دايي پس از بازي از طرفداران پرسپوليس در صحبت هايش با گزارشگر تلويزيون به خاطر اين باخت عذرخواهي کرد. او اشتباهات بچگانه بازيکنان را عامل رقم خوردن چنين نتيجه يي دانست؛ «امروز خيلي بد بوديم. در طول بازي اشتباه داشتيم، آن هم اشتباهات بچگانه. بازيکنان قادر به دادن يک پاس بغل پا هم نبودند. بچه ها در تمرينات عالي اند اما معلوم نيست چرا در بازي اينقدر اشتباه کردند. شاهين هم از اشتباهات ما استفاده کرد. اگر امکان داشت در بين دو نيمه هفت بازيکن را عوض مي کردم. حرفي براي گفتن نداشتيم. اين بدترين باخت زندگي من بود.» با اين حال سرمربي پرسپوليس عنوان کرد اين باخت را فراموش مي کند و به فکر بازي بعدي خواهد بود؛ «ما بايد اين بازي را فراموش کنيم و تمرکزمان را براي بازي هاي بعد بگذاريم.



بايد بهتر کار کنيم و به هيچ وجه نااميد نيستم و فکر مي کنم پرسپوليس مي تواند از اين شرايط خارج شود. البته من نمي خواهم بهانه بياورم ولي ما مصدوم زياد داريم اما اين را مي دانم که بايد با همين بضاعت کار کنيم.»محمود ياوري هم درباره اين برد تاريخي گفت؛ «اين بازي با مسابقه دور رفت مان مقابل پرسپوليس فرق مي کرد. در بازي رفت ما براي دفاع به ميدان رفتيم اما امروز براي برد بازي کرديم. من قبلاً گفته بودم که ما دو امتياز از پرسپوليس طلبکاريم و همه خنديدند و فکر مي کردند شوخي است اما امروز حرف من ثابت شد. بازيکنان شاهين هفته ها زحمت کشيدند و من در شايستگي آنها شکي ندارم. در فوتبال ايران اين بازيکنان را نمي شناسند اما آنها باغيرت فوتبال بازي مي کنند. شاهين تاريخ 70 ساله فوتبال ايران است.»سرمربي شاهين در جواب علي دايي که گفته بود پرسپوليس به خاطر اشتباهاتش باخت، توضيح داد؛ «علي دايي سرمربي تيم ملي بوده و من برايش احترام قائلم و درباره حرف هاي ايشان اظهارنظر نمي کنم اما بايد بگويم فوتبال بازي اشتباهات است، در بازي هاي قبلي هم ما اشتباه کرديم که تيم هاي روبه رويمان بردند و هميشه در برابر يک تيم که اشتباه مي کند يک تيم بايد قابليت هايي داشته باشد که بتواند از اشتباهات به نفع خود استفاده کند که تيم ما اين قابليت را داشت.» پرسپوليس با اين باخت تحقيرآميز با 34 امتياز در رده پنجم باقي ماند البته اين تيم با تيم هشتم جدول تنها يک امتياز فاصله دارد و اگر باخت هايش ادامه داشته باشد به زودي به نيمه پايين جدول سقوط خواهد کرد. در آن سو شاهين با اين سه امتياز تا رده سيزدهم بالا آمد.

راه آهن پيروز دوئل ته جدولي ها

ديروز دو بازي ديگر هم انجام شد. در اکباتان راه آهن پس از هفته ها ناکامي با تک گل مجيد باجلان ابومسلم را شکست داد. اين بازي نبرد دو تيم انتهاي جدول بود که راه آهن با کسب سه امتياز ارزشمند يک پله صعود کرد و در رده شانزدهم جدول قرار گرفت اما ابومسلم همچنان قعرنشين ليگ است.مهدي تارتار سرمربي جوان راه آهن پس از اين بازي ضمن ابراز رضايت از عملکرد بازيکنانش عنوان کرد که راه آهن مي توانست با گل هاي بيشتري از حريفش ببرد؛ « از اينکه سه امتياز مسابقه را گرفتيم خوشحالم و از بازيکنانم تشکر مي کنم که با تمام وجود بازي کردند اما از نتيجه راضي نيستم زيرا بايد پنج بر صفر پيروز مي شديم. داور اشتباهات زيادي داشت و اصلاً روز خوبي را پشت سر نگذاشت.» اين اولين برد راه آهن با مربيگري تارتار در اين فصل بود. در آن سو پرويز مظلومي سرمربي ابومسلم تهديد کرد اگر مشکلات مديريتي اين باشگاه حل نشود او استعفا مي دهد؛ «بازي خيلي خوبي بود و ما مي توانستيم در اين مسابقه برنده هم باشيم. راه آهن روي ضدحملات موقعيت هاي خوبي را به دست آورد. در صورت معين نبودن شرايط از باشگاه ابومسلم جدا مي شوم. من آمدم که به اين تيم کمک کنم اما اين تيم از نظر بازيکن مشکل دارد و نمي توانند از نظر فني خواسته هاي مرا برآورده کنند. مديريت باشگاه تمام آنچه را که خواسته ام آماده کرده است و من هم براي کمک به مهدي زمان آمده ام.» مظلومي تاکيد کرد با او درباره مربيگري استقلال صحبتي نشده است.

توقف ذوب آهن در خانه

در ديگر بازي ديروز ذوب آهن تيم دوم جدول، يک بار ديگر فرصت نزديک شدن به سپاهان را از دست داد. اين تيم در شرايطي که ميزبان مس کرمان بود به نتيجه يي بهتر از تساوي بدون گل دست پيدا نکرد. ذوب آهن با اين نتيجه 42 امتيازي شد و در رده دوم جدول باقي ماند. مس هم در رده پانزدهم ديده مي شود. منصور ابراهيم زاده پس از تساوي بدون گل در خانه درباره شرايط تيمش گفت؛ «پس از تساوي برابر پرسپوليس و شرايط جدول رده بندي پيش بيني يک بازي دشوار را مقابل مس کرده بوديم. با توجه به شناختي که از لوکا داشتم مي دانستم بازي سختي خواهيم داشت. چندين بازيکن خود را در اختيار نداشتيم و به علت سرماخوردگي نتوانستيم از آنها استفاده کنيم. اسماعيل فرهادي، محمدرضا خلعتبري و ايگور کاسترو را در اين بازي در اختيار نداشتيم، البته اين نمي تواند توجيه مناسبي براي کسب تساوي باشد و بايد در ساير بازي ها جبران کنيم.» ابراهيم زاده عنوان کرد او و بازيکنانش همچنان به قهرماني اميدوارند؛ «اين بازي فرصت مناسبي بود که فاصله امتيازي خود را با سپاهان کم کنيم، اما نااميد نمي شويم و تمام تلاش خود را در بازي هاي آينده انجام خواهيم داد.» او از برخي شعارهاي هواداران هم گلايه کرد؛ «از تماشاگران روبه روي جايگاه که با تمام وجود تيم خود را تشويق کردند کمال تشکر را دارم، اما نسبت به برخي هواداران که به دنبال حاشيه سازي هستند اعتراض دارم. به گونه يي رفتار کنيم که باعث سرافرازي تيم ذوب آهن و فوتبال ايران شويم.»

مقابله با جنگ نرم ماموريت جديد مطبوعات
رامين؛ اگر عملکردمطبوعات در قبال جنگ نرم درست بود، من به اين معاونت نمي آمدم

گروه اجتماعي؛ ديروز ظهر، محمدعلي رامين خبرنگاران را به دفتر کار خود فراخواند تا با آنها از همايشي که قرار است به زودي برگزار شود سخن بگويد و در لابه لاي اطلاع رساني درباره «همايش استراتژي رسانه هاي داخلي مقابل جنگ نرم» آخرين تحليل ها را در باب بحث داغ «جنگ نرم» به رسانه ها ارائه کند. به گزارش «اعتماد» معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد در مقدمه صحبت هاي خود، جنگ نرم را مسبوق به سابقه تاريخي دانست و از حضرت آدم(ع) به عنوان نخستين قرباني اين شيوه تهاجم شيطان و دشمنان شيطاني ياد کرد؛ «در خلقت انسان، زماني که ابليس متوجه شد از پس مقابله با آدم(ع) برنمي آيد و نمي تواند جايگاه او را تنزل دهد، با نوعي ظاهر خيرخواهي و زبان لين و نرم به حوا روي مي آورد و از اين طريق آدم(ع) را تسليم مي کند.» او نه تنها قصه حضرت آدم(ع) را، بلکه سرتاسر قرآن را «فصل عظيمي از دشمن شناسي و بعضاً دشمن ستيزي» تعبير و تفسير کرد. او روايات نقل شده از ائمه و اوليا الله را منبع ديگري براي رجوع در زمينه چگونگي مقابله با دشمن خواند و گفت؛ «ما بنا داريم در اين همايش به اين روش ها رجوع کنيم و چگونگي مقابله با جنگ نرم دشمنان را در لابه لاي قرآن و روايات جست وجو کنيم.»محمدعلي رامين در شروع صحبت هاي خود گفت؛ «هنوز هستند کساني که مي گويند کدام جنگ؟ اينها کساني هستند که آنچنان مجذوب يا مرعوب يا مغلوب جنگ نرم رسانه يي شده اند که البته اصل جنگ را به عنوان واقعيتي اجتناب ناپذير که بايد تسليم آن شد، پذيرفته اند و قائل به هيچ مقاومتي در اين زمينه نيستند.» او از اين سخن چنين نتيجه گرفت که «بنابراين لازم است جنگ نرم را براي رسانه هاي خودمان تبيين کنيم.» رامين ادامه داد؛ «در سال جاري - حداقل بعد از انتخابات که يک نقطه پرشکوه در تاريخ انتخابات آزاد و مستقل جهاني است-مشاهده مي کنيم توطئه هاي عجيب و غريبي را که اين حقيقت زيبا را به دروغي بزرگ تبديل کرد و با جنگ رسانه يي، زيباترين حقيقت زمانه را به يک دروغ بزرگ بدل کرد و افراد زيادي را فريب داد.» او گفت؛ «ما بايد نقش رسانه يي داخل و خارج کشور را دقيق بررسي کنيم و مي توانيم اين کار را در همايش استراتژي رسانه هاي داخلي مقابل جنگ نرم انجام دهيم.» معاون مطبوعاتي وزير ارشاد سپس از توطئه هاي مثلث شيطاني امريکا، رژيم صهيونيستي و انگليس، به عنوان سرکردگان جنگ نرم رسانه يي نام برد و گفت؛ «نبايد اين گونه باشد که آنها خود جنگ رواني و رسانه يي راه بيندازند و خود مختصات آن را ترسيم کنند و ما و رسانه هايمان حرفي براي گفتن نداشته باشيم. ما مي خواهيم بگوييم صاحبان فکر و رسانه در کشور ما، فکرهاي تازه يي دارند و با آشنايي و تسلط بر ويژگي ها و نحوه مقابله با آن و بررسي سابقه آن، چه در تاريخ خلقت انسان و چه در تجربه يي که در کشورهاي ديگر پياده شده است، مي توانند از پس تهديدات بربيايند.»

رامين ماموريت رسانه هاي داخلي را نه تنها مصونيت بخشي افکار عمومي در داخل کشور که مصونيت بخشي افکار عمومي جهان تعريف کرد.معاون مطبوعاتي وزير ارشاد سپس در جريان پاسخ به پرسش هاي خبرنگاران هم ادامه صحبت هاي خود را چنين پي گرفت؛که «غربي ها به اين دليل که سياست شان را خارج از ديانت و اخلاق تعريف کرده اند و حتي اخلاق را ابزاري دست و پاگير مي دانند، براي ايجاد هر فناوري، بيشتر هدف هاي استعمارگرايانه و سلطه طلبانه دارند. مثلاً هواپيمايي که توليد مي کنند، اول براي اين است که سلطه شان را با بمباران بر ملت هاي ديگر تحميل کنند، بعد اگر شد از آن براي حمل و نقل استفاده کنند. اگر فيلم مي سازند براي اين است که فرهنگ سلطه شان را گسترش دهند، بعد جنبه هاي ديگر آن را مد نظر بگيرند. اما اين ابزار مال غربي ها نيست. اينها محصول دانش بشري است و ما بايد از اين ابزار تعريفي انساني و اخلاقي و خيرخواهانه و خداپسندانه ارائه دهيم.» او سپس در پاسخ به سوال يکي از خبرنگاران رسانه هاي اصولگرا که از معاون وزير درباره چگونگي مواجهه با واگرايي رسانه يي در مطبوعات داخلي پرسيد، پاسخ داد؛ «دليل اين واگرايي اين است که برخي رسانه ها جنگ نرم را به رسميت نمي شناسند و به جاي توجه و مقابله با آن، مشغول رقابت هاي خصم آلود در داخل اند. اما اگر دشمن مشترک ملت ايران براي همه آشکار شود، آن وقت همه مقابل دشمن مشترک خواهيم ايستاد و سوءتفاهم ها را برطرف مي کنيم.» او سپس گفت؛ «نه مصلحت است و نه مناسب است که من اين را بگويم، اما بدانيد اگر عملکرد مطبوعات و رسانه هاي ما در مقابل جنگ نرم درست بود، بنده به اين معاونت نمي آمدم.»محمدعلي رامين در بخشي از صحبت هاي خود، به وضعيت خبري منطقه خاورميانه اشاره کرد و با بيان اينکه منطقه ما خبرسازترين منطقه دنيا است، پرسيد؛ «چرا مردم منطقه ما خبرهايشان را از رسانه هاي بيگانه امريکايي و انگليسي و صهيونيستي مي گيرند؟ ما بايد خودمان خبرهايمان را از رسانه هاي منطقه يي بگيريم.» او در پاسخ به سوال خبرنگاري که در اين رابطه از او پرسيد وضعيت رسانه هاي منطقه يي نظير العربيه در صحبت هاي او چيست، پاسخ داد؛ «وقتي مي گوييم رسانه هاي مثلث شوم و شيطاني امريکا، انگليس و رژيم صهيونيستي، منظورمان زبان و عنوان کشور اين رسانه ها نيست. ما بايد ماهيت دشمن را با ارزش هاي توحيدي بشناسيم و در مقابل دشمن جبهه خبرخواهان را تشکيل دهيم.»به گفته معاون وزير ارشاد، همايش يک روزه «استراتژي رسانه هاي داخلي مقابل جنگ نرم»، ششم بهمن در سالن همايش هاي صدا و سيما برگزار مي شود. دبير اين همايش «دکتر اميني» است که رامين در پاسخ به سوال «اعتماد» درباره سابقه او، به اين اکتفا کرد که «دکتر اميني مديرعامل خبرگزاري موج است و جزء صاحب نظران عرصه رسانه و از متخصصان و انديشمندان حوزه رسانه و تحقيقات و مطالعات و کارهاي گسترده در اين زمينه است که همه اش قابل شرح در اين جلسه مطبوعاتي نيست.»

هفته نامه برنامه متعلق به معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي دولت گزارش داد
افزايش 400 هزار نفري جمعيت فقير کشور

در سال 86 پرداخت يارانه ها براي کالاهاي اساسي به چهار هزار ميليارد تومان رسيده اما 10 درصد خانوارهاي ايراني کمتر از نياز غذايي روزانه (2300 کالري)مصرف کرده اند

گروه اقتصاد؛ هفته نامه برنامه متعلق به معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي دولت(سازمان مديريت و برنامه ريزي) گزارشي منتشر کرده که روشن مي کند بر مبناي دو هزار کالري (خط فقر مطلق يا بقا)400 هزار نفر به جمعيت فقير کشور در سال هاي 84 تا 86 اضافه شده است. اين گزارش نشان مي دهد جمعيت فقير روستايي از 928 هزار نفر به يک ميليون نفر افزايش يافته است. وضعيت در شهرها نيز به سياق جامعه روستايي است زيرا در سال 86 و در مقايسه با سال 84 حدود 350 هزار نفر به جمعيت فقير اضافه شده است. اين مطالعه که در سال 1387 به سفارش وزارت رفاه و تامين اجتماعي انجام شده، اعلام کرده شکاف درآمدي خانوارهاي روستايي در سال 1384 از 226 هزارم به 243 هزارم افزايش يافته، يعني وضع درآمدي دهک هاي فقير نسبت به برخوردار بدتر شده است. در شهرها نيز همين داستان بوده و شکاف درآمدي بدتر شده به طوري که از 199 هزارم در سال 84 به 231 هزارم رسيد. ارزيابي گزارش حاکي از آن است که در سال 1380 هر فرد در خانواده شهري براي تامين دو هزار کالري نيازمند 29 هزار تومان بود اما براي تامين همين ميزان کالري در سال 1386بايد 98 هزار تومان هزينه کند. بنا بر اطلاعات اين گزارش در سال 1386 ، 9/4 درصد از جمعيت کشور فقير هستند و از فقر رنج مي برند. وضعيت تغذيه و مصرف خانوارهاي ايراني به گونه يي است که در 20 درصد خانوارهاي ايراني کم غذايي مزمن وجود دارد و 15 درصد کودکان دچار سوءتغذيه هستند. اما چرا چنين آمارهايي ارائه شده است؟ تمامي اين آمارها ارائه شده تا نويسنده گزارش هفته نامه برنامه در آستانه حذف يارانه کالاهاي اساسي بر ضرورت پرداخت يارانه ها براي کالاي اساسي تاکيد کند زيرا در شرايطي که دولت براي کالاهاي اساسي يارانه پرداخت مي کند وضعيت تغذيه چنين است واي به آن روزي که پرداخت يارانه متوقف شود. در سال 86 پرداخت يارانه ها براي کالاهاي اساسي به چهار هزار ميليارد تومان رسيده اما10درصد خانوارهاي ايراني کمتر از نياز غذايي روزانه (2300 کالري) مصرف کرده اند. البته آقاي احمدي نژاد در سفر اخير خود به خوزستان در اهواز نيز خبر جديدي داد مبني بر اينکه اگر قانون هدفمند کردن يارانه ها در يک ساز و کار روان اجرا شود در سه سال آينده بيکار يا فقير در کشور نخواهيم داشت. بنابراين آنچه آقاي احمدي نژاد درباره محو کردن سيماي فقر از کشور گفت و در پي آن گزارش هاي رسانه هاي حامي دولت از تحرک اقتصادي و جلسات فوق العاده هيات وزيران درباره تحول اقتصادي به اضافه سخنان شماري از مجلسيان و دولتيان که به نوعي از دولت حمايت مي کنند، نشان از آن دارد که دولت دهم مي خواهد اقتصادي سرزنده، شاداب و متحرک و کشوري بدون نشانه هاي فقر را تحويل رئيس دولت يازدهم دهد. صرف نظر از بحث هاي کارشناسانه اين وعده بزرگ اقتصادي که برخي از آن به عنوان معجزه اقتصادي نام مي برند و معتقدند اگر وعده رئيس جمهوري به مرحله عمل برسد به سبب اوضاع اقتصادي جامعه ايران که زماني طولاني براي توسعه اقتصادي و آمادگي زيرساخت ها براي نجات از فقر نيازمند است، به يک معجزه شبيه خواهد بود.

و اما اين اما و اگرها را همين روزها هم خود رئيس جمهوري، وزيران اقتصادي و حاميان مجلسي و دولتي و عادي وي به نوعي بيان مي کنند. مثلاً آقاي احمدي نژاد در اهواز وقتي از عدالت به عنوان ستون فقرات ساختن کشور نام برد، در پي آن گفت اگر قانون هدفمند کردن يارانه ها در يک ساز و کار روان اجرا شود ظرف سه سال آينده بيکار يا فقير در کشور باقي نمي ماند. او گفت عدالت سخت ترين مرحله کار است چراکه وقتي صحبت از عدالت شد عده يي حاضر شدند دست در دست بيگانگان جلوي آن بايستند. سخن آقاي احمدي نژاد به اين معنا است که در سه سال آينده کسي در برابر حرکات دولت براي رسيدن به عدالت نايستد و همه چيز در اختيار دولت باشد تا بتواند وعده خود را اجرايي کند. او گفت دولت دو برنامه براي اجراي عدالت دارد که يکي از آنها هدفمند کردن يارانه ها و ديگري برنامه پنجم توسعه است و افزود درباره هدفمند کردن يارانه ها به نمايندگان مجلس گفتم، اگر اين طرح بدون مانع و مشکل و در يک ساز و کار روان اجرا شود به شما تضمين مي دهم ظرف سه سال آينده يک بيکار يا يک نفر فقير در کشور نخواهيم داشت. تصور بر اين است که آقاي احمدي نژاد با توجه به ثروت کشور که بيشترين آن ناشي از درآمد هنگفت فروش نفت است عدالت را در زمينه درآمد افراد جامعه شدني مي داند و معتقد است اگر افرادي که بيشترين درآمد را از ثروت ملي کشور داشته اند، در آينده درآمد کمتري داشته باشند و کساني که از اين درآمد سهمي نبرده اند، صاحب سهم شوند عدالت اجرا مي شود و کوشش او در همين زمينه متمرکز است و مي کوشد ساز و کار اقتصادي دولت خود را بر زمينه عدالت ناشي از توزيع ثروت بنيان بگذارد که البته معتقد است مخالفان که همان صاحبان ثروت هاي هنگفت و کساني هستند که به نوعي از ثروت ملي بيشترين تغذيه را مي کنند، در برابر عمل او براي اجراي عدالت ايستاده اند و از هيچ کوششي براي جلو گرفتن از حرکت دولت خودداري نمي کنند و اگر جلوي آنان گرفته شود و کسان ديگري نيز که به دلايل مختلف با نحوه اجراي برنامه هاي اقتصادي دولت موافق نيستند موافقت کنند و عرصه آماده فعاليت شود به هدف که همان از بين رفتن بيکاران و فقيران است خواهد رسيد. ملاحظه مي شود که بزرگ ترين مشکل اجراي برنامه هاي دولت، همچون گذشته اما و اگرهايي است که اتفاقاً بايد زمينه بحث کارشناسان امر قرار گيرد، چرا که جامعه ايران ميل ندارد پس از سه سال، يعني در پايان کار دولت دهم بشنود که دولت آماده اجراي عدالت که بزرگ ترين برنامه اش به شمار مي رفت بود، اما کساني در مجلس، بدنه وزارتخانه ها، در ميان بخش خصوصي و حتي در ميان جامعه نگذاشتند و اگر آنان مي گذاشتند اينک وضع ما اينچنين نبود. همه مي دانيم که اگر خداي ناکرده به چنين شرايطي برسيم وارد دوره يي از بحث هاي کشدار نظري خواهيم شد و اصل موضوع به فراموشي سپرده خواهد شد تا ببينيم چه هنگام حرکتي نو آغاز مي شود و دولتي ديگر با شعاري ديگر مي آيد که اگر او نيز گرفتار دور تسلسل اما و اگر شود...

آيت الله صادق لاريجاني؛ادعاي تقلب منشاء خسارات شد
آيت الله صادق لاريجاني در ديدار نمايندگان فراکسيون اقليت با تاکيد بر اينکه در تمامي کشورها و جوامع آراي قضات دادگستري فصل الخطاب خصومات و مرافعات است، اظهار کرد؛ قاضي دادگستري در عين داشتن گرايش سياسي بايد از هرگونه دخالت سياست در قضاوت و حکم خويش اجتناب کند و قوه قضائيه مستقل بايد خواست همه اقشار جامعه، خصوصاً نمايندگان مجلس شوراي اسلامي با هر نوع گرايش سياسي باشد. رئيس قوه قضائيه با اشاره به اينکه چنانچه فضاي سياسي جامعه آلوده به ناهنجاري ها و برخي ساختار شکني ها شود قوه قضائيه نمي تواند کار رسيدگي به پرونده ها را در فضاي مناسب انجام دهد، افزود؛ اگر حاکميت قانون و رسيدگي بي طرفانه بر پرونده هاي قضايي تضعيف شود، هرج و مرج و تندروي ها حاکم مي شود و اين از خواسته هاي ديرين دشمنان نظام اسلامي است که نمي خواهند کشور در آسايش و آرامش باشد. به گزارش ايسنا آيت الله لاريجاني با تحليل برخي حوادث بعد از انتخابات و تقبيح برخي ساختارشکنان که احساسات و عواطف عمومي و مومنين را جريحه دار کردند، اظهار کرد؛ متاسفانه بسياري از حوادث و رويدادهاي بعد از انتخابات ناشي از بي تدبيري و سکوت برخي خواص و شيطنت اطرافيان بود و چنانچه در هر مورد موضع گيري عاقلانه و باتدبيري صورت مي گرفت، شايد بسياري از اين حوادث که موجب خشنودي دشمنان زخم خورده نظام اسلامي شد، اتفاق نمي افتاد. ادعاي تقلب در انتخابات دروغ بزرگي بود که منشاء خسارات بسيار شد و متاسفانه نحوه پيگيري اين ادعا از طرف مدعيان، خود بزرگ ترين قانون شکني بود.
پيگيري حقوقي اظهارات مطهري عليه احمدي نژاد
رئيس دفتر احمدي نژاد گفت؛ بحث قطع رابطه ايران با انگليس از سوي وزارت خارجه ارائه نشده است. به گزارش ايلنا اسفنديار رحيم مشايي در حاشيه مراسم ثبت ملي چادر و حجاب اقوام ايراني در فهرست ميراث معنوي در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوالي مبني بر اظهارات علي مطهري نماينده مجلس مبني بر اينکه احمدي نژاد بايد به خاطر حوادث پس از انتخابات از مردم عذرخواهي کند و احتمال شکايت دولت از وي اظهار داشت؛ شکايات زياد شده است و حتماً پيگيري مي کنيم و در اين مورد نيز از طريق معاونت حقوقي رياست جمهوري پيگيري خواهيم کرد. وي با بيان اينکه اين نوع اظهارات آنقدر سخيف و دور از انتظار است که اساساً نقد آنها نيز موضوعيتي ندارد، در مورد اينکه آيا اين نوع اظهارات سرپوش گذاشتن روي جرم سران فتنه نيست، اظهار داشت؛ شما بهتر از من مي فهميد سوال شما سوال نيست، جواب است و مردم بيشتر از همه مي فهمند و قضاوت آنها تعيين کننده است و هر کس حرف مي زند مسوول حرف هاي خود است و اگر به حرف هايش هم رسيدگي نشود زمان به حرف هاي وي رسيدگي خواهد کرد. رئيس دفتر احمدي نژاد در مورد مذاکرات پيرامون احتمال قطع رابطه ايران با انگليس گفت؛ سابقه انگليس در ايران بسيار خراب است و دخالت هاي اين کشور در مسائل انتخابات و بعد از آن بر کسي پوشيده نيست و اينکه اين نوع بحث ها در کشور و محافل گوناگون مطرح مي شود، مساله يي طبيعي است. مشايي خاطرنشان کرد؛ در اين مورد دولت براساس منافع ملي تصميم مي گيرد چرا که قطع رابطه با هر کشوري فقط به آن کشور محدود نمي شود و مجموعه آثاري در پي خواهد داشت که دستگاه ديپلماسي با کار کارشناسي اين مساله را بررسي مي کند و پيشنهادهايي را مطرح خواهد کرد ولي تاکنون چنين بحثي از سوي وزارت خارجه ارائه نشده است.
عناوين اين صفحه
دانشمندان، فيلسوفانخوبي نيستند
دايي؛ بدترين باخت زندگي ام بود
رامين؛ اگر عملکردمطبوعات در قبال جنگ نرم درست بود، من به اين معاونت نمي آمدم
افزايش 400 هزار نفري جمعيت فقير کشور
آيت الله صادق لاريجاني؛ادعاي تقلب منشاء خسارات شد
پيگيري حقوقي اظهارات مطهري عليه احمدي نژاد

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام