دوشنبه، 23 آذر 1388 - شماره 2126
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: صفحه آخر
يادداشت
مسائل کشور با توقيف حل نمي شود

عباس صفايي فر*

به موجب قانون مطبوعات کشور ما هيات نظارت بر مطبوعات فقط مي تواند مراتبي از تخلفات را که در نشريات صورت مي گيرد- به غير از ماده 27- به دادگاه صالح ارجاع دهد و بر اساس اين قانون دادگاه صالح مرجع تصميم گيري و وضع مجازات براي اين نشريات است. آن چيزي که درباره روزنامه حيات نو اعلام کردند که بند (ب) ماده 7 تلقي مي شود به اين معنا است که اکثر مطالب مندرج مغاير با تعهدي است که مديران روزنامه و صاحب امتياز و مديرمسوول در پروانه داشته است.

اولاً به نظر مي آيد اکثر مطالب نه تنها مغاير با اين تعهد نبود بلکه بر اساس آن درصدي از حقوقي که همه مطبوعات مي توانند داشته باشند عمل شده است. نکته ديگر اين است که اساساً مرزبندي بين روش سياسي و اجتماعي و اينکه شما يک مساله را سياسي بدانيد يا اجتماعي، کار بسيار سختي است. امروز در کشور ما و حتي در آموزه هاي ديني ما هم از هر کس سوال شود پيام قرآن و اسلام اجتماعي است يا سياسي، نمي تواند پاسخ دهد زيرا مرزبندي آن کار بسيار دشواري است و حالا تشخيص اينکه يک گزارش از خيابان بدهند يا گزارش راجع به عملکرد فلان سازمان در مقابل مردم، يا عملکرد رئيس جمهور نسبت به جامعه سياسي است يا اجتماعي کار بسيار سخت و پيچيده يي است و به نظر من خود آقايان هم مي دانند که نمي شود راجع به اين موضوع قضاوت کرد مگر اينکه قصد بهانه جويي يا به اصطلاح ما مچ گيري باشد.

مورد ديگر اينکه توقيف مطبوعات اساساً از مصاديق وضع مجازات بازدارنده و الزامات تعليم و تربيتي است. ما در سال 1373 با همين وضعيت روبه رو شديم. در ماجراي روزنامه جهان اسلام که توسط هيات نظارت بر مطبوعات لغو امتياز شد اساس شکايت و پيگيري در دادگاه مطرح شد که در نهايت دادگاه اساساً اين حکم را فاقد وجاهت قانوني دانست و با رد آن اعلام کرد هيات نظارت در جايگاه و شأني نيست که بتواند چنين حکمي صادر کند و مجدداً روزنامه جهان اسلام انتشار پيدا کرد. اين سابقه پيشين حکايت از اين دارد که عمل هيات نظارت موافق با قانون نيست. نکته ديگر که به نظر مي رسد اين است که در شرايط موجود هنگامي که روزنامه ها به نقطه تاثيرگذاري جدي رسيده و از يک رشد قابل قبول برخوردار مي شوند چه در حوزه تيراژ و چه در حوزه اثرگذاري هاي اجتماعي برخورد با آنها شروع مي شود که نه تنها در روزنامه حيات نو شاهد بوديم بلکه با روزنامه جهان اسلام نيز وقتي به اوج شکوفايي رسيد، برخورد شد. در حيات نو سياسي هم برخوردها همين طور شروع شد و من فکر مي کنم اين آغاز يک برخورد با جريان مطبوعات در کشور با همين عناوين خواهد بود و اميدواريم در اين مورد يک نگاه معقولانه صورت گيرد و ديگر اينکه روزنامه يي مثل جهان اسلام يا حيات نو شخصيتي همچون حجت الاسلام والمسلمين آقاي خامنه يي مسووليت آن را عهده دار هستند که به هر حال نيم قرن سابقه مبارزاتي قبل و بعد از انقلاب دارد و بيش از هر کسي دلسوخته انقلاب و نظام است و بي ترديد اگر برخورد و نقدي داشته باشد، به عنوان عضوي از اين خانواده که دردمندانه نسبت به مسائل احساس مسووليت مي کند سخن مي گويد. اگر فضاي گفتار اشخاصي مثل وي بسته شود و اجازه بيان نداشته باشد آن وقت اين سوال پيش مي آيد که چه کساني مي توانند در اين جامعه حضور داشته باشند، سخن بگويند و سخن آنها قابل شنيدن باشد.

يکي از مهم ترين عواملي که مي تواند باعث رشد شايعات شود و به جنگ رواني بسيار گسترده اجتماعي تبديل شود بستن راه هاي خبري درست و صحيح است. يک روزنامه بر اساس قانون پروانه انتشار دارد، مسوول و مدير دارد و در مورد مطالبي که چاپ مي کند پاسخگو است. در نتيجه موقع انتشار اخبار به اين توجه دارد که منبع خبر صحيح باشد و در خلال اخباري که منتشر مي کند منافع و امنيت ملي را کاملاً در نظر دارد و با رعايت اين مقوله انتقاد هم دارد و مسائل خودش را بيان مي کند. وقتي روزنامه ها بسته مي شوند جامعه به سوي فضاي مجازي يعني اينترنت گرايش پيدا مي کند که هيچ گونه کنترلي روي خبرهايش نيست.

به اين ترتيب در درون جامعه شايعاتي صورت مي گيرد که هيچ مرجعي نيست که بداند اين شايعه اساساً از کجا شروع شده، چگونه شکل گرفته، چقدر صحيح و چقدر غلط است. فقط ما در مدت کوتاهي با مجموعه يي روبه رو مي شويم که شايد اساساً از پايه دروغ است ولي آنقدر شايعات پيرامون اين خبر زياد است که خود جامعه هم به عنوان واقعيت آن را مي پذيرد و خود اينها عامل ضربه به اعتقاد عمومي نسبت به حاکميت و مسوولان است و ديگر اينکه جامعه را نسبت به مسوولان دچار ترديد جدي مي کند که علت اساسي آن در حذف مطبوعات است. اگر مطبوعات بمانند پاسخگو خواهند بود و در برابر اين پاسخگويي هم سعي مي کنند خبر درست را در جامعه منتشر کنند و اگر غير از اين باشد به نظر بنده بيشتر زيان هم متوجه خود مسوولان و مديران خواهد بود.

بر اساس آنچه من اطلاع دارم ظاهر قانون همان چيزي است که در روزنامه ها درج شده ولي اين صحيح نبوده است. حقيقت ماجرا از ديد بنده اين است که روزنامه حيات نو در ماه هاي اخير نگاهي انتقادي به پاره يي از مسائل در درون کشور داشت. آقاي هادي خامنه يي فردي عميقاً اعتقادي و پايبند به انديشه و راه امام است و در اين مسير هم بسيار جدي است و با کسي تعارف ندارد.

با اين نگاه نسبت به مسائل جامعه خبررساني مي کردند که شايد اين خبررساني براي دولت خوشايند نبود و چون اين فشارهاي مضاعف و روش هاي ديگر جواب نداده به اين فکر مي کردند که با توقيف روزنامه از انتشار اين حقايق جلوگيري کنند که البته فکر نمي کنم با توقيف روزنامه اين مسائل حل شود و فضايي که بنده مشاهده مي کنم مطبوعات ديگر را هم در معرض آسيب قرار داد و مي ترسم مطبوعات ما مجبور شوند به کل سياست را فراموش کنند يعني ما فکر کنيم در جامعه يي زندگي مي کنيم که فقط با درختان و گل و بلبل و ماشين سر و کار داريم و اگر هم مسائلي غير از اين وجود دارد ما بي خبريم. در چنين شرايطي ممکن است مطبوعاتي باقي بمانند ولي من فکر مي کنم در وضعيت فعلي با دورنمايي که مشاهده مي شود مطبوعات شرايط سخت تري در پيش دارند و اجازه انتشار مجددي هم اگر باشد حداقل در دو سه ماه ديگر متصور نيست.

*سردبير سابق روزنامه حيات نو

کشور هفتاد و دو ملت
16 روز تلاش براي زنان
پاکسيما مجوزي

حياط دانشگاه شلوغ تر از هميشه بود، نه به اين خاطر که وقت ناهار بود، بلکه به اين دليل که گروهي از دانشجويان در حال اجراي نمايشي بودند. بيشترشان از دختران دانشجو تشکيل شده بودند. اما هر چه مي گذشت بر تعداد پسران نيز اضافه مي شد. نمايش در سه قسمت برگزار شد. در کتابخانه دانشگاه، خيابان و اتوبوس که نشان مي دادند چگونه زنان از برخي رفتارهاي مردان در سطح جامعه آزرده مي شوند.

بعد از هر اجرا يکي از دانشجويان با پلاکاردي در دست، جلوي تماشاچيان راه مي رفت که روي آن دو جمله نوشته شده بود؛ «ما خوش مان نمي آيد»، «ما اذيت مي شويم». طنز درون نمايش باعث مي شد دانشجويان هنگام ديدن آن لبخند به صورت شان بيايد اما نکته نهفته در اين کار عميق تر بود و هر بيننده يي را به اين فکر وامي داشت که رفتارهاي به ظاهر معمولي که هرروزه شاهد آن هستيم تا چه اندازه مي تواند باعث آزار روحي زنان در جامعه شود. اجراي نمايش در حياط اصلي دانشگاه، تنها يکي از برنامه هايي بود که در طول 16 روز مبارزه با خشونت عليه زنان اجرا شد. برپايي سمينار و سخنراني، نمايشگاه عکس، کلاس هاي آموزشي و افزايش آگاهي همه از کارهايي بودند که از4 تا 19 آذر (25 نوامبر تا 10 دسامبر) در دانشگاه توسط دانشجويان و استادان برپا شدند. اين فعاليت ها اما فقط به هندوستان محدود نمي شد بلکه حرکتي بين المللي بود و زنان و مردان در سراسر دنيا براي مبارزه با خشونت عليه زنان همقدم شده بودند. فعاليت 16روزه براي مبارزه با خشونت عليه زنان، اولين بار در سال 1991 از سوي موسسه مديريت جهاني زنان کار خود را آغاز کرد و در طول سال ها مورد استقبال کشورهاي ديگر نيز قرار گرفت. هند همان طور که فعاليت تعداد زيادي از تشکل هاي غيردولتي حمايت از زنان را با خود يدک مي کشد از سوي ديگر داراي بالاترين آمار خشونت عليه زنان نيز هست. از جمله اين خشونت ها را مي توان از بدو تولد يک زن شاهد بود. شايد براي همين است که اعلام هويت جنسيت جنين در هند غيرقانوني است زيرا برخي خانواده ها با دانستن فرزند دختر، دست به سقط جنين جنسيتي مي زنند. حال اگر جان سالم به در برند، بزرگ تر که مي شوند اگر فقير باشند درس خواندن براي پسر ارجح است. هنگام ازدواج، اگر جهيزيه خوب نباشد از سوي خانواده شوهر مورد آزار و اذيت قرار مي گيرند و در نهايت اگر از بد روزگار، بيوه شوند بايد موهاي خود را بتراشند، هميشه لباس سفيد بر تن کنند و از جامعه دور بمانند. اما نکته قابل تامل در اين است که فعاليت هايي درخصوص مبارزه با خشونت عليه زنان از سوي دولت هند مورد حمايت قرار مي گيرد؛ چيزي که مي توان گفت در برخي کشورهاي ديگر بهاي ناچيزي به آن داده مي شود.
آموزش آشپزي
پيشنهاد بي شرمانه روزنامه همشهري
ابراهيم رها  / Ebrahimraha.com

ديروز من را «يعني ستون من را» از بيخ بريده بودند. اما تا اطلاع ثانوي من از رو نمي روم.

در پختن قورمه سبزي بيشتر از هر چيز بايد به ماهيت مواد لازم توجه کرد. ماهيت اين مواد اهميت خاصي دارد؛ درست مثل ماهيت عوامل حوادث اخير که مدتي است همه از کشف آن صحبت مي کنند. اخيراً هم مسوولي گفته «ماهيت اين اشخاص مشخص شده و از اين پس به شدت با آنها برخورد مي کنيم.» جسارتاً بنده وسط همين پياز داغ و سبزي خردکردن مي خواستم بپرسم اگر قرار است تازه از اين به بعد برخورد شديد شود، تا حالا برخورد الف) ملايم، لطيف و نوازشگرانه بوده؟ ب) رمانتيک و عاشقانه بوده؟ ج) سيمين برانه، گل پيکرانه بوده؟ د) دوستان هم در کار طنز دستي دارند؟، در همين راستا (قورمه سبزي را عرض مي کنم) صديقي (امام جمعه موقت تهران) گفته «مطمئن هستم جواناني که امروز فريب خورده شده اند نزد ملت بازخواهند گشت.» من البته آشپزي آموزش مي دهم و درست سر درنمي آورم فعل «فريب خورده شده» چه جور فعلي و در چه زماني است اما بقيه جمله را مي فهمم و وقتي اظهارنظر قبلي را مي گذارم کنار اين يکي حدس مي زنم الف) جوانان فريب خورده شده که تا حالا مدام در خيابان ها ناز و نوازش مي شدند با برخورد شديد سه سوته به دامن ملت بازخواهند گشت؟ ب) جوانان فريب خورده شده با برخورد شديد دوان دوان به دامن ملت هجوم مي آورند؟ ج) جوانان فريب خورده شده... راستي اصغر فرهادي گفته خوشحال است اين جوانان پس از ديدن فيلمش مي آمدند خيابان وسط اين ماجراها، عجالتاً يک برادر ارزش مداري با کله بگذارد وسط صورت فرهادي، د) جوانان فريب خورده شده... اصغر را به دامن ملت برگردانيد،

در حال حاضر دو موضوع در ايران بسيار مهم است؛ يکي قورمه سبزي، يکي صفارهرندي، اخيراً گفته (طبعاً صفارهرندي نه قورمه سبزي،) ساخت فرهنگسراها و روزنامه همشهري زمينه ساز جنگ نرم بود. جداً خداوکيلي بي تعارف آدم لذت مي برد از اين همه تحليل و فصاحت و بلاغت. دوستان، مخاطبان، قورمه سبزي را ول کنيد صفارهرندي را بچسبيد. اميدوارم همين فردا در راستاي برخورد شديد تعداد معتنابهي بولدوزر فرهنگسراها را تسطيح کنند، به جايش سيب زميني بکارند که در ميزان راي هم تاثيرگذار باشد،

صفارهرندي سپس ادامه داده و پياز را خرد کرده، افزوده و گفته «در دهه 70 مسوولان وقت از ايرانيان خارج از کشور خواستار کمک براي سازندگي ايران و سرمايه گذاري در کشور شدند.» اي واي ننگ بر اين بي شرمي. خفتا، حيرتا، اين چه پيشنهاد بي شرمانه يي بوده است؟ خجالت کو؟ حيا کجاست؟ الهي بميرم که صفارهرندي چطور اين همه سال اين عمل ننگين را ديده و زجرکشيده و طاقت آورده؟ اي الهي قورمه سبزي من ته بگيرد،

صفارهرندي در ادامه کشف ماهيت اشخاص دخيل در حوادث اخير و تغيير برخورد با آنها گفته؛ «روزنامه همشهري با هدف تغيير ذائقه مردم به شهروند حقوق مدار وارد کار شد.» نه ديگر اين يکي را اصلاً نمي شود تحمل کرد. مگر از روي جنازه من رد شويد که بگذارم از اين کارها بکنيد. اي همشهري، اي جنگ نرم کاغذي، آخر چه کسي گفته يک فقره شهروند، حقوق هم دارد؟ همين اباطيل را مي نويسيد که وقتي چهار تا باتوم نوازش مي شوند به خودشان اجازه مي دهند بگويند آخ، حتي جسارت را به جايي مي رسانند که براي خود اين حق را قائل مي شوند که دست و پايشان کبود هم بشود. بس کنيد. باور کن صفارهرندي، من شده از آموزش قورمه سبزي بگذرم از اين عمل غيراخلاقي روزنامه همشهري نخواهم گذشت، حالا ببين.
عناوين اين صفحه
مسائل کشور با توقيف حل نمي شود
16 روز تلاش براي زنان
پيشنهاد بي شرمانه روزنامه همشهري

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام