
امتياز انتشار 412 مورد از نشريات متعلق به وزارتخانه ها، نيروهاي نظامي- انتظامي، مراکز دولتي پژوهشکده ها،موسسات، دانشگاه ها انجمن ها، اتحاديه ها و شوراهاي شهر حل اختلاف، نگهبان، اتاق هاي بازرگاني و انقلاب فرهنگي و... است
گروه سياسي، اميرهادي انواري؛ وقتي مسوولان دولت نهم در سخنراني هاي خود، در مقام دفاع از عملکرد خود در حوزه مطبوعات آمار سه رقمي نشرياتي که در دوران تصدي آنها مجوز انتشار گرفته اند را به نشانه آزادي بيان به رخ مي کشند، چيزي از «کيفيت» ماجرا نمي گويند. تعداد و آمارها درست است و شکي هم در آن نيست. حالا در ذهن شنونده تناقضي مطرح مي شود؛ از يک طرف رسانه هاي منتقد از عرصه تنگ مطبوعات در روزگار حاضر مي گويند و از طرف ديگر طي چهار، پنج سال گذشته بيش از 1300 نشريه مجوز نشر گرفته اند، با بررسي «کيفيت» پنهان مانده در بيان مسوولان شايد گوشه يي از تناقض مزبور برطرف شود. عرصه تنگ حاکم بر مطبوعات که همزمان با مشکلات معيشتي به فعالان رسانه در کشور فشار مي آورد نهايتاً موجب مهاجرت آنها و باز شدن عرصه براي فعاليت نشريات فارسي زبان مستقر در خارج از کشور مي شود.در بيان آمار همان عبارت «بيش از 1300 نشريه در دوران... مجوز انتشار گرفتند» مطرح مي شود، اما کسي نمي گويد تنها 151 عنوان از 1231 عنوان (از مهرماه سال 84 تا مهرماه سال 88) در زمينه سياسي مي توانند فعاليت کنند. 98 عنوان از اين 151 عنوان در حال انتشار هستند. 44 عنوان سراسري و بين المللي هستند و گستره توزيع باقي يعني 107 عنوان محلي و منطقه يي است. 22 عنوان از نشرياتي که مي توانند در زمينه سياسي فعاليت کنند در اختيار اشخاص حقوقي قرار دارند. 151 عنوان از 1231 عنوان، يعني 12 درصد نشريات مجوزگرفته مي توانند در زمينه سياسي فعاليت کنند. اين رقم در مقايسه با چهار سال قبلي (يعني مهرماه سال 80 تا مهرماه سال 84) بيش از 50 درصد کاهش داشته است. در چهار سال قبلي، از مجموع 1308 نشريه مجوزگرفته، 396 عنوان مي توانستند در زمينه سياسي فعاليت کنند. اين يعني بيش از 30 درصد نشرياتي که مجوز فعاليت گرفته بودند، سياسي بودند. زبان 559 عنوان از 1231 مجوز انتشار، به جز فارسي؛ آذري، اردو، ارمني، انگليسي، روسي، عربي، فرانسوي، لري و کردي است. تنها اسم 74 عنوان از اين نشريات به زبان هاي انگليسي و عربي است. نشرياتي که به زبان هاي ديگر منتشر مي شوند اصولاً مخاطب محدودتري دارند و در زمينه ها و مسائل خاصي منتشر مي شوند. براي مثال نشريات؛ International Journal Of Psychology, PoliticalتThoughtتInتIslam الجوارالاقليمي، الراي الاخر، خبر اردبيل، سبلان اردبيل، صداي اردبيل، ستاره اردبيل، افق ابهر، ميانه امروز و... همچنان که از نام شان نيز بر مي آيد بايد مخاطب خاصي داشته باشند. آمار انتشاريافته توسط وزارت ارشاد اشکالاتي هم دارد. يکي از اين اشکالات به وضعيت نشريه برمي گردد. براي مثال نشريات شهروند امروز، هم ميهن، ياس نو، کارگزاران و... که همگي پيش از دوران تهيه اين آمار (تا شهريورماه 1388) انتشارشان متوقف شده است، در قسمت وضعيت، «در حال انتشار» عنوان شدند. اين رويه فقط مختص نشرياتي که در دولت هاي قبلي مجوز گرفته و در دولت نهم انتشارشان متوقف شده است، نيست. براي مثال دو نشريه کلمه سبز و اعتماد ملي که عدم انتشار آنها واضح است و پيش از تهيه اين آمار انتشارشان متوقف شده است نيز «در حال انتشار» عنوان شدند. پيدا کردن نشرياتي که سهوي در ليست نشريات «در حال انتشار» گنجانده شدند به دليل حجم بالاي اين نشريات، پايين بودن تيراژ بسياري از آنها و همچنين زبان و گستره توزيع شان امکان پذير نيست.علاوه بر اينها 295 مورد از نشريات در حال انتشار، هيچ آدرس يا شماره تلفني در بخش شناسنامه نشريات ندارند. بنا براين امکان پيگيري وضعيت نشر آنها اصولاً ميسر نيست. مشخص است، نشريات در حال انتشار تاثيرگذار هستند. به هر ترتيب بنابر اين آمار 688 عنوان از مجموع 1231 نشريه مجوزگرفته در حال انتشار و تاثيرگذار هستند. ظاهراً تهيه کنندگان آمار مورد استفاده اين گزارش «سهوي» 369 مورد صاحب امتياز حقوقي را در بين صاحب امتيازان حقيقي گنجانده اند. اين يعني 35 درصد خطا.توضيح آنکه نتيجه جست وجوي نشرياتي که مجوز آن براي شخصيت حقوقي صادر شده است در فاصله مهرماه سال 84 تا مهرماه سال 88 ، 183 مورد است. اما تنها امتياز انتشار 412 مورد از نشريات متعلق به وزارتخانه ها، نيروهاي نظامي- انتظامي، مراکز دولتي، پژوهشکده ها و پژوهشگاه ها، موسسات، دانشگاه ها، انجمن ها، اتحاديه ها و شوراهاي شهر، حل اختلاف، نگهبان، اتاق هاي بازرگاني و انقلاب فرهنگي و... است. براي مثال براساس اين آمار، فصلنامه «نامه اتاق قزوين» به صاحب امتيازي اتاق بازرگاني و صنايع و معادن استان قزوين که در تاريخ 20 فروردين 86 مجوز نشر گرفته است، در رديف «حقيقي» و در همين حال فصلنامه «اقتصاد قم» به صاحب امتيازي اتاق بازرگاني قم که در تاريخ 19 تير 85 مجوز انتشار گرفته است، در رديف «حقوقي» دسته بندي شده است

دو نشريه ارتش، دو نشريه سپاه، چهار نشريه نيروي انتظامي و... هم چنين وضعي دارند. در مثالي ديگر به موسسه فرهنگي اکو در يک روز (23 ارديبهشت 1387) مجوز انتشار پنج ماهنامه (EcoTime، اکو نوستي، Eco Ordo، اکودرگي، اکو نوروز) با يک مديرمسوول (محمد رجبي) در همه پنج مورد و در يک زمينه (اقتصادي، فرهنگي (اجتماعي))،به پنج زبان (انگليسي، روسي، اردو، آذري و فارسي) داده شده است. اين پنج ماهنامه نيز در رديف «حقيقي» طبقه بندي شدند. و جالب آنکه هيچ کدام منتشر نمي شوند. نشريات متعلق به بخش خصوصي و جدا از سازمان ها و ارگان هاي حاکميتي و دولتي غالباً حقيقي هستند. نشرياتي که زير نظر مراکز دولتي فعاليت کنند، بيشتر به ارائه دستاوردهاي مرکز متبوع مي پردازند. مراکز علمي هم که نشريات شان مشخصاً به دستاوردهاي حوزه مورد نظر مي پردازد.
علوم انساني 283،پزشکي165،فني-مهندسي163،کشاورزي88،علوم پايه56 و هنري31.
و البته - براي مثال - ماهنامه «نسخه حيوانات»، دو فصلنامه «علوم و فنون زنبور عسل»، فصلنامه «پيک مرغداران خراسان»، ماهنامه «آبزيان زينتي» يا فصلنامه «صنعت اتاق تميز» قرار نيست تحليل، مطلب يا خبري منتشر کنند که مطبوعات روي آن موثر واقع شود،
از بين اين 1231 مورد مجوز، 614 مورد متعلق به نشريات شهرستاني است. البته 22 عنوان نشريه که ذيل استان تهران از آنها نام برده شده است، در شهرستان هاي اراک، تبريز، همدان، مشهد، کرج، قم، قزوين و شيراز به چاپ مي رسند.
اتفاق جالب که در ادوار ديگر سابقه نداشته است، روند اعطاي مجوز نشر به نشريات روستايي و شهرستان ها است. اين روستاها و مناطق به ترتيب تاريخ مجوز عبارت است از؛ رامشه (جرقويه عليا، اصفهان)، محمودآباد (شاهيندژ)، شيرين کندي (خوي، آذربايجان غربي)، مهربان (جاده سي نعمت، ياسوج) و عطابخش (جاده قديم فسا فارس)، کورده لارستان، محله پايين (فارس)،قطب آباد(جهرم،فارس).
361 عنوان هم گستره توزيع شان محلي و منطقه يي است. تعداد مجوز انتشار استان ها به ترتيب عبارت است از؛ آذربايجان شرقي؛ 39 عنوان، آذربايجان غربي؛ 16 عنوان، اردبيل؛ 11 عنوان، اصفهان؛ 52 عنوان، ايلام؛ 5 عنوان، بوشهر؛ 9 عنوان، تهران؛ 617 عنوان، چهارمحال و بختياري؛ 15 عنوان، خراسان جنوبي؛ 9 عنوان، خراسان رضوي؛ 55 عنوان، خراسان شمالي؛ 10 عنوان، خوزستان؛ 23 عنوان، زنجان؛ 19 عنوان، سمنان؛ 12 عنوان، سيستان و بلوچستان؛ 18 عنوان، فارس؛ 27 عنوان، قزوين؛ 11 عنوان، قم؛ 57 عنوان، کردستان؛ 8 عنوان، کرمانشاه؛ 9 عنوان، کرمان؛ 37 عنوان، کهگيلويه و بويراحمد؛ 14 عنوان، گلستان؛ 17 عنوان، گيلان؛ 32 عنوان، لرستان؛ 12 عنوان، مازندران؛ 29 عنوان، مرکزي؛ 15 عنوان، هرمزگان؛ 12 عنوان، همدان؛ 10 عنوان و يزد؛ 31 عنوان.
نشريات محلي و منطقه يي به لحاظ گستره توزيع تيراژ و در نتيجه مخاطب کمتري دارند. براي مثال ماهنامه «سلام ابرکوه» با گستره توزيع محلي با توجه به جمعيت ابرکوه قاعدتاً نمي تواند مخاطب زيادي داشته باشد. مثال ديگر دو روزنامه خراسان شمالي و خراسان جنوبي (که به صاحب امتيازي يک موسسه هر دو در يک روز مجوز فعاليت گرفته اند) گستره توزيع شان محلي است. در شرايطي که تيراژ نشريات عادي سراسري پايتخت به بيش از 20 هزار نمي رسد، مشخص است آنها چه وضعي دارند و اين تيراژ است که دامنه تاثيرگذاري يک جريده را مشخص مي کند.
به برنامه هاي سيما نگاه کنيد و به برنامه هاي راديو گوش بدهيد. وقتي برنامه مرور مطبوعات را پخش مي کند لوگوي هفته نامه و ماهنامه و فصلنامه و... را نشان نمي دهد، از اين اقلام هم چيزي نمي گويد. چون تلقي عمومي از مطبوعات، روزنامه ها هستند. از آمار سالنامه ها، فصلنامه ها، دو فصل يک بار، دو هفته يک بار، هفته نامه ها، ماهنامه ها و دو ماه يک بار (که غالباً تخصصي هستند) که بگذريم (1218 عنوان) حالا آنچه در آخر کار مي ماند و احتمالاً در ذهن عامه مردم از مطبوعات جا افتاده، همان 13 عنوان روزنامه است که از اين 13 روزنامه، چهار موردش منتشر نمي شوند و فقط مجوز دارند، شش عنوان هم محلي و منطقه يي هستند. اين 13 روزنامه که يکي شان هم همين اخيراً انتشارش با مشکل مواجه شد، عبارت است از بانگ ساوالان، خراسان شمالي، خراسان جنوبي، واقعه، اميد مردم، شهروند، امروز، عصر ايرانيان، کلمه سبز، وطن امروز، پرسپوليس، راه پيشرفت و اصفهان زيبا. کلمه سبز که تعطيل شد، ديگر روزنامه پرتيراژ به جا مانده همان «وطن امروز» به صاحب امتيازي مهرداد بذرپاش مديرعامل سابق سايپا و رئيس فعلي سازمان ملي جوانان و از حاميان محمود احمدي نژاد است. (دقت شود که تمامي اين آمار به مدت زمان اول مهرماه سال 84 تا اول مهرماه سال 88 پرداخته است. در فاصله زماني کوتاه آغاز دولت نهم يعني مردادماه 84 تا نقطه آغاز آمار اين گزارش که مهرماه84 است روزنامه اعتمادملي در تاريخ 10/5/84 مجوز انتشار گرفت و اخيراً هم متوقف شد که در اين گزارش از آن نامي برده نشده است.)
اگر 13 مورد مجوز انتشار روزنامه را فارغ از تمام کيفياتش بپذيريم، 48 ماهي که در اين گزارش بررسي شده، در مقايسه با 48 ماه قبلي(يعني از تاريخ اول مهرماه سال 80 تا اول مهرماه سال 84) کاهش چشمگيري در ارائه مجوز به روزنامه ها داشته است. در 48 ماه قبلي 40 عنوان روزنامه با گستره توزيع سراسري و بين المللي و 17عنوان هم با گستره توزيع منطقه يي و محلي مجوز نشر گرفته اند.
همه اينها يک طرف، شيوه اختصاص يارانه مطبوعات طرف ديگر. در شرايطي که روند ارائه مجوز انتشار به نشريات جديد چنان است که پيش از اين آمد، از سوي ديگر توقيف و لغو امتياز مطبوعات قديمي و پرمخاطب (نسبت به نشريات تخصصي و محلي...) و تنگ کردن عرصه بر مطبوعات فعال منتقد نيز با ساز و کار هاي خاصي جريان داشته و دارد.
در چنين شرايطي طي حدود پنج سال صدارت آقاي احمدي نژاد، روزنامه هاي شرق (در تاريخ 15 مرداد 1386 به دستور هيات نظارت بر مطبوعات توقيف شد)، هم ميهن (در 12 تيرماه 86 از سوي دادستان توقيف شد)، تهران امروز (مسوول روزنامه تهران امروز به اتهام چاپ مطالب و تصاوير اهانت آميز نسبت به رئيس جمهور و نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي و ايراد افترا، در تيرماه سال 87 با شکايت مدعي العموم به دادسراي کارکنان دولت احضار شد، و اين روزنامه هم توقيف شد)، کارگزاران(در 11 دي 1387 به دليل چاپ بيانيه دفتر تحکيم وحدت پيرامون حوادث غزه توسط وزارت ارشاد و دادستاني تهران توقيف شد)، ياس نو (به دليل اعاده روند دادرسي توسط دادستان پس از انتشار يک شماره توقيف شد و معاون وزارت ارشاد دستور توقف انتشار آن را صادر کرد)، کلمه سبز (دو روز پس از انتخابات روزنامه کلمه سبز با بازداشت کارکنان آن تعطيل شد)، اعتماد ملي (روز 27 مردادماه سال جاري توقيف شد) و سرمايه (11 آبان سال جاري لغو امتياز شد) از فعاليت بازماندند. از سوي ديگر هفته نامه هاي شهروند امروز، زنان، همشهري جوان، مدرسه، دنياي تصوير، هفت، صبح زندگي، تلاش، به سوي افتخار و شوک و... نيز در اين دوران توقيف و لغو امتياز شدند. خبرگزاري ايلنا نيز در اين مدت توقيف شد که البته پس از مدتي دوباره فعاليت خود را از سر گرفت. تعطيلي سايت بازتاب هم قابل توجه است. ذکر تمام موارد و نشريات ديگر اعم از محلي و منطقه يي و سايت هاي اينترنتي فيلتر شده و... که در اين مدت توقيف و لغو امتياز شدند، در اين مجال نمي گنجند.
مسائل اقتصادي
برخي روزنامه ها و نشريات عملاً به دليل هزينه هاي کمرشکن و سودآور نبودن فعاليت شان خودبه خود در آستانه تعطيلي قرار دارند. در چنين شرايطي از درج آگهي هاي دولتي که منبع اصلي درآمد روزنامه ها به شمار مي روند، ممانعت مي شود و از سوي ديگر شرکت ها و موسسات ديگري که به روزنامه هاي منتقد آگهي مي دهند به دلايل مبهمي قراردادهاي خود را با روزنامه هاي مزبور لغو مي کنند (مثل ايران خودرو و ايرانسل).
در نامه يي که در اوايل روي کار آمدن محمود احمدي نژاد توسط مديران مسوول روزنامه هاي غيردولتي خطاب به وزير ارشاد وقت نوشته شد، به اين موضوع اشاره شده است؛ موضوعي که حالا بعد از گذشت بيش از چهار سال همچنان ادامه دارد. در بند سوم اين نامه آمده است؛ «پس از روي کار آمدن دولت جديد متاسفانه جهت گيري تخصيص آگهي هاي مربوط به تعدادي از وزارتخانه ها به نحو چشمگيري به سمت مطبوعات خاص به ويژه مطبوعات دولتي بوده است ، راستي در زماني که (به دليل برخي از مشکلات) جنابعالي به خوبي از ميزان استقبال مردم از فرآورده هاي حوزه نشر و مطبوعات واقفيد آنگاه چگونه قابل توجيه است که اداره آگهي هاي وزارت ارشاد برخلاف شعار عدالت محوري دولت نهم، بر مبناي دولت سالاري عمل کرده و براي تخصيص آگهي ها مطبوعات دولتي را ترجيح داده و خداي ناکرده بخواهد آنان را به خودي و غيرخودي تقسيم نمايد. در چنين شرايطي آيا مي توان به چشم انداز آينده وضعيت مطبوعات کشور اميدوار بود؟»
حکايت اختصاص يارانه هاي مطبوعات به نشريات خود حديث مفصل تري دارد و بعضاً برخي روزنامه ها و مطبوعات منتقد و غيردولتي مبلغي بسيار کمتر از چيزي که طبق محاسبات بايد از آن بهره مند مي شدند دريافت مي کنند و براي اين موضوع نيز انواع و اقسام آيين نامه ها و قوانين وجود دارد. البته معاون جديد مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به تازگي خبر از تغيير رويه اختصاص يارانه ها در آينده نزديک داده است. آقاي رامين گفته است؛ در نخستين فرصت پرونده هاي يارانه ها را بررسي مي کنيم و قصد داريم يارانه ها را عاقلانه، عادلانه و منطبق با استانداردهايي که بر اساس رسالت رسانه ها شکل مي گيرد، تطبيق دهيم.
يارانه مطبوعات که در بودجه امسال 1012036 ميليون ريال تحت عنوان حمايت از نشر، کتاب و مطبوعات در نظر گرفته شده است، يکي از اصلي ترين منابع تامين مالي مطبوعات به شمار مي رود خصوصاً روزنامه ها که در مقايسه با ساير اقلام مطبوعات به بودجه بيشتري به خاطر نياز به کاغذ و... نيازمند هستند. هرچند اين بودجه امسال حدوداً يک درصد نسبت به سال گذشته (975 هزار ميليون ريال) رشد داشته است، اما در مقابل عنوان حمايت از کتاب هم به آن اضافه شده است.
وضعيت کمک هاي مالي به رسانه هاي غيردولتي در حالي است که سايت ها و خبرگزاري هاي وابسته به دولت بودجه هاي افسانه يي دريافت مي کنند. خبرگزاري رسمي دولت (ايرنا) در بودجه سال جاري 225175 ميليون ريال ذکر شده است. در حالي که بودجه حمايت از همه اقلام مطبوعاتي نسبت به سال قبل تنها حدود يک درصد رشد داشته است، بودجه اين خبرگزاري نسبت به سال 87 (205269 ميليون ريال که نسبت به سال 86 ، 35 درصد رشد داشته است) حدود هشت درصد رشد داشته است.
اين خبرگزاري با بودجه 22 ميليارد و 500 ميليون توماني، پرهزينه ترين آژانس خبري در ايران محسوب مي شود.
در مقابل، بودجه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در سال جاري حدود يک ميليارد و 250 ميليون تومان، بودجه خبرگزاري مهر حدود يک ميليارد و 100 ميليون تومان و بودجه ايلنا کمتر از نصف اين دو خبرگزاري است که با احتساب بودجه کمتر از پنج ميليارد توماني خبرگزاري فارس، مجموع بودجه سالانه چهار خبرگزاري ديگر کشور معادل يک سوم بودجه خبرگزاري جمهوري اسلامي است. سايت هاي تحليلي حامي دولت نيز در صفحات مملو از آگهي هاي خاص به فعاليت خود ادامه مي دهند.
با اين بودجه افسانه يي عملکرد خبرگزاري ايرنا يعني گران ترين آژانس خبري حال حاضر کشور زياد موثر به نظر نمي رسد. بي شک يکي از معيارهاي تاثيرگذاري و توانايي مخاطب براي خبرگزاري ها تعداد بازديدهاي آنها است. نگاهي به نمودار بازديدهاي روزانه از سايت ايرنا در مقايسه با سايت تابناک که نه يک خبرگزاري با ساختمان چند طبقه و کارمندان پرشمار، که يک سايت تحليلي ساده است و تعداد کارکنان آن مجموعاً به 20 نفر نمي رسد و در يک واحد آپارتماني فعاليت مي کند بسيار گوياست. اين نمودار توسط نرم افزار آنلاين سايت بين المللي Alexa.com تهيه شده است.
بر کسي پوشيده نيست و بزرگان نظام هم همواره بر اين نکته تاکيد داشتند که رسانه هاي فارسي زبان مستقر در خارج از ايران مي توانند ضربات مهلکي بر پيکره نظام بزنند.
با گذشت زمان، هر روز بيش از پيش با پيشرفت جامعه، پيش آمدن سلايق سياسي گوناگون، فعاليت احزاب و وقايع جديد سياسي، اجتماعي و... از همه مهم تر پيشرفت تکنولوژي و ورود فناوري هاي جديد به جامعه و گسترده تر شدن طبيعي ابزار دريافت اطلاعات، جامعه نيازمند دريافت اطلاعات از مجاري گوناگون و جديدتر است. اگر اين نياز از طريق معمول (يعني ارائه مجوز به نشريات داخلي و کمک به بالندگي آنها) تامين نشود، جوينده اطلاعات به سمت راه هاي ديگر (نظير ماهواره ها و اينترنت) خواهد رفت که نظارت در آنها صفر است.
ماهواره هاي مستقر در خارج از ايران و سايت هاي اينترنتي و... در حالي همه ساله تاسيس مي شوند يا بر بودجه خود مي افزايند که مطبوعات داخلي منتقد به انحاي مختلف از فعاليت و تاثيرگذاري بازماندند. وجود مشکلات مالي، نحوه نظارت، توقيف ها و لغو امتيازها و... همگي در نهايت به يکه تازي رسانه هاي مستقر در خارج از کشور خواهد انجاميد چراکه با همه اقدامات سخت افزاري نظير نصب دستگاه هاي پارازيت، فيلتر کردن سايت ها و... باز هم رسانه هاي مزبور مخاطبان خود را از طريق راه هاي فرار از اين امکانات سخت افزاري (نظير استفاده از فيلترشکن هاي نرم افزاري، تغيير فرکانس ماهواره ها و...) دارند و هر روز خبر تاسيس شبکه فارسي زبان جديد و سايت اينترنتي جديدي به گوش مي رسد.
صرفاً ارائه آمار نمي تواند ملاک خوبي براي نشان دادن وضع مطبوعات باشد. از طرف ديگر اعداد و ارقام و آمارها هرچند نجومي و سه رقمي باشند، باز هم دايره هاي آهني روي پشت بام ها حضور دارند. عدم تناسب انتشار مطبوعات جديد با رشد مخاطب و افزايش نياز او از يک طرف، شيوه هاي نظارتي از طرف ديگر و سازوکارهاي حمايتي از مطبوعات هرکدام به نوبه خود به طور غيرمستقيم مخاطبان بيشتري را جذب رسانه هاي فارسي زبان مستقر در خارج ايران خواهد کرد. تعطيلي و برخورد با مطبوعات داخلي نهايتاً منجر به کوچ روزنامه نگاران بيکار شده و بدون امنيت شغلي ايراني به خارج از کشور مي شود. بي شک رسانه هاي فارسي زبان مستقر در خارج از ايران بدون بهره مندي از روزنامه نگاران و خبرنگاران ايراني که به خارج از ايران کوچ کرده اند، نمي توانند مخاطب فارسي را جذب کنند.
با بسته شدن هر روزنامه و نشريه منتقد، با کاهش حمايت مالي از اين نشريات و به تبع آن ايجاد مشکل در پرداخت حقوق روزنامه نگاران و... هر روز روزنامه نگاران به خارج از ايران مهاجرت مي کنند؛ جايي که هيات نظارت بر مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هيچ نظارتي نمي تواند آنجا داشته باشد. در واقع اگر آنها (رسانه هاي فارسي زبان مستقر در خارج از کشور) بنا به گفته بزرگان نظام دشمن باشند، تعطيلي هر رسانه منتقد داخلي و آرام آرام، از بين بردن رسانه هاي منتقد خود بستري براي مهاجرت هر چه بيشتر روزنامه نگاران با تجربه داخلي را به خارج از کشور فراهم مي کند.
روزنامه نگاراني که سال ها تجربه کار و تماس با مخاطب ايراني را دارند و با حداقل حقوق و امکانات حاضرند در داخل کشور فعاليت کنند و پيش از اين نيز مي کردند، زماني که ديگر رسانه يي در کار نباشد، از يک طرف رسانه هاي قبلي تعطيل شوند، رسانه هاي محدود فعلي با مشکل تامين مالي مواجه باشند و از رسانه جديد (همان فضاي کار) هم خبري نباشد، چاره يي جز مهاجرت و تداوم حيات و معاش ندارند.
از آنجا که اين بحث مربوط به جامعه مطبوعات است، روزنامه اعتماد قصد پيگيري آن را دارد. از صاحب نظران مطبوعاتي و مسوولان وزارت ارشاد دعوت مي کنيم نظرات خود را در اين زمينه ارائه دهند تا بتوان به هدف يافتن جايگاه درخور براي مطبوعات کشور جامه عمل پوشاند.
