يكشنبه، 10 آبان 1388 - شماره 2091
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
رسانه هاي امريکا در رتبه نخست گفت وگو با احمدي نژاد


آقاي احمدي نژاد

طي چهار سال رياست جمهوري خود مجموعاً 146هزار و 700 واژه با 25 رسانه خارجي سخن گفته است. (اين رقم به جز نشست هاي مطبوعاتي خارجي است و فقط به مصاحبه هاي اختصاصي مي پردازد.) در اين بين به ترتيب امريکا، ژاپن عراق(تفکيک نشست هاي خبري و گفت وگوي رسانه هاي عراقي امکان پذير نبوده، بنابراين هر دو در يک پرونده لحاظ شدند) فرانسه، عربستان، روسيه، قطر آلمان، اسپانيا و انگليسدر رتبه هاي اول تا دهم قرار گرفتند

گروه سياسي، اميرهادي انواري؛ از اتفاقات جالب آن است که شخص دوم ايران بيش از 43 درصد مصاحبه هاي خارجي خود را با اولين دشمن بين المللي خود يعني امريکا انجام داده است در حالي که حتي يک مصاحبه قابل ذکر با رسانه هاي داخلي منتقد يا موافق (غيردولتي) انجام نداده است. در مقابل مردم ايران به خاطر ندارند رئيس جمهور يا مقامات سياسي امريکا يا کشورهاي ديگر که در رتبه هاي بعدي مصاحبه هاي آقاي احمدي نژاد قرار دارند با مطبوعات ايران سخن گفته باشند. نه به اندازه آقاي احمدي نژاد که با آنها سخن گفته است، لااقل يک سوال و جواب کوتاه، هيچ مصاحبه يي در کار نيست، حالا سال ها از مردادماه سال 84 گذشته است؛ مرداد ماهي که بعد از اولين مصاحبه خارجي آقاي احمدي نژاد با روسيه، پاي امريکايي ها به ايران به بهانه گفت وگو با احمدي نژاد باز شد. پس از آن بود که رسانه هاي رنگارنگ خارجي مدام به ديدار رئيس جمهور مي آمدند و نظرات او را در مورد مسائل گوناگون جويا مي شدند. طي 51 ماه رياست جمهوري احمدي نژاد، 848 هزار و يکصد واژه فقط در جواب خبرنگاران سخن گفته است که از اين ميزان 146 هزار و 700 واژه آن به شکل مصاحبه هاي اختصاصي توسط شبکه هاي خارجي بوده است. اشتباه نکنيد، باقي آن را با روزنامه ها و نشريات داخلي سخن نگفته. يا در نشست هاي مطبوعاتي خارجي و داخلي بوده است، يا در مصاحبه هاي صدا و سيما. جالب آنکه شخص دوم ايران حاضر است حدود 63 هزار کلمه با رسانه هاي اولين دشمن خود سخن بگويد، اما حتي يک مصاحبه اختصاصي با مطبوعات داخلي (غيردولتي موافق يا منتقد) نداشته است.نتايج بررسي ها در بازه زماني مردادماه سال84 (ابتداي رياست جمهوري احمدي نژاد) تا پايان مهرماه سال جاري، در مصاحبه ها و نشست هاي خبري آقاي احمدي نژاد نشان مي دهد در حالي که آقاي احمدي نژاد در طول بيش از چهار سال رياست جمهوري خود حتي با يک رسانه داخلي موافق يا منتقد (غيردولتي) به جز دو گفت وگوي کوتاه که مجموع آنها به 550 کلمه هم نمي رسد، گفت وگويي نداشته است، حدود 63 هزار کلمه با رسانه هاي امريکايي گفت وگو کرده است. همچنين در بين کشورهاي خارجي، آقاي احمدي نژاد بيشترين نشست هاي خبري خود را در جمع خبرنگاران امريکايي برگزار کرده است. همچنين شمارش تعداد کليدواژه هايي چون«امريکا، ايران، بوش، اوباما، من، جهان» و... نيز نکات جالب و تامل برانگيزي دارد. بر اين اساس آقاي احمدي نژاد بيش از به کار بردن کليدواژه جهان (1400 بار)، اروپا (390بار) و غرب (183بار) از واژه امريکا به تعداد 1780مورد استفاده کرده است. اين گزارش به بررسي مصاحبه ها، نشست هاي خبري و گفت وگوها در حاشيه مراسم خاص پرداخته است. آقاي احمدي نژاد طي چهار سال رياست جمهوري خود مجموعاً 146هزار و 700 کلمه با 25 رسانه خارجي سخن گفته است. (اين رقم به جز نشست هاي مطبوعاتي خارجي است و فقط به مصاحبه هاي اختصاصي مي پردازد.) در اين بين به ترتيب امريکا، ژاپن، عراق(تفکيک نشست هاي خبري و گفت وگوي رسانه هاي عراقي امکان پذير نبوده، بنابراين هر دو در يک پرونده لحاظ شدند)، فرانسه، عربستان، روسيه، قطر، آلمان، اسپانيا و انگليس در رتبه هاي اول تا دهم قرار گرفتند. نکته اين است که به جز عراق، روسيه و اسپانيا، ساير اين کشورها در برابر ايران اگر مواضع خصمانه نداشته باشند، مواضع چندان دوستانه يي هم اتخاذ نکرده اند. همچنين رتبه اول تا رتبه دوم حدوداً 53 هزار واژه اختلاف دارد. يک محاسبه ساده نشان مي دهد براي بيان هر کلمه (با احتساب زمان مرده به خاطر ترجمه همزمان که بايد شمرده تر صحبت شود) حداقل دو ثانيه زمان لازم است، اگر نصف حجم واژگان آقاي احمدي نژاد را مجموعاً براي مترجم و خبرنگار در نظر بگيريم، با اين حساب آقاي احمدي نژاد مجموعاً چيزي حدود دو شبانه روز و هشت ساعت را صرف پاسخگويي به رسانه هاي امريکايي و مجموعاً چيزي حدود دو ماه شبانه روز براي پاسخگويي به رسانه هاي خارجي زمان صرف شده است، اين يعني حدود 120 روز يا چهار ماه براي گفت وگو با اين رسانه ها اختصاص داده شده است. اين زمان تنها براي همان وقت گفت وگو است و حاشيه هاي آن در نظر گرفته نشده است. چهار ماه به معني آن است که هر سال حدود 20 روز آقاي احمدي نژاد صرف پاسخگويي به خبرنگاران خارجي شده است. در علوم ارتباطات، گفت وگو با مطبوعات نشانه پاسخگو بودن مسوولان در برابر افکار عمومي هدف است. در ايران ماجرا به شکل ديگري دنبال مي شود. برخي مسوولان «رسانه يي نبودن» را براي خود ارزش مي دانند و البته برخي ديگر تنها با رسانه هاي خاصي صحبت مي کنند. تشخيص اين امر براي مخاطبان عادي با نگاهي گذرا بر گفت وگوهاي برخي از مسوولان در جناح هاي سياسي خاص با رسانه هاي خاص آسان است. در بين اهالي رسانه ايران اين موضوع تا به آنجاست که براي مثال براي گفت وگو با مسوولي خاص، سفارش مطلب به خبرنگاري داده مي شود که با آن مسوول پيش از اين گفت وگوهايي داشته و به اين جهت مي تواند با وي مصاحبه يي داشته باشد. هرچند اين گزارش به جاذبه هاي مطبوعاتي نيز پرداخته است اما شالوده آن بر بررسي تحليل محتوا استوار است؛ شيوه يي از تحقيق که در علوم انساني مورد استفاده قرار مي گيرد. هر چند اين روش يکي از روش هاي علم ارتباطات نيز هست، اما بيش از آنکه به کار روزنامه ها و مطبوعات بيايد، در بخش هاي خاصي از ارگان هايي خاص در تمام جهان مورد استفاده قرار مي گيرد. با استفاده از اين روش ها و نظاير آن، مي توان برخي از کنش ها و واکنش هاي احتمالي اشخاص را پيش بيني کرد. براي بررسي محتواي آشکار پيام هاي موجود در يک متن مي توان از روش تحليل محتوا استفاده کرد. در اين روش محتواي آشکار پيام ها به طور نظام دار و کمي توصيف مي شود. از اين رو اين روش را مي توان روش تبديل داده هاي کيفي به داده هاي کمي قلمداد کرد. في المثل با شمارش تعدادي از کلمات به کار برده در کلام شخص مي توان به روحيات وي پي برد يا واکنش او را در مواجهه با شرايطي اندازه گيري کرد. همچنين ميزان مصاحبه ها، اهميت دادن به برخي مسائل(که با کلمات کليدي خاصي در بيان مشخص مي شوند) و... نيز از مواد خام اين پژوهش ها مي تواند باشد. در مرحله بعدي هم اطلاعات طبقه بندي شده مورد قضاوت قرار مي گيرد و نتيجه مشخصي از آن استخراج مي شود.
بررسي51 ماه تعامل محمود احمدي نژاد با رسانه ها




علم رسانه و اطلاعات تحليل محتوا روشي مناسب براي پاسخ دادن به سوال هايي درباره محتواي يک پيام است. به طور مشخص محقق با تحليل پيام ها مي تواند به مواردي چون؛

1- ويژگي هاي شخصيت هاي نامبرده در متن (پيام) 2- پيشينه پيام 3- اثرهاي پيام بر مخاطبان.

مهم ترين کاربرد تحليل محتوا توصيف ويژگي هاي يک پيام است. دومين کاربرد اين روش، استنباط درباره فرستندگان پيام و دلايل يا پيشايندهاي پيام است. تحليل محتوا براي استنباط جنبه هاي فرهنگي پيام و تغييرات فرهنگي نيز به کار مي رود. استفاده از تحليل محتوا به عنوان يک تکنيک تحقيقي، از اوايل قرن حاضر شروع شد و تاکنون تحولات زيادي را شاهد بوده است. اين روش در پژوهش هاي علوم رفتاري به ويژه روانشناسي کاربرد دارد.

51 ماه مصاحبه

در اين بخش به بررسي حجم مصاحبه هاي آقاي احمدي نژاد به تفکيک سال ها از سال 84 تا سال 88 پرداخته شده است.

سال 84

در هشت ماه رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد مجموعاً 5/11 هزار کلمه با رسانه هاي خارجي مصاحبه کردند. در اين بازه زماني 25/11 هزار کلمه با رسانه هاي CNN، تايم، نيويورک تايمز و يواس اي تودي از امريکا و 218 کلمه با يک رسانه روسي مصاحبه شده است. همچنين نشست هاي خبري با همتايان تاجيک، سوري و عراقي نيز برگزار شده است. آقاي احمدي نژاد در دو نشست نيز در امريکا شرکت کرده و به سوالات خبرنگاران امريکايي پاسخ داده است. (اين گونه نشست ها در محاسبات اين گزارش لحاظ نشده است.)

سال 85

در 12 ماه سال 85 مجموعاً آقاي احمدي نژاد 23 هزار کلمه با رسانه هاي خارجي گفت وگو کرده است. در اين سال رسانه هاي امريکا با مجموع 1/12هزار کلمه رتبه اول و عربستان، عراق، اندونزي و هند رتبه هاي بعدي را دارند. رسانه هاي ABC، CNN، تايم و CBS از آن دسته اند. در سال 85 همچنين روزنامه دولتي ايران (که تحت مديريت دولت است) يک گفت وگو با آقاي احمدي نژاد داشته است و خبرنگاري از طرف جامعه مدرسين هم 190 کلمه با آقاي احمدي نژاد گفت وگو کرده است.

سال 86

در اين سال آقاي احمدي نژاد بيشترين گفت وگوهاي خود را انجام داده است؛ دقيقاً سال مياني دوران اوست. مجموعاً 5/69 حاصل گفت وگوهاي رسانه هاي خارجي در سال 86 با احمدي نژاد است. به سبک سال هاي قبل، در سال 86 نيز امريکا مجموعاً با رسانه هاي CBS، AP، PBS-13، CBS و تايم چيزي حدود 18 هزار کلمه را به خود اختصاص دادند. در اين سال در نشست مطبوعاتي که با خبرنگاران عراقي ترتيب داده شده بود نيز خبرنگاراني با احمدي نژاد مصاحبه هايي را انجام دادند. به همين خاطر اين نشست در بخش مصاحبه ها لحاظ شده است. در تمامي جداولي که به جاي نام رسانه واژه مطبوعات نوشته شده است، به همين معني است.

سال 87

در اين سال هم رسانه هاي امريکايي رتبه اول گفت وگو با رئيس جمهور ايران را داشتند. از مجموع 29 هزار کلمه، نزديک به 14 هزار کلمه احمدي نژاد با رسانه هاي امريکايي سخن گفته است. ژاپن نيز در اين سال گفت وگوي بلندي را با محمود احمدي نژاد داشته است. رسانه هاي کشورهاي ايتاليا، مالزي، ترکيه، قطر و لبنان نيز گفت وگوهايي داشتند. امريکا به واسطه رسانه هاي CNN، CBS و NBC اين حجم گفت وگوها را از احمدي نژاد دريافت کرده است.

سال 88

هرچند سال 88 هنوز تمام نشده است و در اين سال همچون بخشي از سال 87 آرشيو مصاحبه ها به خوبي در دسترس نيست و برخي از مصاحبه ها به صورت گزيده نويسي و خبر در دسترس است، اما در همين مدت هفت ماهه هم باز امريکا رتبه اول را از آن خود کرده است. اين کشور به واسطه رسانه هاي ABC، NBC، CBS،NPR و PBC توانسته است 7/13 هزار کلمه با آقاي احمدي نژاد به گفت وگو بنشيند. جالب آنکه در سال هاي گذشته رسانه هاي معروف تر امريکايي حجم بيشتر گفت وگوها را به خود اختصاص مي دادند همچون AP، تايم يا .CNN اما در سال 88 شبکه هاي ديگر (که البته آنها هم معروف هستند) وارد ميدان گفت وگو با احمدي نژاد شدند.

رسانه هاي ابزار دست دولت ها؟




حال تصور کنيد، آنچنان که برخي از رجال سياسي کشور به آن معتقد هستند، رسانه هاي خارجي و بيگانه به ويژه وابستگان به امريکا و غرب در جهت اهداف سياسي اين کشورها حرکت کنند بنابراين سوال ها و نوعاً توليدات شان در جهت همان اهداف خواهد بود. در نتيجه با توجه به حجم گفت وگوهاي آقاي احمدي نژاد با اين رسانه ها، بيشترين اطلاعات خام به آنها داده شده است. در واقع اگر با آن تصور که اين رسانه ها ابزار دست سياسيون کشورشان هستند هم پيش نرويم، دست کم قاصدان و پيامبراني هستند که شايد سوالاتي را که در ذهن اشخاص ديگري است بر زبان مي آورند و از طرف مصاحبه شونده پاسخ خود را دريافت مي کنند. شايد هم بر اساس اين پاسخ ها با پژوهشي ساده و نظري(البته با حجم دقيق تري از اطلاعات اين گزارش) بتوانند طرف مورد مصاحبه را به خوبي روانشناسي کنند و کنش ها و واکنش هاي وي را در برابر شرايط مشابه بسنجند. با توجه به نوع نگاه مسوولان و رجال سياسي - نظامي کشور که اخيراً (19مهرماه سال جاري) در همايش «عمليات رواني رسانه» با موضوع « عمليات رواني، تهديد نرم و جنگ نرم» بيان شد اين روند مصاحبه هاي شخص دوم کشور قابل تامل است چراکه آنها به سختي معتقدند رسانه هاي غربي (که قاعدتاً بيشتر تحت سلطه نظام سلطه هستند) براساس نقشه يي از پيش تعيين شده و خصمانه در حال حرکت هستند. حال تصور اين موضوع دشوار است که اظهارات آقاي احمدي نژاد در مصاحبه ها (که هرچند هم حساب شده باشد، مثل سخنراني ها نمي تواند برنامه ريزي شده باشد) مورد استفاده سرويس هاي اطلاعاتي کشورهاي متخاصم که حسب اتفاق جزء رتبه هاي اول هم هستند قرار گيرد.

ہ بديهي است که برخي از مصاحبه ها که در آرشيو موجود نبوده در اين گزارش لحاظ نشده است. تمامي مصاحبه ها و اخبار از آرشيو سايت رياست جمهوري به آدرس www.president.ir و آرشيو خبرگزاري دولتي جمهوري اسلامي ايران (ايرنا) به آدرس www.irna.ir گرفته شده است. در برخي از فايل هاي رياست جمهوري مثل 16 تير 87 و 14 شهريور 87 (N H K ژاپن ) و 24 مرداد 87 و 2 مهر 87 (CNN امريکا ) دو بار تکرار شده است.سوالات خبرنگار در مصاحبه هاي مشروح و اکثر گزارش هاي خبري جهت دقيق تر بودن يافته ها حذف شده است و تنها سخنان خود آقاي احمدي نژاد مورد نظر بوده است. به دليل بهره بردن از نرم افزار در برخي از مراحل اين گزارش، احتمال درصدي از خطا نيز وجود دارد.

*منابع در دفتر روزنامه موجود است
در جمع دانشجويان دانشگاه تهران
خاتمي ؛ در مقام نقد باقي مي مانيم


گروه سياسي؛ سيدمحمد خاتمي چند روز پس از آنکه توانست جايزه گفت وگوي جهاني در سال 2009 را به خود اختصاص دهد، در ميان اعضاي شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشگاه تهران حاضر شد تا شنونده دغدغه هاي آنها باشد و به بيان دل نگراني هاي خود نيز بپردازد. برنده اولين جايزه گفت وگوي جهاني در سال 2009، که اين جايزه را در کنار افتخار نامگذاري سال 2001 به نام گفت وگوي تمدن ها قرار خواهد داد از بيان محدوديت هاي جنبش دانشجويي انتقاد کرد و در اين ميان فرمان هشت ماده يي امام خميني را فصل الخطاب قرار داد. به گزارش ايسنا، رئيس بنياد باران که بارها نسبت به وضعيت موجود هشدار داده است و خواستار آزادي فعالان سياسي شده است از فقدان فضاي مناسب براي بيان ايده ها انتقاد کرد. رئيس دولت اصلاحات فضاي امنيتي را نگران کننده ناميد و انتقال مطالبات از داخل به خارج را هشداردهنده دانست و با بيان اينکه اگر ما که به اصل نظام اعتقاد داريم، نتوانيم حرف بزنيم، ديگران که اعتقادي ندارند، دست به عمل خواهند زد و نتيجه عمل آنها چيزي نيست که مطلوب ما باشد، يادآورشد؛ «نبايد بگذاريم کار به جايي برسد که تقاضاها از درون کشور به بيرون نظام برود.»سيدمحمد خاتمي همچنين با اشاره به فرمان هشت ماده يي امام راحل، تصريح کرد؛ «هيچ کس حتي دستگاه هاي امنيتي، حق تجسس در امور شخصي افراد را ندارند و حتي با بهانه هاي امنيتي نيز نمي توان به امور خصوصي شهروندان وارد شد و در آن تجسس کرد.»رئيس جمهور سابق کشورمان با اشاره به مسير اصلاحات و حرکت آن در چارچوب نظام جمهوري اسلامي گفت؛ «معيارهاي يک نظام مطلوب مردمي در الگوي جمهوري اسلامي جمع شده است و بزرگ ترين رسالت ما اين است که نظامي را به وجود بياوريم که بشر در آن آزادي و پيشرفت و عدالت ببيند و ما اعتقاد داريم با همين قانون اساسي مي توان در همين مسير ادامه داد.»وي به موازات دفاع از جمهوري اسلامي به محدوديت هاي جنبش دانشجويي اشاره و تصريح کرد؛ «هنگامي که براي فعاليت انجمن اسلامي که برآمده از متن دانشگاه است، سوالات جدي پيرامون مسائل اخير پيش مي آيد، پيداست که جامعه ما با مشکل مواجه شده است. نکته مهم اين است که بايد پذيرفت در جامعه مشکل به وجود آمده است و از آن پس است که مي توان راه چاره يي انرئيس بنياد باران افزود؛ «اگر در امروز و در شرايط فعلي دچار خطا در تحليل شويم، در آينده دچار مشکلات جدي خواهيم شد.» وي با اشاره به سه برش از زندگي امام خميني(ره) که دقت در آن مي تواند براي شرايط فعلي رهگشا باشد، گفت؛ «در ابتداي شکل گيري جمهوري اسلامي و پيش از انقلاب اسلامي، امام خميني(ره) با توجه به وجود گروه هاي غيرديني و بعضاً مارکسيست که در ميان مردم وجود داشتند همواره بر اين نکته تاکيد داشتند که در نظام جمهوري اسلامي حتي افرادي که ضد خدا و ضد دين هم باشند، تا زماني که دست به سلاح نبرده باشند و توطئه نکنند، ايمن هستند.» خاتمي افزود؛ «بعد از انقلاب نيز به علت شرايط جنگ و ترور، بعضاً رويدادهايي را داريم که امام در واپسين سال هاي پربرکت عمرشان با اشاره به آنها فرمودند که آنها استثنائاتي بودند که به خاطر جنگ و شرايط ويژه پيش آمدند و بنا داريم که همه به قانون برگرديم.» رئيس دولت اصلاحات يادآور شد؛ «امام همواره بر حضور و فعاليت گرايش ها و سلايق مختلف اصرار داشتند؛ به طور مثال خود امام(ره) تاکيد داشتند که مجمع روحانيون مبارز در کنار جامعه روحانيت مبارز فعاليت داشته باشد.» رئيس موسسه بين المللي گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها تاکيد کرد؛ «ما به هيچ عنوان طرفدار خشونت نيستيم، در مقابل عده يي جز به خشونت نمي انديشند و عمل نمي کنند.» وي در پايان اين ديدار در تبيين مجدد اصول اصلاحات گفت؛ «ما همچنان اصلاحات را بر مبناي دين مي دانيم، مبداء هويتي خود را انقلاب اسلامي و چارچوب حرکت خود را جمهوري اسلامي مي دانيم، اما اعتقاد داريم در عمل، انحراف هايي وجود دارد که با همان معيار هاي ديني و انقلابي بايد اصلاح شوند.» خاتمي خاطرنشان کرد؛ «متاسفانه گاهي برخي اين انحرافات را عين نظام قلمداد مي کنند. ما همچنان در مقام نقد قدرت موجود باقي مي مانيم، البته در چارچوب جنبشي که اسلام، نظام و انقلاب را قبول دارد.»ديشيد.»
استقرار دائمي روحانيون در مدارس
کارشناسان از موانع اجرايي طرح آموزش و پرورش مي گويند
گروه اجتماعي، علي رنجي پور؛ اگر همه چيز مطابق گفته هاي معاون وزير آموزش و پرورش پيش برود، به زودي طرح «استقرار دائمي روحانيون در مدارس کشور» اجرا مي شود و از اين به بعد حداقل يک روحاني در کنار معلمان و کادر اداري و آموزشي مدارس به طور دائمي در مدرسه ها حضور خواهد داشت. به گفته علي اصغر يزداني وزارت آموزش و پرورش در حال تعريف «استقرار دائمي روحانيون در مدارس کشور» است تا بتواند به زودي ساز و کار اين طرح را به طور دقيق و مشخص تعريف و اجرايي کند. زارعي که با ايسنا سخن مي گفت وظيفه روحانيون مستقر در مدارس را دامنه يي گسترده «از بحث نماز جماعت گرفته تا پاسخگويي به سوالات و شبهات ديني دانش آموزان و اقدامات فرهنگي و پرورشي ديگر» تعريف کرد و گفت؛ به تناسب نيازمندي هاي هر استان، منطقه و مدرسه از روحانيون توانمند و کارآمد براي همکاري با آموزش و پرورش استفاده خواهد شد. زارعي در ادامه حرف هاي خود به گفته هاي محمدتقي فخريان دبيرکل اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانش آموزان نيز که گفته بود؛ «مجموعه فرهنگي آينده سازان 300 طلبه از آقايان جوان و 100 طلبه از بانوان جوان را تربيت کرده تا در مناسبت هاي ويژه اعم از اعياد و عزاداري ها به مدارس کشور اعزام شوند» پاسخ گفت و وعده داد؛ «شمار روحانيوني که به مدارس اعزام مي شوند، خيلي بيشتر از اينهاست.»با اين حال با توجه به سابقه طرح ها و وعده هاي مشابهي (مانند اعزام چهار هزار روحاني به مدارس که سال 85 در زمان وزارت محمود فرشيدي عنوان شده بود يا بحث واگذاري دو هزار و 200 مدرسه به حوزه هاي علميه که سال گذشته مطرح بود) که هرگز به مرحله عمل نرسيدند، ابهام درباره تحقق اين طرح و چگونگي حضور روحانيون در مدارس زياد است. شيرزاد عبداللهي کارشناس مسائل آموزشي در گفت وگو با «اعتماد» با اشاره به برخي از اين ابهام ها گفت؛ «هر شخصي که بناست به صورت دائم در مدرسه حضور پيدا کند، بايد پست و تعريف سازماني داشته باشد. بنابراين بايد ببينيم روحانيوني که قرار است به صورت دائمي در مدرسه ها حضور پيدا کنند، قرار است به عنوان معلم، مدير، معاون پرورشي و... حضور پيدا کنند يا اينکه قرار است براي ايشان پست جديدي تعريف شود.» عبداللهي با اشاره به مشکلات قانوني طرح آموزش و پرورش ادامه داد؛ «حدود 97 درصد بودجه آموزش و پرورش صرف حقوق کارکنان مي شود. بنابراين در شرايطي که خود آموزش و پرورش به شدت مبتلا به معضل مازاد نيرو است، براي تامين منابع مالي اين طرح نياز به تامين اعتبار و بالطبع تصويب مجلس است که من گمان نمي کنم تا به حال درباره طرح همکاري حوزه و آموزش و پرورش صحبتي در مجلس شده باشد.» او با بيان اينکه «از دو سال پيش استخدام نيروي حق التدريسي در آموزش و پرورش ممنوع شده است» باب صحبت درباره موانع قانوني اجراي طرح استقرار دائمي روحانيون در مدارس را گشود و گفت؛ «محدوديت هاي قانوني که هست موضوع استخدام رسمي نيروها را در دولت پيچيده کرده است. با توجه به وسعت تعداد مدارس و وعده يي که درباره استقرار دائمي روحانيون در همه مدارس داده شده است، بعيد به نظر مي رسد دولت بتواند از عهده استخدام رسمي اين تعداد روحاني بربيايد.» طرح استقرار دائمي روحانيون در مدارس در شرايطي خبرساز مي شود که به نظر مي رسد نارضايتي دولتمردان نهم از فضاي فرهنگي کشور زمينه ساز تصميم گيري براي استقرار روحانيون در مدارس بوده است تا تربيت فرهنگي در مدارس مستقيماً زير نظر روحانيون ديني قرار گيرد. با اين حال اين تفسير چندان منطبق با تحليل کارشناسان از اين وضعيت نيست، چنان که شيرزاد عبداللهي در گفت وگوي خود به اين نکته اشاره کرد و گفت؛ «حتي اگر اين حرف را بپذيريم که در مدرسه ها بچه ها مشکلات ديني و فرهنگي دارند، نبايد اين تصور پيش بيايد که معلمان در تربيت ديني بچه ها اهمال مي کنند. مشکلاتي هم اگر هست مربوط به فضاي کلي جامعه است و کمتر تقصيري مي تواند متوجه معلمان و فرهنگيان باشد.» گفته مي شود اين طرح بر اساس تفاهمنامه يي که سال 85 ميان وزير وقت آموزش و پرورش و مدير حوزه علميه قم منعقد شده، تهيه شده است.
ديروز در انتهاي خبر ايسنا آمده بود؛ طرح استقرار دائمي روحانيون در مدارس که با هدف پاسخگويي به نيازهاي فرهنگي دانش آموزان تدوين شده است، روحانيون فاضل و کارآمد عرصه فرهنگي و تبليغي در مرحله نخست به مدارس شبانه روزي، استعدادهاي درخشان، استثنايي و مراکز تربيت معلم اعزام مي شوند و در اين راستا به سازمان هاي آموزش و پرورش استان ها اعلام شده است روحاني مورد نياز مدارس و مراکز تابعه را مستقيماً از طريق ستاد همکاري هاي حوزه و آموزش و پرورش تامين کنند. همچنين تاکيد شده است با اجرايي شدن اين طرح روحانيون مي توانند همانند ساير مربيان مدارس در طول سال تحصيلي برنامه هاي فرهنگي را با نظام مندي خاصي اجرا و بر اساس توانمندي در برنامه هاي فرهنگي مدارس مشارکت کنند. به گزارش ايسنا، در اين ابلاغيه اين مطلب نيز خاطرنشان شده است فرآيند اجرايي اعزام مبلغان ديني برعهده سازمان هاي آموزش و پرورش استان هاست.
تکمله يي بر يادداشت فرزانه روستايي
اگر سهيلا اعدام نمي شد
انور ايران زادهہ

در روزنامه اعتماد (شماره 2083- 30/7/88) مقاله يي تحت عنوان «براي سهيلا، بي پناه ترين ايراني» به قلم نويسنده خوب و آگاه خانم فرزانه روستايي چاپ شده است که مي توان گفت مقاله يي مستدل و سراپا شور و احساس است و خانم روستايي با احساسي به غايت زيبا به موضوع تلخ اعدام زني به نام سهيلا قديري متهم به کشتن فرزند پنج روزه خود پرداخته و نهايتاً وضعيت خانوادگي، اجتماعي، اقتصادي و روحي و رواني اين زن نگون بخت را از عوامل اصلي اقدام بي رحمانه وي دانسته و به تصريح با استناد به آمار و ارقامي صحيح و واقعيت هاي موجود، سهيلا قديري را نه به عنوان قاتل، قاتل فرزند، بلکه چونان قرباني تيره روزي شناسانده است. بدون ترديد مندرجات مقاله را حقايقي انکارناپذير دانسته، مطلقاً در فکر نقد يا ايراد گرفتن از متن و مفاد آن نيستم بلکه آنچه مطمح نظر من است و مي خواهم در اين نوشته به آن اشاره کنم در واقع بايد چونان تکمله يي بر اين مقاله تلقي کرد؛ تکمله يي که مي تواند به نوعي ثابت کند که خانم فرزانه روستايي در نوشتن مقاله پراحساس خود فقط به يکي از ابعاد قضيه توجه کرده و به جنبه ديگر موضوع که ماهيتاً مي تواند بسيار حائز اهميت باشد، عنايتي مبذول نداشته است و اين شايد به خاطر درک مسووليت تام و تمام وجداني وي بوده که زمينه يي براي بحث درباره اساسي ترين مساله اين جريان باقي نگذاشته است. در اينجا لزوماً بايد اشاره کنم که من اصولاً مخالف مجازات اعدام آن هم به ويژه در مورد مجرماني که قبل از 18 سالگي مثلاً مرتکب قتل شده باشند هستم (در مقاله يي ديگر موضوع قصاص را مشروحاً بيان خواهم کرد). به هر تقدير جنبه ديگر قضيه سهيلا قديري که نوشتن درباره آن مي تواند تلخي آثار و عوارض اقدام مجرمانه زني نگون بخت را در صورتي که اعدام نمي شد نشان دهد موضوع مقاله من است؛ موضوعي که بر مبناي تجارب علمي، اجتماعي و با نگرش به سوابق و پرونده هاي متعدد و مصاحبه هايي که با متهمان و مجرمان به قتل به عمل آورده ام به آن مي پردازم. از سوي ديگر بايد بر اين نکته اساسي تاکيد کنم که منظور من از کلمه «قاتل» در اين مقاله، معناي اخص آن است نه معناي مطلق آن... . به اين معني که به نظر من قاتل به معناي اخص کساني هستند که با تصميم قبلي، عالماً و عامداً و با قلبي سياه و سرشار از کينه و نفرت يا خودخواهي يا به انگيزه انتقام يا کسب منافع يا حفظ منافع مرتکب قتل ديگري مي شوند و اين گونه قتل ها متفاوت از قتل هايي هستند که مثلاً در يک زد....و خورد خياباني يا بياباني يا در موقع ايجاد مشغله يي که اساساً فکر کشتن و گاهي حتي فکر ضرب و جرح هم به ذهن خطور نمي کند اتفاق مي افتند که اين مي تواند مصداق بارز قتل به معناي مطلق باشد که البته احراز موضوع و تشخيص مغايرت اين گونه قتل ها که هر يک در شرايطي ويژه اتفاق مي افتند بر عهده قضات است که بايد عادلانه و با تيزبيني، هوشياري و نظارت بر تحقيقات و بعد با بررسي و منظور نظر قرار دادن همه جوانب قضيه، چگونگي قتل را روشن و آن را در زمره قتل به معناي اخص قرار دهند يا در زمره قتل به معناي مطلق...؟ بديهي است چنين روش و دقت و رسيدگي در تشخيص نوع قتل که مي تواند زمينه مناسب و قاطعي براي تعيين مجازات فراهم کند و مسلماً هيچ گاه نمي توان قتل تصادفي بدون تصميم قبلي و بدون عمد و قصد را در رديف قتلي قرار داد که با تصميم قبلي انجام مي گيرد و مجازاتي مشابه و به يک ميزان براي هر دو نوع تعيين و اجرا کرد. حال بايد در مورد سهيلا قديري به اين مطلب عنايت داشت که قتل ارتکابي توسط وي مصداق کدام يک از انواع قتل ها (خاص يا مطلق) است؟ اما قبل از پرداختن به اين موضوع لزوماً بايد به يک واقعيت بسيار مهم، اساسي و سرنوشت ساز توجه کامل داشت و آن تلقي و تفکر قاتل از عمل ارتکابي و تاثير چنين اقدامي در روند زندگي وي است. من در کتاب رمان «ما بيغمان مست» که آن را بر اساس تجربيات شخصي در کار وکالت و قضاوت نوشته ام و با آنچه از فکر و احساس يک قاتل (قاتل به معناي اخص) شنيده و درک کرده ام، صريحاً اشاره کرده ام؛ «... انسان کشتن به هر دليل و انگيزه يي و به هر وسيله يي، ممکن است ترس و زحمت چنداني نداشته باشد، تعقيب و محاکمه نداشته باشد ولي هيهات، که غم دارد؛ غمي تلخ، غمي سنگين، غمي که قاتل را به سوي مرگ مي کشاند...» و اضافه کرده ام؛ «خشم و نفرت به هر اندازه يي که باشد، به هر دليل و علتي که باشد قابل نيست که برايش آدم کشته شود. آخر با غمش چه کار مي توان کرد؟...» و اين غم همان غم تلخ و جانکاهي است که به عذاب وجدان تعبير شده است. امکان ندارد کسي عمداً مرتکب قتل شود ولي نسبت به اين اقدام خود بي تفاوت بماند، اگر بي رحمي و بي تفاوتي ديده شود بايد چنين حال و وضعي را در وضعيت روحي و رواني قاتل جست وجو کرد وگرنه هيچ انساني که حتي اندکي قدرت تفکر و تامل و احساس انساني داشته باشد و به قبح عمل خود آگاه است، نمي تواند خود را از زير بار غم تلخ و سنگين آدمکشي رهايي بخشد. حال با توجه به هر آنچه گفته شد و با توجه به اينکه ثابت شده سهيلا قديري عمداً و به انگيزه يي که خود ادعا کرده فرزندش را کشته و قاتل به معناي اخص است، اين فرض را مطرح مي کنيم که اگر سهيلا قديري اعدام نمي شد، آزاد هم مي شد چه مسائلي به وجود مي آمد؟ آيا اين زن مي توانست با آنچه از محروميت ها و بي رحمي ها ديده بود خود را از چنگال آثار و عوارض مجموعه عقده هايي که شخصيت وي را شکل داده بودند نه خلاصي بخشد؟ آيا او مي توانست صحنه کشتن بي رحمانه فرزند خود را به وادي فراموشي بسپارد؟ بدون ترديد پاسخ منفي است. سهيلا قديري ديگر آن موجود قبل از قتل فرزند نبود بلکه انساني سرشار از بي رحمي، کينه و عقده بود که مخصوصاً کشتن فرزندش، ديگر چيزي به نام مهر و محبت در قلب او باقي نگذاشته بود و ناچار براي خالي کردن خود از يک دنيا کينه و نفرت و غم تلخ کشتن فرزند، بي رحمانه هرآنچه در بقاي خود مي ديد به نابودي مي کشاند. او وقتي حتي به فرزند خود رحم نکرده و دنيا و مافي ها را مسوول زندگي نکبتي و تيره بختي خود مي دانست پس به آساني مي توانست به صورت هاي مختلف داد خود را از جامعه و به زعم وي از بي رحمي انسان ها بستاند. او مي توانست بدون آنکه مقيد به هيچ اصلي از اصول و ضوابط اخلاقي و انساني باشد ناقل ايدز و مواد مخدر و هزاران تيره روزي هاي ديگر شود و جامعه يي را به تباهي بکشاند، اگر براي اشخاصي چون سهيلا قديري که قرباني فقر و محروميت و بي رحمي ها شده اند راه حل هايي وجود داشته باشد که وجود دارد و خانم روستايي به روشني و با استناد به آمار و ارقام اين راه حل ها را نشان داده است اما آيا مي توان براي سهيلا قديري فرزندکش، چنين راه حلي را تجويز کرد؟ در مقابل يک آدمکش آن هم آدمکشي چون اين زن نگون بخت اگر دنيايي سرشار از مهر و زيبايي هم به وجود مي آمد، باز نمي توانست چهره خونين يا تيره قرباني و تلخي اقدام بي رحمانه خود را فراموش کرده، فقط مهر و زيبايي دنيا و انسان ها را ببيند. سهيلا قديري با کشتن جگرگوشه خود در واقع با هرآنچه مهر و محبت و زيبايي نام دارد وداع گفته بود. بنابراين در مقابل دنياي سرشار از مهر و زيبايي هم باز سرشار از همان کينه ها و عقده ها و تلخي زهرگونه قتل فرزند خود بود و نتيجتاً مهر و زيبايي را لگدکوب مي کرد و جز به انتقام از انسان ها که به زعم خود همگي را مسوول بدبختي ها و تيره روزي ها و حتي قتل فرزندش مي دانست به چيز ديگري نمي انديشيد. واقعاً جاي سوال است با چنين اشخاصي چه بايد کرد؟براي آنکه چنين انسان هايي اين سان نکبت زده و تيره بخت نشوند که حتي دست شان به خون آلوده شود راه حل هاي زيادي هست که خانم روستايي در مقاله اش به طور مستند و مستدل به آن پرداخته است اما با يک انسان تيره بخت که با وجودي سرشار از کينه و عقده، عالماً و عامداً دستش به خون ديگري آلوده شده چه بايد کرد؟ آيا اعدام نکردن و بعد آزاد کردن سهيلا قديري راه حل درستي بود؟ آيا اگر اعدام نمي شد اما کماکان در زندان مي ماند قابل توجيه بود؟ در اين گونه شرايط باز مي پرسم واقعاً چه بايد کرد؟

*وکيل پايه يک دادگستري
الويري آزاد شد
گروه سياسي؛مرتضي الويري با حکم قاضي شعبه 26 دادگاه انقلاب، روز گذشته با توديع وثيقه آزاد شد. به گزارش آينده اين عضو ستاد انتخاباتي مهدي کروبي که پس از انتخابات نماينده او در کميته پيگيري قربانيان حوادث انتخابات بود، شهريورماه پس از انتشار اخبار و شايعاتي در زمينه کشته شدن 72 تن بازداشت شد.
عناوين اين صفحه
رسانه هاي امريکا در رتبه نخست گفت وگو با احمدي نژاد
خاتمي ؛ در مقام نقد باقي مي مانيم
کارشناسان از موانع اجرايي طرح آموزش و پرورش مي گويند
اگر سهيلا اعدام نمي شد
الويري آزاد شد

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام