سه شنبه، 5 آبان 1388 - شماره 2087
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: تاريخ
تشکل گرايي در انديشه بهشتي
گريز از باندبازان پنهان

حميد مافي

بر اساس تجربه تاريخي ايران معاصر و ناکامي هايي که فعاليت هاي جمعي از دوره مشروطه تاکنون با آن روبه رو بوده است، بسياري از فعالان سياسي و اجتماعي اعم از روشنفکران و سنت گرايان نگاه مثبتي به فعاليت تشکيلاتي و حزبي نداشته اند.

اما در اين ميان بوده اند عالماني از هر دو گروه که دغدغه هر دو را با هم داشته اند. هم دانشگاه رفته و علوم غربي خوانده اند و هم دغدغه دين داشته يا عکس اين. حوزه رفته و دانشگاه را نيز تجربه کرده و به دنبال راهي براي آشتي ميان اين دو بوده اند. گروهي که در اين سال ها با عناوين مختلف شناخته شده اند از روشنفکران ديني تا نوگرايان مذهبي. همه به دنبال اين بوده اند که ميان دو نهاد و دو مفهوم رابطه يي دوستانه برقرار سازند و اين دو را به هم مرتبط سازند و از پيوند اين دو تجربه يي تازه فراهم کنند که هم اين باشد و هم آن.

اما در اين ميان بوده اند از هر دو گروه تحصيل کردگان دانشگاه و حوزويان که تلاش کرده اند تا ميان اين دو گروه پيوند دوستي برقرار سازند. روحانيوني که با همان لباس روحانيت به قامت يک فرد تمام عيار حزبي درآمده و از فعاليت نهادهاي حزبي دفاع کرده و وجود آنها را براي جامعه ديني نيز ضروري تلقي کرده اند. اگر آخرين روحاني که رداي حزب گرايي به تن کرده مهدي کروبي است که جداي از نهادهاي ويژه روحانيون در ايران، به قامت يک حزب به معناي واقعي به ميدان سياست آمده، نخستين اين گروه از روحانيون را بايد شهيد بهشتي دانست.

بهشتي البته هم حوزه رفته بود و هم دانشگاه، زبان خارجي مي دانست و سال ها در غرب روزگار گذرانده بود و البته با جهان جديد آشنا بود. او با تمام وابستگي هايش به حوزه هاي علميه و نهاد دين و دغدغه پاسداري از حريم دين به دنبال نوسازي و به روز کردن آن نيز بود. از همين رو نه تنها از نهاد هاي مدرن گريزان نبود و آنها را نفي نمي کرد بلکه خود در شمار روحانيون موسس نهاد و تشکيلات بود.

او در نخستين روزهاي بعد از انقلاب، هنگامي که بعضي از انقلابيون چندان سنخيتي با تحزب گرايي نداشتند و بيشتر به دنبال وحدت شکلي و نفي تضادها و تشکيل امت اسلامي بودند، در گفتارهاي متعدد به دفاع از فعاليت هاي حزبي پرداخت. در واقع نگراني اصلي بهشتي، تفاوت دوران انقلاب و بعد از انقلاب است. از نگاه او در دوران انقلاب بيشتر به حرکت هاي توده يي و هيجاني نياز است اما در دوران تثبيت که کشور نيازمند مديريت براي رشد و توسعه است، حکومت به نيروهاي توانمند نياز دارد و کارويژه اصلي مديران کشف اين نيروها و تربيت آنهاست. براي همين او تاکيد فراواني بر کشف استعدادها و تربيت آنها در درون تشکيلات دارد.

نگاهي به آرا و انديشه هاي او و بررسي دوران فعاليت هاي ايشان گواهي بر اين مي دهد که بهشتي را بايد در شمار روحانيون نوگرا و نهادگرا دانست که بيش از ديگران در انديشه فرهنگ سازي و تربيت نيرو برآمد چرا که به اعتقاد او ضعف کارهاي جمعي سازمان يافته - آن گونه که از ميان گفتارها و نوشتارهايش مي توان دريافت - و خصلت هاي فردي ايرانيان و تبليغ عليه کار جمعي و تحزب گرايي سبب شده سرمايه هاي جامعه هرز بروند و استعداد هاي آن نامکشوف يا تربيت نشده باقي بمانند. او ميان دوران تثبيت و انقلاب تفاوت قائل است چرا که در دوران انقلاب به حضور هاي ميليوني و حرکت هاي توده يي نيز نياز است اما در دوران تثبيت بيش از هر زمان ديگري به کادرسازي و تربيت مديران متخصص و البته متعهد نياز است؛ «در دوران مبارزه براي سرنگوني رژيم و متزلزل کردن بنيان رژيم خائن و مزدور بيگانه و برافکندن آن، حرکت هاي سيل آسا و خروشان مردم لازم بود ولي در دوران سازندگي نمي توان با حرکت هاي ميليوني کشور را ساخت.»

او بر اين باور است که «براي دوران سازندگي نيازهاي جديدي هست، بايد بعد از شناسايي استعداد ها آنها را گروه بندي کرد تا معلوم شود هر کس و هر گروهي در کجا مي توانند قرار گيرند.»

اما از آنجا که شهيد بهشتي در شمار روحانيون معتقد به تکثرگرايي و تضارب آرا قرار داشت هيچ گاه يک تشکيلات واحد را پيشنهاد نکرد. چرا که از نظر او؛ «مسلماً کساني که امروز همديگر را يافته اند و هر کدام داراي انديشه و فکر مخصوص خود هستند نمي توانند به آساني يک مجموعه هماهنگ را به وجود آورند.»

در همين راستا و براي شناسايي و هماهنگ کردن استعدادها بهشتي معتقد است «ما به يک تشکيلات نيرومند، هماهنگ، منسجم و قوي نيازمنديم.» او بر اين باور است که شکل گيري احزاب متعدد موجب رقابت در جامعه خواهد شد و هر حزبي که اکثريت را در اختيار داشته باشد مي تواند حکومت کند.

به باور ايشان براي «پيش رفتن انقلاب» جامعه به «تشکيلات و حزب» نيازمند است تا «محل تلاقي استعدادها» و شناسايي آنها باشد. از همين رو در قبال کساني که حزب را براي جامعه خطر مي دانند موضع مي گيرد؛ «جامعه ما در اين مرحله که مي خواهد انقلابش پيش برود سخت به تشکل نيازمند است. در يکي دو ماه اخير زمزمه پرخطري در نوشته ها و سخنراني ها به چشم مي خورد که مي گويند تحزب و تشکل، تشکيل احزاب و گروه ها، جامعه ما را به تفرق و جدايي تهديد مي کند. اين يک مساله جدي است که بايد مردم ما به طور جدي با آن برخورد کنند.»

از نگاه بهشتي، خطر بزرگ براي جامعه يي که انقلاب کرده است، متشکل نشدن آن است و «تبليغات ضدتشکل، ضدتحزب و ضدسازمان يافتگي، حتي اگر از زبان و قلم چهره هاي مطلوب و محبوب اسلامي ديده و شنيده شود در خط بهره مند شدن و منافع کساني است که مي خواهند خود متشکل باشند و ما متفرق».

شهيد بهشتي البته خطر عدم تشکيل تشکل ها و تحزب گرايي را بيشتر از تحزب گرايي مي داند، چرا که اولاً ديگران متشکل شده و تجربه تشکيلات و سازماندهي را دارند و اگر «ما» غفلت کنيم آنها بهره خواهند برد و دوماً شکل نگرفتن احزاب به باندبازي خواهد انجاميد. «در جامعه يي که احزاب و تشکيلات نباشند مسلماً در آن جامعه گروه هايي پيدا مي شوند، اطراف هر شخصيت و فرد صاحب نفوذي افرادي گرد هم مي آيند و به جاي اينکه احزاب و سازمان هاي متشکل باشند باندهاي خطرناک فاقد تشکل، مسووليت و انضباط به وجود مي آيند که خطرشان براي وحدت چندين درجه بيشتر است.» از نگاه ايشان اين باندها دائماً بر سر قدرت در حال کشمکش اند و هر کجا که فرصتي باشد مي رويند و هر کجا که خطري باشد زير مي روند. چونان کرکس با چشم هاي تيزبين به دنبال لاشه ها هستند. او خطر اين باندها را براي وحدت جامعه بيشتر از احزاب مي داند و معتقد است چنانچه تشکيلات بر اساس صداقت، مباني اسلامي و انقلاب و اعتقاد و التزام به قانون اساسي شکل بگيرد، نه تنها تهديدي براي جامعه و وحدت آن نخواهد بود بلکه عامل پويايي و حرکت رو به جلوي انقلاب و جامعه و عامل وحدت نيز خواهد شد.

در واقع او نگران جامعه توده يي و بي شکل است که در آن تحزب گرايي امري مذموم شمرده شده و به جاي تشکيل نهاد هاي سازمان يافته و مدرن بيشتر باندهاي پنهان شکل مي گيرند که در فعاليت خود شفاف نبوده و پاسخگوي هيچ نهاد و فردي نيستند.

ميراث شهيد بهشتي

سال ها از فقدان شهيد بهشتي و بسياري از موسسان نظام مي گذرد اما همچنان جامعه ايران با شکاف سنت و مدرنيته روبه رو است. اگرچه در اين سال ها بوده اند روحانيون نوگرايي که بر مسير شهيد بهشتي حرکت کرده يا تحصيل کردگان دانشگاهي که رابطه يي نزديک با مدارس علوم ديني داشته اند اما تلاش هاي آنان نيز براي پر کردن شکاف ميان اين دو موفق و کامياب نبوده است. چه هر يک گاه به اين باور رسيده اند که حريم امن نظام فکري شان توسط ديگري در حال درنورديدن است و هر آن ممکن است يکي به دنبال بر انداختن و ريشه کني ديگري باشد. گرچه اندک نبوده اند درس خواندگان مدارس ديني که به راه و شيوه شهيد بهشتي اعتقاد داشته و معتقد به استقلال نهاد روحانيت از حکومت بوده اند اما گويا دغدغه دين و استقرار حکومت ديني آنها را به حکومت نزديک تر کرده و گاه از نقد بر حذرشان داشته که آن را نيز در شمار دستاوردهاي خود دانسته اند.

سال ها مي گذرد و نهاد هاي ويژه روحانيون متکثر شده اند. گرچه حزب جمهوري اسلامي به عنوان ميراث شهيد بهشتي چندين سال است که به سکوت و انزوا رفته اما روحانيون راست گرا و چپ گرا هر يک نهادي خاص خود را دارند. اگر سنتي ها و محافظه کارانش در جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين حوزه علميه به فعاليت سياسي و ديني مشغول هستند، گروهي ديگر که به آراي بهشتي نزديک ترند نيز تشکيلات خود را ساخته اند و در مجمع روحانيون و مجمع مدرسين و محققين کنار هم نشسته اند. حتي مهدي کروبي که روزگاري ساز جدايي و برهم زدن وحدت شکلي روحانيت را با تشکيل مجمع روحانيون مبارز کوک کرد خود اين بار گامي به جلو برداشته و حزب تاسيس کرده است. اما مساله اصلي هنوز پابرجاست و شکاف ميان مخالفين و موافقين تشکيل حزب نه تنها پر نشده که گاه عميق تر نيز شده است. هنوز هستند فعالاني که تحزب را به ديده انکار مي نگرد و کثرت گرايي را عامل تفرقه و برهم خوردن امنيت فکري جامعه. هستند کساني که گويا راه رزق بردن و ماندن شان همان است که بهشتي نگرانش بود؛ گريز از تشکيلات و انضباط تشکيلاتي و ساختن باندهاي پنهان که تنها بر سر قدرت و منافع در حال کشمکش هستند و هر کجا بويي از منفعتي باشد سر برمي آورند و نفع خود مي برند و البته زحمت جامعه روا مي دارند. چنين است که هنوز هم جامعه نيازمند گروهي است که هم دانشگاه را بفهمد و هم حوزه هاي ديني را. هم سنت و هم مدرنيته را و هم راه جمع شدن اين دو و دوستي شان را بلد باشد. تا شايد از اين گذرگاه هاي سخت راه عبوري بيابد و جامعه را به سوي ترقي و حرکت رو به جلو رهنمون سازد.

عناوين اين صفحه
گريز از باندبازان پنهان

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام