يكشنبه، 5 مهر 1388 - شماره 2062
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
گفت وگو با محمد سعيدي کيا


گروه اقتصادي، بهشاد بهرامي؛
«به مردم راست بگوييم.» اين جمله و توصيه پاياني محمد سعيدي کيا وزير سابق مسکن و شهرسازي دولت نهم به وزير جديد است. حدود 10 روز پس از آنکه محمد سعيدي کيا از دولت جديد خداحافظي کرد با او در دفتر کار جديدش که در يکي از اداره هاي زيرمجموعه بنياد مسکن است ديدار کرديم. اين سوال در ذهن مان بود که چرا سعيدي کيا اين توصيه را به وزير جديد کرد. آيا... اما سعيدي کيا همواره اين تاکيد را بر زبان مي آورد که «مرا به حاشيه نکشانيد.» با اين حال او قول داد در يک فرصت مناسب تمام حقايق را بگويد. اما دلمان طاقت نياورد که يک سوال را از او نپرسيم؛ «آيا اگر احمدي نژاد از شما مي خواست حاضر به همکاري در دولت دهم با او بوديد؟ » که او جواب داد؛ «از کجا معلوم که من دلم مي خواست با او کار کنم؟»

-مهندس سعيدي کيا، شما در چهار دولت خدمت کرديد. در هر چهار دوره هم به گواه تمام کساني که با شما بودند صادقانه خدمت کرديد. در دولت آقاي هاشمي پروژه عظيم بافق

-بندرعباس را عملاً شما کليد زديد؛ پروژه بسيار بزرگ و به ياد ماندني در تاريخ اقتصاد ايران که همواره بدون نام شما برده نخواهد شد. اما در اين ميان ميزان رضايتي که شما از کارهايتان داشتيد هم مهم است. شما فکر مي کنيد از بدو انقلاب تاکنون در دولت هايي که کار کرديد و به مردم و انقلاب خدمت کرديد کدام دولت و کدام دوره براي شما رضايت خاطر بيشتري را فراهم کرد؟

شايد براي شما اين جواب من کمي سخت باشد. اولاً من به حاشيه نمي روم اما يک چيزي را مي گويم. من به اصولي معتقدم و الحمدلله تا به امروز که اينجا نشسته ام نه اينکه من توانش را داشته باشم خدا خواسته است که آن اصول حفظ شود بنابراين براي من فرق نمي کرده است که کجا کار مي کنم چون هميشه با آن اصول کار مي کردم و آن طرف ديگر است که بايد مي فهميدم اصولي که من براي او کار مي کنم برايش مناسب هستم يا نه. من هرجايي که کار کردم با رضايت بوده است.

-يعني رضايت شما در هر چهار دولت يکسان بوده است؟


من کار را مي گويم.

-رضايت شما مد نظر من است. آن چيزي که در درون شما بوده است.

شايد براي شما سخت باشد چنين کاري بکنيد چون من در هر کاري که مسووليت داشتم خدا خواسته است که همه وجودم را بگذارم و با عشق و علاقه آن کار را انجام دهم بنابراين هميشه از کارهايي که انجام مي دادم لذت مي بردم. هرچند هر کاري سختي هاي متفاوتي داشت چون هر کسي روش کار متفاوتي داشت اما چون اين کارها را با اصولي که براي خودم تعريف شده بود انجام مي دادم هميشه از کارم لذت بردم.




-از اينکه در دولت دهم نيستيد خوشحاليد؟

پاسخي ندارم.

-به نظر مي رسد دوره بازسازي شهر بم براي شما جامع ترين و شيرين ترين دوره باشد. از آن دوران حرف بزنيد چه شد که شما مسوول بازسازي شهر بم شديد؟ چطور پيش رفت؟

من در آن زمان در بنياد مسکن کار مي کردم. مسوول بنياد مسکن بودم. بنياد مسکن همه بازسازي هاي زلزله و سوانح مختلف را انجام مي داد. زماني که زلزله بم اتفاق افتاد دولت هشتم بر سر کار بود. روستاهاي زيادي وجود داشت اما چون موضوع اصلي شهر بم بود همه چيز تحت تاثير وسعت شهر بم قرار گرفت. بعد از گذشت چند روز اول بعد از حادثه بم جلسه هيات دولت در بم تشکيل شد. من هم چون مسوول بنياد مسکن بودم و کارهاي بازسازي را انجام مي دادم در آن جلسه شرکت کردم. در آن جلسه بحث هاي زيادي انجام شد بعد هم در تهران تصميم گرفته شد مسووليت کل بازسازي شهر بم و روستاهاي اطراف به بنياد مسکن داده شود. ستادي به اسم ستاد راهبري و سياستگذاري بازسازي بم به رياست وزير مسکن وقت تشکيل شد.


-اعضاي تشکيل دهنده اين ستاد چه کساني بودند؟

به جز وزير مسکن 10 عضو ديگر هم داشت. پنج وزارتخانه، استاندار کرمان، سه نفر از نمايندگان رئيس جمهور و من که رئيس بنياد مسکن بودم. دبيري آن هم به رئيس بنياد مسکن سپرده شد. اختيارات آن هم براساس ماده 138 قانون اساسي بود. در کنار اين اختيارات چون مصوباتي نياز بود اگر مي خواست به دولت برود و آن سيکل معمول را طي کند، طول مي کشيد. به منظور اينکه تصميم گيري سريع تر انجام شود اختيارات دولت به اين جمع داده شده بود لذا هر 15 روز يک بار جلسه يي تشکيل مي شد، تصميم گيري ها انجام مي شد و دولت آن را ابلاغ مي کرد و اين موضوع نقش موثري در تصميمات گرفته شده براي بازسازي بم داشت. تمامي تصميمات براي پرداخت وام، براي اينکه چه دستگاهي چطور انجام وظيفه کند در اين ستاد گرفته مي شد. مسووليت عمده بازسازي ها يعني بازسازي اماکن مسکوني و تجاري بم برعهده وزارت مسکن بود. ساختمان اداره هاي مختلف را سازمان مجري وزارت مسکن و شهرسازي برعهده گرفت، جهاد کار خودش را انجام مي داد، کشاورزي کار خودش را انجام مي داد و اين طور تقسيم کار شد.

-در آن زمان تعداد واحدهايي که بايد بازسازي مي شد را چقدر تخمين زديد؟

در مورد ساخت و ساز خانه ها 23 هزار خانه خراب شده بود. با احتساب خانه هايي که به فرزندان برخي خانواده ها داده شد جمعاً 33 هزار واحد مسکوني شهري در بم و در بروات بايد بازسازي مي شد که علاوه بر آن در همين حدود واحدهاي مسکوني روستايي بايد ساخته مي شد.

در ستاد در مورد چگونه ساختن واحدهاي مسکوني بسيار بحث شد. عده يي اعتقاد داشتند به پيمانکار بدهيم تا بسازد از سوي ديگر بنياد اين اعتقاد را داشت که نمي شود مردم خودشان مشارکت داشته باشند. بعد از چندين ساعت بحث و گفت وگو نتيجه همان مدلي شد که بنياد پيشنهاد داد.

- ستاد براي بازسازي خانه ها طبق چه اصولي حرکت کرد؟

در بنياد سه اصل تعريف شد که هدف بازسازي را مشخص کرد؛ اول آنکه کار بايد با مشارکت مردم انجام شود. خود مردم در کار ساخت و ساز مشارکت داشته باشند و دولت حمايت کند به اين معني که دولت وام را فراهم کند، آواربرداري انجام دهد و همين طور مصالح زيادي را که نياز بود فراهم کند. پيمانکاراني به آنجا اعزام شدند و مشاوراني را آنجا مستقر کرديم به اين صورت که هر شهر را به 11 منطقه تقسيم کرديم و هر منطقه متناسب با وسعت دو يا سه مشاور داشت. مردمي که مراجعه مي کردند خانه را مطابق با ميل خودشان طراحي مي کردند و خانه ها مطابق با ميل آنها ساخته مي شد.

-همه مراحل و امکانات مطابق ميل مردم بود؟

ببينيد اين طور بود. يک فرد زلزله زده به مشاور مشخص مراجعه مي کرد و مي گفت اين کروکي زميني است که شهرداري داده است. اينکه چند اتاق باشد چند متر باشد يا اسکلت آن فلزي باشد يا بتني با هم تفاهم مي کردند. يکي دو ماه طول مي کشيد نقشه آن آماده شود و بعد با پيمانکار قرارداد مي بستند. بنياد هم به عنوان ناظر قرارداد را امضا مي کرد. ما اعتقاد داشتيم دولت نبايد خودش را جاي مردم بگذارد، مردم خودشان بايد تصميم بگيرند، بعضي ها مي گفتند فردي که چندين نفر از اعضاي خانواده اش را از دست داده است مگر حال و حوصله دارد، مگر مي تواند؟ ما هم مي گفتيم اتفاقاً بايد اين کار را انجام دهيم تا مشغله هاي اينچنيني جاي غم و غصه را بگيرد و همين هم شد. در آنجا 30 شرکت مهندسين مشاور مستقر کرديم. کار سخت و پيچيده يي بود چون اعتقادمان اين بود که اگر مي گوييم مشارکت مردم معناي واقعي آن اين است که مردم حق انتخاب دارند در مدلي که ما پيمانکار بگيريم و بسازيم مردم چه نقشي مي توانند داشته باشند. در کار اجتماعي مردم بايد حق انتخاب داشته باشند، بازسازي هم کاري است اجتماعي.

-پس به اعتقاد شما ساخت و ساز فرع قضيه بود؟

ما اعتقاد داشتيم مردمي که در بم هستند فيزيک و محتواي زندگيشان متلاشي شده است. تمامي سازمان يک شهر به هم ريخته است و اين زندگي است که بايد آن را دوباره ساخت نه فقط آن خانه. اگر درست تشخيص ندهيم و خودمان را در جاي مردم قرار دهيم اين زندگي به خوبي شکل نمي گيرد.

-اين پيشنهاد از طرف شما بود؟

نه شخص من. از طرف بنياد پيشنهاد شد و اين يک اصل است که بازسازي کاري است اجتماعي و اصل قضيه مردم هستند نه آن خانه يا مغازه. اين تشخيص بسيار مهم است که در کار اجتماعي درست بايد ديده شود. اصل دومي که در بازسازي اجتماعي تعريف شد اين بود که محکم و مناسب بسازيم. بعد از آن زلزله هايي هم که در بم اتفاق افتاد هرچند شدت زلزله قبل را نداشتن اما گواه آن بود که بتوانيم بگوييم شهر بم مقاوم ترين شهر کشور است. بنابراين فني ساختن، مقاوم ساختن و رعايت مقررات ملي ساختمان در بم کاملاً شکل گرفت.

-نقش دولت تنها يک نقش حمايتي بود؟

دولت، هدايت، حمايت و نظارت مي کرد و مردم خودشان کار مي کردند.

-معناي نظارت در کار شما چه بود؟

به اين معنا بود که ما با نظام مهندسي استان کرمان قرارداد بستيم و همه ساختمان هايي که در بم ساخته شد نظارت فني بسيار خوبي روي آن انجام شد. بعد از گذشت چند سال الان مشخص است چه کسي ناظر بوده است. بتن آن چه موقع ريخته شده است. طبيعي بود که ما نمي خواستيم تمامي خانه ها به يک شکل ساخته شود و براي اين کار نمايشگاهي برپا کرديم که مردم سازه ها و مصالح مختلفي را که مي خواستند مي توانستند انتخاب کنند.

-حمايت دولت از نظر مالي چطور بود؟

دولت قول داده بود 10 ميليون وام بدهد. پنج ميليون و 500 هزار تومان هم کمک بلاعوض کند. اگر کسي پول نداشت مي توان گفت جمعاً با 15 ميليون تومان مي توانست يک خانه 85 متري بسازد. (سال هاي 83 و 84) هزينه کارهاي فني، نظارت و تهيه نقشه هم از سمت دولت تامين مي شد.

-در آن زمان هزينه ساخت هر متر مربع واحد مسکوني چقدر بود؟

بين 170 تا 180 هزار تومان.

-پس شما معتقديد با اين کار آثار سوءرواني زلزله زدگان تا حد زيادي کم شد؟

من اعتقاد دارم اگر بررسي شود اين موضوع در بم به کمترين شکل خودش اتفاق افتاده است. اعتقاد من اين است در هر کاري حتي در ورزش اگر مسوولان در جامعه ورزش زندگي نکنند آن جامعه سامان نمي گيرد. ما در بم زندگي کرديم همان طوري که آنها سختي را تحمل کردند ما هم سختي کشيديم و مردم هم باور کردند که مي خواهند برايشان کاري کنند. يک روز به همراه آقاي عبدالعلي زاده وزير مسکن دولت هشتم که در آن زمان رئيس ستاد راهبري هم بودند به يکي از روستاهاي بم رفتيم. از دور يکي از ساکنان روستا فرياد زد آقاي وزير بياييد اينجا. من خانه ام را ساختم. تمام کار بازسازي در همين يک جمله خلاصه شد چون ما هم هدف مان همين بود.

- آقاي سعيدي کيا هر چند شما مي گوييد همه دوره ها براي شما رضايتمند بوده است اما اگر بخواهيم بگوييم از بدو انقلاب شيرين ترين و تلخ ترين خاطره خودتان را تعريف کنيد به کدام دوره اشاره مي کنيد؟

نمي توانم بگويم.

-چرا؟

چون سخت است.

-از دوره بازسازي شهر بم که بگذريم فکر مي کنم شما نزديک به دو سال زمان براي بازسازي اين شهر گذاشتيد. از مسکن مهر بگوييد. مسکن مهر را هم با همين علاقه دنبال کرديد؟

بله، چون باور کردم. من يا در کاري وارد نمي شوم يا اگر شوم با علاقه وارد مي شوم.

-طرح مسکن مهر متعلق به چه کسي بود؟

طرح مسکن مهر اين طور نبود که يک چيزي يک روز گفته شود و تمام شود. همه چيز به تدريج شکل گرفت.

-کليد طرح را چه کسي زد؟

زماني که من در وزارت مسکن و شهرسازي وارد شدم قبل از من آقاي دکتر عبدالعلي زاده طرح جامع مسکن کشور را شروع کرده بود. وقتي وارد وزارت شدم هر هفته جلسه گذاشتم. يک مقداري طول کشيد اما با پيگيري هايي که کرديم با يک سال تاخير طرح را به دولت تحويل داديم.

- عنوان آن همين طرح جامع مسکن بود؟

بله، متشکل از 9 محور و 55 برنامه. مثلاً يکي از اين برنامه ها حذف قيمت زمين بود. يکي از محورهاي اصلي آن هم در مسکن مهر تامين مسکن کم درآمدها بود که در مورد آن چند برنامه وجود دارد. بعد از اين طرح پخته شده در جلسات که با رئيس جمهور داشتيم مشخص کرديم چطور وام دهيم و حدوداً يک سال بعد از اينکه در وزارتخانه برنامه ريزي کرديم از شهريور سال 84 شروع شد تا شهريور سال 85 اين کارها را آماده کرديم و در قالب بودجه به دولت داديم و بحث و بررسي مفصل انجام شد و به اين ترتيب بود که بند «د» تبصره 6 قانون برنامه بودجه سال 86 به وجود آمد.

- استارت کار از کي بود؟

از تيرماه سال 86 شروع کرديم.

-عنوان مسکن مهر را چه کسي پيشنهاد داد؟

ابتکار اسم مسکن مهر مربوط به وزارت تعاون است. آقاي دکتر عباسي و همکاران شان يک روز پيشنهاد دادند و ما هم بلافاصله استقبال کرديم. اين طرح هم يکي از علايق من بود؛ در يک فرصت گسترده تر که همه مردم کم درآمد کشور را دربرمي گرفت. مسکن مهر براي کسي است که مي تواند قسط پرداخت کند و يک آورده مختصري هم داشته باشد. همکاري بسيار نزديکي با وزارت تعاون انجام شد. ما گفتيم ما هماهنگ مي شويم. هرچه شما بگوييد ما با شما هماهنگ مي شويم. من حتي در جلسات خودمان به مديران خود مي گفتم وزارت تعاون وزارت جديدي است با امکانات محدودتر از ما. ثبت نام مردم، تشکيل تعاون و... هر کمکي از دست شما برآمد به آنها ارائه بدهيد.

-شروع مسکن مهر خوب بود؟

بسيار خوب. در مسکن مهر ما همه علاقه مان را گذاشتيم. وقتي مي گويم ما، منظورم همه مجموعه است مثل کار بم. مردم مي گفتند آقا زود باش. ما هم همه اين فشارها را تحمل مي کرديم تا برنامه يي که ريخته بوديم اجرا شود. هر کاري يک زمانبندي دارد. يک اصل ديگري که من به آن معتقدم اين است که هر کاري برنامه زمانبندي مناسب خود را مي خواهد. اگر ديرتر از برنامه زمانبندي باشد، بد است و اگر بخواهيد براي اجراي آن برنامه عجله کنيد تمامي ساختار آن برنامه خراب مي شود. يکي از وظايف مديران اين است که برنامه زمانبندي را درست اجرا کنند و کار را جلو ببرند. در اين جامعه 30ساله اين دير شدن يا زود شدن را بسيار ديده ايم. اينکه من مي گويم به اين معنا نيست که کند رفتار کنيم بلکه بايد حداکثر تلاش را بکنيم تا کار با کيفيت خوب در کوتاه ترين زمان انجام شود. اما اين کوتاه ترين زمان يک جايي است. يک نقطه يي است که بايد به آن دقت کنيم. من مخالف اين هستم که يک پروژه شش سال طول بکشد. اگر قرار است يک پروژه دو سال طول بکشد بايد در همان زمان انجام شود و مدير بايد آن را درست تشخيص دهد. در بازسازي بم اين برنامه زمانبندي تعديل شد.

-در مسکن مهر هم برنامه زمانبندي داريم؟

در مسکن مهر هم برنامه زمانبندي لازم است. در اين طرح اصل اول تشخيص کم درآمدهاست و اينکه يارانه هايي که دولت مي خواهد به مردم دهد حق چه کسي است.

-کدام نهاد مسووليت تشخيص اين قشر از مردم را بر عهده داشت؟

وزارت تعاون و يک مقدار هم ما. اين کارها انجام شد و بايد به مردم زمين مي داديم. نزديک به 20 هزار هکتار زمين در طول يک سال و نيم به مردم داده شد. نسبت به سال هاي گذشته عدد درشتي بود. يادم هست روزي در يکي از جلسات عنوان کردم تا زماني که فرد در خانه اش بنشيند ما خودمان را مسوول مي دانيم. اين يک اصل در برنامه بود و يکي ديگر از تشابهات با بازسازي مسکن در شهر بم. اين کار يک کار اجتماعي است. هدف اين نيست که به مردم زمين بدهيم يا يک اتفاقي بيفتد يا نيفتد. اينجا دولت بايد به درستي رفتار کند تا مردم صاحب خانه شوند، نه اينکه زمين و وام دهيم بعد هم معلوم نشود چه مي شود. اين دو فرق مي کند. در دهه هاي اول و دوم انقلاب اين حرف ها تجربه شد. زمين داديم، وام داديم اما در خيلي از جاها تبديل به خانه نشد. ولي سياست اين کار اين است که اين کار کاري است اجتماعي و مي خواهيم مردم صاحب سرپناه شوند نه اينکه ارزش افزوده بدهيم. اول گفتيم دولت همان کار بم را انجام مي دهد؛ مردم را هدايت مي کند تا ثبت نام کنند و خود را تطبيق دهند تا بتوانند تعاوني تشکيل دهند.

-تعاوني که از آنها حرف مي زنيد چطور تعاوني هايي هستند؟

اين تعاوني ها يک کار اجتماعي است. من هميشه مي گويم اين تعاوني ها با تعاوني هاي قبل بسيار متفاوت است. اين نوع تعاوني ها مربوط به تامين مسکن هستند نه ساخت مسکن. اين تعاوني ها همانند بم بايد يک مشاور و پيمانکار مي گرفتند و مي ساختند. اين کار به خوبي در کشور راه افتاد. در هر استان يک کميته کيفيت متشکل از خبرگان تشکيل داديم.

-کيفيت را چطور کنترل کرديد؟

اين خبرگان از همه گروه ها جمع شدند و اين طرح ها را بررسي و اظهارنظر کلي مي کنند. من با صداقت عرض مي کنم کيفيتي که در مسکن مهر است بسيار کيفيت قابل قبولي است و جزء کارهاي خوب کشور است.

-ادامه اين کار خوب بود؟ خوب پيشرفت کرد؟

در گذشته در وزارت مسکن طرح مسکن استيجاري را داشتيم. حداکثر سالي 10 تا 11 هزار واحد مسکوني در عرض هشت سال ساخته شد. براي يک دوره خوب بود همان طور که مسکن مهر هم يک دوره يي دارد. در مسکن مهر به استعداد ساخت يک ميليون و 300 هزار واحد مسکوني زمين داده شده است.

-زمين ها کامل واگذار شده است؟

بله، تا الان بيش از 700 هزار واحد مسکوني آماده سازي آنها حل و فصل شده است نه اينکه تمام شده باشد. تا به حال بيش از 350 هزار واحد مسکوني پروانه ساخت و ساز گرفته اند. دولت چه زماني مي توانست اين کارها را بکند. اين کار کاري مردمي است.

من تاکنون چندين بار از خبرنگاران پرسيدم. از رئيس جمهور هم پرسيدم. اگر کسي زمين 300 متري را در تهران بخواهد بسازد اول بايد دستور نقشه بگيرد بعد نقشه تهيه کند سپس با پيمانکار قرارداد ببندد. پرسيدم چقدر زمان مي برد. تمامي افرادي که در کار ساخت و ساز هستند گفتند دو تا سه سال طول مي کشد. در طرح مسکن مهر شناسايي افراد و مراحل آماده سازي زمين را به اين فرآيند اضافه کنيد تا تازه شبيه ساخت يک مسکن در تهران شود. حداقل زماني که طول مي کشد يک سال و نيم است حالا اين عدد را به آن دو سال و نيم، سه سال اضافه کنيد مي شود چهار سال. حداقل چهار سال نياز است تا اين طرح به نتيجه برسد.

-آقاي احمدي نژاد به اين حرف شما اعتراض داشت؟

صبر کنيد. اما الان تا جايي که من خبر دارم بيش از 350 هزار پروانه ساختمان گرفته شده است و نزديک به 50 هزار واحد از پي درآمده اند. وقتي نگاه مي کنيد امروز دو سال و سه ماه از اين کار گذشته و تعدادي ساختمان هم تمام شده است. پس يک جريان مناسب کار اجتماعي براي سرپناه دار کردن مردم در کشور راه افتاده است آن هم با کيفيت خوب. اما اين طرح دو سال ديگر به بار نهايي مي رسد.

-يعني دو سال ديگر مي توانيم نتيجه نهايي را ببينيم؟

امسال که تعداد زيادي شروع شده است. سال بعد تعدادي تمام مي شود. اين جريان مسکن مهر به جايي مي رسد که اگر دولت توان داشته باشد برآورد من اين است که سالي بين 300 تا 400 هزار واحد ساخته مي شود. وقتي اين عدد را با اعداد قبلي مقايسه مي کنيم مي بينيم اينجا دولت کار خودش را انجام مي دهد و مردم هم کار خودشان.

-به نظر شما مسکن مهر در کاهش قيمت مسکن خيلي موثر بوده است؟

من هميشه سه دليل براي کاهش قيمت مسکن گفتم؛ اول اينکه دولت توانست نقدينگي را کنترل کند.

-در سال هاي 84 و 85 کنترل شده بود ؟

آن زمان بودجه هاي زيادي در بازار عمده کشور ريخته شد.

-چطور کنترل کرد؟

بودجه را بسيار انقباضي بست و بسيار انقباضي در جامعه تزريق کرد. اگر نگاه کنيد سال 87 قسمت مهمي از بودجه در زمستان به دستگاه هاي دولتي داده شد. دومين مورد جمع کردن چک پول هاي مختلف موجود در بازار بود و اينکه از سوي ديگر مانع از پرداخت وام خريد مسکن شد. آخرينش هم مسکن مهر بود. برخي اين حرف ها را قبول نکردند ولي من حرف کارشناسي مي زنم و بايد کارشناسي نقد کرد. اگر کسي اين سه دليل را قبول ندارد بگويد تا با هم بحث کنيم. بالاخره يک ميليون و 300 هزار نفر صاحب زمين شدند. من قبول دارم همه اين افراد در بازار خريد نبودند ولي در بازار اجاره که بودند. ما اگر فرض کنيم 30 درصد اين افراد در بازار تقاضا مراجعه مي کردند 30 درصد از اين متقاضيان از بازار کنار رفته اند. دليل سوم هم که اثر آن را در آينده خواهيم ديد کنترل بود که روي ماليات و ثبت معاملات انجام شد. پس مسکن مهر هم اثر داشته اما مشخص کردن درصد آن کار کارشناسي مي خواهد.

واکنش به سخنان رهبران غرب درباره دومين سايت هسته يي ايران
ادبيات تند ايران و امريکا

احمدي نژاد؛ فکر نمي کنم رئيس جمهور امريکا متخصص هسته يي باشد

فکر نمي کنم اوباما متخصص هسته يي باشد. اظهارنظر در خصوص مسائل هسته يي بر عهده آژانس بين المللي

انرژي اتمي است. کساني که اطلاعات نادرست منتشر مي کنند در واقع

به حيثيت امريکا خدشه وارد مي کنند

گروه سياسي؛ آخرين روز حضور محمود احمدي نژاد رئيس دولت دهم در نيويورک با پاسخ وي به واکنش غرب نسبت به راه اندازي دومين کارخانه غني سازي ايران همراه بود.درست يک روز قبل از آنکه احمدي نژاد به سفر پرحاشيه اش به نيويورک براي شرکت در شصت و چهارمين نشست سازمان ملل پايان دهد، خبري مبني بر ساخت کارخانه دوم غني سازي اورانيوم توسط ايران در صدر اخبار خبرگزاري ها قرار گرفت؛ خبري که از سوي آژانس بين المللي انرژي اتمي اعلام و البته از سوي مقامات ايران نيز تاييد شد.اما اعلام اين خبر کافي بود تا اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل در جلسه يي به رياست باراک اوباما نسبت به اعلام خبر مذکور واکنش نشان دهند و يک بار ديگر ايران را به پنهانکاري متهم کنند. با اين حال محمود احمدي نژاد در آخرين روز حضورش در نيويورک در يک نشست خبري راه اندازي دومين کارخانه غني سازي اورانيوم و عدم اعلام آن تاکنون را امري عادي دانست. او در اين خصوص چنين گفت؛ «طبق مقررات آژانس براي ايجاد هر مجموعه غني سازي بايد شش ماه قبل از تزريق گاز موضوع را به اطلاع آژانس رساند و ما 18 ماه زودتر موضوع را به اطلاع آژانس رسانديم که اين کار به جاي جنجال مستحق تشويق است.»به گزارش فارس، وي در خصوص موضع سران امريکا، فرانسه و انگليس درباره رآکتور جديد غني سازي اورانيوم در ايران اظهار کرد؛ فعاليت هاي ايران در موضوع استفاده از فناوري هسته يي کاملاً روشن و در چارچوب مقررات آژانس بين المللي انرژي اتمي انجام مي شود. وي ادامه داد؛ آنها که تصور مي کردند مي توانند در سازمان ملل عليه ملت ايران فضاسازي کنند اما نتوانستند حالا تصور مي کنند موضوعي يافتند و سروصدا به راه انداختند تا شروع به فرماندهي کنند. احمدي نژاد با بيان اينکه مجموعه مورد بحث يک تاسيسات عادي است که در ابتداي راه قرار دارد و موضوع مخفي و پيچيده يي ندارد و خود ايران در اين مورد گزارش کرده است، ادامه داد؛ برخي جريانات داخل امريکا نمي خواهند تغيير صورت گيرد و مي خواهند همان روال گذشته بر دنيا حاکم باشد اما آنها را نصيحت مي کنم اکنون که اوباما مي خواهد چهره امريکا را تغيير دهد و مردم به او اميدوار شده اند کاري نکنند که به چهره امريکا آسيب وارد شود.همچنين به گزارش ايسنا، احمدي نژاد افزود؛ فکر نمي کنم اوباما متخصص هسته يي باشد. اظهارنظر در خصوص مسائل هسته يي بر عهده آژانس بين المللي انرژي اتمي است. کساني که اطلاعات نادرست منتشر مي کنند در واقع به حيثيت امريکا خدشه وارد مي کنند. احمدي نژاد ادامه داد؛ اگر گزارش آژانس منتشر شود آقاي اوباما از اظهارنظر خود پشيمان خواهد شد.به گزارش فارس، احمدي نژاد درخصوص فرآيند بازرسي آژانس بين المللي انرژي اتمي از سايت جديد هسته يي کشورمان اظهار داشت؛ فرآيند بازرسي از تاسيسات هسته يي کشورها مقررات و آيين نامه خاص خود را دارد و ما براساس تفاهم آماده ايم که آنها اين کار را انجام دهند و مشکل و نگراني در اين زمينه نداريم. احمدي نژاد ادامه داد؛ ما به دنبال سازماندهي يک همکاري جمعي در جهت حل مشکلات جهاني هستيم و در بسته خود پيشنهاد کرديم آمادگي خريد سوخت مورد نياز با غناي 20 درصد براي رآکتورها را داريم و مذاکرات کارشناسان هسته يي ايران با کارشناسان آنها را اعلام کرده ايم. وي تصريح کرد؛ به نظر ما دستورات خوبي روي ميز قرار دارد و اگر اراده همکاري و همراهي باشد فرصت خوبي در اختيار همه قرار گرفته است.احمدي نژاد در خصوص تاثير ادعاي اوباما، سارکوزي و براون درباره تاسيسات جديد هسته يي در ايران بر روند مذاکرات آينده نيز توضيح داد؛ ما علاقه منديم مذاکرات خوبي صورت گيرد و تلاش خود را در اين جهت به کار گرفتيم و با وجود آنکه اظهارات آنها مستلزم عکس العمل شديد بود اما خويشتنداري کرديم و تصور مي کنيم جهان کشش تنازع را ندارد و بايد آن را به درستي اداره کنيم که اميدواريم در اين جهت تغييراتي صورت گيرد.
در ادامه نشست هاي خبري احمدي نژاد در نيويورک، او با شوراي دبيران و مسوولان ارشد هفته نامه تايم هم ديدار و گفت وگو کرد. در اين نشست يکي از مسوولان ارشد تايم از احمدي نژاد سوال کرد؛ «در جريان انتخابات من در محله شما يعني نازي آباد بودم؛ جايي که افراد زيادي از ساکنان آن در جنگ ايران و عراق کشته شده اند. نظر شما در خصوص جنگ چيست و آيا خودتان در عمليات شرکت داشته ايد؟» که احمدي نژاد پاسخ داد؛ ابتدا بايد بگويم من در نازي آباد زندگي نمي کردم و در شرق تهران ساکن بودم و نکته بعدي اينکه حدود 160 هزار نفر در آن جنگ به شهادت رسيدند. ملت ايران يک ملت بزرگ است و در طول تاريخ به خوبي آموخته که بايد روي پاي خود بايستد. ملت ايران از جنگ متنفر است. در ادامه از وي درباره عدم حضور هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه روز قدس سوال شد که احمدي نژاد در پاسخ تصريح کرد؛ اينها مسائل داخلي ايران است و مسائل مهمي نيست. از سوي ديگر آمدن يا نيامدن ايشان به نماز جمعه هم غيرعادي و مهم نيست و شنيده ام خود ايشان تصميم گرفته اند شرکت نداشته باشند. رئيس جمهور در پاسخ به اينکه چرا افرادي مثل هاشمي و موسوي در مقابل شما هستند، گفت؛ در ايران آزادي و رقابت آزاد وجود دارد. آيا اشکالي دارد که موسوي و هاشمي رقيب و مخالف من باشند؟ در کشور ما اين مسائل مشکل تلقي نمي شود و نهايتاً انتخابات هست و مردم تصميم مي گيرند و انتخاب مي کنند. همچنين به گزارش ايلنا احمدي نژاد با اشاره به موضوع تحريکات دولت هاي غربي اظهار داشت؛ «برخي از اين دولت ها سعي کردند آشوب ها را مثبت نشان دهند. به طور مشخص مسوولان دولت انگليس اين کار را کردند. ما نگفتيم اتفاقاتي را که در تهران افتاد آنها طراحي و مديريت کردند، بلکه گفتيم دخالت کردند و اين دو مطلب جداگانه است.» دخالت در امور داخلي ديگران خلاف قانون است و برخي دولت ها سعي کردند برخي درگيري ها را تشويق کنند و البته برخي از اعضاي دولت اوباما هم همين کار را کردند.
پورمحمدي؛ پرونده برخي از مسوولان دادسرا در ماجراي کهريزک، بررسي مي شود
گروه سياسي؛مصطفي پورمحمدي از بررسي پرونده برخي از مسوولان دادسرا در ماجراي بازداشتگاه کهريزک خبر داد.مصطفي پورمحمدي در حاشيه بازديد از بيمارستان روانپزشکي نيايش در خصوص اينکه آيا در مورد قضاياي کهريزک مقامات قضايي مقصر شناخته شده اند يا خير، گفت؛ نسبت به برخي مقامات قضايي که نظارت لازم را اعمال نکرده بودند شکاياتي مطرح شده و گزارش هايي نيز فرستاده شده است که دادسراي انتظامي قضات نيز در حال بررسي آنها است. در همين ارتباط خبرنگاري از وي پرسيد آيا اين مقامات از مقامات رده بالا بودند يا خير، که وي اظهار داشت؛ اين افراد مسوولان دادسرا هستند که متهمان را به آن بازداشتگاه فرستاده اند يا مقام قضايي که بايد بر بازداشتگاه ها نظارت کند، است که عليه آنها به دادسراي انتظامي قضات شکايت شده است.به گزارش ايسنا در همين راستا خبرنگاري از پورمحمدي پرسيد آيا سازمان بازرسي در قضيه کهريزک وارد شده است که وي گفت کاري که اکنون در حال پيگيري است ديگر نيازي به بازرسي ندارد. اما اين تنها سوالات مطرح شده از مصطفي پورمحمدي نبود، همچنان که خبرنگاري با بيان اينکه قبل از انتخابات، سازمان بازرسي کل کشور گزارشي از تخلفاتي که له يا عليه برخي کانديداها صورت گرفته بود، تهيه کرد، از او درباره نتيجه آن پرسيد که رئيس سازمان بازرسي کل کشور در پاسخ گفت؛ اگر تخلفي در حوزه يي مثلاً حوزه انتخابات اتفاق بيفتد، به دستگاه قضايي جهت پيگيري گزارش مي دهيم. برخي تخلفات ظاهري و آشکار بوده که به محاکم ارسال شده، مثلاً تخلفي که در رسانه يا روزنامه يي صورت گرفته يا از امکانات دولتي سوءاستفاده شده است و برخي نيز پنهان بوده که گزارش هايي به ما ارسال شده و ما در حال پيگيري هستيم و اگر به مجرميت برسيم به محاکم ارسال مي کنيم.در ادامه خبرنگار ديگري با بيان اينکه پس از مطرح شدن خبر خريدن بوئينگ، وزير راه اعلام کردند اين حاشيه سازي خبرنگاران است ولي بعداً رئيس سازمان هواپيمايي از خريداري کردن بوئينگ و ايرباس خبر داد، از پورمحمدي خواستار توضيح شد که وي پاسخ داد؛ بايد توجه داشت همه نظارت و بازرسي در کشور توسط سازمان بازرسي صورت نمي گيرد و من معتقدم رسانه ها نيز مي توانند در بخش عظيمي نظارت کنند. اين حرف ها که به صورت علني مطرح مي شود خبرنگار بايد بپرسد که اين حرف بر چه اساسي زده شده است. وي همچنين در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه آيا سازمان بازرسي کل کشور در مساله سقوط هواپيماها وارد شده يا خير با تاييد ورود سازمان اضافه کرد؛ گزارشي که تهيه کرده ايم ظاهراً جمع بندي کامل نشده است زيرا ما نمي توانيم قضاوت نهايي را بکنيم. ما يکسري از علائمي را که حاکي از تخلف باشد، پيگيري مي کنيم و بيشتر تخلف ها مد نظر ما است.در اين بين سوال شد آيا به تخلفي هم رسيديد که پورمحمدي پاسخ داد؛ به آن صورت که در يک مورد خاص دست بگذاريم خير، ولي در برخي از شرکت هاي هواپيمايي بي توجهي و کم توجهي هايي را مشاهده کرديم که به آنها تذکر هم داديم.رئيس سازمان بازرسي کل کشور درباره پيگيري اين سازمان پيرامون بحث دوشغله ها اظهار کرد؛ قانون بايد اجرا شود. اين مساله مورد قبول بعضي ها نبود. ترديد مي کردند و مي گفتند مشکل قانوني ندارد. دوره شش هفت ماهه يي وقت ما گرفته شد تا اين را توجيه کنيم و تذکر دهيم و آنها بپذيرند که اين اشکال قانوني است و اکنون نيز مورد به مورد در حال پيگيري هستيم. هر روز نيز از ما سوالاتي مي شود مبني بر اينکه آيا آنها مي توانند شغل هاي مجدد داشته باشند.در همين راستا وي گفت؛ به رئيس جديد سازمان تربيت بدني تاکيد شده ديگر نيازي نيست بر کاري که طبق قانون جايز نيست، اصرار کنيد.
نقدي بر «قدس شناسي» آقاي احمد توکلي

عبدالله ناصري

ابن خلدون تاريخ نگار معروف مسلمان که تا حدودي الگوي تاريخ پژوهي علمي و نگاه فلسفي به حوادث تاريخي در دو جهان اسلام و غرب شد، جمله معروفي دارد؛ «الماضي اشبه بالآتي من الماء بالماء». اين عبارت کوتاه اگرچه در فرهنگ و تمدن اسلامي حرف نو و جديدي نبوده و پيشينيان مسلمان او هم گفته اند- مانند آنچه ابوالعلاء معري در رساله «الغفران» خود همان کتاب الهام بخش «کمدي الهي» دانته سرود؛ وکانٌما هذالزمان قصيده ما اضطرٌ شاعرها الي ايطائها- بيانگر پيوستگي تاريخ و حوادث تاريخي به هم است و در بازگويي تاريخ و حوادث گذشته بايد به آن توجه کرد. به قول «ژاک ميلند» تاريخ پژوه غربي «وحدت تاريخ چنان است که هر شخصي که بکوشد قطعه يي از آن را بازگو کند، بايد احساس کند جمله اولش رشته به هم پيوسته يي را پاره مي کند». به عبارت ساده تر بايد گفت در بيان انطباق پديده ها و حوادث تاريخي معاصر خود با آموزه هاي تاريخي گذشته بايد بصيرانه و عالمانه و جامع نگر باشيم. در بيان تاريخ هر که و هر چقدر عالم به تاريخ باشيم، اگر بصيرت نداشته باشيم از جزر و مد آن درک صحيحي نخواهيم داشت و لذا سزاوار نيست در مورد پديده هاي تاريخي بدون تامل و تعمق در آن و ريشه يابي آن پديده اظهارنظر کنيم، چرا که تاريخ مطالعه علل است و انسان عاقل و فهيم در بيان و مطالعه تاريخ به دنبال علل پديده هاست.به عبارت ديگر تاريخ نگار، تاريخ پژوه و روايتگر تاريخ نه خود را از گذشته رها مي کند و نه به گذشته عشق مي ورزد. بلکه با احاطه در فهم علل پديده هاي تاريخي در گذشته، فهم و شناخت زمان خود را جست وجو مي کند.تنها راه شناخت تاريخ و اظهارنظر صحيح درباره پديده هاي تاريخي همين است. مگر اينکه همچون «نيچه» آرزو کند اي کاش انسان هم همانند حيوان تاريخ نمي داشت يا قدرتي در فراموش کردن تاريخ را کسب مي کرد و از گذشته تاريخي خود مي گريخت. اما چنين نيست. بايد با تاريخ زندگي کرد. گذشته هميشه فراروي انسان است.يکي از پديده هاي مهم در تاريخ اسلام، تاريخ غرب و اساساً جهان معاصر «اشغال فلسطين» توسط صهيونيست هاست. به اين علت اين موضوع يک رويداد تاريخي است که اولاً از طرف همگان حادثه مهمي ارزيابي شده و ثانياً با مجموعه يي از رويدادهاي پيش و پس از خود پيوستگي دارد و چون پس از پيروزي انقلاب اسلامي اولاً در باور تاريخي مسلمانان ايراني جاي داشت و ثانياً تاثيرگذار بر و تاثيرپذير از بعد بين المللي جمهوري اسلامي بود، لذا زنده نگه داشتن آن و بزرگداشت پيوسته آن در دستور کار ملت و دولت قرار گرفت و با تعيين يک روز به عنوان «روز قدس» از سوي امام سلام الله عليه در جغرافياي اسلام و جهان موضوع فلسطين مهم تر از گذشته شد. از اين پس علاوه بر مساله فلسطين، «روز قدس» خود يک پديده تاريخي شد. اين پديده تاريخي

-يعني روز قدس- مثل هر پديده ديگري بايد در قالب سطور پيشين تحليل شود. به عبارت ديگر در هر سرزميني و در هر جغرافيايي که اين روز تکريم و تعظيم مي شود، به حوادثي پيش و پس از آنکه مختص آن جغرافياست مرتبط خواهد بود وگرنه يک رويداد تاريخي نخواهد بود.اينکه عقلاً و تاريخي و اعتقادي حاکميت بر جغرافياي فلسطين از آن مردم فلسطين است ترديدي نيست. در اينکه همه مسلمانان دغدغه آزادي فلسطين و بيت المقدس را دارند شکي نيست. اما آيا بايد فقط در بزرگداشت و راهپيمايي يک روز در سال متوقف شد؟ يا به قول آقاي علي اکبر ولايتي (در مصاحبه با رسانه ها) بايد در راستاي تقابل با ظلم هم گام عملي برداشت.اکنون اين پرسش بجاست. بخش عظيمي از ملتي که در داخل سرزمين خود در گير و دار تظلم و انظلام اند، چگونه گام عملي بردارند؟


آيا بايد انتظار داشت همچون گذشته گام بردارند. مگر نپذيرفتيم يک رويداد به وقايع پيش و پس از خود متصل است. آقاي احمد توکلي به جاي آنکه به بعضي از دوستان خود تاکيد کنند ايده «الملک لايبقي مع الظلم» که بنياد انتفاضه فلسطين را نهاده است و تحت تاثير آموزه هاي امام خميني سلام الله عليه جنبش سنگ را در سرزمين هاي اشغالي تاسيس کرده، همه جايي و همگاني است، به رهبران جنبش سبز ايران خرده مي گيرد که چرا در برابر بعضي از شعارهاي مردم در روز قدس موضع نفي و طرد نمي گيرند. آقاي توکلي بايد بدانند اين جمله مورخ معاصر همان کشوري که در آن دکترا گرفته اند باور بسياري از مردم جهان است حتي هم کيشان سياسي ايشان. «طبع آدمي چنان است که حاضر است بار گناه را بر دوش بگيرد ولي احمقش نخوانند» (از استيفن رانسيمان مورخ معاصر انگليسي.) اينکه بخشي از مردم شعارهايي داده اند که مورد قبول اصلاح طلبان و رهبري آن نيست نه به اين معناست که اين مردم خود را فروخته اند و به آرمان ها و انديشه هاي امام پشت کرده اند، بلکه به اين دليل است که روز قدس نماد مبارزه همه جانبه با ظلم و تجاوز به حقوق انسان است، و نمي توانند بپذيرند در ايران گرانسنگ ترين حقوق شان پايمال شود و همچون گذشته تنها شعار مرگ بر اسرائيل سر دهند. شايد هم اين ترفند جديدي است که به بهانه بعضي از شعارهاي به اصطلاح ساختارشکن توسط اندکي از مردم مي خواهند ميان مردم جست وجوگر حق خود با نامزدهاي متعلق به اين جنبش فاصله بيندازند. آقاي احمد توکلي تعجب کرده اند از اينکه چرا امسال روز قدس صورت سال هاي پيشين را نداشت و گمان کرده اند علت آن تغيير جريان اصلاح طلبي و انديشه اصلاح طلبي است. ظاهراً فراموش کرده اند اولاً خاتمي نخستين کسي بود که سال ها پيش شعار «مرگ بر» را در هر حوزه و براي هر فرد و کشوري محکوم کرد. ثانياً يادشان رفته که به قول بعضي از منصفان، در عصر اصلاحات هم مقاومت اسلامي لبنان قوي تر بود و هم گردن فرازي هاي رژيم صهيونيستي کوتاه تر و کمتر. اگر مي خواهيم عقبه «لبنان» و «غزه» قوي تر باشد، بايد همان راهبرد نامزد جنبش سبز را باور کنيم يعني برخورداري از جامعه ملي منسجم با سيماي فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي پرفروغ در حوزه جغرافيايي ايران. از آقاي توکلي بايد پرسيد مگر اين مردم هماني نيستند که قبل از 22 خرداد از ميرحسين به عنوان «نخست وزير امام» ياد مي کردند. مسببان بعضي از شعارها آنانند که به جاي اقناع افکار عمومي نسبت به روند انتخابات، قهرآميز پاسخ مردم را دادند و به بهانه مبارزه با انقلاب مخملي، خود حوادث مخملي آفريدند. آقاي توکلي بايد بدانند ايران غيرمنسجم، شکاف خورده و واگرا هيچ سودي براي لبنان و فلسطين نخواهد داشت جز آنکه رژيم اشغالگر را قلدرتر خواهد کرد. ايشان در نامه اخير خود به آقايان خاتمي و موسوي تلويحاً اين موج عظيم را که به تعبير خصوصي يکي از نزديکان ايشان حداقل ميزان آن در تهران 50 درصد جمعيت حاضر بود، تلويحاً طرفدار اسرائيل خوانده اند. اين باور آقاي توکلي اگر واقعيت داشته باشد، فاجعه است. نگارنده اميدوار است آقاي توکلي به زودي با بعضي از خصلت هاي خوبي که در او سراغ دارد به زودي از مردم ايران حلاليت بجويند. ايشان و دوستان شان در رسانه ملي، به جاي اين نامه نگاري ها با رويکرد تاريخي به اين پديده ها و گسست ها بينديشند و علل آن را با بصيرت و خردمندي نه از سر احساس و عاطفه و براي خوش بودن ديگران واکاوي کنند. از زاويه ديگري هم اگر بنگريم، آري مي توان گفت مردم عوض شده اند. چون بعضي از حاکمان و کارگزاران عوض شده اند. اين نص صريح سخن پيامبر(ص) است. «اذا تغير السلطان تغيرالزمان». اين صريح سخن امام علي(ع) است. «لاتصلح الولاه الٌا باستقامه الرعيه» (خطبه 216) اين مسير سبز مردم و سخنان و بيانيه هاي رهبران آن که بي شک يک حرکت بزرگ و دامنه دار اجتماعي است ريشه در باور ديني جامعه و رهبران اصلاحات و جنبش سبز دارد. اين مسير از موضع امر به معروف و نهي از منکر طي مي شود. همان چيزي که پيامبر اکرم(ص) فرمود؛ الدين نصيحه...

آقاي توکلي بايد بداند مشکل امروز کشور و جامعه اين است که بسياري از دست اندرکاران ارشد کشور که مي توانند اراده کنند و ازهم گسستگي را به پيوستگي اجتماعي تبديل کنند، مصداق اين سخن امام علي(ع) هستند. «من جهل وجوه الآرا اعتيه الحيل» (هر کس از نظرات مختلف بي خبر باشد، در جست وجوي چاره درمي ماند) بخشي از مردم و بزرگان آرا و ديدگاه ديگري دارند. بايد آن را شنيد. اينکه هر از چندگاهي کساني به مردم نصيحت مي کنند، اما نه براي اصلاح جامعه و در راستاي منافع ملي آنها، بلکه براي پوشش جاه طلبي خود، اين خيرخواهي نيست. مگر نشنيده ايم اين سخن امام صادق (ع) را که فرمود؛ ربٌما حسبت انک ناصح للخلق و انت تريدهم لنفسک ان يميلوا اليک. آقاي توکلي،سخن آخر. آقايان خاتمي و موسوي از صالح ترين بندگان خدايند زيرا اصلاح طلب ترين آنهايند (پيامبر؛ اصلح الناس اصلحهم للناس) به آنها رنگ و ننگ همسويي با مخالفان آزادي فلسطين و آرمان هاي امام نمي چسبد. شما نيز از محوطه مرکزي نمازگزاري روز قدس در دانشگاه تهران بيرون بياييد. واقعيت هاي تلخ و شيرين اجتماعي خيابان هاي اطراف را نظاره کنيد و سعي کنيد خود را از خودشيفتگي هاي مشابه بعضي از دوستان اصولگرايتان فارغ کنيد. همان خودشيفتگي هاي کاذب و بي اساسي که بيش از چهار سال است در حاکميت شدت گرفته و مي رود که جامعه را «نارسيس وار» غرق کند. به جاي اين سخنان و نامه نگاري هاي بي پايه، پرابهام و کمتر شنوده و خوانده به کمک ديگر عاقلاني که در قدرتند همتي مبذول داريد و خطر را از جمهوري اسلامي دور کنيد. ترديد نکنيد عموم مردم ايران بقا و عظمت جمهوري اسلامي را مي خواهند. شعار «جمهوري ايراني» يا اظهار بي علاقگي به «غزه و لبنان» حرف دل سرايندگان موج سبز نيست بلکه عکس العمل عصبي به «ناحق مداري» و «کج محوري» بخش هايي از حاکميت پس از انتخابات اخير است.
پرواي قانون
کامبيز نوروزي

اصول سي و ششم و سي و هفتم قانون اساسي، اگر چه از پايه يي ترين اصول حقوقي و محصول تاريخي از مبارزات و مجاهدات بشري اند، اما امروزه ديگر، فارغ از پيچ و تاب هاي تحليلي، از بديهيات ساده يي شمرده مي شوند که ادراک آنها نياز چنداني به دانش حقوق ندارد.«حکم به مجازات و اجراي آن بايد تنها از طريق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.» (اصل سي و ششم) «اصل، برائت است و هيچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمي شود، مگر اينکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.» (اصل سي و هفتم)

ساده است. فقط قانون است که مي تواند معين کند چه عملي جرم است و مجازات آن چيست. نيز فقط دادگاه است که صلاحيت دارد پس از رسيدگي و محاکمه و اثبات اتهام، کسي را مجرم بداند و حکم به مجازات و اجراي مجازات دهد.اين، منطق ساده و بسيار طبيعي و ضروري زندگي اجتماعي است.نپذيرفتن اين اصل بنيادين، به آن معناست که هر کس در هر جا مي تواند شخصاً خود را دادستان و بازپرس و قاضي و پليس بداند. شخصاً ديگري را مجرم تلقي کند. شخصاً مجازات او را تعيين کند و شخصاً مجازات را اجرا کند. بعيد مي دانم در هيچ کجاي تاريخ چنين جامعه يي بوده باشد. اگر هم بوده، دوامي نمي توانسته داشته باشد.
واگذاري امر قضا و مجازات به همگان، نه پايه يي در فقه دارد، نه ريشه يي در حقوق. با اين مقدمه، درک اين عبارت بسيار دشوار مي نمايد که؛ «مال و جان و آبروي مسلمانان بايد در امان باشد. زماني که تشکيلات حکومتي برقرار شد، اين وظيفه بر عهده تشکيلات است و اگر تشکيلات توان نداشت، اين وظيفه بر عهده مردم مي افتد. يعني اگر دستگاه قضايي، امنيتي و انتظامي نتواند وظيفه خود را در برخورد با آشوبگر و اغتشاشگر انجام دهد، وظيفه هر زن و مرد مسلماني است که با آشوبگر و اغتشاشگر برخورد کند.» اين عبارت ها از خطيب جمعه تهران در نماز جمعه سوم شهريور 88 است که خبرگزاري ها مخابره کرده اند. کمترين بحث و ترديدي نيست که هر کس مرتکب جرم و خطايي شده باشد، بايد مورد تنبيه و مجازات قرار گيرد. براي اين کار هم قوانين و سازمان هاي معيني وجود دارند. مهم ترين آنها دستگاه قضايي است که وظايفش را عمدتاً از طريق دادسراها و دادگاه ها و تحت رياست رئيس قوه قضائيه به انجام مي رساند. مراکز انتظامي و امنيتي از قبيل نيروي انتظامي و وزارت اطلاعات نيز هستند که به فراخور وظايف قانوني، تکاليف خود را در اين زمينه به انجام مي رسانند. به ديگر سخن، امنيت جامعه که در آن جان، مال و ناموس مسلمان در امان مي ماند، از جمله در گرو انجام وظايف همين قبيل سازمان هاست. مي توان به عملکرد اين سازمان ها، مثل خيلي امور ديگر، نقد داشت. با آن موافق يا مخالف بود. از راه هاي قانوني به آن اعتراض کرد و... اما نمي توان فارغ از حکم قانون، وظايف اين سازمان ها را به حراج گذاشت و به «همه» اجازه داد به جاي قاضي و پليس و مامور امنيتي، کارزاري بيافرينند که آن سويش ناپيداست. حکايت بر سر شاخ نشستن و بن بريدن است. بايد براي حفظ حرمت انسان ها، حفظ ناموس و جان و مال و شرافت همگان تلاش کرد و هر کس را که به اين حريم تجاوز کرده است به سزاي عملش رساند اما چه کسي يا چه جايي صلاحيت چنين تشخيصي را دارد؟ قانون اساسي و انبوه قوانين عادي، جملگي در پي برقراري نظم در جامعه اند. مي توان در مقام نظر، به خيلي از امور نقد داشت. مي توان حتي در چارچوب قواعد حقوقي و قوانين به خيلي از امور اعتراض کرد و... اما هيچ قاعده و منطقي اجازه نمي دهد به همگان اجازه داد خود مرجع تشخيص و قضاوت و اجرا شوند. آتش چنين ديدگاهي، جاي سالم باقي نمي گذارد.
توصيه دعاگو به بسيجيان
گروه سياسي؛ محسن دعاگو شأن بسيجيان را در گرو دوري از دسته بندي هاي سياسي دانست.به گزارش ايلنا امام جمعه شميرانات با انتقاد از اظهارنظرهاي سياسي فرماندهان بسيجي اظهار داشت؛ در شرايط کنوني نماد بسيجي شايسته براي اسلام، انقلاب و ايران اسلامي، احراز رتبه هاي علمي برتر در مراکز حوزوي دانشگاهي، پژوهشگاه هاي علمي و فني، مراکز هسته يي و عرصه هاي برتر علم و فناوري است.
عناوين اين صفحه
گفت وگو با محمد سعيدي کيا
ادبيات تند ايران و امريکا
پورمحمدي؛ پرونده برخي از مسوولان دادسرا در ماجراي کهريزک، بررسي مي شود
نقدي بر «قدس شناسي» آقاي احمد توکلي
پرواي قانون
توصيه دعاگو به بسيجيان

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام