فرناز حسنعلي زاده

«آدم بايد عزيز کنار برود.» هفت ماه پيش وقتي علي اکبر ناطق نوري پاي گفت وگو با خبرگزاري رسمي دولت نشست و پس از طرح مسائل جاري و انتخاباتي در پاسخ به پرسشي که از وي مي خواست توضيح دهد چرا نقشش در سياست «کمرنگ» شده دورنماي آينده سياسي خود را در «اتاق فکر» ترسيم کرد، گمان نمي برد سياست به بلدهاي اين وادي هم رحم نمي کند و گاهي آنقدر مجال نمي دهد که کسي از اين گود «عزيز» خارج شود. شايد از همين رو بود که او نه تنها اين نسخه را براي خود پيچيد بلکه هم سن و سال هاي خود را هم نصيحت کرد که «نيرو را نبايد بگذاريم بماند و آنقدر خراب شود که ديگر نشود جايي از آن استفاده کرد.»
حالا تنها يک نيمسال از آن روز در بهمن ماه گذشته و البته ناطق نوري به نيمي از نصيحت خود که «کنار کشيدن» بود، جامه عمل پوشانده اما تعيين اينکه وي «عزيز» بيرون رفته يا به تعبير خود «آن گونه که نمي شود از وي استفاده کرد» به زمان نياز دارد. چه او نه به «اختيار» که به «اجبار» و نه براي «کدخدايي» که به «قهر» و نه با سلام و صلوات که با تهمت و افترا تا درگاه سياست و انزوا بدرقه شده است. کنارکشيدني خاموش و تحريمي؛ تحريم مراسم تحليف، تحريم تنفيذ، تحريم شنيدن سخنراني احمدي نژاد و حضور در سالني که وي حضور دارد، تحريم منبرهاي شب قدر در حرم حضرت معصومه(س) و حالا فقط مانده نطق پيش از دستور خطبه هاي نماز جمعه روز قدس که وي سخنران سنتي اين تريبون در چند سال گذشته بود؛جايگاهي که به خاطر طرح مباحث گسترده بر سر امامت هاشمي رفسنجاني در اين روز کمتر نگاه ها را به خود معطوف کرد و هفته گذشته برخي پايگاه هاي خبري تنها در سطوري کوتاه به گمانه زني پرداختند که ناطق مي آيد يا اين تريبون هم شامل تحريم مي شود. اگرچه موضوعاتي از اين دست که آيا ناطق نطق خواهد کرد يا در صورت شکستن سکوتش چه خواهد گفت حائز اهميت است اما اين سوال ها يکي دو روز بيشتر چشم انتظار پاسخ نمي ماند اما آينده سياسي سياستمدار محافظه کار سوال بزرگ تري است که براي گرفتن پاسخ زمان بيشتري مي طلبد. سياستمداري که اگرچه در سه مقطع از حيات سياسي خود سکوت پيشه کرد و کنار کشيد اما هر بار وسوسه سياست از قهرش دلجويي کرد و او را به اين وادي برگرداند اما به نظر نمي رسد جنس رويدادهايي که در گذشته او را به انزوا کشاند از جنس رويدادي باشد که او را به قهر امروزش سوق داده است.
---
مردي که آنقدر زيرک بود که پس از خروج امام خميني(ره) از هواپيمايي که او را از نوفل لوشاتو به تهران آورده بود خود را کنار بنيانگذار انقلاب برساند تا تصوير امام در لحظه ورودش در کنار نهضت آزادي ها قاب نشود خيلي زودتر از آنچه تصور مي شد به مسووليت هاي کليدي راه يافت. گذشته از پايه ريزي جامعه روحانيت مبارز در کنار مهدوي کني، وي به عنوان روحاني معتمد بنيانگذار انقلاب مامور ايجاد جهاد سازندگي شد. سال 61 خلعت وزارت را از مهدوي کني تحويل گرفت و استيضاح مجلس دوم هم به جايي نرسيد و او دوران وزارتش را تمام کرد.
در مجلس چهارم و پنجم رئيس مجلس بود. کم کم وسوسه ورود به مديريت ارشد اجرايي کشور به دل او راه يافت تا او در انتخابات دوم خرداد 1376 خود را نه به عنوان کانديدا که به عنوان پيروز قطعي و حتمي در انتخابات نام نويسي کند. اگرچه او در برگ رايش نام خود را نوشت اما همان روز 20 ميليون نفر نام سيدمحمد خاتمي را بر تعرفه هاي خود نوشتند تا کانديدايي که وزرايش را هم تعيين کرد و کاخ رياست جمهوري را روياي تعبيرشده مي دانست از خواب خوش بيدار شود. خاتمي پيروز شد و ناطق که يک بار مقابل خاتمي يار دوران نخست وزيري ميرحسين موسوي کم آورده بود باز هم قافيه را واگذار کرد.
«بعد از مجلس پنجم بنا داشتم کمتر سخن بگويم.» شايد بهتر بود ناطق نوري به جاي اين جمله مي گفت بعد از انتخابات رياست جمهوري که 20 ميليون «نه» شنيد. اما به هر حال اولين فصل سکوت او اين گونه آغاز شد.
.jpg)
---
«نام آبادگران را به خاطر بسپاريد.» سفارش ناطق نوري در يکي از مراسم ها و زماني بود که هنوز کسي آبادگران را نمي شناخت. ائتلافي که از زير عبايش محمود احمدي نژاد بيرون آمد. هر چند خود ناطق خيلي زود به اين نتيجه رسيد که بايد براي فراموش کردن تلخي سرنوشت شوراي هماهنگي اين نام را از ذهن خود به در کند. چه احمدي نژاد از اين شورا خارج شد و سنگ بناي تفرقه را گذاشت. ماه ها بعد احمد ناطق نوري برادر وي تعريف کرد که احترام نگذاشتن کوچک ترهاي شورا به ناطق و پشت پا زدن به ميثاق شورا براي او گران آمده بود. هر چند کوچک ترها هر کدام منحصراً اعلام کانديداتوري کردند اما ناطق نوري چتر حمايتش را بر سر علي لاريجاني گستراند و او را به عنوان کانديداي تحت الحمايه اش به ميدان انتخابات فرستاد؛ ميداني که احمدي نژاد به عنوان پيروز آن اعلام شد تا در کسوت فاتح پاستور سند کاخ رياست جمهوري را براي چهار سال به نام خود ثبت کند.
آغاز دومين فصل سکوت ناطق همين روزها بود. انگار انتخابات رياست جمهوري براي او «آمد» نداشت و نمي خواست هيچ رقمه به او روي خوش نشان دهد. شايد از همين رو بود که او از سال گذشته حوالي همين روزها طراح رسانه يي ايده يي شد که اگرچه به جايي نرسيد اما تخم بغض را در دل رئيس دولت نشاند. برنامه اش هم اين بود که روي چهره يي از اصولگرايان ميانه رو به عنوان کانديداي اصولگرايان و اصلاح طلبان در انتخابات توافق شود و در صورت پيروزي کابينه يي متشکل از تمام جريان ها و سلايق را تشکيل دهد؛ ايده يي که ناطق نوري آن را «قشنگ» خواند و محمدرضا باهنر آن را مطلوب «عقلاي» راست و چپ. اما براي آنکه زهرش را بگيرند تا به گوشه قباي کسي برنخورد اسم طرح را گذاشتند «دولت ائتلافي» يا «دولت وحدت ملي»؛ايده يي که هر قدر ناطق تلاش کرد بگويد طعنه يي به احمدي نژاد ندارد اما حاميان دولت آن را به ايده «عبور از احمدي نژاد» ترجمه کرده و از طرح آن برآشفتند و طرحي را که ناطق نوري مطرحش کرد و لاريجاني و باهنر حمايت، به اصلاح طلبان نسبت دادند. در اين ميان هاشمي رفسنجاني کلام آخر را گفت و سند اين ايده را به نام طراح آن زد. اما اين تمام فعاليت هاي ناطق نوري نبود. انتقاد از طرح هولوکاست، انتقاد از نسبت دادن امور جاري و اداري کشور به امام زمان(عج) و تهديدهاي پي درپي بر سر افشاي اسامي مفسدين اقتصادي محور سخنراني هاي جسته و گريخته شيخ محافظه کار قرار گرفت؛ «هر کس بگويد من خبر دارم که آقا چه موقع ظهور مي کند دروغ مي گويد. هر کس ادعا مي کند که ارتباطي دارد و مي داند آقا همين روزها يا سال ها ظهور مي کند مزخرف مي گويد. هر کس ادعا کند که من آقا را ديده ام و با او ارتباط دارم و آقا به من پيغام داده است دروغگو است.» طرح اين اظهارات در نوزدهمين روز ماه رمضان در مرقد امام(ره) که آخرين سخنراني ناطق نوري در حرم مطهر بود اگرچه اعتراض برخي حاميان راديکال دولت را به دنبال داشت اما اين اعتراض ها آنجايي بالا گرفت که ناطق طرح هولوکاست از سوي احمدي نژاد را به انتقاد گرفت؛ «اگر کشته اند، مسيحي ها کشته اند و اگر مرده اند، يهودي ها مرده اند و به ما ربطي ندارد.» احمدي نژاد طراح اين بحث بلافاصله در مقام پاسخ برآمد و گفت؛ «يکي از آقايان گفت چرا ماجراي هولوکاست را مطرح کرديد که دشمن حساس شود و بهانه به دست آنها داديد. شما ببينيد وقتي آدم هاي داخل اين حرف را بزنند ديگر از غريبه چه انتظاري داريد. بنده در آن جلسه به وي گفتم براي مثال شما در مورد بحرين صحبت کرديد و اين همه هزينه براي نظام درست کرديد که اوضاع بدتر شد.» احمدي نژاد در همان حيص و بيص به يارانش که از طرح دولت وحدت ملي برآشفته بودند وعده پيروزي داد. اگرچه ناطق نوري چند ماه پس از طرح ايده انتخاباتي اش از ناکامي اين برنامه خبر داد و دولت ائتلافي در محاق فرو رفت و در انتخابات هم محسن رضايي همزمان با اعلام کانديداتوري از پايان کار ستادهايي که تحت اين عنوان تشکيل شده بودند خبر داد اما نه احمدي نژاد و نه ناطق کوتاه نيامدند. به گزارش منابع غيررسمي ناطق نوري عضو ارشد جامعه روحانيت مبارز با تهديد کردن اعضا و دبيرکل اين تشکيلات مانع از صدور بيانيه حمايتي جامعه روحانيت از احمدي نژاد در آستانه انتخابات مي شود. اما نقطه تلاقي اين دو چهره با هم، شب مناظره ميرحسين موسوي و محمود احمدي نژاد بود؛ شبي که رئيس دولت نهم فرزند ناطق نوري را به فساد مالي متهم و اين پرسش را مطرح کرد که خود ناطق نوري از چه راهي گذران زندگي مي کند؛ پرسشي که پشت آن تمام دلخوري هاي فروخورده احمدي نژاد را روي دايره ريخت. اگرچه فرداي مناظره دفتر علي اکبر ناطق نوري با مهر بازرس ويژه رهبر جمهوري اسلامي اطلاعيه يي صادر و اتهامات وارده از سوي احمدي نژاد را نقض آشکار سوگند رياست جمهوري توصيف کرد و پسر ناطق نيز در نامه يي سرگشاده مشي ميرحسين در مناظره را ستود اما خود ناطق مهر سکوت بر لبانش زد. حمايت مقام معظم رهبري در نخستين نماز جمعه تهران پس از برگزاري انتخابات به نامه ناطق نوري از مقام معظم رهبري انجاميد که تنها سخن ناطق نوري در اين روزها بود چرا که او نه تنها ديگر حرفي نزد بلکه قدم از مراسم تحليف و تنفيذ رياست جمهوري دريغ کرد و نه تنها در مراسم توديع و معارفه رئيس قوه قضائيه هنگام ورود احمدي نژاد از جا برنخاست بلکه هنگامي که تريبون به احمدي نژاد رسيد جلسه را ترک کرد. هرچند لغو مراسم ليالي قدر در مرقد امام(ره) که ناطق نوري پاي ثابت سخنراني يکي از شب هاي قدر بود باعث شد تصميم وي درباره حضور در اين مراسم پنهان بماند اما دست نوشته او درباره عدم سخنراني داوطلبانه اش در قم گواه اين بود که ناطق نوري سکوت پيشه کرده است؛ سکوتي که سومين فصل خاموشي او در دوران سياست ورزي اش محسوب مي شد و آينده سياسي او را در ابهام فرو برده است. آينده سياسي مردي که هيچ وقت فکر نمي کرد مخاطب تهديدهاي مکرر احمدي نژاد به افشاي اسامي مفسدين اقتصادي باشد؛ «مي گويند تا مي خواهيم مفسدي را معرفي کنيم سروصداها بلند مي شود... براي مبارزه با مفاسد اقتصادي، ستادي هم تشکيل شد. اما اينها هيچ کدام دردي را دوا نکرد. متاسفانه گاهي مبارزه با مفاسد اقتصادي ابزار سياسي مي شود و بايد درست و حسابي بروي ببيني مفسد اقتصادي کيست نه اينکه يکدفعه بيايي اسم يک نفر را ببري و بگويي فلان شخص دو هزار ميليارد اختلاس کرده است و در تلويزيون هم نشانش بدهي و بعد بگويي ببخشيد اشتباه شد يک صفر را زيادي گفتيم.» بي گمان دو سال پيش وقتي ناطق نوري در جلسه جامعه اسلامي مهندسين از احمدي نژاد به اين خاطر گله مي کرد گمان نمي کرد روزي قرعه اتهام به نام او و فرزندانش بيفتد.