
حسين نوش آذر

«روي پل آلما چه مي کنيد خانم؟» عنوان نخستين دفتر شعر آزاده طاهايي است که توسط موسسه انتشاراتي آهنگي ديگر، زمستان سال گذشته منتشر شد. مهم ترين خصوصيت اشعار اين دفتر رويکرد شاعر به موضوع «مرگ» است. به جرات مي توانيم بگوييم که «مرگ» جديدترين مضمون ادبيات داستاني و تغزلي در قرن بيستم است. در شعر طاهايي هم «مرگ» مانند يک نخ تسبيح اشعار نخستين دفتر او را به هم پيوند مي دهد. شاعر در اغلب مواقع مانند اشعار «اين همه گلايه ندارد»، «مرد مرده است»، «قرار گذاشتن آسان است» و... با صراحت از «مرگ» سخن مي گويد و گاهي که مانند شعر «يک سيگار شکسته» بازيگوشانه از مرگ سخني به ميان نمي آورد، فرآيند اضمحلال انسان و سقوط محتمل او در جهاني شيءکامه را تصوير مي کند. انسان ها در شعر آزاده طاهايي تنها هستند؛ اشيا آنها را دربرگرفته اند و نمي توانند و نمي خواهند با يکديگر به تفاهم برسند. تنهايي انسان به حدي است که گاهي مانند «هوا در اتاق نيست» حتي مکان خصلت انساني مي يابد؛ اتاق بغض مي کند، نفس مي کشد و زمان را در خود محبوس مي کند که در پايان «با طنابي از سيم» و «حلقه يي از چراغ» در ارتفاع ذهن شاعر به دار آويخته شود. از اين نظر وصف زيبايي هاي طبيعت در شعر آزاده طاهايي کاملاً غايب است. هوا در شعر او باراني يا مه گرفته نيست و انسان ها با عواطف عاشقانه اشک انگيز درگير نيستند. اشعار او در فضاهاي بسته اتفاق مي افتد؛ از آرزوي مرگ و رهايي از شيءکامگي انسان بيگانه با خويش نشان دارد يا اصولاً به مرگ مي انجامد. شخصيت هاي اشعار آزاده طاهايي با خويش در جدال اند. براي همين در يک جهان خواب مانند زندگي مي کنند. گاهي واهمه از مرگ و بيزاري از زندگي روزانه خواب آنان را برمي آشوبد و آن آرامش به کابوسي مبدل مي شود. «بيش از هر وقت بايد همه حرف ها را سوزاند» يکي از بهترين اشعار اين دفتر چنين شعري است. اين شعر که يک نمونه کامل از شعر خطابي است، زياده خواهي و حقارت انسان هايي را که با حرف، جهاني حقير براي خويش ساخته اند، نشانه رفته است. اين شعر نيز مانند ديگر اشعار اين دفتر با قطعيت به پايان مي رسد. پايان بندي اشعار طاهايي اصولاً نمايانگر يک حکم قطعي است. 
مثل اين است که شاعر در خط عمودي شعر به حقيقتي دست مي يابد و آن را در پايان، در خط افقي شعر کاملاً عريان بيان مي کند. براي مثال «زبانت را گاز بگير» با اين مصرع به پايان مي رسد؛ «نبرد ديرينه ي ما با واژگان/ بر سر ماندن و رفتن/ به هر تقدير شکست ما قطعي است.» جداي از مرگ خواهي و پايان هاي محتوم، سادگي اشعار و پرهيز از آوردن اضافات و ترکيبات چندتايي از ديگر ويژگي هاي اشعار اين دفتر است. اصولاً شاعر فروتن است و قصد زبان آوري ندارد. زبان در شعر آزاده طاهايي زباني ساده و صميمانه، اما صريح و بدون هرگونه ابهام و ايهام آفريني و تعارف است. از اين نظر زبان ساده آزاده طاهايي با مضمون شعر او همسوست. همان گونه که مرگ قطعيت دارد و با روشني بي رحمانه يي خود را بيان مي کند، زباني که شاعر براي اشعارش برگزيده از قاطعيت نشان دارد؛ قاطعيتي به سادگي مرگ، بدون اعوجاج در فرم و تعقيدهايي که خواننده را مغلوب شعر کند و هنرنمايي و زبان آوري شاعر را به رخ بکشد.
روي پل آلما چه مي کنيد خانم؟ مجموعه شعر/ آزاده طاهايي/ تهران، زمستان 1387