شنبه، 20 تير 1388 - شماره 1997
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: رسانه
نقش رسانه هاي ملي و محلي در همبستگي ملي
مطبوعات پلي ميان حاکميت و مردم

ابراهيم محمد حسيني

رسانه هاي همگاني مانند مطبوعات، راديو، تلويزيون و... به عنوان نهاد مهم اجتماعي.... محسوب مي شوند... آنها در سطح جامعه، جايگاهي را غبه خود اختصاص داده اندف که از آن جايگاه به طور فزاينده يي مسائل و امور عمومي چه در سطح ملي و چه در سطح بين المللي مطرح مي شود. رسانه هاي همگاني همچنين به عنوان جايگاهي به شمار مي روند که از آنجا فرهنگ جريان مي يابد. امروزه مطبوعات به عنوان يک ابزار اطلاعاتي مهم در تار و پود زندگي مردم جاي گرفته و با وجود گسترش وسايل ارتباط جمعي پيشرفته همچنان جايگاه خود را حفظ کرده است... مطبوعات به عنوان پل ارتباطي بين حاکميت سياسي و مردم مي تواند در جهت دهي و هماهنگ کردن افکار عمومي به خصوص در شرايط بحراني، ايفاي نقش کند. ... اين رسانه همگاني به عنوان ظرفيتي مثبت در هر جامعه محسوب شده و نقش هايي از جمله حفظ وحدت ملي، کاهش ستيزه هاي قومي، نژادي و فرهنگي و ايجاد اتحاد و همبستگي بين مردم را بر عهده داشته است. با اين رويکرد اگر بخواهيم نقشي چنان برازنده براي مطبوعات و به ويژه مطبوعات محلي در نظر بگيريم و از آنها ايفاي نقش بخواهيم، قطعاً بايد جايگاه رفيعي- که درخور آنها است- براي آنان در نظر بگيريم. پس از يک سو با انتظاراتي که از مطبوعات داريم روبه رو هستيم و از طرفي با جايگاه آنها در کشور. اين مقاله با اين ديدگاه به نقش هاي مطبوعات در راستاي تحقق همبستگي ملي بپردازد.

نقش و کارکرد مطبوعات در همبستگي ملي

رسانه هاي همگاني (مطبوعات، راديو، تلويزيون و...) و عملکرد آنها در سطح عمومي جامعه، آثار مثبتي به همراه دارد و شناخت واقعي و عيني نقش ها و تاثيرگذاري هاي مطبوعات و... سبب بيداري افکار عمومي و جلب توجه هر چه بيشتر مردم به بهبود شرايط زندگي دسته جمعي مي شود و علاقه آنان را به مشارکت در امور مملکتي و کمک به پيشرفت برنامه هاي توسعه در سطح ملي و حفظ استقلال کشور در سطح بين المللي افزايش مي دهد.

... رسانه ها در ايجاد همبستگي ميان افراد پراکنده و متفرق در درون مخاطبان گسترده...، ارزش ها، ايده ها، اطلاعات و ذهنيات و تصاوير مشترکي را درباره جهان و محيط اطراف به آنان منتقل مي سازند و از اين طريق به يکپارچگي اجتماعي کمک مي کنند. يکي از محققان وسايل ارتباط جمعي، مک کورمک، معتقد است؛... کارکردي که رسانه ها در جوامع مدرن انجام مي دهند يکي يکپارچگي و ديگري جامعه پذيري است... آنها از تجربيات پراکنده و متفرق يک تصوير کلي و جامع ارائه مي دهند... از نظر وي همچنين شواهدي وجود دارد که رسانه ها قادرند هويت گروه هاي قومي و اقليت ها را چون يک ديگ ذوبي در هم بياميزند و در مقاطع بحران هاي اجتماعي با ظرافت و خلاقيت عمل کنند و غهمچنينف حجم قابل توجهي از ادبياتي که درباره «نوسازي» توسعه و «ملت سازي» در سال هاي پس از جنگ جهاني دوم نوشته شده است، تاکيد فراواني را بر نقش کمک کننده رسانه ها در ايجاد يک هويت ملي از ميان هويت هاي قومي- فرهنگي فرعي متفاوت مي گذارند. وي همچنين معتقد است؛ رسانه هاي همگاني داراي اين توانايي هستند که در اقليت هاي اجتماعي از طريق تلفيق بسياري از خصوصيات ارزشي و اعتقادي آنان، ترکيبي از هويت واحد به وجود آورند که عامل مهمي در فرآيند «ملت سازي» و حذف بحران هاي قومي به شمار مي رود.

.... متفکراني ديگر چون «فرديناند تونيس» و ديگران، با مثبت خواندن نقش غمطبوعاتف در فرآيند دولت- ملت سازي، استقرار همگرايي و وحدت ملي... بر فرآيند رو به کاهش ستيزه هاي قومي تاکيد کرده اند. از ديگر نقش هايي که محققان رسانه هاي همگاني براي مطبوعات در نظر گرفته اند مي توان از نقش اين وسيله ارتباط جمعي در تهيه امکانات ايجاد همبستگي ميان افراد و گروه ها، توسعه ملي و همه جانبه کشور، همبستگي اجتماعي، افزايش انسجام اجتماعي، جلوگيري از تهديد ثبات اجتماعي، تقويت ارزش هاي اجتماعي و حفظ اتفاق آرا نام برد. کارل دويچ يکي ديگر از پژوهشگران در حوزه ارتباطات سياسي نيز ارتباطات غمجموعه وسايل ارتباط جمعي شامل مطبوعات و...ف را موجب همگرايي سياسي ميان جوامع و درون جوامع مي داند و بر اين باور است که نيازها و همکاري هاي متقابل جوامع در جهان معاصر در نهايت منجر به «همگرايي و وحدت جهاني» خواهد شد. وي... همسازي گروه هاي مختلف اجتماعي و همبستگي ملي و بين المللي را از کارويژه هاي نظام ارتباطات مي داند.

دويچ در کتاب «ملي گرايي و ارتباطات اجتماعي» معتقد است همان گونه که ارتباطات از طرق مختلف نظير آگاهي دادن، نفوذ در ديدگاه ها و تغيير ايستارها و طرز تلقي ها، موجب بروز ملي گرايي و کاهش مناقشات قومي و نژادي و فرهنگي شد، ادامه اين روند موجب همبستگي و پيوند نزديک تر جوامع در سطح جهان خواهد شد. يکي از محققان کشور، دکتر باقر ساروخاني در کتاب جامعه شناسي ارتباطات در زمينه تحقق پذيري وحدت ملي از طريق وسايل ارتباط جمعي مي آورد؛ با خواندن روزنامه احساس مي کنيم ما هم حلقه يي از زنجير جامعه ايم. ...

پس وسيله ارتباطي همچون پلي بين افراد جامعه عمل مي کند. آنان را از تعلق شان به يک کل آگاه مي سازد. حادثه خاصي که در گوشه يي دورافتاده مطرح مي شود، تنها يک حادثه نيست، بلکه زمينه اشتراک منافع ما با ديگر افراد جامعه ما است.

علاوه بر اين، مطالعات مختلف نشان داده است هر قدر مطالعه روزنامه، شنيدن راديو و تلويزيون کاهش مي يابد به همان نسبت نيز مشارکت اجتماعي به عنوان شاخصي از احساس تعلق به جامعه کاهش مي يابد. غساروخاني در ادامه مي آوردف وسايل ارتباط جمعي در مرحله اول برخورد خود با جامعه به امحاي تک افتاده ها، قبايل جدا از يکديگر و در نهايت ايجاد وحدت و افزايش بعد فرهنگي در مديريت سياسي جامعه منتهي خواهد شد.

اين امر موجب خواهد شد وحدت ملي بهتر تحقق پذيرد و آگاهي از تعلق انسان ها به يک کل (جامعه) صورت پذير شود و آرام آرام فرهنگي کلي در جامعه شکل بگيرد و انسان ها از ديدگاه هاي مختلف با يکديگر تشابه فکري و حتي ظاهري يابند. فعاليت رسانه هاي همگاني در جامعه بر اساس رويکرد ساختاري و کارکردي نيز

- که همه رخدادها و فعاليت هاي نهادينه شده را بر اساس نيازهاي جامعه توجيه مي کند - رفع نيازهايي چون «دوام»، «نظم»، «يکپارچگي»، «انگيزه»، «هدايت» و «سازگاري» است. رسانه هاي همگاني بر اساس اين رويکرد، بخش هاي مختلف نظام را به يکديگر مرتبط مي سازند و از اين طريق، نظم و يکپارچگي دروني نظام را تضمين کرده و ظرفيت پاسخگويي آن را در بحران ها و بر اساس واقعيت ها افزايش مي دهد.

مشکلات بر سر راه مطبوعات با تاکيد بر مطبوعات محلي

مطبوعات محلي در کشور با مشکلاتي روبه رو هستند و براي اينکه نقش شان را در همبستگي ملي بهتر ايفا کنند ضروري به نظر مي رسد که تعدادي از اين مشکلات توسط خود دست اندرکاران مطبوعات و دولت برطرف شود. بعضي از اين مشکلات شامل؛ «... صرف هزينه 45 درصدي از درآمد براي توليد، عدم اشراف کافي بر حرفه روزنامه نگاري، پايين بودن آستانه تحمل مديران استاني در برابر انتقادات مطبوعات، چالش قوميت، عدم تحمل يکديگر مطبوعات، تعداد ناکافي نشريات محلي، چالش با روزنامه نگاري الکترونيک، مشخص نشدن مخاطبان مطبوعات پيش از انتشار، عدم امکان دسترسي به موقع و آسان شهروندان به مطبوعات، عدم انتشار به موقع، برگشت تعداد زيادي از نسخ، شکل نگرفتن نظام اشتراک (آبونمان)، سنگين بودن هزينه توزيع و...» است که متخصصان و دست اندرکاران اين مطبوعات آن را بيان مي دارند.

انتظارات

با انتظار داشتن از ايفاي نقش هاي مطبوعات در زمينه همبستگي ملي روزنامه نگاران و دست اندرکاران مطبوعات و به ويژه مطبوعات محلي نيز اين موضوع را مطرح خواهند کرد که انتظار ما از دولت و مردم نيز بايد مطرح شود تا در يک تعامل سه جانبه اين نقش را بهتر و بيشتر به منصه ظهور برسانيم.

انتظار از دولت

1- ايجاد و تقويت وحدت، وفاق و تفاهم عمومي در صورتي ميسر است که همه گروه هاي اجتماعي، امکان بيان عقايد را داشته باشند. 2- تامين حداکثر آزادي هاي مشروع و قانوني براي فعاليت سالم مطبوعات و اعمال مجازات براي نقض کننده آن 3- مرزهاي محدوديت آزادي مطبوعات بايد تا حد ممکن براي مطبوعات معلوم شود تا امکان هرگونه سوءاستفاده از ميان برود. 4- حمايت هاي دولت از مطبوعات مستقل و غيردولتي به شکل ارائه خدمات شامل بيمه، ماليات، توزيع آگهي، اينترنت و تلفن 5- برگزاري دوره هاي آموزش روزنامه نگاري با هزينه کم براي روزنامه نگاران 6- توجه به مناسبت هاي مذهبي و فرهنگي اقوام و مذاهب کشور. اين کار به صورت عرض تسليتي، تبريکي، نوشتن سرمقاله يي يا گزارشي مي تواند در مطبوعات محلي و سراسري مطرح شود.

7- اکثريت مطبوعات محلي به صورت دوزبانه منتشر مي شوند و گاهي نصف صفحات يک نشريه به زبان مادري اختصاص مي يابد و تعداد کمي از مخاطبان به دليل عدم آشنايي کامل به زبان نوشتاري مادري، آن صفحات را مي خوانند، در نتيجه مطالعه نکردن اين نصف صفحات نشريه در هر شماره توسط مخاطب، از نقش و کارکرد مطبوعات مي کاهد پس لازم است دولت در زمينه آموزش زبان هاي مادري تلاش کند و همچنان که محققان نيز معتقدند بايد در امر ارتباطات از کليه زبان هاي رايج در کشورهاي چندزبانه بهره جست. اين امر سبب توسعه ارتباطات خواهد شد و ارتباط بين فرهنگ هاي مختلف را نيز امکان پذير مي سازد.

8-راهکارهاي لازم جهت تشويق مردم براي مطالعه مطبوعات محلي در نظر گرفته شود.

9- در برنامه هاي توسعه کشور براي مطبوعات نقشي برابر با ديگر بخش هاي ارتباطات در نظر گرفته شود.

انتظار از مطبوعات

- مطبوعات بايد حرکت خود را در چارچوب اهداف و سياست هاي توسعه همه جانبه ملي سامان دهند. بديهي است اين حرکت به معناي اعمال يا تحميل يک نوع تفکر، نگرش و رفتار مطبوعاتي يا يک نوع رژيم گفتاري و نوشتاري نيست.

- موسسان يک نشريه پيش از انتشار با مشاوران مطبوعاتي مشورت و با آگاهي کافي اقدام به انتشار نشريه کنند.

- از سطح به عمق آمدن در شيوه نوشتن خبرها و گزارش ها ضرورتي است که بايد روزنامه نگاران به آن توجه داشته باشند. گاهي نگاه هاي سطحي، باعث برخورد و تضادها شده است

- بحث و گفت وگو در مورد موضوعاتي که گاه مشکلاتي در استان ها بين مذاهب و اقوام پيش مي آورد در مطبوعات به صورت ميزگردهاي کارشناسي مطرح شود. با توجه به اينکه يکي از کارکردهاي خبري مطبوعات، شناخت محيط است و سپس انتقال ارزش ها براي يکپارچگي ملي و بعضي از مطبوعات محلي به صورت چند استاني (منطقه يي) منتشر مي شوند لازم است اين مطبوعات به اخبار استان هاي همجوار بيشتر از آنچه اکنون هست توجه کنند تا ظرفيت هاي تقويت وحدت ملي مشخص و از آنها بهره گرفته شود. «با توجه به اهميت روزافزون رسانه هاي جمعي در فرآيند هويت سازي افراد، لازم است رسانه هاي ملي به جاي توهين و تضعيف يا ناديده گرفتن حق ساير اقليت ها، ضمن مطالعه دقيق تر با طراحي و اجراي برنامه هاي گسترده به معرفي هر چه بيشتر فرهنگ هاي بومي و محلي در قالب فرهنگ و تمدن عام ايران زمين پرداخته تا ضمن آشنايي عموم مردم، زمينه براي توسعه روابط بين فرهنگي تقويت شود.» در همين راستا اختصاص صفحاتي از مطبوعات به موضوعاتي در ارتباط با تمدن ايران، نحوه شکل گيري، پاسداري اقوام ايراني از آن، مرزداري اقوام در حفظ خاک اين مرز و بوم، مشابهت هاي فرهنگي با وجود تنوع فراوان در بين اقوام و مذاهب پيشنهاد مي شود.

انتظار از مردم

خريد و مطالعه نشريات محلي، در ارتباط بودن با آنها از طريق نوشتن نامه، تماس تلفني، پيشنهاد دادن و نوشتن مطلب، تا اين امکان بيشتر فراهم شود که مطبوعات به عنوان يکي از گذرگاه ها و عوامل توسعه مورد اعتماد واقع شوند و در ايجاد اتحاد ملي، نقش تاثيرگذاري داشته باشند. قطعاً انجام و ايفاي نقش هاي مطرح شده در اين نوشتار براي مطبوعات محلي- که به اعتقاد محققان و مدرسان روزنامه نگاري، آينده روزنامه نگاري در اختيار اين مطبوعات است- دور از انتظار نيست.

مطبوعات عصر مشروطه،الگويي براي گفتماني بر پايه ايران گرايي
م.ل

مطبوعات يک جامعه، آينه تمام نماي اميال و خواسته ها و شرايط زيست اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي مردمان آن جامعه است.

نخستين روزنامه ايراني که نامش ترجمه Newspaper انگليسي بود، هنگامي در تهران به دست ميرزا صالح شيرازي (از نخستين ايرانيان دانش آموخته اروپا) منتشر شد که از انتشار روزنامه در غرب چند سده مي گذشت. پس از «کاغذ اخبار» که در سال 1837 ميلادي منتشر شد، دومين روزنامه در ايران، 14 سال بعد در اروميه، توسط ميسيونرهاي مسيحي به زبان آشوري به نام «زاراريت باهرا» در سال 1851 ميلادي (برابر با 1230 خورشيدي) منتشر شد. هفت سال پس از اين روزنامه، نخستين روزنامه به نام «تبريز» به زبان فارسي در آذربايجان نشر يافت. و از آن پس روزنامه هاي آذربايجان به عنوان يکي از مهم ترين کانون هاي آزاديخواهي و استقلال طلبي ايرانيان يکي پس از ديگري منتشر شدند. اين روزنامه ها که پيش از مشروطه تعدادشان به 22 نشريه در آذربايجان مي رسيد، پس از مشروطه با جهشي چشمگير به 90 نشريه افزايش يافت که هر يک به سهم خود، نقش مهمي در راستاي برپايي مشروطه ايران ايفا کردند.

نگارنده با بررسي 112 نشريه يي که از آغاز (1230) تا کودتاي سوم اسفندماه 1299 (يعني پيش از ايجاد دولت مدرن و مقتدر مرکزي در ايران) در آذربايجان يا به وسيله ايرانيان آذربايجاني در خارج از ايران منتشر مي شد، به روشني دريافته است خواست و هدف اين مطبوعات نه يک خواست منطقه يي، بلکه يک آرمان ملي و در راستاي گفتمان ايران گرايي بوده است که با وجود گذشت چند ده سال از آن دوران، آن مطبوعات هنوز مي توانند الگويي براي جهت دهي به شيوه نگاه ما به مسائل ملي مان باشند. اين شور ايران گرايي و ايران خواهي در آن دوران چنان بود که محمدامين رسول زاده (سوسيال دموکرات و ناسيوناليست معروف) آن را چنين گزارش مي کند؛ «...ممکن نيست. در اينجا (اروميه) نمي توانيد غير از چند مشترک حبل المتين روزنامه خوان ديگري پيدا بکنيد. روزنامه هاي ترکي قفقاز نيز در اينجا خريدار و خواننده ندارند. اصلاً در اينجا ترکي خواندن متداول نيست. اگرچه همه ترک هستند اما ترکي نمي خوانند. در همه جاي آذربايجان چنين است. حتي چنان تيپ هايي وجود دارند که اين حال را براي قفقاز نيز پيشنهاد مي کنند و خيال مي بافند که بايد همه عالم اسلام زبان فارسي ياد بگيرند و به فارسي بخوانند... در عرض پانزده روزي که در اروميه ماندم، هرچه جست وجو کردم بلکه يک نفر خريدار روزنامه ترکي پيدا کنم... ممکن نگرديد.» (لقمان، 1387؛ 47)
عناوين اين صفحه
مطبوعات پلي ميان حاکميت و مردم
مطبوعات عصر مشروطه،الگويي براي گفتماني بر پايه ايران گرايي
هويت ملي و رسانه

هويت ملي و رسانه
مسعود لقمان

ملت ريشه در استمرار زمان زيست شده هويت هاي اجتماعي گوناگون دارد که به سبب اين زيست مشترک طولاني، مولفه هاي مشترک هويت بخش قدرتمندي ميان آنها ريشه دوانده است، به طوري که منجر به آفرينش زنجيره هاي معنايي نسبتاً همساني از پديده هاي پيراموني شده است. به عنوان مثال «آب» را در نظر آوريد. آب ميان ملت ايران از مفهومي متمايز از ملل ديگر برخوردار است. پيرامون آب زنجيره يي از معناها شکل گرفته که ريشه در تجربه زيست مشترک ملت ايران دارد. آب نزد ايرانيان همزاد روشنايي است که اين خود برآمده از جايگاه آناهيتا - ايزدبانوي ايرانيان باستان - است. آلن بيرو ملت را جماعتي از انسان ها مي داند که در يک سرزمين حيات مي گذرانند، داراي منشاء مشترکي هستند، از زمان هاي پيشين منافعي مشترک داشته اند، آداب و رسومي مشابه دارند و اکثر داراي زباني يکسانند. (بيرو، 1375؛ 236) از ديدگاه رنان، ملت يک سرزمين است و يک اصل معنوي. دو امري که در حقيقت يکي هستند و با يکديگر اين حالت رواني را پديد آورده اند؛ يکي تملک مشترک يک ميراث غني از خاطره هاست و ديگري توافق فعلي، تمايل به زندگي با يکديگر و خواست مبتني بر ساختن ميراثي مشترک. (ساروخاني، 1375؛ 522) مفهوم ملت، مفهوم سيال است و نمي توان آن را پديده يي ثابت و مطلق در نظر گرفت، چراکه ملت نيز بسان هر پديده انساني ديگر در مسير تکاپو و تکامل قرار دارد. اصطلاح «ناسيون» در قرن دوازدهم ميلادي، حدود سال هاي 1160، مشتق از ريشه ناتوس، به معناي متولد يا زادگاه محدود منطقه قومي اشاره داشت. در آغاز قرن شانزدهم، از اين اسم صفت «ناسيوناليسم» را ساختند. متفکران تعاريف متعددي از ملت ارائه داده اند که غالباً بر دو بعد مادي و رواني آن تاکيد کرده اند. (مقدس جعفري، شيخاوندي و شريف پور؛ 1387 ، 104) در ايران نيز تا پيش از رضاشاه و شکل گيري دولت مدرن در ايران اين مفهوم بار مذهبي داشت و عموماً به پيروان يک دين به ويژه پيروان دين اسلام گفته مي شد. ملت سازي به معناي امروزي آن در ايران را به دوره ساسانيان نسبت مي دهند. در اين دوره، پادشاهي ساساني به منظور ساختن ملتي واحد با خلق اسطوره ها از آغاز آفرينش و سلسله هاي اسطوره يي در ايران با ايجاد دين رسمي و حکومت متمرکز مبتني بر ميراث پيشين ايران به ملت سازي پرداخت. همچنين در اين دوره، انتخاب نامي فراگير براي ملت و کشور آرياييان ضرورت يافت و اين سرزمين به نام ايران يعني سرزمين آرياييان ناميده شد که هم در متون مقدس زرتشتي آمده بود و هم ناظر بر ريشه نژادي قوم ايراني بود (قريب، 1384؛ 77 و معيني علمداري، 1384؛ 45) و بخشي از هويت ملي ايرانيان قلمداد شد. با فروپاشي شاهنشاهي ساساني، ايران يک دوره فترت را سپري کرد که طي آن از حکومت مرکزي و مستقل ايراني برخوردار نبود. بنابراين در اين دوره نسبتاً طولاني که 9 قرن به درازا کشيد، مفهوم «ايران» از کاربرد سياسي، اجتماعي که دلالت بر ملت و حکومت مستقل داشت، به مفهوم جغرافيايي و حداکثر فرهنگي و قومي تنزل کرد. (گودرزي، 1386؛ 4 و 5)

هويت ملي و کارکرد دوگانه رسانه ها

رسانه از يک سو مي تواند بستري مناسب براي همبستگي ملي، تکميل فرآيند ملت سازي، کمک به همگرايي و روند توسعه، ايجاد فرهنگ جهاني و انتقال ميراث معنوي گذشتگان را فراهم آورد و از سوي ديگر مي تواند با ايجاد تصورات قالبي و دامن زدن به شکاف هاي اجتماعي و مسائل قومي، آنها را به بحراني فزاينده بدل کند. عوامل موفقيت رسانه در راستاي ملت سازي از نظر اس سي دوب عبارتند از؛ اول، پيام بايد به توده ها يا دست کم به بخش قابل توجهي از توده ها برسد که تاثير بسزايي بر شکل دادن به افکار عمومي دارند. بنابراين خبرها بايد پيش از آنکه تازگي خود را از دست بدهند، منتشر شوند. دوم، رسانه هاي جمعي بايد اعتبارشان را به اثبات برسانند؛ نظر مردم نسبت به موثق بودن منبع بسيار مهم است. سوم، لازم است کيفيت و محتواي پيام ها به دقت بررسي شوند. اگر پيام ها چندان ارتباط و مناسبتي با بافت اجتماعي نداشته باشند، جاذبه يي هم براي مردم نخواهند داشت. مردم به ادعاهايي که بعيد و محال به نظر آيند، توجهي نشان نمي دهند. چهارم، بايد از تاثير گروه هاي واسط در رد يا پذيرش پيام ها باخبر بود. عملاً هيچ پيامي به طور کامل پذيرفته نمي شود بلکه انگيزه هاي پوشيده و ضمني و مفاهيم و پيامدهاي احتمالي آن در چارچوب فرهنگ مخاطب تعبير و تفسير مي شود. پنجم، در ارتباط يکطرفه، در قياس با ارتباط دوسويه، قاعدتاً موفقيت کمتري حاصل مي شود. قدرت درک و توانايي در بررسي و نقد الگوهاي ارتباطي، مستلزم در اختيار داشتن اطلاعات بازخوردي است. اطلاع از واکنش هاي گيرندگان پيام ها کمک بسزايي در شکل دهي مجدد و معني دارتر شدن پيام ها مي کند. ششم، دستيابي به استراتژي موفق ارتباطي، نيازمند برنامه هاي عملي و پيام هاي آرماني به صورت تلفيقي است. رسانه هاي جمعي مي توانند عده معدودي را شيفته کنند. اگر برنامه يي چنان باشد که چنگي به دل نزند مخاطب مجبور به تحمل آن نيست. برنامه هايي که هدفشان ملت سازي است، بايد در بين برنامه هاي جالب توجه و به شکلي سرگرم کننده و قابل فهم پخش شوند. تجربه نشان داده رويکرد چند رسانه نسبت به انتقال يک عقيده يا مجموعه يي از عقايد مرتبط به هم، گيرايي و تاثير بيشتر دارد. هفتم، انتقال و ارسال پيام به پيگيري مستمر و دقيق و نيز تکرار چندين و چندباره نياز دارد. هشتم، بسياري تلاش ها در انتقال پيام ها و ايجاد ارتباط ناکام مي مانند، زيرا تلاش هايي هماهنگ نيستند. پيش از هر اقدامي بايد هماهنگي درون رسانه ها به وجود آيد تا کثرت پيام ها مردم را سردرگم نسازد. در کنار رويکرد چندرسانه يي هماهنگي ميان رسانه ها نيز لازم است. نهم، پيام دهنده کارکشته از خطرات قالبي بودن پيام به خوبي مطلع است. استراتژي ارتباطات بايد پويا، انعطاف پذير و مبتکرانه باشد. دهم، براي جلوگيري از تحريف يا انحراف برنامه هاي ارتباطي لازم است به طور مستمر بر آنها نظارت داشت. (دوب، 1378؛ 166 تا 169)


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام