چهارشنبه، 17 تير 1388 - شماره 1995
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
متهم به قتل به دادگاه معرفي شد
قتل خانم معلم جوان به دست شوهر سابق او
گروه حوادث؛ مردي که براي گرفتن انتقام از همسر سابقش او را مقابل محل کارش به قتل رسانده است به زودي محاکمه مي شود.

به گزارش خبرنگار ما، اوايل سال جاري معلمان مدرسه يي در شيراز به پليس خبر دادند يکي از همکاران شان با اصابت گلوله به سرش به قتل رسيده است. دقايقي بعد ماموران در محل حاضر شدند و تحقيقات خود را آغاز کردند. کتايون زن جوان درست زماني به قتل رسيده بود که مدرسه تعطيل شده و او براي رفتن به خانه به همراه دانش آموزان از مدرسه خارج شده بود. يکي از همکاران معلم جوان گفت؛ من به درستي نديدم چه کسي او را به قتل رساند فقط صداي فرياد دانش آموزان را شنيدم که معلم شان را صدا مي زدند. بلافاصله خودم را جلوي در رساندم و جسد کتايون را مشاهده کردم. کتايون زن بسيار خوبي بود او مدتي قبل از شوهرش جدا شده و با والدينش زندگي مي کرد.

ماموران در ادامه از خانواده کتايون تحقيق کردند. مادر مقتول به پليس گفت؛ چند سال پيش دخترم با جواني به نام حميد ازدواج کرد. آنها زندگي خوبي داشتند اما حميد به تدريج چهره واقعي خودش را نشان داد. او سر کار نمي رفت و دخترم مجبور بود هزينه زندگي شان را تامين کند. او از اين ماجرا ناراحت بود.

وي ادامه داد؛ کتايون مرتب شکايت مي کرد و مي گفت اگر شوهرش سر کار نرود از او جدا خواهد شد. حتي چند بار براي حميد کاري پيدا کرد اما مشکل اينجا بود که حميد نمي خواست کار کند و سر هر شغلي مي رفت مدتي بعد اخراجش مي کردند. او نمي توانست به کارهايي که کتايون برايش پيدا مي کرد ادامه دهد. دخترم هم به دليل اينکه حميد قدرت پرداخت هزينه هاي زندگي شان را نداشت از او جدا شد. دامادم چندين بار تهديد کرده و گفته بود کتايون را خواهد کشت اما دخترم حرفش را باور نمي کرد و مي گفت حميد هيچ وقت اهل عمل نبوده و نيست. من فکر مي کنم قتل کار حميد باشد.

چند روز بعد پليس موفق شد حميد را بازداشت کند. مرد جوان ابتدا منکر قتل شد و گفت نمي داند چه کسي همسر سابقش را به قتل رسانده است اما سرانجام لب به اعتراف گشود و گفت خودش اين کار را کرده است.

وي در اعترافات خود گفت؛ من هيچ شغل مناسبي پيدا نمي کردم، کتايون مرتب مرا تحقير مي کرد و مي گفت تو توانايي اداره يک زندگي مشترک را نداري و مردي که نمي تواند هزينه هاي همسرش را تامين کند همان بهتر که بميرد. کتايون فقط به گفتن اين حرف ها بسنده نمي کرد بلکه جلوي همه آبرويم را برده بود. من همسرم را دوست داشتم و مي خواستم يک زندگي آرام داشته باشم اما او مرتب بهانه جويي مي کرد و مي گفت ديگر نمي تواند به اين زندگي ادامه دهد. يک بار قهر کرد و خانه را ترک کرد. من براي اينکه او را بازگردانم قول دادم کاري پيدا کنم و اجازه ندهم سختي بکشد. وي ادامه داد؛ کتايون آشتي کرد و به من گفت کمکم مي کند. او براي من شغلي پيدا کرد اما آن کار شايسته من نبود. من به او گفتم نمي توانم چنين کاري را انجام دهم با اين حال براي اينکه فکر نکند بهانه جويي مي کنم قبول کردم ولي مدتي بعد مرا اخراج کردند. دوباره تحقير هاي کتايون شروع شد. او همه جا مرا مردي بي لياقت و ناتوان معرفي مي کرد. کتايون ديگر دوست نداشت با من زندگي کند و از آنجايي که مجبور بود هزينه هاي زندگي مان را تامين کند ناراحت بود. بالاخره تصميم به جدايي گرفت و به خانه پدرش رفت. به او گفتم اگر برنگردد او را خواهم کشت.

حميد ادامه داد؛ من را خسته کرده بود. مدارک زيادي جمع آوري کرد و به دادگاه برد تا ثابت کند من توان اداره زندگي را ندارم. دادگاه هم پذيرفت و راي بر طلاق صادر کرد. چند روزي از او فرصت خواستم و حتي براي خواندن صيغه طلاق هم نرفتم به اين اميد که چند روز ديگر عصبانيتش از بين برود و دوباره به سمت من باز گردد. اما من اشتباه مي کردم چون کتايون بر تصميمي که گرفته بود کاملاً مصمم بود. بالاخره صيغه طلاق جاري شد. ولي نمي توانستم دوري از کتايون را تحمل کنم. من عاشق او بودم. اطرافيانم خيلي مرا تحقير مي کردند و مي گفتند کتايون زن خوبي بود و تو نتوانستي او را براي خودت نگهداري. فشارهاي رواني توان فکر کردن را از من گرفته بود. تصميم گرفتم دوباره با کتايون صحبت کنم اما او اصلاً اجازه نمي داد به وي نزديک شوم و نمي خواست حرف هايم را بشنود. به همين خاطر هم نقشه قتل او را طراحي کردم. متهم به قتل افزود؛ چند روز قبل از حادثه يک سلاح تهيه کردم. مي دانستم کتايون با خانواده اش زندگي مي کند و هر روز صبح از خانه به مدرسه مي رود و ظهر برمي گردد. براي اينکه بتوانم او را بکشم بايد جاي مناسبي را انتخاب و کمين مي کردم. به اطراف مدرسه رفتم و محلي را که ديد نداشت انتخاب کردم. مدت طولاني منتظر ماندم تا کتايون از مدرسه بيرون آمد. دانش آموزان آن اطراف بودند و من بايد با احتياط اين کار را مي کردم. زماني که به من نزديک شد به سرش شليک کردم و در آن هياهو فرار کردم. چون کسي من را نديده بود فکر نمي کردم شناسايي شوم.

بعد از پايان تحقيقات و صدور قرار مجرميت و کيفرخواست پرونده اين مرد همسرکش براي محاکمه به دادگاه کيفري استان فارس فرستاده شد و وي به زودي تحت محاکمه قرار خواهد گرفت.
اعتراف باند 50 نفره کيف قاپي به سه ميليارد تومان سرقت

گروه حوادث؛ تحقيقات گسترده کارآگاهان پليس براي بازداشت کيف قاپان حرفه يي به دستگيري اعضاي يک باند 50 نفره که از ده ها شهروند اموالي به ارزش بيش از سه ميليارد تومان سرقت کرده بودند، انجاميد.

به گزارش خبرنگار ما در پي وقوع کيف قاپي هاي متعدد در مناطق مختلف تهران از اواسط سال گذشته تحقيقات وسيعي براي شناسايي عوامل اين سرقت ها آغاز شد. اکثر طعمه هاي کيف قاپان، مشتريان بانک ها و مراکز تجاري بودند که پس از خروج از اين مراکز با کمين سارقان مواجه مي شدند و در يک لحظه اموال شان غارت مي شد. براساس گفته مالباختگان برخي از آنان هنگامي که متوجه حضور دزدان مي شدند قصد داشتند از خود واکنش نشان دهند اما توسط مهاجمان مورد ضرب و شتم قرار مي گرفتند يا با چاقو تهديد مي شدند. از اين رو ناگزير بدون هيچ مقاومتي به خواسته سارقان تن مي دادند.

رشد فزاينده اين سرقت ها و نحوه اجراي آنها باعث شد پرونده براي بررسي هاي تخصصي به کارآگاهان اداره هجدهم سپرده شود. افسران پليس با بررسي نقاطي که دزدي ها در آنجا رخ داده بود و همچنين تحقيق پيرامون نحوه انتخاب طعمه ها دريافتند اين کيف قاپي ها از سوي اعضاي يک باند و با طراحي يک دزد حرفه يي هدايت مي شود. ماموران در ادامه با استفاده از منابع مختلف اطلاعاتي پي بردند کيف قاپ هاي پايتخت فعاليت هاي خود را به سرکردگي شخصي به نام مجيد انجام مي دهند. بررسي سوابق مجيد حاکي از آن بود که وي از افراد سابقه داري است که هر بار پس از ارتکاب جرم دستگير و زنداني شده اما پس از آزادي مجدداً با تشکيل باند، دزدي هايش را از سر گرفته است. همچنين در اين بررسي ها فاش شد مرد شماره دو اين شبکه فردي 31 ساله به نام رضا است که همراه با مجيد نقشه سرقت ها را طراحي و با کمک ساير اعضاي گروه اجرا مي کند. در حالي که تحقيقات براي شناسايي زيرمجموعه هاي اين باند ادامه داشت از آنجا که بسياري از مالباختگان در کيف دستي شان مقدار زيادي چک پول داشته تيمي متشکل از افسران پايگاه نهم پليس آگاهي به بررسي و رديابي چک پول هاي مسروقه پرداختند. بسياري از اين چک پول ها در بانک ها نقد شده بود و چون برخي از اين بانک ها نيز به دوربين هاي مداربسته مجهز بودند تصاوير زيادي از سارقان به دست آمد. گردآوري اين اطلاعات نام و نشاني هاي زيادي را در اختيار کارآگاهان قرار داد و افسران پرونده به بررسي سوابق اين افراد پرداختند اما 281 مورد از آن اسامي جعلي بود و نشان مي داد سارقان براي نقد کردن چک پول ها از مدارک قلابي استفاده مي کنند. همچنين برخي ديگر از تراول چک ها نيز توسط شهروندان عادي نقد شده بود که هيچ يک از آنان از سرقتي بودن چک ها اطلاع نداشتند و آنها را در معاملات روزمره شان دريافت کرده بودند. از آنجا که چک پول هاي سرقتي مبناي تحقيقات قرار گرفته و هر يک از آنها چندين دست رد و بدل شده بود ادامه تجسس ها به کندي پيش مي رفت تا اينکه به تدريج برخي از عوامل رده پايين شبکه شناسايي و دستگير شدند.

سارقان هنگامي که پشت ميز بازجويي نشستند اتهام عضويت در باند کيف قاپي را پذيرفتند و نحوه ارتکاب دزدي ها را اين طور تشريح کردند؛ برخي از ما با پرسه زدن در مقابل مراکز اقتصادي و تجاري مانند بانک ها، صرافي ها و طلا فروشي ها افرادي را که پول هاي زيادي را جابه جا مي کردند شناسايي مي کرديم. سپس افراد ديگري که مسوول انجام دزدي بودند وارد عمل مي شدند و در موقعيتي مناسب کيف طعمه ها را مي ربودند. اين افراد در مواقعي که صاحب کيف از خود مقاومت نشان مي داد با توسل به چاقو و قمه او را تهديد مي کردند تا در کمترين زمان ممکن کيفش را بدزدند و از محل بگريزند. پس از ربودن کيف پول هاي آن به سردسته باند تحويل داده مي شد و اگر داخل آن چک يا تراول چک بود چند نفر ديگر با هويت هاي ساختگي آن را از بانک وصول مي کردند. در پي اين اعترافات تک تک اعضاي شبکه تبهکاري دستگير شدند و در مدت چند ماه تعداد بازداشت شدگان به 50 نفر رسيد که 10 نفر از آنان زن بودند و براي وصول چک هاي مسروقه از آنان استفاده مي شد. اما با اين وجود همچنان دو سرکرده اصلي باند توانسته بودند خود را از ديد پليس پنهان کنند.در اين ميان بررسي صدها حلقه فيلم دوربين مداربسته بانک ها و مراکز تجاري باعث شد کارآگاهان به اطلاعاتي دست يابند که نشان مي داد رضا مرد شماره دو باند در خانه يي واقع در يکي از مناطق غربي تهران مخفي شده است. به همين دليل اين خانه به طور نامحسوس تحت کنترل درآمد و رفت و آمدها به آنجا با دقت مورد بررسي قرار گرفت.

اين تحقيقات سه ماه به طول انجاميد تا اينکه سرانجام رضا در حالي که در مرکز تعويض پلاک خاوران حاضر شده بود در عملياتي غافلگيرکننده دستگير شد. او که مدتي قبل پس از تحمل حبس از زندان آزاد شده بود هنگامي که تحت بازجويي قرار گرفت علاوه بر ده ها فقره کيف قاپي به چندين مورد زورگيري و همچنين تهيه و توزيع مواد مخدر اقرار کرد. ماموران در بازرسي از مخفيگاه رضا مقادير زيادي مواد مخدر شيشه کشف کردند. همچنين بررسي اموال و دارايي هاي اين متهم نشان داد او از وضعيت بسيار خوب و زندگي مرفهي برخوردار است به طوري که توانسته از راه سرقت صاحب يک ويلا در رودهن، دو آپارتمان در تهران، سه دستگاه خودرو پژو 206، پرشيا و اپيروس شود و در حساب بانکي اش نيز 200 ميليون تومان موجودي دارد.

سرهنگ عباسعلي محمديان رئيس پليس آگاهي تهران درباره اين پرونده گفت اغلب افراد دستگيرشده داراي سوابق متعدد در زمينه هاي سرقت بودند که هر کدام پس از آزادي از زندان مجدداً با عضويت در باند مجيد دست به دزدي مي زدند.

وي افزود؛ سرکرده باند با راه اندازي شرکتي صوري و با تهيه مدارک جعلي به سازماندهي ساير اعضا مي پرداخت و مراحل مختلف کار را هدايت مي کرد. به گفته رئيس پليس آگاهي تهران با توجه به شکايت هاي ثبت شده از اعضاي اين باند ارزش اموال مسروقه بيش از سه ميليارد تومان برآورد مي شود که شامل چک پول، جواهرآلات و اسناد و مدارک ديگري است.

بنابر اين گزارش هم اکنون تحقيقات از متهمان براي فاش شدن ديگر ابعاد اقدامات مجرمانه شان ادامه دارد.

دختر 11ساله قرباني سوءظن دايي اش شد

گروه حوادث؛ مردي که در پي سوءظن خونين به خواهرزاده کوچکش او را به طرز فجيعي به قتل رسانده است توسط پليس دستگير شد.

به گزارش خبرنگار ما، 20 روز پيش زني به ماموران پليس خاش مراجعه کرد و گفت دختر 11ساله اش به نام ساعده از خانه خارج شده و ديگر بازنگشته است. اين زن گفت؛ دختر من بسيار آرام بود. او هيچ کس را اذيت نمي کرد و بدون اينکه به من چيزي بگويد از خانه خارج نمي شد و نمي دانم چه اتفاقي افتاده که او گم شده است. بعد از تشکيل پرونده تحقيقات در اين زمينه آغاز شد و ماموران با توجه به سن اين دختر ابتدا فرضيه فرار از خانه را مطرح کردند اما اين فرضيه خيلي زود باطل شد چراکه دخترک رابطه خوبي با خانواده اش داشت و هيچ رفتار مشکوکي از وي که نشان دهد او احتمالاً با پسري رابطه داشته است مشاهده نشده بود. بنابر اين تحقيقات براي مشخص شدن سرنوشت اين دختر ادامه يافت تا اينکه بعد از دو هفته ماموران جسد دختري را پيدا کردند که با توجه به مشخصات ارائه شده از سوي مادر ساعده شبيه به او بود. ساعاتي بعد از کشف اين جسد تلفن خانه مادر ساعده به صدا درآمد و ماموران او را براي شناسايي هويت جنازه به پزشکي قانوني دعوت کردند. اين زن بعد از ديدن پيکر قرباني تاييد کرد جسد متعلق به دخترش است.نحوه به قتل رساندن اين دختر و شدت ضرباتي که به وي وارد شده بود نشان مي داد قاتل يک آشنا است و کينه يي عميق از دختر 11ساله يا خانواده اش به دل داشته است.گام بعدي که ماموران در اين پرونده برداشتند زير نظر گرفتن اعضاي نزديک خانواده او بود. در اين ميان رفتارهاي مشکوک دايي ساعده اين احتمال را مطرح کرد که او در قتل نقش داشته است. اين فرضيه زماني قوت گرفت که مشخص شد آخرين فردي که ساعده را ديده دايي او بوده است.بالاخره دايي ساعده به دستور بازپرس دستگير شد. مرد جوان بعد از چند روز بازجويي به قتل اقرار کرد. وي گفت؛ مدتي بود به رفتار ساعده مشکوک شده بودم. فکر مي کردم او با افراد زيادي در ارتباط است و به همين خاطر هم تصميم گرفتم اين لکه ننگ را از دامان خانواده پاک کنم. روز حادثه او را به بهانه اينکه مي خواهم به ميهماني ببرم سوار موتورم کردم. ساعده پشت من نشسته بود و چون ما رابطه نزديکي با هم داشتيم به من اعتماد کرد. او را به بيابان هاي اطراف خاش بردم و با چاقو به جانش افتادم. آنقدر بر بدنش ضربه زدم که جانش را از دست داد و غرق در خون روي زمين افتاد. سپس من به سمت خانه خواهرم حرکت کردم. زماني که به منزل او رسيدم ديدم خواهرم نگران و ناراحت است. پرسيدم چه شده که او جواب داد ساعده گم شده است. وقتي چهره نگران خواهرم را ديدم تازه فهميدم چه کرده ام و از کارم پشيمان شدم اما ديگر فايده يي نداشت. خواهرم خواست به اداره پليس برود که من سعي کردم جلوي او را بگيرم. موفق شدم چند ساعتي مانع وي شوم. به خواهرم گفتم همه جا را مي گردم تا ساعده را پيدا کنم، او هم قبول کرد اما زماني که نتوانستم دخترش را به منزل برگردانم ديگر هيچ چيز جلودارش نبود و ماموران را باخبر کرد.

بنابر اين گزارش در حال حاضر تحقيقات از دايي جنايتکار ادامه دارد.

10 سال حبس به جرم سرقت يک پرايد
گروه حوادث؛ دو سارق سابقه دار به اتهام دزديدن يک پرايد به 10 سال حبس محکوم شدند.

به گزارش خبرنگار ما اواخر بهمن ماه سال گذشته ماموران يکي از واحدهاي گشتي پليس حين گشت زني در خيابان هاي شرقي تهران به سرنشين يک وانت نيسان مشکوک شدند و با صدور دستور ايست از راننده خواستند خودرو را متوقف کند اما به رغم اين دستور راننده وانت سرعت خودرو را افزايش داد و سعي کرد از دست ماموران بگريزد. ولي دقايقي بعد تعقيب و گريز ماموران راننده را ناچار به تسليم کرد. وي که مردي ميانسال بود در حالي که از ديدن پليس مضطرب شده بود قصد داشت مبلغي حدود يک ميليون تومان به ماموران رشوه دهد اما افسران پليس ضمن رد اين پيشنهاد به بازرسي خودرو پرداختند و سندي متعلق به يک دستگاه پرايد را به دست آوردند. هنگامي که درباره اين سند از راننده سوال شد او ابتدا گفت پرايد متعلق به خودش است اما به کار بردن شگردهاي پليسي وي را وادار کرد لب به بيان واقعيت بگشايد. او در اين مرحله از زورگيري پرايد پرده برداشت و گفت چند روز قبل با همکاري شخص ديگري خودرو را از صاحبش به زور دزديده است. به اين ترتيب متهم براي ادامه بازجويي ها به کلانتري منتقل شد و تحت بازجويي قرار گرفت. متهم در ادامه در مورد نحوه سرقت پرايد گفت؛ چند روز پيش با همکاري دوستم به يک آژانس رفتيم و يک اتومبيل به مقصد خارج از شهر کرايه کرديم. وقتي ماشين به محل کم تردد رسيد با تهديد، راننده را مجبور کرديم اتومبيل را متوقف کند و از آن پياده شود. سپس دست و پاي راننده را با زنجير بستيم و او را در گوشه يي رها کرديم و سوار بر ماشين به سمت تهران بازگشتيم تا پرايد مسروقه را بفروشيم.

به دنبال اين اعترافات در حالي که هنوز از سرنوشت خودرو مسروقه اطلاعي در دست نبود، همدست متهم نيز بازداشت شد ولي او نيز اعلام کرد اطلاعي از پرايد ندارد. در شرايطي که تحقيقات از متهمان همچنان ادامه داشت همکاري همسر يکي از متهمان که به طور اتفاقي از لابه لاي حرف هاي شوهرش به اين سرقت پي برده بود به فاش شدن محل نگهداري خودرو منجر شد. به اين ترتيب پرونده متهمان پس از صدور قرار مجرميت براي تصميم گيري به شعبه 1156 مجتمع قضايي بعثت ارسال شد. در جلسه محاکمه در شرايطي که شاکي پرونده از شکايت خود صرف نظر کرده بود قاضي محمدرضا گيوکي به بررسي دقيق مدارک موجود در پرونده پرداخت و با توجه به اينکه هر دو متهم از افراد سابقه دار هستند و پنج سابقه سرقت در پرونده شان به ثبت رسيده است هر دو را گناهکار تشخيص داد و هر يک از آنان را به تحمل 10 سال حبس محکوم کرد.
عناوين اين صفحه
قتل خانم معلم جوان به دست شوهر سابق او
اعتراف باند 50 نفره کيف قاپي به سه ميليارد تومان سرقت
دختر 11ساله قرباني سوءظن دايي اش شد
10 سال حبس به جرم سرقت يک پرايد
سايه مرگ بر سر قاتل تاجر آهن
اعتراف زن سارق به 25 فقره دزدي
انهدام شبکه بين المللي قاچاق مواد مخدر
فرار از آتش سوزي هولناک ويسکانسين
دستبرد ميليوني دو پسرعمو به فرش فروشي
سرقت دستيار قديمي از مطب دندانپزشک
کلاهبرداري از 95 شهروند با وعده فروش وام
کلاهبرداري با فروش آپارتمان استيجاري
سرقت کارگران ساختماني از يک منزل مسکوني
سه هزار دلار خسارت به خاطر دزدي دو هزار دلاري

سايه مرگ بر سر قاتل تاجر آهن
حکم مرگ مردي جوان که دوستش را در تهران قرباني کينه جويي کرد به تاييد ديوان عالي کشور رسيد.به گزارش ايسکانيوز محمدحسين شاملو بازپرس جنايي پايتخت شامگاه 10 دي سال 86 از کشته شدن مرد 28 ساله يي به نام «حامد» در شمال غرب شهر باخبر شد. اين مقام قضايي و افسران اداره 10 پليس آگاهي به ساختمان مورد نظر در خيابان آزادي، خيابان دکتر هوشيار رفتند و با ديدن جنازه تاجر آهن، رسيدگي به ماجرا را در دستور کار خود قرار دادند. شاهدان جنايت ديده بودند مردي با يک دستگاه پژو 206 جلوي خانه «حامد» رفته و پس از درگيري از آنجا گريخته است. با افشاي اين مساله، متهم به نام «ابراهيم» يک هفته بعد در حالي که چاقو و قمه به همراه داشت در خط بي آر تي دستگير شد اما در بازجويي مقدماتي، هر گونه ارتباط با آدمکشي را رد کرد.در جلسه رسيدگي به اين پرونده که در شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران برگزار شد پدر و مادر مقتول براي متهم حکم مرگ خواستند. پس از آن «ابراهيم» جنايت را گردن گرفت و گفت؛ «سال ها بود که حامد را مي شناختم. به خاطر سرمايه گذاري در حرفه پدرم از او 15 ميليون تومان قرض گرفتم و چک دادم. از آن به بعد حامد هر جا که مي نشست آبرويم را مي برد و پشت سر من و پدرم حرف مي زد.»وي اضافه کرد؛ يک روز قبل از جنايت وقتي ديدم «حامد» جلوي همه سر پدرم فرياد زد و او را تحقير کرد، کنترلم را از دست دادم. به بهانه پس دادن پولش او را به خيابان دکتر «هوشيار» کشاندم. داخل پژو 206 بوديم و صحبت مي کرديم که ناگهان عصباني شدم و با چاقو به او حمله کردم.در پايان جلسه، هيات قضايي وارد شور شد و «ابراهيم» را به مرگ محکوم کرد که اين حکم در شعبه 27 ديوان عالي کشور مهر تاييد خورد و متهم در يک قدمي چوبه دار قرار گرفت.


اعتراف زن سارق به 25 فقره دزدي
زني که به اتهام سرقت در حرم حضرت معصومه (س ) دستگير شده بود، در تحقيقات پليس به 25 فقره دزدي از کيف زائران اعتراف کرد. به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، در پي دستگيري زني به نام «زهرا م» به اتهام سرقت و کشف تعدادي کيف و وجه نقد از وي توسط ماموران کلانتري 22 حرم مطهر حضرت معصومه (س)، متهم به همراه پرونده تشکيل شده براي انجام تحقيقات تخصصي به پليس آگاهي اعزام شد.متهم که معتاد به ترياک است در تحقيقات تخصصي انجام شده توسط کارآگاهان، ضمن اعلام هويت واقعي خود به نام «سحر م» به 25 فقره کيف زني در حرم مطهر حضرت معصومه (س)، خطوط اتوبوس شهرستان «خرم آباد» و مرقد امام خميني (ره) اعتراف کرد.بنا بر اين گزارش از متهم تعدادي کارت عابربانک، حکمت کارت، کالا برگ کميته امداد، سيم کارت تلفن همراه و... کشف و ضبط شده است.


انهدام شبکه بين المللي قاچاق مواد مخدر
وزارت امنيت ملي جمهوري آذربايجان از انهدام يک شبکه بين المللي قاچاق مواد مخدر خبر داد. به گزارش ايسکانيوز، ماموران آذربايجاني با متلاشي کردن اين شبکه حرفه يي قاچاق در مرز ايران، محموله 40 کيلوگرمي مواد مخدر را کشف کردند. وزارت امنيت ملي آذربايجان با اعلام اين خبر اضافه کرد؛ پس از يک سال تعقيب و تجسس، تمامي اعضاي شبکه يي که مواد مخدر را از راه هاي غيرقانوني به آذربايجان قاچاق مي کرد دستگير شدند. اين متهمان، محموله هاي مخدر را از ايران به آذربايجان هدايت مي کردند. مليت قاچاقچيان مورد نظر ايراني و آذربايجاني عنوان شده است.


فرار از آتش سوزي هولناک ويسکانسين
به دنبال آتش سوزي هولناک در يکي از کارخانه هاي امريکا وضعيت اضطراري اعلام شد. به گزارش ايسکانيوز يک کارخانه بسته بندي گوشت در شهر «کاتاهي» ايالت «ويسکانسين» روز دوشنبه به شدت آتش گرفت و ده ها امدادگر آتش نشاني، پليس و اورژانس را به آنجا کشاند.اگر چه شعله هاي سرکش با تلاش آتش نشانان مهار شد شهردار «کاتاهي» از بيم آلوده شدن منطقه به سموم ناشي از سوختن مواد استفاده شده در بسته بندي ها وضعيت اضطراري اعلام کرده است. همچنين هزاران نفر از ساکنان منطقه مورد نظر، تخليه و به مکان هاي امن فرستاده شده اند. هنوز علت اصلي بروز آتش سوزي و ميزان خسارت ها اعلام نشده است.


دستبرد ميليوني دو پسرعمو به فرش فروشي
کارگر يک مغازه فرش فروشي با همدستي پسرعمويش اقدام به سرقت 86 ميليون تومان وجه نقد و تراول چک و سه تخته فرش نفيس از مغازه صاحب کار خود کرد. چند روز پيش ماموران پليس آگاهي تهران براي تحقيق درباره سرقت از يک مغازه فرش فروشي در منطقه زعفرانيه به محل حادثه رفتند و در بررسي هاي اوليه مشخص شد سارق يا سارقان با شکستن قفل مغازه و از کار انداختن دزدگير، وارد آنجا شده و اقدام به سرقت مبلغ 56 ميليون تومان وجه نقد، 30 ميليون تومان تراول چک و سه تخته فرش نفيس کرده اند.ماموران در بدو تحقيقات خود از نزديکان و اطرافيان صاحب مغازه بازجويي و سوابق آنها را بررسي کردند و به يکي از کارگران مغازه که داراي سابقه سرقت و نگهداري مواد مخدر بود، مظنون شدند.متهم 31ساله ابتدا منکر اتهام خود شد ولي در نهايت در بازجويي هاي فني و پليسي به سرقت از مغازه فرش فروشي با همدستي پسرعمويش اعتراف کرد. به اين ترتيب ماموران در اقدامي پليسي همدست او را نيز دستگير کردند و تحويل مراجع قضايي دادند.بنابر اين گزارش پس از تشکيل پرونده در دادسراي ناحيه يک متهمان تا صدور حکم نهايي و با دستور مقام قضايي روانه زندان شدند.


سرقت دستيار قديمي از مطب دندانپزشک
دستيار قديمي يک دندانپزشک که با همدستي دو تن ديگر اقدام به سرقت از مطب وي کرده بود، دستگير شد.چندي پيش دندانپزشکي شکايتي مبني بر سرقت از مطبش توسط دو سارق مطرح کرد. وي به بازپرس دادسراي ناحيه دو تهران گفت؛ «شب گذشته- شب حادثه- وقتي مي خواستم از مطبم خارج شوم دو مرد با تهديد چاقو وارد محل کارم شدند. آنها دست و پايم را بستند و چهار ميليون تومان وجه نقد و مقداري از تجهيزات پزشکي ام را سرقت کردند و متواري شدند.»ماموران آگاهي پس از در اختيار گرفتن اين پرونده در نخستين گام از تحقيقات خود از متهمان چهره نگاري و از اين طريق يکي از آنها را شناسايي کردند و بعد از مدتي توانستند او را در محل اختفايش به دام بيندازند.متهم به نام عباس به جرم خود اعتراف و اظهار کرد؛ خواهرم که دستيار قديمي اين دندانپزشکي بود من و دوستم را براي اين دزدي اجير کرد.بنابر اين گزارش، با توجه به اعترافات اين مرد دو متهم ديگر در مخفيگاهشان در غرب تهران بازداشت شدند و به جرم خود اعتراف کردند.


کلاهبرداري از 95 شهروند با وعده فروش وام
شخصي که با وعده فروش وام اقدام به کلاهبرداري از 95 شهروند کرده بود، روانه زندان شد. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از دادسراي ناحيه يک تهران چندي پيش در پي مطرح شدن شکايتي به دادخواهي 67 نفر از شهروندان مبني بر کلاهبرداري با وعده فروش وام، رسيدگي به موضوع در دستور کار ماموران آگاهي قرار گرفت.يکي از شاکيان پرونده در اظهاراتش به ماموران گفت؛ از طريق آگهي درج شده در روزنامه به اين شرکت مراجعه و پس از توافق با مديرعامل آن مبلغ 12 ميليون تومان پرداخت کردم و آنها نيز بابت ضمانت سند زميني را در اطراف شهر تهران به من دادند.وي افزود؛ پس از مدتي وقتي به دفتر شرکت رفتم متوجه شدم آنجا تخليه شده و مديرعامل و کارمندان آن نيز همگي متواري شده اند، همچنين فهميدم سندي که به عنوان ضمانت به من داده بودند قلابي است و اين ملک متعلق به شخص ديگري است.ماموران پس از طرح اين شکايت ها بلافاصله تحقيقات خود را آغاز و چهره فرضي متهم را ترسيم کردند و با به دست آوردن سرنخ هايي موفق به شناسايي مخفيگاه مديرعامل اين شرکت صوري شدند.متهم پس از دستگيري در بازجويي هاي فني پليسي به کلاهبرداري از 95 نفر با همين شيوه اعتراف کرد و با صدور قرار قانوني روانه زندان شد.


کلاهبرداري با فروش آپارتمان استيجاري
مرد مستاجر با جعل مدارک، آپارتمان استيجاري را فروخت. اين پرونده با شکايت مردي به نام «علي ز» در دادسراي ناحيه 11 تهران به جريان افتاد. علي در توضيح ماجرا به بازپرس دادسرا گفت؛ يک سال پيش آپارتماني را در حوالي خيابان جمهوري خريدم و در آن ساکن شدم اما به تازگي فهميده ام اين خانه متعلق به فرد ديگري بوده و فروشنده آن، مستاجر بوده و با جعل سند و مدارک با همدستي کارمند دفترخانه اقدام به فروش ملک کرده است. پس از ثبت اين شکايت ماموران تلاش خود را براي دستگيري متهم آغاز کردند و با راهنمايي چند نفر از دوستان مرد شياد سرانجام در محل سکونت جديد متهم را در يکي از شهرستان هاي اطراف تهران شناسايي و او را دستگير کردند. پس از حضور متهم در دادسرا وي تمامي اتهاماتش را پذيرفت و با صدور قرار قانوني روانه زندان شد.


سرقت کارگران ساختماني از يک منزل مسکوني
دو کارگر که اقدام به سرقت از منزلي در حوالي سعادت آباد کرده بودند به دام افتادند.چندي پيش ماموران در پي اعلام مرکز فوريت هاي پليسي تهران مبني بر وقوع سرقت در محدوده سعادت آباد، براي بررسي موضوع به محل اعلام شده رفتند و مالباخته به آنها گفت؛ امروز- روز حادثه- به همراه همسر و فرزندم به گردش رفتيم اما بعد از بازگشت متوجه نيمه بازبودن در منزل شديم و به محض ورود ديديم لوازم قيمتي و گاوصندوق کوچک مان که حاوي طلا و جواهرات همسرم و سه ميليون تومان پول نقد بود به سرقت رفته است. ماموران با راهنمايي شاکي و شهادت يکي از همسايگان سارقان را که از کارگران ساختماني در آن حوالي بودند، شناسايي و هر دو آنها را در يک عمليات ضربتي دستگير کردند. با انتقال متهمان به کلانتري آنها ضمن اعتراف به جرم خود اظهار کردند تمام اموال سرقتي را به فروش رسانده اند.


سه هزار دلار خسارت به خاطر دزدي دو هزار دلاري
سارق امريکايي با خودرويش براي سرقت شبانه وارد يک فروشگاه شد و خسارت زيادي بر جاي گذاشت. به گزارش «فاکس نيوز» اين سارق شبانه به فروشگاهي در منطقه «گراد راب» در شيکاگو دستبرد زد. وي از شيوه جالبي براي سرقت استفاده کرد. او ابتدا با خودروي خود به شيشه هاي فروشگاه که در نقطه يي دورافتاده واقع است کوبيد و سپس با خودرويش داخل اين فروشگاه پوشاک شد. سارق چندين لباس به ارزش دو هزار دلار از اين فروشگاه به سرقت برد و به خاطر نحوه ورودش به محل سرقت خود، حدود سه هزار دلار به ساختمان اين فروشگاه خسارت وارد کرد. پليس محلي تحقيقات را براي يافتن اين سارق آغاز کرده است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام