مهدي فاخري*
روابط ما با بريتانيا با نوسان و افت و خيز فراواني همراه بوده اما در نهايت امروز به وضعيت سابقه بازگشته است. در شرايط فعلي به نظر مي رسد هرچند صحبت از نحوه مشارکت يا تاثيرگذاري بريتانيا در اوضاع داخلي ايران مطرح بوده اما به هر حال نکته بلندمدت روابط با بريتانيا را نمي توانيم از نظر دور نگاه داريم.
بريتانيا که عامل موثر بر روابط ايران و اروپاست، خود يک بازيگر مهم اروپايي و پس از آن جهاني است. بنابراين هر نوع نوسان در روابط تهران و لندن مي تواند بر روابط ايران و ساير کشورها تاثيرگذار باشد. در واقع در درجه اول مي توان انتظار داشت اين تحولات تا حدودي بر روابط تجاري و سياسي ما تاثير گذارد و بعد هم کليه کشورهاي جهان را به دنبال آن جو رواني که بين دو کشور ايجاد مي شود به دنبال خود بکشاند. لذا به نظر مي رسد ايران بايد از محدوده فعلي رابطه با بريتانيا فراتر رود و متوجه تبعات بلندمدت اين تلاطم ها و تصميماتي که در ارتباط با آنها گرفته مي شود باشد، همچنين هزينه ها و منافعي را نيز که هر تصميم براي سياست خارجي کشور به دنبال خواهد داشت ارزيابي کند.
قاعده امر اين است که از آنجا که بريتانيا سياست خارجي مشترکي در چارچوب اتحاديه اروپا با کشورهاي عضو اين اتحاديه دارد تلاش مي کند در کنار ديگر کشورها حتي آنهايي که از پيش موضع شان در برابر ايران مشخص بود، استفاده از فشار 27 کشور عضو اتحاديه را در موردهايي اين چنين نهادينه کند.
بنابراين مي توان پيش بيني کرد واکنش اتحاديه اروپا بيشتر در جهت مواضع بريتانيا باشد تا هر امر ديگري. ضمن آنکه بر خلاف پرونده انرژي هسته يي ايران که بعضاً مي شد اختلاف نظري را ميان کشورهاي کوچک و بزرگ اروپايي احساس کرد در مورد بازداشت چند تن از کارکنان ايراني سفارت بريتانيا در تهران خيلي اين نوع تفاوت ها را نمي توان شاهد بود.
همين مساله باعث مي شود اروپايي ها موضع يکساني در برابر ايران اتخاذ کنند و اين امر متاسفانه آينده روابط را روشن نخواهد کرد.
منبع؛ ايران ديپلماسي
* کارشناس و تحليلگر مسائل اروپا