پنج شنبه، 11 تير 1388 - شماره 1991
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
متهم به زودي پاي ميز محاکمه مي رود
قتل زن سالخورده براي تامين هزينه مواد مخدر


گروه حوادث؛ مرد جواني که براي تامين هزينه مواد مخدر زني را به قتل رسانده و پول هاي او را به سرقت برده است، به زودي در دادگاه کيفري استان فارس محاکمه مي شود.

به گزارش خبرنگار ما، اوايل سال 84 به ماموران پليس شيراز خبر دادند زني در خانه اش سوخته و جان باخته است. دقايقي بعد پليس در محل حاضر شد و جسد سوخته متوفي که 82 سال داشت، به پزشکي قانوني فرستاده شد. گزارش دو سازمان آتش نشاني و پزشکي قانوني نشان داد اين زن به قتل رسيده است و آتش سوزي براي اين بوده که ذهن ماموران از وقوع قتل منحرف شود. آتش نشاني در اعلام نتيجه بررسي آتش سوزي اعلام کرد آتش به دليل آغشته شدن بدن مقتول به مواد قابل اشتعال شعله ور شده است. پزشکي قانوني نيز اعلام کرد مقتول ابتدا خفه و در حالي که هنوز جان داشته و در حالت اغما به سر مي برده، به آتش کشيده شده است. بنابراين تحقيقات براي پيدا کردن عامل اين جنايت آغاز شد. ماموران ابتدا خانواده مقتول را مورد بازجويي قرار دادند. پسر وي گفت؛ از مدتي پيش با يکي از بستگان که در نزديکي خانه مادرم زندگي مي کند، اختلاف داشتيم. او به مواد مخدر معتاد است و من فکر مي کنم وي اين کار را کرده باشد. با توجه به اين شکايت، ماموران مرد معتاد را دستگير کردند و مورد بازجويي قرار دادند. وي ابتدا منکر قتل شد و گفت در خانه اش نشسته بود که متوجه شد از خانه مقتول دود به هوا برخاسته است. اين مرد بعد از اينکه مورد بازجويي هاي فني پليسي قرار گرفت قتل را پذيرفت و درباره انگيزه اش گفت؛ آن روز به مواد احتياج داشتم اما پولي براي تهيه آن نداشتم. فکر مي کردم مقتول و خانواده اش به عروسي رفته اند. به همين خاطر وارد منزل او شدم. جاهايي که فکر مي کردم او پول داشته باشد، جست وجو کردم اما مبلغ زيادي پيدا نکردم.

وي ادامه داد؛ به سمت حياط رفتم. در آنجا بود که پيرزن را ديدم. او مشغول تميز کردن سرويس بهداشتي بود. من را ديد و صدا زد. تصور مي کرد براي ديدن او رفته ام. من مبلغي پول از خانه او برداشته بودم. مي دانستم اگر او بفهمد، حتماً به پليس خبر مي دهد. به همين خاطر هم به پيرزن نزديک شدم و در يک لحظه او را خفه کردم. فکر مي کردم او جان باخته است. براي اينکه جسد را از بين ببرم چند فکر به ذهنم رسيد. يکباره چشمم به مواد شيميايي افتاد که در يک گالن کنار ديوار بود. آن را برداشتم و روي مقتول ريختم و او را آتش زدم و از خانه بيرون آمدم. سپس براي اينکه همه چيز را طبيعي جلوه دهم به پسر مقتول تلفن زدم و خبر دادم، دودي از حياط خانه آنها بيرون مي آيد. بعد از پايان تحقيقات از اين جوان معتاد، قرار مجرميت براي وي صادر شد. اين قرار مورد تاييد دادستان شيراز قرار گرفت و با صدور کيفرخواست عليه متهم پرونده براي محاکمه به دادگاه کيفري استان فارس فرستاده شد.

اولياي دم مقتول براي قاتل تقاضاي قصاص کرده اند و متهم به زودي در دادگاه محاکمه خواهد شد.
رباينده دختر جوان در فهرست اعداميان


گروه حوادث؛ حکم اعدام پسر جواني که به اتفاق همدستانش دختري را ربوده و در باغي مورد آزار قرار داده بود، قطعي شد.

به گزارش خبرنگار ما، اوايل سال 86 دختري جوان به ماموران خبر داد توسط سه پسر جوان ربوده شده و مورد آزار قرار گرفته است. اين دختر در شکايتش گفت؛ داشتم از سر کار به خانه برمي گشتم که سوار يک خودروي مسافرکش شدم. به جز راننده دو نفر ديگر نيز سوار خودرو بودند. من فکر کردم آنها مسافر هستند. چند دقيقه يي از سوار شدن من گذشته بود که يک دفعه احساس کردم راننده از مسير منحرف شد. از او توضيح خواستم و جواب داد مي خواهد از راه ميانبر برود. اما رفتار سه مردي که در خودرو بودند طوري بود که من به آنها شک کردم. متوجه شدم آنها با هم هستند و نقشه يي دارند.

دختر جوان ادامه داد؛ خواستم از خودرو پياده شوم. با فريادهايم از راننده خواستم هرچه زودتر خودرو را متوقف کند. او اين کار را نکرد و در نهايت داخل يک باغ پيچيد. دو نفر از سرنشينان خودرو من را آزار دادند و بعد رهايم کردند. آنها تهديد کردند اگر در اين باره به کسي حرفي بزنم مرا خواهند کشت.

دختر جوان در ادامه نشانه هايي را از خودروي متهمان در اختيار پليس قرار داد و بلافاصله بعد از اين شکايت ماموران تحقيقات خود را آغاز کردند. آنها موفق شدند خودرو را شناسايي و از طريق پلاک ماشين صاحب آن را پيدا کنند. مالک خودرو به ماموران گفت شب حادثه ماشين دست يکي از دوستانش بوده است و او از ماجراي تعرض به دختر جوان هم اطلاعي ندارد. بنابراين داريوش پسر جواني که گفته مي شد روز حادثه راننده اتومبيل متهمان بود، دستگير شد. وي در اعترافاتش گفت؛ روز حادثه من و دوستانم مي خواستيم کمي در خيابان ها گردش کنيم. اصلاً قرار نبود کسي را سوار ماشين کنيم. زماني که در خيابان مي رفتيم چشم مان به دختري افتاد. مرتضي- يکي از دوستانم- به من گفت دختر جوان را سوار کنيم و کمي سر به سرش بگذاريم. من اصلاً تصور نمي کردم مرتضي قصد تعرض به دختر جوان را داشته باشد. پيشنهاد او را قبول کردم. دختر جوان را سوار کرديم. من مسيري را مي رفتم که مرتضي و حسين به من مي گفتند. در راه دختر جوان متوجه رفتار غيرعادي من شد و شروع به داد و فرياد کرد. خيلي ترسيده بودم. نمي دانستم بايد چه کنم. مرتضي مسير را به من مي گفت و من هم مي رفتم. او در هاي ماشين را قفل کرده بود. دختر جوان نمي توانست از خودرو خارج شود. ما داخل باغي پيچيديم. مرتضي و حسين دختر جوان را از اتومبيل پياده کردند. من بيرون از باغ ايستاده بودم. چند دقيقه بعد آمدند و به من گفتند سريع حرکت کن. بعد هم دختر جوان را کنار جاده يي رها کردند.

وي ادامه داد؛ وحشت زيادي داشتم و نمي دانستم بايد چه کنم. مي ترسيدم اگر موضوع را به پليس خبر بدهم خودم هم گرفتار شوم، به همين خاطر سکوت کردم.

با همکاري داريوش دو جوان ديگر دستگير شدند. آنها ابتدا جرم شان را انکار کردند اما زماني که متوجه شدند داريوش همه چيز را گفته است لب به اعتراف گشودند. در اين ميان حسين- يکي از متهمان- مدعي شد به دختر جوان تعرض نکرده است اما مرتضي به جرمش اقرار کرد و گفت؛ زماني که دختر جوان فرياد زد و با فحاشي سعي کرد به من حمله کند، تصميم گرفتم از او انتقام بگيرم، به همين خاطر هم داريوش را وادار کردم وارد باغي در اطراف فرديس کرج شود و در آنجا بود که دختر جوان را مورد تعرض قرار دادم. پرونده براي بررسي بيشتر به شعبه 79 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد و دختر جوان در جلسات محاکمه تاکيد کرد حسين نيز به او تعرض کرده است. با توجه به شواهدي که در پرونده وجود داشت حسين و مرتضي به جرم تعرض به دختر جوان به اعدام محکوم شدند. با اعتراض اين دو متهم پرونده به ديوان عالي کشور رفت و در آنجا نيز حکم مورد تاييد قرار گرفت. با اين حال حسين همچنان به اعتراضات خود ادامه مي داد. وي با ارسال نامه يي به دادستاني کل کشور ادعاي سابق خود را تکرار کرد و گفت دختر جوان را مورد تعرض قرار نداده است. در همين حين دختر جوان نامه يي خطاب به دادستاني نوشت و بالاخره اعلام کرد ادعاي حسين حقيقت دارد. او در اين نامه نوشت؛ زماني که مرتضي مرا کشان کشان به سمت محل حادثه مي برد حسين هم آنجا بود. هرچه به او التماس کردم کمکم کند، توجهي نکرد. مرتضي من را مقابل چشمان او مورد آزار قرار داد. من هم براي اينکه از وي انتقام بگيرم او را متهم به تعرض کردم، هرچند هنوز هم معتقدم اگر به من کمک مي کرد حالا در اين شرايط نبودم.

با توجه به اين نامه راي صادره در دادستاني کل کشور نقض شد و حسين يک بار ديگر تحت محاکمه قرار گرفت. وي به دليل همکاري با دوست متجاوزش به زندان محکوم و از سويي ديگر پرونده مرتضي براي استيذان نزد رئيس قوه قضائيه فرستاده و راي صادره تاييد شد و اين متهم با ارسال پرونده به واحد اجراي احکام در ليست اعداميان قرار گرفت.
راز جنايت در نياوران باز هم سر به مهر ماند
معلوليت انگشت، توجيهي براي فرار از اتهام قتل جوان پيانيست



گروه حوادث؛ راز قتل جوان پيانيستي که هشت سال پيش در خانه اش از پا درآمد، باز هم فاش نشد و دو متهم در جلسه محاکمه انگشت اتهام را به سوي يکديگر نشانه گرفتند. به گزارش خبرنگار ما يکي از متهمان که در سال هاي گذشته مسووليت قتل را متوجه خود مي دانست، اکنون مدعي شده به خاطر ترس از همدستش حقيقت را پنهان کرده است. متهم ديگر نيز معلوليت خود را از ناحيه انگشت دليلي بر بي گناهي اش برمي شمارد.جسد جوان پيانيست روز 29 ارديبهشت ماه سال 80 در آپارتمانش در نياوران پيدا و مشخص شد او با ضربات يک جسم سخت کشته شده است. در جريان تحقيقات دو نفر به نام هاي علي و سعيد که از آشنايان مقتول بودند، بازداشت شدند و هنگامي که تحت بازجويي قرار گرفتند قتل شاهرخ را گردن گرفته و علي اعتراف کرد ضربه کشنده را او به مقتول زده و سعيد فقط در آنجا حضور داشته است. هر دو متهم پس از محاکمه در شعبه 1608 دادگاه وقت جنايي به قصاص محکوم شدند.در حالي که علي و سعيد زير تيغ قرار داشتند و قرار بود تا چند روز بعد اعدام شوند، علي از زندان نامه يي خطاب به قاضي پرونده نوشت و با اين استدلال که سعيد بي گناه است و او تمام مسووليت قتل شاهرخ را به گردن مي گيرد، باعث به تعويق افتادن اجراي حکم شد. با پذيرش اين ادعا پرونده دوباره در شعبه ديگري مورد رسيدگي قرار گرفت اما هر بار به خاطر ايراداتي که بر روند تحقيقات گرفته مي شد، صدور حکم به تعويق مي افتاد تا اينکه سرانجام پرونده روي ميز قاضي شعبه 1156 مجتمع قضايي بعثت قرار گرفت.در اولين جلسه از دور جديد رسيدگي به اين پرونده جنجالي علي در حضور همدستش بار ديگر اتهام قتل شاهرخ را متوجه خود دانست و بار ديگر بر بي گناهي سعيد تاکيد کرد. ولي با اين وجود قاضي محمدرضا گيوکي که احتمال مي داد علي رازي را پنهان مي کند، در جلسه بعد او را به تنهايي به دادگاه فراخواند. او در دومين جلسه ادعاي تازه يي را مطرح کرد و گفت 9 سال است که به خاطر تهديدهاي سعيد راز اين قتل را پنهان کرده و حقيقت را وارونه جلوه داده است.او گفت سعيد وي را تهديد کرده تا قتل را گردن بگيرد. بنابراين به دستور قاضي گيوکي صبح ديروز هر دو متهم که در دو زندان جداگانه نگهداري مي شدند، به دادگاه منتقل شدند و تحت محاکمه قرار گرفتند.در ابتداي جلسه ديروز در حالي که سعيد به دستور قاضي پشت در دادگاه منتظر بود، علي بار ديگر اظهاراتي را که در جلسه قبلي گفته بود تکرار کرد. او گفت؛ وقتي به همراه سعيد وارد خانه شاهرخ شديم، سراغ يکي از پيانوها رفتيم. سپس شاهرخ پشت يکي از آنها نشست و مشغول نواختن شد. من پشت سر او ايستاده بودم و سعيد روبه روي ما قرار داشت. ناگهان سعيد گفت قسمت پايين پيانو ترک دارد. وقتي شاهرخ خم شد تا ترک را ببيند سعيد به من اشاره کرد تا با پتکي که داشتم بر سر شاهرخ بزنم. اما من پتک را به کمر شاهرخ زدم. شاهرخ که متوجه نقشه ما شده بود در حالي که ناله مي کرد، خود را کشان کشان به سوي در آپارتمان رساند اما سعيد پتک را برداشت و به دنبال او رفت و در نزديکي در چند ضربه به سر او زد و جانش را گرفت.سپس هر دو جسد را داخل اتاق کشيديم و پس از سرقت مقداري از وسايل فرار کرديم. به دنبال اظهارات اين متهم، قاضي سعيد را به داخل شعبه فراخواند تا درباره گفته هاي علي توضيح دهد. او هنگامي که از حرف هاي همدستش مطلع شد، همه آنها را انکار کرد. او گفت من ديگر آخر خط هستم و مي خواهم حقيقت را بگويم و براي عفو و بخشش هيچ التماسي به خانواده مقتول نمي کنم. فقط از آنها مي خواهم من را حلال کنند. من ديگر تحمل اين وضعيت را ندارم. چند روز قبل در زندان با خوردن سم خودکشي کردم و اگر من را فوراً به بيمارستان لقمان نمي رساندند، الان اينجا نبودم. ديگر نمي خواهم در زندان باشم. از اولياي دم مي خواهم هيچ ترحمي در حق من نکنند. سعيد سپس در حالي که اشک مي ريخت، نحوه قتل شاهرخ را شرح داد و گفت؛ من به علي گفتم با پتک به شاهرخ ضربه بزند. او هم دو ضربه به سر او زد.شاهرخ به سمت در فرار کرد من دنبالش رفتم و يک ضربه به پشت سرش زدم و او با صورت روي در افتاد. سپس نوشته يي بين انگشتان او گذاشتيم تا هيچ کسي به ما شک نکند. در اين لحظه قاضي خطاب به سعيد گفت؛ براساس گزارش پزشکي قانوني هيچ ضربه يي به پشت سر مقتول اصابت نکرده اما تو مدعي هستي ضربه را به پشت سر او زده يي. چه توضيحي در اين باره داري؟ سعيد گفت؛ من دقيقاً ماجرا را به ياد ندارم. آن پتک هشت کيلوگرم بود و من يکي از انگشتانم معلول است و نمي توانم وسيله سنگيني بلند کنم. سرانجام پس از اظهارات متهمان قاضي باز هم تحقيقات را براي صدور راي کافي ندانست و ادامه رسيدگي به اين پرونده را به جلسه ديگري موکول کرد تا با حضور يکي از متخصصان پزشکي قانوني ابهامات اين پرونده برطرف شود.
سرقت با ايجاد تصادف صوري


گروه حوادث؛ دو موتورسوار زورگير که با ايجاد تصادف هاي ساختگي از شهروندان اخاذي مي کردند، حين ارتکاب جرم با مقاومت طعمه شان روبه رو و با کمک مردم دستگير شدند. به گزارش خبرنگار ما چندي قبل به دنبال اعلام دستگيري دو زورگير در خيابان ولنجک، گروهي از ماموران به محل حادثه رفتند و دو جوان موتورسوار را که از سوي مردم دستگير شده بودند، به کلانتري منتقل کردند. در اين ميان مالک يک اتومبيل که از سوي متهمان طعمه قرار گرفته بود نيز به کلانتري رفت و از دو موتورسوار شکايت کرد.او گفت؛ در خيابان در حال عبور بودم که دو متهم جلوي من پيچيدند و قصد داشتند خود را به خودرو من بزنند. اما ترمز به موقع باعث شد تصادف پيش نيايد. پس از آن دو موتورسوار که چاقو در دست داشتند، به سوي من آمدند و با تهديد درخواست دريافت پول کردند. آنها 200 هزار تومان باج مي خواستند اما من حاضر نشدم چنين پولي به آنها بدهم و مقاومت کردم. آنها که چنين وضعيتي را ديدند، قصد داشتند کيف من را بدزدند ولي چند رهگذر به کمک من آمدند و به اين ترتيب سارقان دستگير شدند.در پي اين شکايت دو متهم اتهام شان را پذيرفتند و به ده ها فقره سرقت با اين شيوه اقرار کردند. آنها گفتند در خيابان ها پرسه مي زديم و با ايجاد تصادف ساختگي سعي مي کرديم با طعمه هايمان که بيشتر صاحبان خودروهاي مدل بالا بودند درگير شويم و از آنها اخاذي کنيم. به دنبال اين اعترافات پرونده براي رسيدگي به دادسراي ناحيه 2 سعادت آباد ارسال شد و صبح ديروز متهمان با صدور قرار قانوني روانه زندان شدند.
دو زورگير حرفه يي به تله افتادند


گروه حوادث؛ دستگيري اتفاقي يک مظنون در خيابان به فاش شدن فعاليت هاي مجرمانه او و همدستش منجر شد.به گزارش خبرنگار ما روز 31 خرداد ماه ماموران کلانتري سليمانيه که به يک موتورسوار در بلوار ابوذر مشکوک شده بودند وي را بازداشت و براي انجام تحقيقات به کلانتري منتقل کردند. تحقيقات اوليه نشان داد متهم به نام حسين از افراد سابقه دار است و چندين مورد زورگيري و کيف قاپي در پرونده اش به چشم مي خورد. به همين علت وي براي انجام تحقيقات فني با دستور داديار شعبه ششم دادسراي ناحيه 27 در اختيار کارآگاهان پايگاه ششم پليس آگاهي قرار گرفت.با توجه به سرقت هايي که در ماه هاي اخير در محدوده دستگيري متهم رخ داده بود، يکي از مالباختگان که در پايگاه ششم آگاهي حضور داشت حسين را شناسايي و وي را به عنوان سارق اموالش معرفي کرد و گفت اين مرد روز 10 ارديبهشت ماه همراه با شخص ديگري در خيابان پيروزي گوشي تلفن همراه و پول هايش را دزديده اند. بنابراين متهم که خود را در برابر اتهام زورگيري مي ديد اتهامش را پذيرفت و به چندين فقره سرقت اقرار کرد. در حالي که تحقيقات از حسين ادامه داشت دو مالباخته ديگر نيز متهم را شناسايي کردند. در ادامه با اطلاعاتي که از همدست حسين به دست آمد، او که محمود نام دارد نيز بازداشت شد. متهمان در بازجويي هاي فني اعتراف کردند در خيابان هاي خلوت طعمه هايشان را شناسايي و از آنان با تهديد چاقو زورگيري مي کردند. بررسي سوابق محمود نشان مي دهد او مدت ها قبل به اتهام سرقت دستگير و زنداني شده بود اما با قرار وثيقه از زندان آزاد شده و دوباره اقدامات تبهکارانه اش را آغاز کرده است.بنا بر اين گزارش هم اکنون متهمان در بازداشت به سر مي برند و تحقيقات از آنان ادامه دارد.
عناوين اين صفحه
قتل زن سالخورده براي تامين هزينه مواد مخدر
رباينده دختر جوان در فهرست اعداميان
معلوليت انگشت، توجيهي براي فرار از اتهام قتل جوان پيانيست
سرقت با ايجاد تصادف صوري
دو زورگير حرفه يي به تله افتادند
بازگشت سه محکوم به قصاص از پاي چوبه دار
دستگيري سارق فراري پس از چهارسال
تبرئه مامور نيروي انتظامي از اتهام قتل
نجات 158 سرنشين بوئينگ
راننده شرکت واحد داخل اتوبوس هدف گلوله قرار گرفت
درگيري دو جوان با قتل پايان يافت
سرقت از داشبورد خودروهاي مسافربر
سرقت با ساندويچ مسموم
سرقت خودرو با تهديد سلاح
مار دو متري به دانشکده رفت

بازگشت سه محکوم به قصاص از پاي چوبه دار
سه محکوم به قصاص که قرار بود ديروز به دار آويخته شوند با دستور رئيس قوه قضائيه و اعلام رضايت اولياي دم از پاي چوبه دار بازگشتند اما شش نفر ديگر اعدام شدند. «حسين ر» که در 16سالگي مرتکب قتل و از سوي شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران به قصاص محکوم شده است، قرار بود بامداد ديروز در محوطه داخلي اوين به دار آويخته شود، اما با نامه آيت الله هاشمي شاهرودي مجازاتش به تعويق افتاد.همچنين دو محکوم ديگر به نام هاي «اميد م» و «غلامرضا ل» موفق شدند لحظاتي قبل از اعدام از اولياي دم مقتولان رضايت بگيرند و به اين ترتيب به زندگي بازگردند. در عين حال شش نفر ديگر که به جرم قتل به قصاص محکوم شده و احکام آنان به تاييد ديوان عالي کشور رسيده بود، به دار آويخته شدند.عصمت الله جابري داديار اجراي احکام دادسراي امور جنايي تهران بدون اشاره به جزييات پرونده اعداميان خاطرنشان کرد چند تن از آنها اقدام به همسرکشي کرده بودند.


دستگيري سارق فراري پس از چهارسال
يک سارق سابقه دار که از چهار سال قبل تحت تعقيب پليس بود بالاخره با تيراندازي ماموران مجروح و دستگير شد.به گزارش فارس، از ابتداي سال 84 ماموران پليس آگاهي تهران از وقوع يکسري سرقت و کيف قاپي در سطح شهر باخبر شدند و پي بردند تيمي از سارقان سابقه دار به سرکردگي مردي به نام مجيد افغان دست به اين دزدي ها زده اند.تحقيقات براي شناسايي مخفيگاه مجيد ادامه يافت و ماموران به تمامي محل هاي اختفاي وي سر زدند اما اين فرد هر بار محل سکونت خود را تغيير داد و در طول چهار سال گذشته توانست خودش را از چشم پليس پنهان کند تا اينکه چند روز قبل ماموران حين گشت زني در خيابان هاي جنوب تهران مجيد را شناسايي و او را تعقيب کردند اما متهم پا به فرار گذاشت تا اينکه سرانجام پس از تيراندازي ماموران و مجروح شدن متهم از ناحيه پا وي به دام افتاد.تاکنون مجيد در خصوص مخفيگاه همدستانش هيچ اطلاعاتي به پليس نداده است اما تحقيقات براي دستگيري اين افراد ادامه دارد.به گفته داديار دادسراي ناحيه 27 مجيد پرونده بسيار قطوري دارد که در آن ارتکاب بيش از 300 فقره سرقت و کيف قاپي ثبت شده است.


تبرئه مامور نيروي انتظامي از اتهام قتل
يک مامور نيروي انتظامي که با شليک گلوله يک نفر را کشته بود از اتهام قتل عمد تبرئه شد.شامگاه اول اسفند سال 86، بازپرس ويژه قتل تهران در جريان وقوع تيراندازي و متعاقب آن کشته شدن يک مرد جوان قرار گرفت.ماموران بررسي صحنه جرم پليس آگاهي با حضور در محل حادثه دريافتند ماموران پليس امنيت براي دستگيري يک متهم فراري به محل اختفاي وي رفته بودند اما در جريان دستگيري اين متهم به نام سعيد، وي بر اثر اصابت گلوله فوت شد. قريشي زاده داديار واحد اظهارنظر دادسراي امور جنايي تهران درباره اين پرونده گفت؛ تحقيقات از سوي بازپرس پرونده آغاز و با بررسي هاي انجام شده از سوي کميسيون به کارگيري سلاح مشخص شد مامور شليک کننده به درستي از اسلحه خود استفاده کرده است. وي ادامه داد؛ با توجه به اين موضوع براي متهم قرار منع تعقيب صادر و مقرر شد ديه سعيد از بيت المال پرداخت شود.


نجات 158 سرنشين بوئينگ
برخورد يک پرنده با هواپيماي مسافربري در امريکا باعث نقص فني بوئينگ شد اما سرنشينان آن آسيبي نديدند.به گزارش ايسکانيوز يک فروند بوئينگ امريکا بر اثر برخورد با پرنده سرگردان، دچار نقص فني شد و 158 سرنشين آن را به وحشت انداخت اما خلبان شرکت «امريکن ايرلاين» هواپيما را در فرودگاه لوگورديا - اطراف نيويورک - به زمين نشاند و مسافران نجات يافتند.مسوولان مربوطه مي گويند؛ اين هواپيما که 153 مسافر و پنج خدمه پرواز داشت روز سه شنبه فرودگاه «ميامي» را به مقصد «لوگورد» ترک کرده بود که دچار سانحه شد اما هيچ کدام از سرنشينان آسيب جدي نديدند.


راننده شرکت واحد داخل اتوبوس هدف گلوله قرار گرفت
يک راننده اتوبوس شرکت واحد ديروز بر اثر اصابت گلوله به سرش داخل اتوبوس جان باخت.

به گزارش فارس ساعت 8 صبح ديروز ماموران کلانتري گاندي به واسطه تماس شهروندان از تيراندازي منجر به جراحت در نزديکي اين محل با خبر شدند. ماموران با حضور در ميدان آرژانتين واقع در پارکينگ بيهقي دريافتند يک مرد ميانسال به نام حسين که راننده شرکت واحد است بر اثر اصابت گلوله به سرش فوت شده است.

محمد روشن بازپرس شعبه سوم دادسراي امور جنايي تهران درباره اين پرونده گفت؛ بررسي صحنه نشان داد اسلحه شليک کننده به حسين در کنار جسد رها شده است.

وي ادامه داد؛ مشخص نيست حسين خود اسلحه داشته و خودکشي کرده يا اينکه فردي با وي خصومت شخصي داشته و او را به قتل رسانده است.

وي افزود؛ برخي از همکاران متوفي مدعي شده اند وي از مدتي قبل ناراحتي اعصاب داشته و دارو مصرف مي کرده است اما اين نکته هنوز براي ما مشخص نشده و نياز به تحقيقات بيشتري دارد.


درگيري دو جوان با قتل پايان يافت
درگيري دو مرد جوان به قتل يکي از آنها منجر شد.ساعت 21 شامگاه سه شنبه ماموران کلانتري يافت آباد از طريق مرکز فوريت هاي پليسي 110 تهران از مرگ يک جوان 28 ساله در بيمارستان امير المومنين مطلع شدند و فهميدند اين جوان که امير نام داشت بر اثر اصابت ضربات قمه به کمر و پهلويش به شدت زخمي شده و به قتل رسيده است.

بررسي هاي پليس فاش کرد امير با جواني 20 ساله به نام فردين در پارکي حوالي عبدل آباد درگير شده و در آنجا از پا درآمده است.به اين ترتيب ماموران فردين را تحت تعقيب قرار دادند تا اينکه سرانجام وي را در يک پارک شناسايي کردند اما به واسطه حضور مردم امکان تير اندازي براي ماموران فراهم نشد و متهم گريخت.اکنون تحقيقات براي شناسايي محل اختفاي فردين و دستگيري وي ادامه دارد.


سرقت از داشبورد خودروهاي مسافربر
سارقي که به عنوان مسافر با شگردي خاص از داشبورد خودروهاي مسافربر وجوه نقد، مدارک و کارت سوخت سرقت مي کرد، به دام افتاد.به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از دادسراي ناحيه يک تهران چندي پيش در پي مطرح شدن گزارش هاي متعدد مبني بر چندين فقره سرقت از داشبورد خودروهاي مسافربر، رسيدگي به پرونده در دستور کار ماموران آگاهي قرار گرفت. در بررسي هاي به عمل آمده مشخص شد شخصي به عنوان مسافر در صندلي جلو مي نشيند و با استفاده از غفلت راننده نقشه خود را اجرا مي کند. به اين ترتيب چهره متهم ترسيم شد و در اختيار گشتي هاي پليس قرار گرفت. سرانجام چند روز قبل ماموران موفق به شناسايي و دستگيري اين مرد شدند.متهم 31 ساله به نام امين در بازجويي ها به 54 فقره سرقت با همين شيوه اعتراف کرد و گفت به بهانه خواندن روزنامه با شگرد خاصي اقدام به سرقت از داشبورد خودروهاي مسافربر مي کرده است.


سرقت با ساندويچ مسموم
پرونده فردي که با ساندويچ مسموم پس از بيهوش کردن مسافران اموال آنها را سرقت مي کرد در واحد اجراي احکام بررسي شد.چندي پيش ماموران انتظامي فردي بيهوش را داخل يکي از پارک هاي جنوب تهران پيدا و به مرکز درماني منتقل کردند. اين مرد پس از چند ساعت وقتي به هوش آمد، گفت؛ ساعاتي قبل از اتوبوسي که از شهرستان محل سکونتم به تهران مي آمد، پياده شدم و در پارکي حوالي ترمينال جنوب استراحت مي کردم که جواني به من نزديک شد و شروع به صحبت کرد و پس از گفت وگوي صميمانه با اظهار اينکه تهراني ها ميهما ن نواز هستند مرا به خوردن ساندويچ دعوت کرد و من پذيرفتم و بعد از چند دقيقه بيهوش شدم و زماني که به هوش آمدم متوجه شدم تمام اموالم به سرقت رفته است.در پي اين شکايت ماموران توانستند متهم را به دام بيندازند. سارق 28 ساله پس از تشکيل پرونده در بازجويي هاي به عمل آمده با اعتراف به چندين فقره سرقت از اين طريق گفت؛ براي تهيه مخارج زندگي خانواده ام با تهيه ساندويچ هاي مسموم در پارک ها مي نشستم و با شناسايي مسافران شهرستاني و خوراندن ساندويچ به آنان طعمه هايم را بيهوش و اموال شان را سرقت مي کردم.اين پرونده پس از تکميل تحقيقات در مجتمع قضايي بهشت مورد رسيدگي قرار گرفت و متهم به تحمل حبس و شلاق محکوم شد و پرونده ديروز در واحد اجراي احکام مورد بررسي قرار گرفت.


سرقت خودرو با تهديد سلاح
سارقان مسلحي که با تهديد سلاح کمري اقدام به سرقت خودرو مي کردند، توسط کارآگاهان پليس آگاهي استان يزد شناسايي و دستگير شدند.به گزارش اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا سرهنگ طالبي سرپرست پليس آگاهي استان يزد در توضيح اين خبر گفت؛ يک راننده که وظيفه اش حمل بار و اثاث بود، پيشنهادي را راجع به حمل اثاث منزل دريافت کرد و پس از تعيين اجرت کار با فرد ناشناس براي حمل اثاث منزلش با وي راهي شد و صاحبکار او را به مکان خلوتي کشاند. سپس فرد ناشناس با همدستش تماس گرفت و به اتفاق يکديگر پس از تهديد با اسلحه و ضرب و شتم راننده دست و پاي او را بستند و خودرو وي را به همراه مدارک آن به سرقت بردند.سرپرست پليس آگاهي استان يزد عنوان کرد؛ پس از اين واقعه مالباخته در پليس آگاهي شکايتي را مطرح کرد و کارآگاهان با آموزش دادن جمعي از رانندگان تلاش هاي خود را براي دستگيري متهمان آغاز کردند. مدتي بعد پيشنهاد مشابهي به راننده ديگري براي حمل بار داده شد که راننده به فرد ناشناس مشکوک شد و موضوع را با اداره آگاهي در ميان گذاشت و بلافاصله فرد ناشناس توسط کارآگاهان به دام افتاد. او در ابتدا منکر سرقت شد ولي وقتي در برابر مدارک و ادله قوي قرار گرفت به جرائم خود اعتراف کرد.سرهنگ طالبي گفت؛ متهم که سابقه دار است، مالخر و همدستش را نيز معرفي کرد و در نهايت پس از معرفي به مراجع قضايي روانه زندان شد.


مار دو متري به دانشکده رفت
يک مار بزرگ که از دانشکده سردرآورده بود با تلاش امدادگران آتش نشاني خرم آباد، زنده شکار شد.به گزارش ايسکانيوز ستاد فرماندهي آتش نشاني خرم آباد وقتي باخبر شد يک حلقه مار در محوطه دانشکده کشاورزي ديده شده است، امدادگران را به آنجا فرستاد. آنان طي 20 دقيقه عمليات با استفاده از تجهيزات مارگيري اين خزنده را زنده گرفتند و تحويل باغ وحش دادند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام