چهارشنبه، 20 خرداد 1388 - شماره 1972
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: سياست
مدير توانمند
صادق زيباکلام

انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري چند ويژگي مهم دارد. وقتي در کشورهاي ديگر انتخابات برگزار مي شود، نامزدهاي رياست جمهوري معمولاً به طرح مسائلي مي پردازند که براي مردم آن جامعه و براي آن کشور از اهميت زيادي برخوردار است.

براي مثال در انتخابات رياست جمهوري امريکا، هم آقاي مک کين، هم خانم کلينتون و هم آقاي اوباما مسائل مهم جامعه امريکا اعم از مساله جنگ عراق، بحران اقتصادي، مساله ايران و... را مطرح مي کردند. اين قاعده کلي درباره انتخابات ايران نيز مصداق دارد. امروز شاهديم که هر چهار کانديداي رياست جمهوري در شعارها و برنامه هاي خود مسائلي را مطرح مي کنند که به عنوان دغدغه اصلي مردم مطرح شده است و مردم در زندگي روزمره خود با آن دست به گريبانند؛ مسائلي همچون فساد، نبود عدالت، گراني، اعتياد، اشتغال و مسائلي از اين قبيل.

نکته دوم اقبالي است که به تدريج در ميان اقشار و لايه هاي تحصيلکرده، دانشجويان، نويسندگان و فرهنگيان نسبت به مهندس موسوي شکل گرفته است. مي توان اسم اين اقبال بي سابقه را موج خودجوش نام نهاد. براي مثال در دانشگاه هاي مهمي همچون دانشگاه تهران، دانشگاه آزاد و مراکز ديگري که بنده شخصاً حضور پيدا مي کنم، تبليغات فراواني براي ميرحسين موسوي انجام مي شود.

تشکل هاي مختلف دانشجويي همچون انجمن اسلامي و همچنين استادان به حمايت از مهندس موسوي پرداخته اند. البته در اين ميان بايد از بخشي از بسيج دانشجويي فاکتور گرفت که در حال تبليغ براي دکتر احمدي نژاد هستند. موج خودجوش شکل گرفته در دانشگاه ها و مراکز تحصيلي يادآور دوم خرداد 76 است. اگر فراموش نکرده باشيم در دوم خرداد آن سال، دانشجويان و دانشگاهيان در هر شهر و شهرستاني به ستادهاي خودجوش و مردمي آقاي خاتمي تبديل شده بودند. به زعم بنده در اين دوره نيز همان اتفاق در حال روي دادن است. تماس هايي که از شهرهاي مختلف با بنده و دوستان ديگر گرفته مي شود تا براي سخنراني و... به آنجا برويم، کاملاً خودجوش است. اما نبايد گروه مهمي را که سرنوشتي تعيين کننده در انتخابات دارند، فراموش کرد. آن گروه تحريم کنندگان انتخابات و افرادي هستند که به صندوق هاي انتخابات پشت کرده و حاضر به مشارکت در اين عرصه نيستند. براي بررسي علت تحريم انتخابات بايد کمي به عقب تر بازگشت. در اينجا بحث ما درباره کساني که از اساس و بنياد با اين نظام مخالف هستند، نيست بلکه بحث بر سر کساني است که در دوره هاي گذشته شرکت مي کردند، اما با تحريم انتخابات نهم و پس از آن انتخابات اين دوره نارضايتي خود را از برآورده نشدن مطالبات شان اعلام مي کنند. واقع مطلب اين است که با پيروزي جنبش اصلاحات در دوم خرداد 76، فصل جديدي در فضاي سياسي و اجتماعي ايران ورق خورد.

سيل عظيم اميدها و آرزوهاي روشنفکران و جوانان در آن سال ها به سوي اصلاح طلبان سرازير شد.

اما در پاسخ به مردمي که قصد شرکت در انتخابات ندارند و استدلال شان اين است که تکليف انتخابات از قبل روشن است، بايد گفت اين سخن به هيچ وجه قابل قبول نيست که حکومت يا دولت و مسوولان نظام از قبل مي دانند و تصميم گرفته اند چه کسي رئيس جمهور شود. پاسخ بعدي اين است که تحريم کنندگان در سال 84 انتخابات را تحريم کرده و در آن شرکت نکردند و نتيجه اش بر سر کار آمدن دولت نهم شد. اگر اين گروه در اين دوره نيز در انتخابات شرکت نکنند، بايد بدانند اين دولت مجدداً بر سر کار خواهد آمد چرا که آراي رئيس دولت نهم تقريباً ثابت است و بيش از 13- 12 ميليون راي نيست بنابراين اگر27 يا 28 ميليون نفر در انتخابات شرکت کنند، نيمي از آرا از آن آقاي احمدي نژاد است ولي اگر مشارکت افزايش يابد و به 40 ميليون نفر برسد به هيچ وجه آقاي احمدي نژاد آراي نصف به علاوه يک را کسب نکرده و قطعاً انتخابات به دور دوم کشيده شده و در دور دوم پيروزي قطعي از آن اصلاح طلبان است. سوالي که بايد از تحريم کنندگان انتخابات پرسيد، اين است که اگر در سال 84 اين گروه در انتخابات شرکت مي کردند و به جاي 10 ميليون راي، 20 ميليون راي به آقاي هاشمي داده مي شد آيا براي کشور هيچ فرقي نمي کرد که به جاي آقاي احمدي نژاد، آقاي هاشمي رئيس جمهور مي شد؟ آيا در عرصه سياست خارجي در برنامه ها و سياست هاي اقتصادي، در آزادي مطبوعات و اجتماعات، در وضعيت دانشگاه ها و در کل در همه عرصه هاي داخلي و خارجي تفاوتي حاصل نمي شد؟

فقط کافي است برگرديم و نگاهي به وضعيت کشور طي چهار سال گذشته بيندازيم.

لذا اميدوارم آنان که قصد تحريم انتخابات را دارند، تجديدنظري در تصميم خود داشته باشند و به خاطر خودشان، فرزندان شان و آينده کشور اجازه ندهند مملکت بيش از اين دچار خسران و نابساماني شود و با اطمينان به پاي صندوق هاي راي بيايند.

اما از سوي ديگر همان طور که عنوان شد، اشکال بزرگي که بر خود ما اصلاح طلبان وارد است، اين است که در چهار سال گذشته کار منسجم و قابل قبولي انجام نداديم. پس از پيروزي آقاي احمدي نژاد در سال 84، اصلاح طلبان صحبت هاي زيادي در مورد بررسي و ارزيابي عملکرد آن هشت سال مطرح کردند. حتي کميته هايي هم در اين زمينه تشکيل شد. اما متاسفانه واقعيت آن است که اين امر مشمول گذر زمان شد و هيچ اقدامي از سوي اصلاح طلبان صورت نگرفت. نکته يي که امروز در برنامه هاي آقاي موسوي بيش از پيش خود را نشان مي دهد، شعار دولت ائتلافي است. شايد عده يي معتقد باشند امروز ديگر دولت ائتلافي جوابگو نيست. در پاسخ بايد گفت اساساً تا قبل از دولت آقاي احمدي نژاد، همه دولت هاي ما ائتلافي بوده اند. در اولين دولتي که در زمان ميرحسين موسوي تشکيل شد، چهره هايي همچون حبيب الله عسگراولادي و دکتر احمد توکلي که راست محافظه کار بودند، وجود داشتند. از سوي ديگر چهره هايي همچون داود بانکي و بيژن زنگنه که تکنوکرات بودند و دکتر معين و حسين کمالي و عبدالله نوري که از جناح چپ بودند، حضور داشتند و همه در کنار يکديگر مشغول فعاليت بودند. در دولت آقاي هاشمي هم چهره هايي همچون مصطفي معين و عبدالله نوري و عطاءالله مهاجراني وجود داشتند که بعدها از چهره هاي شاخص اصلاح طلب شدند. در عين حال علي محمد بشارتي و مصطفي ميرسليم و هاشمي گلپايگاني بودند که از جناح راست حضور داشتند. در دولت آقاي خاتمي نيز، بسياري از تکنوکرات هاي راست يا چپ که در دولت هاي قبلي بودند، در اين دوره نيز حضور داشتند. تنها در دولت آقاي احمدي نژاد بود که چهره هاي تکنوکرات، چپ، راست و ليبرال، همه کنار گذاشته شدند و آقاي احمدي نژاد افراد و عناصر مورد نظر خود را آورد.

واقعيت آن است که دولت ائتلافي امر پيچيده يي نيست و در فضاي سياسي و مديريتي ايران همواره وجود داشته است.

اگر آقاي موسوي رئيس جمهور شوند، بايد از مديري توانمند و لايق و شرافتمند همچون آقاي کرباسچي استفاده کنند. ايشان حتماً بايد از فرد فرهيخته يي همچون عطاءالله مهاجراني در کابينه خود بهره ببرند. از فرد لايقي همچون مسعود سلطاني فر در سيستم مديريتي خود استفاده کنند که دست راست آقاي کروبي در حزب اعتماد ملي است و يکي از بهترين استانداران کشور چه در زمان آقاي هاشمي و چه در زمان آقاي خاتمي بوده است.مهندس موسوي حتي به نوعي بايد از افکار آقاي محسن رضايي در عرصه اقتصادي نيز سود ببرند. همه اينها به معني دولت ائتلافي است و بايد مطمئن بود که دولت ائتلافي در اين دوره نيز جوابگو خواهد بود.
دلسوز ملت

اسماعيل ططري*

براي تغيير وضعيت موجود آقاي کروبي مناسب ترين گزينه است. بايد براي تغيير وضع موجود صد درصد تلاش کرد. هر کدام از دو کانديداي اصلاح طلبان که پيروز شدند، بايد در جهت تغيير وضع موجود تمام تلاش شان را بکنند که اين کشور 70 ميليوني از يک بعدي و يک جناحي بودن در بيايد و همه مردم در اداره کشور سهم داشته باشند، ضمن اينکه ما چيز زيادي نمي خواهيم. مي خواهيم قانون اساسي به طور کامل رعايت شود. اقبال عمومي نسبت به دو کانديداي اصلاح طلب، هم آقاي مهندس موسوي و هم آقاي کروبي خوب است. البته در مناطق زاگرس اقبال عمومي به آقاي کروبي بالاتر است.

ايشان نيازي به تعريف ندارند. آقاي مهندس موسوي در زمان خودشان کارشان را انجام داده اند و کارشان معلوم است. شخصيت کسي را بايد تعريف کرد که ناشناخته باشد. آقاي کروبي و آقاي موسوي از هيچ جهتي با يکديگر اختلاف ندارند اما عرصه انتخابات عرصه رقابت است. ما آقاي مهندس موسوي را از اول انقلاب و زمان جنگ مي شناختيم ولي به هر حال به لحاظ شخصيتي آقاي مهندس موسوي و آقاي کروبي با يکديگر تفاوت هايي دارند. آقاي کروبي يک شخصيت بسيار توانمند و قانونمدار با سابقه مبارزاتي پيش از انقلاب است و شناسايي اش روي مردم زياد است و در ميدان هاي مختلف امتحانش را پس داده است. چه آنکه دو دوره رئيس مجلس شوراي اسلامي بوده و تشکيل دهنده کميته امداد بودند. اين است که آقاي کروبي از نظر مديريت مرد توانمند و آهنين و دلسوز ملت و شجاع است. از همه مهم تر اين است که از زمان جواني همراه پدرش در کنار امام بوده اند. سابقه مبارزاتي اش خيلي طولاني است. آقاي مهندس موسوي هم همين طور است و ما با ايشان هم اختلافي نداريم چون که ايشان هم در زمان جنگ زحمات بسياري را کشيده اند.

البته بنده هنوز از نزديک صحبتي با آقاي مهندس موسوي نداشته ام ولي در زمان جنگ که من فرمانده بسيج عشاير غرب ايران بودم هميشه با آقاي مهندس موسوي در تماس بودم و هم اينکه روزي که امام فرمودند «عشاير ذخاير انقلابند و سلام من را به عشاير برسانيد» با ايشان خدمت امام بوديم که اتفاقاً آقاي کروبي هم تشريف داشتند. آقاي موسوي خيلي مورد توجه امام بودند اما اينکه ما از نزديک با هم ارتباطي داشته باشيم اين طور نبوده است. ايشان مرد بزرگوار و شريفي است که امتحانش را در زمان جنگ پس داده است و هر کدام از اين دو کانديداي اصلاح طلب به رياست جمهوري برسند مطلوب است. آقاي کروبي چون اطلاعاتش راجع به اقوام بيشتر است و آنها را بهتر مي شناسد، فکر مي کنم بهتر مي تواند به مطالبات اقوام رسيدگي کند. ايشان در کنار مذهبي بودن حس ناسيوناليستي هم دارد ضمن اينکه مردي آزاديخواه و شجاع است. حالا هم با اينکه رئيس جمهور نيست در بسياري از موارد از حقوق مردم حمايت مي کند. هر کس هر کاري دارد و خدمت آقاي کروبي برود، ايشان کمکش مي کند. اما من فکر مي کنم هيچ کس به اندازه آقاي کروبي توانايي رسيدگي به مطالبات اقوام را ندارد و اين امر، ناشي از شناخت ايشان از اقوام و مردم است. اين است که مردم کردستان و ساير اقوام ايشان را قبول دارند. هم برادران اهل سنت و هم برادران اهل حق.

ايشان بنا بر تکليف شخصي و ديني وارد ميدان انتخابات شده تا مملکت را از اين بحران، بيکاري و گراني نجات دهد. مردم ايران با اين همه سرمايه نبايد آنقدر گرفتار باشند و مشکل داشته باشند. آقاي کروبي براي تغيير آمده. در ادارات هر کسي که سر کار مي آيد فاميل خودش را مي آورد و نمي گويد همه ما ايراني هستيم و بايد از تمام ملت ايران استفاده کنيم نه يک گروه خاص. مردم حرف اول را در انتخابات مي زنند و در طول تاريخ نيز حرف اول را مردم زده اند. اگر اقوام ايراني و مردم در ميدان نباشند، ارزش ندارد. اين قوم ها هستند که ايران را تشکيل مي دهند و اگر اقوام نباشند ايران وجود ندارد.

آن زمان که امام گفتند «عشاير ذخاير انقلاب هستند» ما دويست هزار نفر بسيج عشايري درست کرديم و هشت سال با صدام جنگيديم. اگر امام مردم را نمي شناخت نمي توانست پيروز شود. يکي از ويژگي هاي امام شناخت مردم بود. ايشان هميشه روي مردم و آراي مردم تاکيد مي فرمودند. شاه با آن همه قدرتش نتوانست در مقابل مردم بايستد. مردم هميشه حرف اول را در طول تاريخ زده اند و هيچ وقت اشتباه نمي کنند. مردم بايد پاي صندوق ها به صورت گسترده حاضر شوند و نگويند سياست به من ربطي ندارد. يک راي هم، يک راي است چون اگر بخواهند کوتاهي کنند به خودشان خيانت کرده اند. همه در اين مملکت سهم دارند. شخصيت هايي مثل کروبي، مبارزه شان کار شخصي نيست چون اينها همه چيز را ديده اند. اينها بيشتر نگهبان اين قانون اساسي و اين ملت هستند.

 *نماينده مردم کرمانشاه در مجلس ششم

ديده بان
از اسلام امريکايي تا اسلام اوبامايي

مهدي محسني- me.mohseni@gmail.com

باراک اوباما رئيس جمهوري امريکا در سخنراني خود در دانشگاه قاهره خطاب به مسلمانان اظهار داشت «چرخه سوء ظن و نزاع» بين ايالات متحده امريکا و جهان اسلام بايد از بين برود. آقاي اوباما از «آغازي نوين» در روابط مسلمانان با امريکا سخن گفت و در عين حال اذعان کرد «سال هاي بي اعتمادي» بين دو طرف وجود داشته و اضافه کرد لازم است هر دو طرف «تلاشي پايدار براي احترام به يکديگر و نيز تلاشي براي يافتن زمينه هاي مشترک همکاري» به خرج دهند.

نزديک به هفت سال پيش جرج دبليو بوش پس از حوادث يازده سپتامبر با بيان اينکه اين اتفاقات يادآور جنگ هاي صليبي است مشي دشمني با جهان اسلام را در پيش گرفت. در اين شرايط بود که بوش پس از حمله به افغانستان سعي کرد تروريسم را برابر با اسلام تعريف کند. ساموئل هانتينگتون استاد علوم سياسي دانشگاه هاروارد، سال 1993، «جدال تمدن ها» ميان «غرب» و اسلام را طرح مي کند، پيش از آن نيز در سال 1964 برنارد لوييس (تاريخدان انگليسي) معتقد بود دليل درگيري هاي اعراب- اسرائيل در ناتواني اسلام در تطبيق خود با تجدد است. در اين صورت، جاي تعجب نيست که لوييس يکي از محبوب ترين مرشدان نومحافظه کاران و اولتراصهيونيست هاي امريکايي شد.در اين ميان تندرو هاي اسلامي در کشورهاي مختلف با عملکردشان بيشترين کمک را به طرح اسلام به عنوان منشاء الهام تروريسم کردند. رفرميست هاي اسلامي به حاشيه رانده شدند و از اردوگاه غرب نيز صداي ميانه روها و صلح طلب ها ضعيف و بلکه خاموش شد.

اما نتيجه اين دوقطبي سازي تنها افزايش آلام مسلمانان و اختلاف ميان غرب و اسلام بود. امنيت اروپا و امريکا بيش از پيش به مخاطره افتاد و هر روز بر تعداد غربي هايي که کشته مي شدند، افزوده شد. در کشورهاي مسلمان نيز تندرو ها ميدان را به دست گرفتند و بر آتش تنفر و کينه مسلمانان افزودند.

اما پس از هشت سال، اين بار از کشوري که خود را رهبر مبارزه با تروريسم- و شايد اسلام افراطي- مي دانست صداي تازه يي شنيده مي شود. اوباما در تلاش براي ايجاد روابط تازه يي ميان کشورهاي مسلمان و خصوصاً اعراب با جهان غرب است.

اوباما در نگاهي واقعي به اين اختلافات اعتراف مي کند «با يک سخنراني نمي توان حاصل سال ها بي اعتمادي را از بين برد»، اما با اين حال تاکيد مي کند «دو طرف بايد به طور علني آنچه را در دل دارند و در بيشتر مواقع در پشت درهاي بسته از آن سخن مي گويند بر زبان بياورند».

در جهان اسلام و همچنين جهان عرب بايد اين صدا شنيده و بيش از پيش تقويت شود. اوباما مي تواند متحد مناسبي براي مسلمانان و اعراب باشد اما لزوم اين اتحاد بر دو پايه استوار است؛ اول اتحاد و اصلاح روش هاي گذشته در جهان اسلام و حکومت هاي عربي و دوم اصلاح عملي روش هاي نادرستي که غربي ها و خصوصاً امريکا در قبال مسلمانان اتخاذ کرده است.

همان گونه که اوباما در سخنانش اشاره کرد درک و برداشت دو طرف بايد از هم تغيير کند؛ همان گونه که نمي توان تمام مسلمانان را در يک قالب مفهومي گنجاند، امريکا هم در کليشه «امپراتوري سودجو» نمي گنجد؛ تغييري که شايد براي شروع آن بايد نشانه هايي از تغيير سياست هاي امريکا در قبال رفتار غيرمسوولانه و تجاوزکارانه اسرائيل را نسبت به فلسطينيان و ساير کشورهاي عربي و اسلامي جست وجو کرد.

ذره بين
تاکتيک فوتبالي برد در انتخابات
بهروز صمدبيگي

باور کنيد تعداد فوتبال دوستان ايراني اين روزها در بيشترين حالت ممکن است. يعني همه آنها که تا چندي پيش از وقايع فوتبال ايران و دنيا بي خبر بودند و اساساً مشغول شدن به فوتبال را دون شأن خود مي دانستند، حالا چشم به صفحه تلويزيون مي دوزند و نتايج تيم ملي فوتبال را پيگيري مي کنند.

آنها عميقاً معتقدند صعود يا عدم صعود تيم ملي فوتبال ايران، موجي ايجاد خواهد کرد که تمام تبليغات انتخابات را درمي نوردد و بر سرنوشت دو کانديداي پراقبال انتخابات تاثير مي گذارد.در سوي مقابل تيم ورزشي ميرحسين موسوي که از چهره هاي شناخته شده يي هم سود مي برد، مي توانند نتايج تيم ملي فوتبال را در کنار ساير دستاوردهاي ورزشي از جمله شکست در المپيک پکن، عامل ضعف و ناتواني بخشي از بدنه دولت نهم ارزيابي کنند. دولت هم به هيچ عنوان امکان تبليغاتي حضور در جام جهاني را از دست نخواهد داد.

به نظر مي رسد جو انتخاباتي اين روزها به گونه يي شده که احساسات موتور محرکه غالب است و در چنين جوي امکاناتي نظير مسابقات ملي فوتبال را نمي توان از دست داد. مخصوصاً حالا که جو انتخابات پيش از موعد بالا گرفته و تجمعات به خيابان ها کشيده شده است، جاي بحث منطقي نيست. ستاد هر يک از کانديداها مجبور است براي در اوج نگه داشتن اين تب و شور و حال، از هر اقدام محرکي استفاده کند. اما بايد گوشه چشمي هم به روزهاي پس از انتخابات داشت؛ روزهايي که تب انتخابات هم به عرق مي نشيند و زندگي به روال عادي برمي گردد. آن وقت شايد توجيه اين «جوزدگي»ها چندان راحت و ساده نباشد.
لب مرز
موج پيروزي
عيسي سحرخيز

موج تازه يي در حال شکل گيري است و روز به روز بر اقبال جامعه از جريان اصلاح طلبي افزوده مي شود. متن جامعه خود را آماده پيروزي اصلاح طلبان در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري مي کنند.

اصلاح طلبان نيز در حال انسجام بخشي بيشتر به برنامه هايشان هستند و خود را براي حضور مجدد در عرصه مديريتي کشور آماده مي کنند. جامعه به اين فکر افتاده است که در دوران مجدد اصلاحات دوباره به بازسازي در عرصه هاي مختلف بپردازد. احزاب و گروه ها به نوعي بايد به دنبال اين باشند که از دولت جديد، مجوزهاي لازم براي فعاليت را بگيرند و نهادهاي نظامي و امنيتي مانع فعاليت آنها نشوند. کنشگران اجتماعي و NGOها و سنديکاها در اين انديشه اند که امنيت نسبي ايجاد خواهد شد تا آنها ابتدا جواز فعاليت بگيرند و سپس فعاليت کنند و علاوه بر آن دولت به سمت کوچک تر شدن و جامعه مدني رو به تقويت شدن حرکت کند.

بخش خصوصي اين تصور را خواهد داشت که در فضاي حاکميت اصلاح طلبان جريان ها و بخش خصوصي سهم بيشتري را از درآمدهاي کشور خواهد داشت. سنديکاها، انجمن هاي صنفي و جريان هاي صنفي اجتماعي هم اين چشم انداز را دارند که وقتي در پي حقوق خود هستند.

مطبوعات و روزنامه نگاران در دولت اصلاحات ديگر اين وضعيت را نخواهند داشت. از سوي ديگر سانسور و خودسانسوري نيز کمتر خواهد شد. از همه اين مسائل مهم تر اينکه دولت به اوضاع گذشته خود بازمي گردد و بدون اينکه به تفکر سياسي روزنامه ها و مجلات توجه کند، امکانات مادي همچون کاغذ و فيلم و زينک به طور مساوي بين همه گروه هاي مطبوعاتي تقسيم مي شود.

مي توان ليست بلندبالايي از منافعي که در صورت روي کار آمدن اصلاح طلبان نصيب جامعه خواهد شد، تهيه کرد. نبايد فراموش کرد که عده يي قدر هشت سال دوران طلايي دولت اصلاحات و به خصوص سال هاي اوليه آن را ندانستند.
هاشور
شب هاي مناظره و گزارشگر خواب آلود

سروش فرهاديان / soroushfarhadian@yahoo.com

مناظره هاي لذت بخشي بود؛ مناظره محمود احمدي نژاد با ميرحسين موسوي و مهدي کروبي. بسياري ميزان جذابيت اين مناظره را با برنامه 90 به عنوان پرهيجان ترين برنامه 10 سال گذشته سازمان صدا و سيما مقايسه کرده اند. اگر محتوا و شکل اين مناظره ها را داراي ايراد غيرقابل گذشتي ندانيم و آن را تمرين جدي و جديدي براي رسيدن به دموکراسي در نظر بگيريم، اما مي توانيم مجري آن را بزرگ ترين نقطه ضعف اين برنامه هاي جالب بدانيم. يکي از علت هاي پرطرفدار بودن برنامه 90 آن است که مجري آن درست انتخاب شده يعني عادل فردوسي پور در قد و قواره فوتبال هزارپيچ ايران هست.

اين مناظره ها بين کساني برگزار مي شود که داعيه رئيس جمهور شدن دارند و اينکه ما بدانيم مردم کانديدا بودن همه آنان را به يک ميزان جدي نمي گيرند دليل مناسبي براي اهمال در سنجش تمام جوانب اين مناظره ها نيست. حداقل عبور از سد شوراي نگهبان و کسب عنوان «رجل سياسي» اين حق را براي آنان ايجاد مي کند که جدي گرفته شوند.

براي برگزاري يک مسابقه تمام عيار و جدي فقط نياز به بازيکنان عالي و زمين و وسايل مناسب نيست. وجود يک داور کاربلد و شجاع هم يکي از لوازم برگزاري يک مسابقه جذاب و تمام عيار است؛ يکي از مهم ترين لوازم آن. مناظره هاي شب هاي گذشته اگر چيزي کم داشته، يک داور و مدير تمام عيار است که در زمان مناسب وارد شود و مناظره احياناً از راه خارج شده را به مسير اصلي بازگرداند يا وقت پايان يافته يکي از طرف هاي مناظره را اعلام و کلام فردي را که زمان را رعايت نمي کند قطع کند.

شايد نبود فردي که بتواند يا بخواهد چنين نقشي را در اين مناظره ها بازي کند، در مناظره محمود احمدي نژاد و ميرحسين موسوي به چشم آمد؛ هرچند به نظر مي رسد در تمام مناظره هايي که يک طرف آن احمدي نژاد است اين نقص بيشتر به چشم بيايد چرا که او رئيس جمهور است و تذکر دادن به او سخت. از سوي ديگر انتخاب مجري هايي که برنامه هاي هيجاني را کنترل کنند و بر حجم هيجان هاي آنان نيفزايند يکي از تاکتيک هاي هميشگي و البته منحصر به فرد صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران بوده است برخلاف ساير رسانه هاي صوتي و تصويري خصوصي که براي جذب مخاطب به شبکه خود اتفاقاً بر حجم ايجاد هيجان ها مي افزايند. چهار سال پيش حدوداً همين روزها بود که بازي هاي مقدماتي جام جهاني 2006 آلمان براي انتخاب سهميه آسيا در مراحل حساسش برگزار مي شد.

اين مسابقه ها همزمان شده بود با روزهاي پاياني تبليغات انتخاباتي رياست جمهوري نهم. از ديد مديران صدا و سيما هيجان در جامعه به حد زيادي موج مي زد و بر حسب سياست هاي اين سازمان بايد از هيجان مضاعف جلوگيري مي شد. بازي ايران و کره شمالي بود. صدا و سيما گزارشگري را براي اين مسابقه انتخاب کرده بود که سال ها پيش به دليل اينکه نسل جديدي از گزارشگران با اطلاعات و هيجان بيشتر براي گزارش ظهور کرده بودند، از صحنه گزارشگري کنار رفته بود اما به ناگاه صداي او روي اين بازي پديدار شد.

در يکي از آخرين بازي هايي که او گزارش مي کرد کسي به هر طريقي صداي اعتراضش را به گوش همکاران او رسانده بود که؛ اين آقا خواب است و معلوم نيست کدام بازي را گزارش مي کند. اين اعتراض در بين دو نيمه با توضيح گزارشگر بازي مواجه شد که من خواب نيستم و... به نظر مي رسد انتخاب مدير شبکه چهار سازمان صدا و سيما براي اين مناظره هاي کم نظير شبانه ناشي از کمي کج سليقگي توام با احتياط بيش از حد باشد؛ احتياطي از جنس آنچه باعث انتخاب يک گزارشگر سال هاي دور براي يک مسابقه هيجان انگيز مي شود، آن هم مسابقه يي که نتيجه آن چهار سال با ما همراه خواهد بود.

آخرين توصيه ها در آخرين ساعات
سجاد سالک

از دو حال خارج نيست؛يا دنبال تغيير هستيد يا اوضاع فعلي را بسيار خوب مي دانيد و علاقه داريد محمود احمدي نژاد همچنان سر کار باشد. مخاطب اين نوشته گروه دوم نيستند چرا که بعيد است حاميان وضع موجود به صورت مشخص در اين ايام روزنامه اعتماد را بخوانند.

اگر مخاطب هر روز صفحه 4 ضميمه باشيد، مي دانيد گزارش اصلي صفحه، عکسي سه گانه دارد که هر يک به نحوي به موضع اصلي گزارش مربوط بوده و حاشيه هاي يک اتفاق يا اظهارنظر را مورد بررسي قرار مي دهد. از اين سه گانه در شماره امروز خبري نيست، چرا که امروز دو حالت بيشتر متصور نيست و روز انتخاب فرارسيده است. قضيه هم آنقدر مهم هست که حتي به قيمت تغيير شکل صفحه، بر آن پافشاري داريم.

موضوع بسيار روشن و ساده است. سرنوشت کشور براي چهار سال آينده در همين يکي دو روز آينده روشن مي شود.

در روزهاي گذشته صاحب نظران و فعالان سياسي هر يک به شيوه خود، ابعاد نگران کننده وضعي که دولت نهم به وجود آورده را مطرح کرده اند. کسي که در اين مدت با وجود همه هشدارها، نسبت به وضع کشور نگران نشده باشد قطعاً در دو روز آينده هم تغييري در نظرش پديد نمي آيد. نيروهاي اصلاح طلب و تحول خواه البته همگي در نارضايتي از وضع موجود با هم اتفاق نظر دارند. هيچ چهره دموکراسي خواه و طرفدار حقوق بشري نيست که از وضع موجود رضايت داشته باشد و در توده هاي مردم هم تصميمات غيرکارشناسي دولت، وضع کسب و کار را چنان به هم ريخته که تغيير به مطالبه يي اساسي تبديل شده است. نکته اينجاست که برخي ها تصور مي کنند رئيس جمهوري در ايران قدرت تغيير ندارد و نمي توان اميدوار بود وضع بهتر شود. اين موضوع قابل بحث است اما در اين دو روز مانده به انتخابات بهتر است نکات و ريزه کاري هايي مورد نظر قرار گيرد که در صورت غفلت، چهار سال حسرت را به دنبال دارد. اين نکات را مد نظر داشته باشيد تا وضع مان کمي از اين که هست بهتر شود.

براي تحريمي ها

اگر جزء آخرين نسل تحريمي هاي روي زمين هستيد و تحت هيچ شرايطي حاضر نيستيد در انتخابات شرکت کنيد، لااقل 48 ساعت سکوت کنيد و اجازه دهيد طرفداران تغيير وضع موجود کار خودشان را بکنند و يک رئيس جمهور ميانه رو سر کار بياورند. باور کنيد در شرايطي که يک رئيس جمهور اصلاح طلب و ميانه رو سر کار باشد، بهتر مي توان انتقاد کرد، بهتر مي توان از دموکراسي صحبت کرد و بهتر مي توان مطالبات حقوق بشري را پيگيري کرد. اگر تا به حال به موج تحول خواهي نپيوسته ايد، خواهشاً سدي هم در برابر آن ايجاد نکنيد.

ممکن است شما اساساً به عنوان يک تحريمي شناخته شويد اما براي تغيير در اين شرايط اگر به پرستيژ و اعتبارتان برمي خورد مي توانيد در سکوت و بدون هياهو در يکي از ساعات خلوت روز جمعه پاي صندوق برويد، راي خودتان را به يکي از دو کانديداي اصلاح طلب بدهيد و صدايش را هم درنياوريد.

در اين شرايط شما هم به تغيير کمک کرده ايد و هم مي توانيد همچنان در جمع دوستان به شناسنامه تان بنازيد و خوش باشيد.

براي آراي باطله

بدترين کار ممکن در انتخابات اين است که رنج راه را بر خود هموار کنيد، پاي صندوق بياييد، يک راي به آرا اضافه کنيد اما برگه تان را کاملاً سفيد بگذاريد. فکر راي سفيد و باطله را از ذهن خود خارج کنيد. يا راي ندهيد يا اگر پاي صندوق مي آييد لااقل به صورت ايجابي نامي را بنويسيد که ارزشش را داشته باشد. نوشتن کلمات عجيب و غريب روي برگه ممکن است براي ثانيه يي بر لبان شما و اطرافيان تان لبخندي ايجاد کند اما در همان لحظات کوتاه خوشي به اين مثل معروف ايراني فکر کنيد که «آخر هر خنده يي گريه يي است».

براي جلوگيري از تحقق اين مثل ايراني، تحت هر شرايطي و هر طور که هست به يکي از دو کانديداي اصلاح طلب راي دهيد. باور داشته باشيد راي باطله و سفيد شما اساساً محو مي شود و هيچ اثري از آن باقي نمي ماند اما راي مشخص شما اثري لااقل چهار ساله دارد که هر روز بايد در تلويزيون مشاهده اش کنيد. پس به کسي راي دهيد که بتوانيد در آينده تحملش کنيد.

رايزني تا آخرين لحظه

راي مثبت شما به ميرحسين موسوي يا مهدي کروبي، گرچه باعث خوشحالي است اما از وظيفه شما کم نمي کند. شما از حالا تا زمان انتخابات تنها چند ساعت زمان داريد تا بتوانيد به سهم خود در تغيير مديريت اجرايي کشور نقشي ايفا کنيد.

ساده ترين و عملي ترين کار در ساعات باقي مانده اين است که اطرافيان مردد خود را در راي به موسوي يا کروبي ياري کنيد.

فکر کم کردن راي از سبد احمدي نژاد را از ذهن تان خارج کنيد. اصولگرايان و ارزشگراياني که ماه ها است در فکر رياست جمهوري مجدد احمدي نژاد هستند در اين چند ساعت آخر نظرشان عوض نمي شود. به جاي آنکه وقت خود را صرف بحث و جدل هاي بي حاصل با افراد مختلف کنيد، سراغ همسايه، دوست و اقوام خود برويد که رايشان اندازه نفر اول المپياد علمي و دبيران کل احزاب اعتبار دارد و هنوز به تصميم نهايي نرسيده اند.

زمان زيادي هم براي استدلال و ارائه منطق نداريد. در کوتاه ترين زمان ممکن بايد بتوانيد با بيشترين افراد و گروه ها ارتباط برقرار کرده و آنها را در مورد راي به موسوي و کروبي مجاب کنيد. به افراد دور از محل سکونت تلفن بزنيد و صادقانه بگوييد استمرار وضع موجود چه بلايي بر سر کشور مي آورد. با اين حال فراموش نکنيد ديدار حضوري زمينه بيشتري براي نتيجه گيري فراهم مي کند و بر تاثير کلام شما اضافه مي کند.

حاميان مهندس و شيخ جدي بگيرند

اگر جزء طرفداران مهندس موسوي هستيد و مثل ساير مردم او را به نام کوچک ميرحسين صدا مي زنيد، يادتان باشد براي جلوگيري از اتفاق ناگوار ابطال آرا بهتر است نام و فاميل کامل او را روي برگه بنويسيد، در غير اين صورت ممکن است راي شما خوانده نشود.

طرفداران نيز جز نام کانديداهاي اصلاحات اسم ديگري روي برگه ننويسند. لازم نيست نام چهره هاي برجسته اصلاح طلب را ذکر کنيد. جاي ابراز عشق و علاقه هم روي برگه راي نيست. براي اينکه آرا مورد خدشه ناظران قرار نگيرد اين يک روز شيطنت سياسي را کنار بگذاريد.

پيگيري خبرهاي انتخاباتي

روز انتخابات روز پرحس و حالي است و همه علاقه دارند از جديدترين اخبار انتخاباتي مطلع شوند. بي شک از صبح روز انتخابات تا پايان راي گيري همه علاقه دارند بدانند در حوزه هاي راي گيري در سراسر کشور چه اتفاقاتي افتاده و مواجهه با شهروندان چگونه بوده است. با پايان راي گيري و آغاز شمارش، عطش براي اطلاع از جديدترين نتايج افزايش پيدا مي کند. شما مي توانيد از طريق سايت هاي خبري اصلاح طلب از جمله سحام نيوز، ياري نيوز، جمهوريت و قلم از آخرين اخبار انتخاباتي و آخرين نتايج شمارش آرا مطلع شويد. با اين حال امسال بچه هاي موج سوم ابتکار تازه يي به خرج داده اند و تصميم گرفته اند در روز انتخابات يک برنامه 24 ساعته زنده به صورت تصويري از اينترنت پخش کرده و در آن همه مسائل و اتفاقات را زير نظر قرار دهند. اين برنامه را مي توانيد در آدرس www.mowj.ir مشاهده کنيد.
پايان تحريم به سود کروبي

بهانه يي براي راي ندادن نيست. دفتر تحکيم وحدت، سازمان دانش آموختگان و بسياري از گروه هاي سياسي پيشرو پس از سال ها تحريم انتخابات حالا از مردم دعوت کرده اند به کروبي راي دهند. وقتي تعداد زيادي از گروه ها و تشکل هاي سياسي منتقد که همواره مواضع بحث برانگيزي اتخاذ کرده اند به اين نتيجه مي رسند که بايد راي داد و براي تغيير وضع موجود نام کروبي را روي برگه نوشت و کار به جايي مي رسد که حتي برخي از فعالان سياسي خارج از کشور هم از کروبي حمايت مي کنند ديگر هيچ عذر و بهانه يي براي راي ندادن پذيرفته نيست. بهتر است کمي غرور و تکبر را کنار بگذاريد و کمي به اين موضوع بينديشيد که حتماً خطري در پيش است که اين همه گروه سياسي منتقد از شرکت در انتخابات دفاع مي کنند. آيا حداقلي از مطالبات اصلاح طلبانه با روي کار آمدن کروبي محقق نمي شود؟ آيا برنامه هاي حقوق بشري و دموکراسي خواهانه تيم کروبي جلب توجه نمي کند؟ آيا وعده تغيير برخي اصول قانون اساسي، اقدامي اصلاحي نيست؟انصاف دهيد در شرايطي که به سر مي بريم کسي نمي تواند تاييد صلاحيت شود و مطالباتي فراتر از آنچه کروبي مطرح کرده طرح کند.

موج حمايت به سود موسوي

اگر جوش و خروش اين روزهاي ايران، هنوز هم تاثيري بر اراده شما در خصوص راي دادن نداشته و جمعيت سبزپوش مشتاقي که هر روز در تهران و ديگر شهرهاي ايران نام موسوي را فرياد مي زنند شما را به وجد نياورده تا راي خود را به نام مهندس در صندوق بريزيد و علاقه داريد به دور از شور و همراه با شعور تصميم بگيريد بهتر است نگاهي به ليست اعلام حمايت هايي که از مهندس موسوي شده بيندازيد. بر فرض اين همه پير و جوان، جوگير شده اند که روز و شب نام موسوي را فرياد مي زنند، آيا طيف گسترده هنرمندان، استادان دانشگاه، اعضاي هيات علمي، نخبگان، کارشناسان و مديران خوشنام نظام هم تحت تاثير جو قرار گرفته اند که از ميرحسين حمايت مي کنند؟نبايد چشم بر واقعيت هاي روز بست. حقيقت اين است که طيف هاي مختلفي از افراد صاحب نام و شناخته شده در حوزه هاي مختلف همگي از ميرحسين موسوي حمايت مي کنند و براي اين کار دلايل روشني هم دارند. راي به ميرحسين، راي به بهبود وضع موجود، خروج از تنگنا و بازگشت به عقلانيت در مسير توسعه کشور است. باور کنيد اين همه متخصص و کارشناس همه اشتباه نمي کنند.

عناوين اين صفحه
مدير توانمند
دلسوز ملت
از اسلام امريکايي تا اسلام اوبامايي
تاکتيک فوتبالي برد در انتخابات
موج پيروزي
شب هاي مناظره و گزارشگر خواب آلود
آخرين توصيه ها در آخرين ساعات
پايان تحريم به سود کروبي
موج حمايت به سود موسوي

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام