
گروه اجتماعي،حميدرضا ابراهيم زاده؛ حسن بيادي امروز يکي از منتقدان جدي دولت نهم است و با همراهي حزب متبوعش که دبيرکلي آن را عهده دار است، از نامزدي محسن رضايي در انتخابات حمايت مي کند. اما چهار سال پيش در همين روزها هرگز نمي شد او را در دفتر کارش در شوراي شهر تهران يافت. بيادي به عنوان يکي از حاميان جدي محمود احمدي نژاد دائماً در حال سفر و سخنراني و فعاليت در ستاد انتخاباتي او بود تا اينکه زحماتش به بار نشست و شهردار منتخب او و دوستانش از طرف مردم براي رياست دولت انتخاب شد. اما نايب رئيس شوراي شهر پايتخت، امروز هيچ نشاني از چهار سال پيش ندارد. با اينکه مي پذيرد دولت نهم هيچ کمکي به تهران و کشور نکرد، باز هم اصرار دارد از زمينه سازي براي روي کار آمدن اين دولت پشيمان نيست اما به صراحت اعلام مي کند؛ «ادامه پيدا کردن اين دولت با شيوه مديريت به سبک هوگو چاوس خطرناک است.» حامي چهار سال پيش احمدي نژاد البته دلايلي براي اين گفته خود دارد. به اعتقاد او «احمدي نژاد خودش را از گذشته انقلاب جدا کرد»، با رقابت سياسي با قاليباف، تهران را از کمک هاي دولتي محروم کرد، مجلس را از کارکرد اصلي خود خارج کرد و در نهايت معتقد است اگر احمدي نژاد باز هم بخواهد رئيس دولت بماند، بايد خودش را اصلاح کند و «حتي اگر جرات داشته باشد بايد اشتباه هاي خودش را اعلام کند».
---
-اگر به شش سال قبل يعني به روزهاي ابتدايي شوراي اسلامي شهر تهران در دوره دوم برگرديم، باز هم آقاي احمدي نژاد را به عنوان شهردار تهران انتخاب مي کنيد؟
بايد فکر کرد و ديد احتياج الان چيست. ما از اين انتخاب اصلاً پشيمان نيستيم. از اثرگذاري اين موضوع و پرشور شدن انتخابات بعد مي توان خوب تحليل کرد که انتخاب ما درست بوده است.
-اگر تعارفات را کنار بگذاريم، رئيس جمهور شدن آقاي احمدي نژاد حداقل به تهران کمکي نکرد. اين موضوع را قبول داريد؟
بله، من اعتقاد دارم نه تنها کمک نکرد که مفيد فايده هم نبود. لفظ کارشکني را نمي خواهم استفاده کنم ولي به دليل مسائل سياسي همکاري نکردند که اين از گلايه هاي جدي من و ديگر اصولگرايان است. آمدن آقاي احمدي نژاد حتي به مجلس اصولگرا هم کمکي نکرد اگرچه مجلس هم از توانايي نظارت درست يا تعامل جدي برخوردار نبوده است.
-و با تفکرات و تجربه امروز باز هم معتقديد آقاي احمدي نژاد بهترين گزينه براي انتخاب شهردار بود؟
ما يک ماموريت در دو دوره شوراي اسلامي شهر تهران داشتيم که به گفته مردم و رسانه ها و مسوولان رده بالاي نظام کارمان را به نحو احسن انجام داديم. و فکر مي کنم در انتخاب هر دو شهردار موفق بوديم و پيشرفت هاي موجود در شهر و آرامش و زيبايي و نظافت آن دليلي بر اين مدعاست.
-از نظر سياسي موفق بوديد؟
ما نبايد کارمان سياسي باشد. کار ما اجتماعي است شايد جلوه اش سياسي باشد. ولي از لحاظ سياسي هم اگر حساب کنيم کار شوراي شهر نمره قبولي داشته است و به دليل خدمت به مردم تعريف جديدي از نوع انتخاب افراد توسط مردم صورت گرفته است.
-پس چطور شوراي دوم به منتقد اصلي سياست هاي دولت احمدي نژاد تبديل شد و رقيب سياسي اش را به عنوان شهردار انتخاب کرد؟
به نظر ما قاليباف رقيب احمدي نژاد نبود، آنها او را رقيب مي پنداشتند. آقاي قاليباف مي توانست يار دولت باشد چون ايشان هم يکي از اصولگراها است اما آنها استفاده نکردند و به آقاي قاليباف به ديد رقيب نگاه کردند و به همين دليل نتوانستند يک همکاري موثر با هم داشته باشند. البته از طرف شوراي شهر و شهرداري هرگونه همکاري با دولت در حد توان صورت گرفته است.
-امروز تحليل شما براي رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد چيست؟
در جمعيت آبادگران جوان تصميمات براي تعيين مصداق به طول انجاميد اما پس از تبادل نظر و بحث هاي گوناگون با راي گيري تصميم بر اين شد که جمعيت از آقاي دکتر رضايي به خاطر برنامه محور بودن شان و همچنين سوابق ارزنده در زمينه هاي گوناگون مديريت کلان کشور و تفکر دولت ائتلافي ايشان حمايت کند. اما آنچه ما در راس تمام برنامه ها قرار داده ايم، ترغيب مشارکت عمومي مردم است. اينکه چه کسي صلاحيت رئيس جمهور شدن را دارد، ديگر با شوراي نگهبان است. هرکسي انتخاب شود، همه بايد کمکش کنند و دولت هم بايد کمک همه را قبول کند و فقط براي يک جناح کار نکند. کسي که رئيس جمهور مي شود، رئيس جمهور نقشه ايران با چند هزار سال هويت و تمام مردمش است و وظيفه دارد از همه ظرفيت ها مخصوصاً از سرمايه هاي نيروي انساني متعهد و مجرب استفاده کند.
-قبل از تجربه دولت نهم هم اين طور فکر مي کرديد؟
مستندات و شواهد لازم گواهي مي دهند که وقتي من با جمعي از دوستان ستادي را تشکيل داده بوديم و براي پيروزي آقاي احمدي نژاد در انتخابات کار مي کرديم، در سخنراني هايي که داشتم هرگز گذشته انقلاب را تخريب نکردم. از توسعه و پيشرفت هاي صورت گرفته در زمينه هاي مختلف سخن مي گفتم و با انتقاد سازنده به بيان بعضي از شکاف هاي به وجود آمده مي پرداختم و از توانايي آقاي احمدي نژاد و تيم همراه سخن مي گفتم. من فکر مي کردم آقاي احمدي نژاد مي تواند اين شکاف ها را پر کند.
-توانست؟
درصد زيادي را توانست اما دوره رياست جمهوري چهار سال است و بعد از چهار سال نياز است که کس ديگري به ايشان کمک کند. يکي از مشکلات دولت آقاي احمدي نژاد اين بود که در عرض دولت هاي ديگر و در عرض 27 سال گذشته انقلاب قرار گرفت. و اين کار خوبي نبود. همه دست اندرکاران انقلاب اين ايراد جدي را به آقاي احمدي نژاد دارند که خودش را از 27 سال انقلاب جدا کرد و اين تفکر مورد مذمت همه است چون نفر بعد هم اگر بخواهد چنين کاري بکند هيچ اثري از ارزش هاي انقلاب باقي نخواهد ماند. احزاب و گروه ها و اديان که در اين آب و خاک وجود دارند، بايد در اداره مملکت شرکت داده شوند.
-شما به نفر بعد اشاره کرديد...
اين نفر بعد را مردم انتخاب مي کنند. شايد اين نفر بعد آقاي احمدي نژاد باشد.
-نظر شخصي شما به عنوان دوست سابق آقاي احمدي نژاد و کسي که در ستاد ايشان فعاليت موثر داشتيد، چيست؟
کانديداي ما آقاي دکتر محسن رضايي مشخص است و ديگر اينکه آقاي احمدي نژاد هنوز هم دوست خوب ماست. ما در اداره کشور داراي سلايق متفاوت شده ايم ولي رفاقت مان پابرجاست. اما اگر احمدي نژاد باز هم راي آورد بايد در هر حال ايراداتش را برطرف و تغييراتي ايجاد کند تا بتواند گذشته خود را ترميم کند. اگر 10 وزير را عوض کرده، بايد در چهار سال بعدي اين کارها را انجام ندهد تا مورد مذمت قرار نگيرد. اگر مجلس را از کارکرد اصلي اش خارج کرده و مجلس به دليل ملاحظات با او برخورد نکرده، بايد در دور بعد در تقويت مجلس گام بردارد. اگر کارهاي غيرقانوني کرده که ديوان محاسبات تخلفاتش را بسيار متقن و دقيق اعلام کرده، بايد در دور بعد اين کارها را نکند. حالا اگر کسي غير از آقاي احمدي نژاد هم آمد، او هم بايد به اين آسيب هايي که وجود داشته، توجه و گذشته را ترميم کند.
-پس اگر آقاي احمدي نژاد بخواهد در دور بعد رئيس جمهور شود، بايد تغيير کند؟
حتماً بايد تغيير کند.نه تنها بايد تغيير کند بايد خودش هم به مردم اعلام کند. حتي اگر جرات داشته باشد، بايد اشتباه هاي خودش را اعلام کند. اين حرف ها را من به عنوان يک دوست واقعي و کسي که به ايشان علاقه مند است، مي زنم. من هميشه از تخريب پرهيز کردم چنانچه در مصاحبه هاي اخيرم از تخريب کردن کانديداها انتقاد کردم. چون اعتقاد دارم مردم در طول انقلاب از خدمات آنان به عنوان چهره هاي خدوم بهره برده اند.اگرچه شايد انتقادات جدي به شيوه مديريت هر کدام وجود داشته باشد اما اکثر اين دوستان با خاطرات امام پيوستگي دارند و اگر ما اين چهره ها را جدا و تخريب کنيم، چيزي از ارزش هاي انقلاب باقي نخواهد ماند. بنابراين اگر اين برادران خود را کانديدا کرده اند بر اساس قانون اساسي اين کار را انجام داده اند، چون دوره رياست جمهوري هشت سال نيست. قانون اجازه داده بعد از چهار سال هر کس ظرفيت هاي لازم را دارد، خود را کانديدا کند. اما نقد منصفانه باعث پويايي جامعه است. ما بهترين دوستان مان را نبايد در انتخابات تخريب کنيم چراکه ما به اين دوستان نياز داريم.
-به مسائل شهري برگرديم. آن طور که اخبار نشان مي دهد، تمام اختلاف هاي دولت و شهرداري از منوريل شروع شد اما خيلي بعيد به نظر مي رسيد اختلاف از اينجا شروع شده باشد.
به نظر من هم موضوع اين نبود بلکه بزرگ ترين اختلاف دولت با مديريت شهري براي انتخاب شهردار بود چون آنها به فرد خاصي اعتقاد داشتند و شورا به آن راي نداد. هر کسي را که ما انتخاب کرديم، دولت او را به شکل خاصي جذب کرد تا فرد مورد نظر خودشان راي بياورد. ما در انتخابات رقيب آقاي قاليباف بوديم ولي ايشان را اصولگرا مي دانستيم و نگفتيم او شهردار نشود. گفتيم رئيس جمهور نشود وگرنه آقاي قاليباف مدير توانمندي است که در تهران براساس نظرات اکثر مردم و مديران خرد و کلان منصف توانسته کارنامه اجرايي خوبي داشته باشد.
-فکر مي کنيد برازنده دولت است که از قدرت خود عليه رقيبش استفاده کند؟
براي هيچ کس برازنده نيست. حتي اگر شهردار هم اين کار را انجام دهد، درست نيست. فعل بد براي همه بد است ولي براي ما که داعيه اصولگرايي داريم، بدتر است.
-يکسري اتفاقات بد در حوزه اختيارات شورا اتفاق افتاد مثلاً شورا واکنش مناسبي در برابر هزينه هاي فاقد سند و گزارش ديوان محاسبات و سازمان بازرسي درباره تخلفات از خود نشان نداد.
وظيفه شورا حد و حدودي دارد. ما هزينه هاي فاقد برنامه شهرداري زمان آقاي احمدي نژاد را اعلام کرديم ولي ما مسووليت قضايي نداريم. فاقدها سوءاستفاده مالي و شخصي نبود. پول هايي هزينه شده بود که بدون برنامه بود. بخشي از اينها حوادث غيرمترقبه بود مثل آتش سوزي مسجد ارک که مي توانست بحران ايجاد کند. هزينه هايي که براي آسيب ديدگان انجام شد مانند ترميم مسجد و اعزام به خارج آسيب ديده ها، وظيفه وزارت بهداشت بود و ما ديديم اينها توانايي ندارند و ما انجام داديم. خوب اين کارها فاقد است. بخشي ديگر مربوط به کارهاي فوري در زمستان به علت مشکلات فصلي است.
-به هر حال تخلف محسوب مي شود.
تخلف اداري محسوب مي شود اما سازمان بازرسي کل کشور و قوه قضائيه بايد وظايف خود را خوب انجام دهند که تاکنون ما مشاهده نکرده ايم.
-سازمان بازرسي که اين تخلفات را به شورا گزارش کرده است.
ما اين گزارش ها را خودمان داشتيم، آنها بايد اقدام کنند. بازرسي کل کشور تخلفات را گزارش مي دهد و پاسخ مي خواهد. اگر پاسخ مناسبي دريافت نکرد بايد به صورت قضايي وارد عمل شود که متاسفانه بازرسي کل کشور فقط در سطح گزارش عمل مي کند و گزارش هايش حاصل و نتيجه يي ندارد.
-البته رئيس سازمان بازرسي کل کشور تا يک سال قبل همان جايي نشسته بود که امروز تخلفاتش را گزارش مي کند.
اتفاقاً خود ايشان هم به اين اعتقاد دارد.
-شايد شوراي شهر به علت سابقه دوستي که با دولت داشته، با تسامح با اين تخلفات برخورد کرده است.
منوريل زمان خود آقاي احمدي نژاد متوقف شد. آقاي مددي رئيس سازمان سرمايه گذاري و مشارکت هاي مردمي شهرداري کار کارشناسي انجام دادند و اين کار را متوقف کردند و جلوي بسياري از سوءاستفاده ها گرفته شد. ما به دوستان گفتيم اگر اعتراض داريد بياييد اين را که شروع کرده ايد، خودتان کامل کنيد و اعتراضات مردم را هم خودتان پاسخگو باشيد.
ما معتقديم اين کار داراي نواقصي است که حتماً بايد جمع شود. الان که تمام بودجه ها در اختيار شما است اگر ما در تهران اجازه نداديم، چرا در اين چهار سال در استان هاي ديگر که اعلام کرديد براساس مطالعات تان بايد منوريل ساخته شود، نساختيد؟
-شما هميشه از منوريل انتقاد کرديد ولي فکر مي کنم شما هم جزء کساني بوديد که در شوراي دوم به منوريل راي مثبت داديد.
الان هم راي مي دهم. در همه جاي دنيا منوريل يک وسيله حمل و نقل عمومي ولي فانتزي است که به صورت مکمل از آن استفاده مي شود. وسيله حمل و نقل اصلي در همه دنيا مترو است.
-البته زماني که شما آن را تصويب کرديد، به عنوان يک وسيله حمل و نقل اصلي تصويب کرديد.
نه هيچ وقت ما چنين کاري نکرديم. ما چهار کيلومتر براي نمونه در صادقيه تصويب کرديم. معاون حمل و نقل وقت با يک ورق کاغذ مدعي شد با دو ميليارد تومان در هر کيلومتر مي توان منوريل احداث کرد که بيشتر به شوخي شبيه بود تا به يک حرف کارشناسي آن هم از طرف يک پروفسور حمل و نقل و ترافيک. به رغم اين ما حاضر شديم تا 20 ميليارد تومان در هر کيلومتر هزينه کنند ولي زودتر با مشاوره و کارخانه هاي معتبر به عنوان يک الگو آن را بسازند تا بتوان آن را توسعه داد.
-چرا در شورا لايحه يي با اين هزينه فقط در يک برگ ارائه مي شود و شما به آن راي مي دهيد؟
در مصوبه ما قرار بود کار کارشناسي روي آن انجام شود. و به شورا جهت تصميم گيري ارائه شود. اينجاست که سازمان بازرسي کل کشور بايد وارد شود و وارد هم شده، اما متاسفانه هيچ برخورد قضايي صورت نگرفته است.
-ساختمان تجاري منوريل هم داراي تخلف است؟
بيشترين تخلف در همان ساختمان تجاري صورت گرفته که يکي از عوامل مهم توقف کار است. الان هم معارض هايي دارند که از طريق مراجع قضايي شخصاً پيگيري مي کنند.
-و اين تخلفات باعث شد اينقدر براي ساخت منوريل اصرار شود؟
بهتر است ديگر بيشتر از اين موضوع را باز نکنيم.
-بالاخره اين موضوع باعث شده دولت به حمل و نقل ريلي کمک نکند.
ما طرح جامع را که تصويب کرديم، مطالعات حمل و نقل و ترافيک يکي از بحث هاي مهم طرح جامع بود. متاسفانه دوستان بدون نظر کارشناسي و تصويب شوراي شهر با نظر شخصي عمل کردند. اين باعث تاسف است که در طرح جامع ترافيک به صورت يکطرفه بحث منوريل را وارد کردند. ساخت منوريل در کشور ما به صورت يک جوک درآمده و خنده دار شده است.
-چرا اينقدر اصرار وجود دارد؟
بايد از آنها که مطرح مي کنند پرسيد چرا اصرارشان براي شهرهاي ديگر وجود ندارد. فکر مي کنم اين يک جريان و موج سازي سياسي است تا خدمت به مردم.
-شايد آرزوي يک يادگاري روي پوست شهر دارند.
شايد دنبال جريان سازي سياسي هستند چون خودشان مي دانند منوريل صادقيه به عنوان يک سمبل کاستي ها در مديريت اجرايي دوستان جلوه مي کند.
-از نظر اعتقادي و نه حتي سياسي کساني که مي دانند اشتباه مي کنند و باز بر کار خود اصرار مي کنند را بايد حمايت کرد؟
خير.
-و شما از آنها حمايت مي کنيد؟
من از آنها که براي اموال و حقوق مردم احترامي قائل نيستند، هيچ دفاعي ندارم.
-موضوع ترافيک تبديل به آلودگي شديد هواي تهران در زمستان گذشته شد. فکر نمي کنيد اين اختلاف سياسي با جان مردم بازي مي کند؟
تا امروز هيچ کس نتوانسته مسووليت ترافيک و آلودگي هوا را قبول کند و از طرف مسوولان هيچ پاسخي براي مردم وجود ندارد. به دليل اين ناهماهنگي هيچ کس پاسخگو نيست و هر کس مسووليت را به گردن ديگري مي اندازد و بازرسي کل کشور هم،
-چرا؟
خوب آنها که مي گويند شوراي عالي ترافيک هستند، پاسخگو باشند. اگر قرار است به صورت يکطرفه در طرح جامع ترافيک دخالت کنند، بايد مستقيماً پاسخگوي مردم باشند. مسووليت را قبول کنند و بگويند همه شهر را منوريل مي سازيم و در برابر مشکلات مردم پاسخگو باشند. يا موضوع را به مناظره بگذارند تا مردم بدانند چه کسي مقصر است.
-شما حاضريد مناظره کنيد؟
من حاضرم در زمينه ترافيک با هر کسي مناظره کنم به شرط اينکه افراد بي تجربه نيايند و مسوول واقعي باشند.
-در گزارش ديوان محاسبات تخلفات عمده يي در بودجه کشور اعلام شده بود، چرا مجلس واکنش مناسبي نشان نداد؟
متاسفانه اينها به کاهش کارآمدي مجلس برمي گردد. مديريت مجلس بايد تلاش بيشتري در اين زمينه کند و حقوق مردم را با قانون استيفا کند. مجلس مامن ملت است و بايد به سمتي برود که بر دستگاه هاي دولتي نظارت کند. ما خاطرات خوشي از بي خاصيت شدن مجلس نداريم. دولت برنامه هايش با مجلس هماهنگ نيست و گزارش هايي که به مجلس مي دهد، با عملکردش متفاوت است و شايد به گفته دوستان دولت هر کاري که مي خواهد، انجام مي دهد و مجلس هم کاري را که بايد انجام دهد، نمي تواند شايد علت اين کار عملکرد بعضي وکيل الدوله ها در مجلس باشد.
-يعني دولت به مجلس دروغ مي گويد؟
نمي توانيم لفظ دروغ به کار ببريم. من مي گويم مصوبات استاني نبايد مغاير با مصوبات مجلس باشد و اگر دولت هر سال برنامه ها را به مجلس ارائه مي دهد، بايد برنامه هاي هر استان را هم مشخص کند و عين برنامه به استان ها ابلاغ شود. دولت نمي تواند مستقل از مجلس برنامه مصوب کند زيرا دولت مجري مصوبات مجلس است و بايد براي اجرايي شدن مصوبات آيين نامه و روش اجرا به تصويب مي رساند.
-به نظر مي رسد شما هم منتقد سفرهاي استاني هستيد.
اين سفرها مي تواند مفيد باشد و مخالف اهداف مجلس هم نباشد. به نظر من در مجلس هم يک دوگانگي ايجاد شده است که حرف شان با عمل شان مطابقت ندارد. به دليل ناهماهنگي مجلس و دولت، يک دوگانگي بين اصولگرايان ايجاد شده که خطرناک است. براي دولت هاي آينده هم خطرناک است. بايد مجلس را به کارکرد اصلي اش برگردانيم.
-اين شرايط به چه دليل ايجاد شده است؟
به علت اختلاف بين دولت و مجلس که دولت و بعضي از وکيل الدوله ها در مجلس باعث آن هستند.
-و چرا دولت به مجلس فشار مي آورد؟
دولت نمي تواند به مجلس فشار بياورد، دولت بيشتر به مجلس بي توجه است.
-با اين همه باز هم از اينکه باعث تولد دولت نهم شديد، خوشحاليد؟
مردم آقاي احمدي نژاد را انتخاب کردند. ما سهم کوچکي داشتيم ولي من شخصاً راضي ام. به دلايل گوناگون که بعداً خواهم گفت اما فقط براي چهار سال، چون ادامه اين دولت با اين شيوه مديريت هوگو چاوس خطرناک است.
-اين دلايل را الان بگوييد.
با آمدن ايشان فرصت هاي جديدي براي ارائه بعضي مديريت ها به وجود آمد. آمدن ايشان براي اعتمادسازي عمومي و جلب و جذب سرمايه هاي اجتماعي خيلي اهميت داشت. فکر مي کنم اگر آقاي احمدي نژاد انصراف مي دادند، ماندگار تر مي شدند.