پنج شنبه، 31 ارديبهشت 1388 - شماره 1957
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
دو جنايت ديگر در پرونده مهين
قاتل سريالي از کتاب هاي آگاتاکريستي الگوبرداري مي کرد



گروه حوادث، امير رجبي؛ قاتل سريالي قزوين در جريان بازجويي هاي تکميلي به ارتکاب يک جنايت ديگر اعتراف کرد و گفت در قتل ها از کتاب هاي آگاتاکريستي الگوبرداري مي کرده است. به گزارش خبرنگار ما مهين پيش از اين اتهام کشتن مرد صاحبخانه اش را در سال 85 و قتل چهار زن ديگر را طي بهمن ماه پارسال تا ارديبهشت سال جاري گردن گرفته بود. او شامگاه سه شنبه در جريان بازجويي هاي تکميلي به يک جنايت ديگر اعتراف کرد و گفت روز 4اسفند سال گذشته خاله شوهرش را که زني 45ساله به نام اعظم بود به قتل رساند و توانست خودش را از مظان اتهام دور نگه دارد. بنا بر اعترافات جديد مهين، وي در آن زمان اعظم را با قرص خواب آور بيهوش و سپس او را خفه کرد و جسدش را در حياط خانه مقتول انداخت و مدرکي عليه خودش جا نگذاشت.هرچند مهين تا به حال فقط ارتکاب شش قتل را پذيرفته، براي پليس و دادسرا تقريباً مسجل شده او شش زن را به نام هاي کبرا قليچي، عاطفه خراساني، اعظم طاهرخاني، صغرا الله جان، کيميا شجاعي و گرجي حاجي رجب و يک مرد را به نام مافي خرد به قتل رسانده است. قاتل سريالي تاکنون کشتن کيميا را نپذيرفته است.

اين زن در جريان بازجويي ها ادعا کرده به خاطر بدهکاري و تهديد طلبکارانش مجبور به انجام قتل هاي سريالي شده تا اموال زنان قرباني را بفروشد و بدهي خود را بپردازد. مهين در جريان تحقيقات تکميلي بدهي خود را 25 ميليون تومان اعلام کرد و گفت از طريق اموال مسروقه حدود چهار ميليون تومان آن را پس داده است.

محمدباقر الفت - دادستان قزوين - ديروز در گفت وگو با خبرنگار ما درباره اينکه چرا مهين در سال 85 گناهکار شناخته نشده، گفت؛ اين زن در آن زمان ساعت ها بازجويي شد و حتي از مادر وي نيز تحقيق به عمل آمد اما مهين زن بسيار باهوشي است و با خونسردي توانست از زير سوالات فرار کند به گونه يي که مدرکي عليه خودش به دست بازپرس ندهد. تخليه رواني زني با اين هوش کار هر کسي نيست و به همين دليل وي در آن زمان مجرم تشخيص داده نشد. آن زمان در لابه لاي حرف هاي او و مادرش هيچ نکته مشکوکي پيدا نکرديم و اين در حالي بود که تمام فرضيات بررسي شده بود.دادستان قزوين افزود؛ مهين در اعترافاتش گفته از کتاب هاي آگاتاکريستي الگوبرداري و سعي مي کرده هيچ رد پايي از خودش به جا نگذارد. الفت درباره احتمال افزايش تعداد مقتولان نيز خاطرنشان کرد؛ احتمال اينکه متهم افراد بيشتري را کشته باشد، زياد است و ما در حال بررسي اين موضوع هستيم. در حال حاضر پرونده هايي وجود دارد که به نتيجه نرسيده و شواهدي به دست آمده که با توجه به آنها احتمال داده مي شود مهين در آن قتل ها نقش داشته باشد، به همين خاطر در حال بررسي روش هاي به کاربرده شده در جنايت ها توسط مهين هستيم و اين تحقيقات همچنان ادامه دارد.وي درباره برخي اخبار که حکايت مي کند مهين به هشت قتل اقرار کرده است، گفت؛ کوچک ترين مدرکي براي اثبات اين موضوع نداريم ولي در حال تحقيق هستيم و نمي دانيم اعترافات اين زن به چند فقره برسد.

يکي از ابهاماتي که در جنايت هاي سريالي مهين مطرح است، اين است که آيا او واقعاً به تنهايي اين قتل ها را انجام داده يا همدست ديگري داشته است. يکي از شواهدي که احتمال وجود همدست در اين پرونده را مطرح مي کند اين است که مهين پس از قتل اجساد را از خودرواش خارج و در حاشيه خيابان ها رها مي کرده است. اکنون عده يي مي پرسند آيا واقعاً يک زن به تنهايي قدرت حمل جنازه ها را دارد به ويژه آنکه يکي از مقتولان بسيار سنگين وزن بود. بازپرس افروز پيش از اين به خبرنگار ما گفته بود، تحقيقات نشان مي دهد اين زن به تنهايي همه کارها را انجام مي داد و همدستي نداشته است. با اين وجود دادستان قزوين به خبرنگار ما گفت؛ ما فرضيه وجود همدست را هنوز به طور کامل رد نمي کنيم و تحقيقات در اين باره همچنان ادامه دارد.وي خاطرنشان کرد؛ اکنون در حالي بررسي تناقض هايي هستيم که در پرونده وجود دارد. تا پيش از آنکه متهم دستگير شود فشارهاي زيادي به دادسرا وارد مي شد اما اکنون پرونده روند طبيعي خود را طي مي کند و بررسي تناقض گويي هاي متهم و احتمال ارتکاب قتل هاي ديگر توسط وي و همچنين يافتن پاسخ براي سوالات موجود کاري طبيعي است و ما در حال تکميل پرونده هستيم تا به مرحله صدور کيفرخواست برسيم.الفت اضافه کرد؛ به خاطر حساسيت هاي زيادي که در اين پرونده وجود دارد سعي مي کنيم آن را به صورت ويژه رسيدگي کنيم اما برخي شايعه ها درباره اينکه زمان محاکمه و صدور حکم مهين تعيين شده است، صحت ندارد و اگر اتفاقي در اين پرونده بيفتد به گونه يي که در تحقيقات نقصي ايجاد نشود اطلاع رساني کامل و دقيق انجام خواهيم داد.
جن گيري با وقت قبلي
مرد رمال روزانه از 20 مشتري بين 100 هزار تا 50 ميليون تومان دريافت مي کرد


گروه حوادث؛ ارتباط با اجنه و حل مشکلات از طريق نيروهاي ماوراءالطبيعه ادعايي بود که يک رمال با آن افراد زيادي را فريب داده و ميليون ها تومان به چنگ آورده بود.پليس آگاهي تهران اواخر سال گذشته گزارش هايي دريافت کرد مبني بر اينکه فردي با نام مستعار درويش به شيوه رمالي و دعانويسي شهروندان را فريب مي دهد و مبالغي بين 100 هزار تا 50 ميليون تومان از آنها اخاذي مي کند. طبق گفته شهروندان اين فرد به بهانه ساخت مسجد يا خانقاه وجهي را از مراجعان دريافت و ادعا مي کرد با دعايي که به آنها مي دهد در مدت دو ماه پول شان دوبرابر مي شود.

با توجه به کثرت اخبار و اطلاعات مردمي، تيم ويژه يي از کارآگاهان يگان ضربت پليس آگاهي رسيدگي به موضوع را در دستور کار خود قرار دادند. در تحقيقات کارآگاهان مشخص شد از آنجايي که اين متهم افراد زيادي را اغفال مي کند و مدام تغيير آدرس مي دهد، اين امر دستگيري وي را با مشکل مواجه کرده است. اما با تحقيقات گسترده محل کار وي در شهرک راه آهن شناسايي شد و کارآگاهان روز 20 ارديبهشت به محل فعاليت او رفتند و آنجا را ساعتي تحت نظر گرفتند و متوجه تردد افراد زيادي که اغلب زنان و دختران بودند به منزل اين فرد شدند. ماموران طي هماهنگي هاي انجام شده با بازپرس شعبه سوم دادسراي ناحيه 5 به عنوان مشتري وارد منزل درويش شدند.طبقه دوم اين خانه سالن بسيار بزرگي داشت که متهم از آن به عنوان دفتر کار استفاده مي کرد و زمان حضور ماموران 15 نفر در نوبت بودند و متهم نيز در پشت ميزي که در وسط اتاق قرار داشت، نشسته بود تا مشتريان روبه روي او قرار بگيرند و طرح مشکل کنند.

متهم براي اين افراد نسخه هايي صادر و مبالغ بالايي را دريافت مي کرد ولي در بعضي مواقع که افراد براي اولين بار نزد او مي رفتند مبالغ کمتري دريافت مي کرد.کارآگاهان سرانجام در ساعت 16 روز پنجشنبه گذشته وارد منزل اين متهم 67ساله به نام «حسين الف» شدند و وي را دستگير کردند.از منزل اين رمال 250 گرم حشيش و آلات و ادوات رمالي و دعانويسي، دو قبضه قمه و کوزه يي که به گفته مرد رمال جن ها در آن زندگي مي کردند، کشف و ضبط شد و حسين اقرار کرد روزانه به طور ميانگين 20 نفر به وي مراجعه مي کردند.يکي از شکات که زني 42ساله است به کارآگاهان گفت؛ «از طريق يکي از دوستانم با اين مرد آشنا شدم و يک ميليون و 300 هزار تومان به وي دادم تا مشکلم را حل کند اما گرفتاري ام برطرف که نشد هيچ، چندين برابر هم شد.»شاکي ديگري اعلام کرد؛ «مرد رمال به من گفت براي حل مشکلم مبلغ 500 هزار تومان را داخل کوزه يي که در آن جن ها هستند، بيندازم. او گفت براي اينکه جن ها به من کمک کنند بايد مرا به عنوان همسر خودش معرفي کند براي همين بايد به عقد او دربياييم.اين مرد همچنين اصرار داشت روي بدن من دعا بنويسد که به بهانه يي خودم را از چنگ اين مرد رها کردم.» سرهنگ عباسعلي محمديان رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ با اعلام اين خبر گفت؛ «اين متهم در مراجعه شهروندان ساده دل، با چرب زباني و سوءاستفاده از اعتقادات مردم، آنها را فريب مي داد و براي جلب اعتماد آنها در اولين جلسه مبالغ کمي از آنان دريافت مي کرد اما در مرحله بعدي مراجعه اگر فرد قادر به پرداخت مبلغ درخواستي وي نبود با تهديد احضار روح و جن و فيلمبرداري از حضور آنان در محل، فرد را مجبور به پرداخت وجه مي کرد.» اکنون تحقيقات از اين متهم ادامه دارد.
متهم ديروز در دادگاه خودش را بي گناه معرفي کرد
سرقت از زنان و کودکان در اماکن مذهبي


گروه حوادث؛ زن سارقي که در اماکن مذهبي به کمين زائران مي نشست و با ترفندهاي گوناگون اموال آنان را سرقت مي کرد صبح ديروز در حالي که در دادگاه ميان انبوه شاکيانش قرار گرفته بود همه اتهاماتش را انکار کرد.به گزارش خبرنگار ما از اواسط سال گذشته وقوع چندين فقره سرقت از زائران حرم حضرت عبدالعظيم(ع) ماموران پليس شهرري را براي شناسايي عامل اين سرقت ها به تکاپو انداخت. اکثر اين سرقت ها که توسط يک زن انجام مي شد در قسمت هاي شلوغ حرم رخ داده بود به همين علت کارآگاهان با طراحي تله هاي مختلف درصدد دستگيري اين سارق برآمدند. از سوي ديگر با کمک شاکيان پرونده تصوير فرضي متهم طراحي و در بين گشت هاي پليس توزيع شد تا اينکه سرانجام مجموعه اين اقدامات به دستگيري اين زن به نام الهه انجاميد. متهم که براي بازجويي به پايگاه ششم پليس آگاهي منتقل شده بود اتهام سرقت را انکار کرد و حاضر نشد هيچ جرمي را گردن بگيرد. در همين حال از آنجا که اين احتمال وجود داشت الهه از افراد ديگري نيز سرقت کرده باشد با دستور قضايي تصوير بدون پوشش او در روزنامه ها منتشر شد و در پي آن افراد ديگري نيز وي را به عنوان سارق اموال شان شناسايي کردند و به اين ترتيب تعداد شکات به 28 نفر رسيد. در پي تحقيقات مقدماتي، پرونده براي بررسي بيشتر به شعبه 6 دادسراي ناحيه 27 تهران ارجاع شد و داديار قريشي زاده براي اين زن قرار وثيقه 300 ميليون توماني صادر کرد. در حالي که همه شاکيان الهه را شناسايي کرده بودند و تاکيد داشتند چهره او را به خوبي به ياد دارند او همچنان حاضر نبود دزدي ها را گردن بگيرد. سرانجام داديار پرونده با استناد به اظهارات شکات و شواهد موجود، پرونده را با صدور کيفرخواست به شعبه 1156 مجتمع قضايي بعثت ارسال کرد.

صبح ديروز در ابتداي جلسه محاکمه الهه، قاضي محمدرضا گيوکي از شکات خواست نحوه سرقت اموال شان را شرح دهند. اولين شاکي که زني جوان بود، گفت؛ چند ماه قبل براي زيارت به حرم حضرت عبدالعظيم(ع) رفته بوديم. شوهرم براي آنکه وضو بگيرد من و فرزندم را تنها گذاشت. من و بچه ام در گوشه يي نشستيم و من مشغول نماز خواندن شدم. وقتي به سجده رفتم فرزندم مقابل من بود اما وقتي از سجده برخاستم او ناپديد شده بود. به سرعت شوهرم را پيدا کردم و موضوع را به انتظامات اطلاع داديم و با کمک آنان همه جا را گشتيم و پس از حدود دو ساعت کودک دوساله ام را در بازار در حالي پيدا کرديم که گوشواره ها و پنج النگويش سرقت شده و مچ دست هاي بچه کبود و معلوم بود سارق با زور النگوها را از دستش خارج کرده است.

يکي ديگر از شاکيان زن ميانسالي بود که 22 حلقه النگو و 400 هزار تومان از پول هايش در بهشت زهرا سرقت شده بود. او به قاضي پرونده گفت؛ مدتي قبل که به بهشت زهرا رفته بودم چون خيلي خسته شده بودم در گوشه يي نشستم. چند دقيقه بعد متهم نزديک من آمد و شروع به گفت وگو کرد. او گفت مثل من خيلي خسته است سپس از من جدا شد و چند دقيقه بعد با دو ساندويچ و چاي برگشت. من يکي از ساندويچ ها را خوردم و او هم مشغول خوردن ساندويچ ديگر شد. اما بعد از آن ديگر متوجه هيچ چيز نشدم. وقتي به هوش آمدم هوا تاريک بود و فهميدم 22 حلقه النگو و 400 هزار تومان پول نقدي که داشتم، سرقت شده است.

شاکي ديگر زني بود که متهم را به خانه اش راه داده و با اين کار زمينه سرقت هاي وسايل خانه اش را فراهم کرده بود. وي در اين باره گفت؛ مدتي قبل با اين زن در مسجد آشنا شدم و او مدعي شد مامور اداره بيمه است. من هم او را به خانه ام دعوت کردم. اما وقتي وي از منزلم خارج شد فهميدم جواهرات و مبلغي پول نقد سرقت کرده است.

زن ديگري که کودک خردسالش طعمه متهم شده بود نيز گفت؛ مدتي قبل در حالي که فرزندم را در آغوش گرفته بودم وارد حرم حضرت عبدالعظيم(ع) شدم. جمعيت زيادي در آنجا بود و من به سختي توانستم وارد صحن شوم. در آنجا متهم کنار من بود و به دقت مرا زير نظر داشت. يک لحظه صداي گريه فرزندم را شنيدم و وقتي دست او را ديدم متوجه شدم النگوهايش دزديده شده است. پس از اظهارات شاکيان نوبت به الهه رسيد تا در برابر اتهام 28 فقره سرقت مقرون به آزار از خود دفاع کند. او بار ديگر خودش را بي گناه معرفي کرد و گفت؛ هيچ يک از متهمان را نمي شناسد و تاکنون به حرم حضرت عبدالعظيم(ع) نيز نرفته است. به رغم اين انکارها قاضي گيوکي از الهه خواست واقعيت را بازگو کند اما او زير بار هيچ اتهامي نرفت.

سرانجام قاضي با اخذ آخرين دفاع از متهم تصميم گيري درباره اين پرونده را به هفته آينده موکول کرد.
متهمان در دادگاه قتل را گردن يکديگر انداختند
مرد ثروتمند، قرباني تصفيه حساب مسلحانه


گروه حوادث؛ چهار مرد که براي تصفيه حساب مالي مرد ثروتمندي را ربوده و او را به قتل رسانده بودند در جلسه محاکمه قتل را گردن يکديگر انداختند و هيچ کدام اتهام خود را نپذيرفتند.به گزارش خبرنگار ما، پرونده اين قتل پيچيده که رمزگشايي از آن چندين ماه به طول انجاميد 24خردادماه سال 86 به جريان افتاد و مطابق اوراق پرونده مدتي بعد از گم شدن مردي به نام داوود همسرش با ماموران تماس گرفت و موضوع را اطلاع داد. اين زن که ساکن لندن بود چند روز بعد از گم شدن همسرش به ايران آمده بود تا از نزديک پرونده را پيگيري کند. اين زن اعلام کرد از اينکه شوهرش کجا رفته و با چه کساني در ارتباط بوده است، خبر ندارد. اما به محض ورود به ايران افرادي با او تماس گرفته و براي آزادي همسرش10 ميليون تومان پول خواسته اند. هرچند همسر داوود اين پول را پرداخت کرده، اما افرادي که مدعي بودند اين مرد را ربوده اند حاضر نشدند وي را آزاد کنند و سرنوشت اين مرد همچنان در هاله يي از ابهام قرار داشت تا اينکه سه ماه بعد کارآگاهان از پسر بزرگ داوود خواستند براي شناسايي يک جسد به پزشکي قانوني مراجعه کند. زماني که مرد جوان بالاي سر جسد حاضر شد به دليل اينکه مدت زمان زيادي از مرگ وي گذشته و بافت هاي بدن او از بين رفته بود، نتوانست از روي چهره پدرش را شناسايي کند اما نشانه هايي که روي بدن داوود بود و لباس ها و عينک وي نشان مي داد جسد متعلق به اين مرد است. با شناسايي جسد تحقيقات در حالي آغاز شد که هيچ سرنخي از عاملان اين جنايت وجود نداشت تا اينکه از بانک با خانواده داوود تماس گرفتند و اعلام کردند چکي با امضاي داوود به بانک آورده شده است. سه ماه از مرگ اين مرد مي گذشت و کاملاً آشکار بود او چک را امضا نکرده است. با توجه به اينکه اين چک سرنخ بسيار مهمي براي پليس به حساب مي آمد دقايقي بعد از اين تماس ماموران در شعبه موردنظر حاضر شدند و دريافتند شخصي که اين چک را به بانک آورده آن را از مردي به نام «مهدي ک» گرفته است و او از اينکه چک چطور به دست وي رسيده است، خبر ندارد. با شناسايي مهدي گره اين پرونده باز شد و کارآگاهان دريافتند داوود قرباني يک تصفيه حساب خونين شده و با نقشه دوست ديرينه اش به نام محمد به قتل رسيده است. روز گذشته محمد شادابي نماينده دادستان تهران که براي دفاع از کيفرخواست در دادگاه کيفري حاضر شده بود در توضيح آنچه اتفاق افتاده است خطاب به قضات شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران گفت؛ «مهدي ک» متهم رديف اول، «مهدي خ» متهم رديف دوم و «اصغر» متهم رديف سوم هر سه به اتهام مشارکت در قتل و محمد به اتهام آمريت در قتل از سوي دادسرا مجرم شناخته شده اند. سه متهم اول پس از ورود به خانه داوود و معرفي خود به عنوان مامور اطلاعات او را به جايي به نام جزيره که از قبل در نظر گرفته بودند، کشاندند و سپس هر کدام با شليک گلوله وي را به قتل رساندند. با توجه به خواسته اولياي دم به عنوان نماينده دادستان تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم. سپس اولياي دم مقتول با حضور در جايگاه براي هر سه متهم تقاضاي صدور حکم قصاص کردند.در ادامه «مهدي ک» متهم رديف اول در دفاع از خود گفت؛ اتهام را قبول ندارم. من اصلاً نمي دانستم قرار است کسي کشته شود. محمد به ما گفته بود پول طلب دارد و مي خواهد اين مبلغ را از داوود بگيرد. محمد از قبل با داوود صحبت کرده و به او گفته بود مي خواهد اختلاف مالي اش را با وي حل کند. روز حادثه به در خانه داوود رفتيم. من در ماشين نشسته بودم. اصغر و «مهدي خ» در زدند و وارد خانه شدند. آنها در منزل با داوود درگير شده بودند. البته من نمي دانم براي چه اما در نهايت داوود لباس هايش را پوشيد و همراه ما آمد و ما به سمت جايي رفتيم که به آن جزيره مي گفتند و ملک شخصي يکي از اقوام اصغر بود. البته اصغر و محمد پسرخاله بودند و مرتب با هم درباره اتفاق هايي که رخ مي داد صحبت مي کردند. به جزيره که رسيديم آنها داوود را به اتاقي انتقال دادند و از او چک خواستند. آن زمان من برگشتم و شب بود که با من تماس گرفتند و گفتند بايد بيايي. وقتي رفتم داوود داشت نماز مي خواند. زماني که نمازش تمام شد او را سوار ماشين من کردند و به چند متر بالاتر بردند. مهدي و اصغر، داوود را پياده کردند و با خود بردند. بعد من صداي تير شنيدم. پياده شدم و ديدم اصغر دو گلوله به داوود زده است و بعد من را هم مجبور کرد شليک کنم. البته به من گفت مرده است و نبايد بترسم.در ادامه جلسه دادگاه متهمان رديف دوم و سوم در جايگاه حاضر شدند و هر دو اتهام قتل را رد و همديگر را مقصر معرفي کردند. زماني که نوبت به محمد رسيد وي نيز اتهام آمريت در قتل را رد کرد و گفت؛ من فقط به اين سه نفر گفته بودم با داوود اختلاف حساب دارم و او مرد ثروتمندي است. اصلاً دستور کشتن او را ندادم. پس از پايان جلسه دادگاه هيات قضات شعبه 74 (تردست، نصيري، قاسمي، مرادي و نوري کيا) براي صدور راي دادگاه وارد شور شدند.
عناوين اين صفحه
قاتل سريالي از کتاب هاي آگاتاکريستي الگوبرداري مي کرد
مرد رمال روزانه از 20 مشتري بين 100 هزار تا 50 ميليون تومان دريافت مي کرد
سرقت از زنان و کودکان در اماکن مذهبي
مرد ثروتمند، قرباني تصفيه حساب مسلحانه
دستگيري اعضاي باند آدم ربايي
کشف جسد در نهر آب
عکس هاي عروسي باعث جدايي يک زوج شد
98 کشته سقوط هواپيما در اندونزي
مظنون به قتل مرد 80ساله دستگير شد
تحقيق درباره سقوط مرگبار دختر 13ساله

دستگيري اعضاي باند آدم ربايي
سه جوان شرور که با تشکيل باندي انواع جرائم را از جمله تجاوز به عنف، سرقت، آدم ربايي، اخاذي و... مرتکب شده اند از سوي ماموران پليس کرج شناسايي و دستگير شدند.سرهنگ اسماعيل هاديي رئيس پليس آگاهي استان تهران در شرح جزئيات اين خبر گرفت؛ اواخر ارديبهشت ماه پرونده سه نفر از اراذل و اوباش منطقه پيش آهنگي از کلانتري 24 کماشهر به پليس آگاهي استان ارجاع داده شد. اين متهمان با تشکيل باندي اقدام به آزار و اذيت زنان جوان مي کردند و در آخرين جرم ارتکابي خود با سد کردن راه يک زوج جوان با آنها درگير شده و پس از ضرب و شتم مرد به وسيله قمه همسر وي را ربوده و مورد آزار قرار داده بودند. با توجه به سابقه دار بودن اين سه نفر و نوع شرارت آنها احتمال مي رفت اين افراد جرائم متعدد ديگري را نيز مرتکب شده باشند بنابراين تحت بازجويي هاي فني و پليسي قرار گرفتند.

هاديي تصريح کرد؛ با اخذ سوابق اين سه متهم مشخص شد سردسته اين باند به نام حميد داراي سوابق متعدد کيفري است و به تازگي از زندان آزاد شده است. اين متهم در بازجويي هاي خود اعتراف کرد با همکاري دو نفر ديگر از شرورهاي محله پيش آهنگي به نام هاي «حبيب و ارسلان» باندي را تشکيل داده و با استفاده از قمه و چاقو به آزار و اذيت زنان اقدام مي کردند و در آخرين جرم خود زن جواني را به زور و تهديد قمه از دست همسرش ربودند و به بيابان هاي اطراف کرج بردند و در آنجا او را مورد تعرض قرار دادند.به گفته سرهنگ صادقي متهمان تاکنون به سرقت 80 دستگاه خودرو پرايد، 15 دستگاه موتورسيکلت، 45 فقره کيف قاپي، 15 فقره سرقت به عنف و يک فقره آدم ربايي همراه با آزار و اذيت اعتراف کرده اند. با توجه به اعترافات متهمان بازپرس شعبه ششم دادسراي جنايي درخواست کرد عکس متهمان بدون پوشاندن چهره در جرايد چاپ شود. او از مردم خواست چنانچه در دام اين سه جوان افتاده اند به اداره مبارزه با سرقت پليس آگاهي استان تهران واقع در کرج، ميدان طالقاني مراجعه کنند.


کشف جسد در نهر آب
جنازه مردي ناشناس شامگاه سه شنبه در يک نهر آب در بومهن کشف شد.به گزارش فارس، ساعت 19 سه شنبه ماموران کلانتري بومهن از طريق مرکز فوريت هاي پليسي 110 از کشف يک جسد باخبر شدند و با حضور در محل حادثه مشاهده کردند جسد يک مرد که هيچ گونه اوراق شناسايي همراه وي نيست داخل يک جوي آب رها شده است.محمدحسين شاملو بازپرس شعبه اول دادسراي امور جنايي درباره اين پرونده گفت؛ با حضور در محل حادثه و بررسي جسد مشخص شد جنازه هيچ گونه آثار ضرب و جرح ندارد.وي ادامه داد؛ جسد به پزشکي قانوني فرستاده شده است تا تحقيقات در خصوص چرايي مرگ وي انجام شود.


عکس هاي عروسي باعث جدايي يک زوج شد
زن جواني که از عکس هاي عروسي 10 سال پيش خود رضايت نداشت به همراه همسرش با مراجعه به دادگاه خانواده دادخواست طلاق توافقي داد. اين زوج پس از مراجعه به دادگاه خانواده شماره 2 خواسته خود را مطرح کردند و مردي به نام ايمان با اظهار اينکه همسرش خيلي بي منطق است به قاضي پرونده گفت؛ 10 سال پيش بعد از چند ماه دوستي با سهيلا ازدواج کردم. در آن چند ماه کوتاه به جاي اينکه به مسائل مهم زندگي فکر کنيم فقط به هم پيام کوتاه ارسال مي کرديم و اکنون نتيجه بي فکري ام را پس از 10 سال زندگي مي بينم.

او افزود؛ پس از اينکه زندگي مشترکمان را آغاز کرديم متوجه بهانه جويي هاي همسرم شدم اما در اين مدت به دليل اينکه خيلي صبور هستم تحمل کردم تا اينکه اين اواخر شروع به ايراد گرفتن از عکس هاي عروسي مان کرده و دائم مي گويد من و مادرم از قصد وي را به آرايشگاه و آتليه خوبي نبرديم تا عکس هاي جالبي نداشته باشد. هرچه با سهيلا صحبت مي کنم که عکس هايش براي 10 سال پيش است و عکاسي در آن زمان با امکانات الان خيلي فرق دارد قبول نمي کند. به همين علت تصميم گرفتيم از هم جدا شويم چون هيچ گونه شباهت و تفاهم اخلاقي با هم نداريم.

قاضي پرونده پس از شنيدن اظهارات اين مرد از همسرش خواست دليلش را براي جدايي بيان کند. سهيلا گفت؛ من توقع بيجايي از همسرم ندارم فقط از وي مي خواهم مرا به آرايشگاه و آتليه ديگري ببرد تا عکس هاي زيبا و جديد تري داشته باشم اما او نمي پذيرد. پس از صحبت مفصل تصميم گرفتيم به دليل اينکه حرف هم را نمي فهميم به زندگي مشترکمان پايان دهيم.بنا بر اين گزارش قاضي دادگاه پس از ثبت اظهارات طرفين سعي کرد آنها را از جدايي منصرف کند اما آن دو حاضر به ادامه زندگي مشترک نشدند و در نهايت حکم طلاق صادر شد.


98 کشته سقوط هواپيما در اندونزي
سقوط هواپيماي مسافربري ارتش اندونزي روي خانه هاي يک روستا 98 کشته بر جاي گذاشت.به گزارش آسوشيتدپرس، «ساگوم تامبوئن» - سخنگوي ارتش اندونزي- گفت؛ اين هواپيماي مسافربري متعلق به ارتش با 112 سرنشين در شرق جاوه سقوط کرد و دست کم 98 نفر جان خود را از دست دادند. البته گزارش اوليه، تعداد کشته شدگان را 78 نفر اعلام کرده بود که اکثراً از خدمه و سرنشينان مسافربري اين هواپيما بودند.در گزارش کارشناسان مقامات ارتش اندونزي آمده است؛ اين هواپيما روي منازل مسکوني يک روستا سقوط کرده و بلافاصله آتش گرفته و دود آن تا چندين متر به هوا برخاسته است.شاهدان عيني نيز گفتند يکي از بال هاي هواپيما در آسمان آتش گرفت و اين آتش سوزي باعث سقوط هواپيما شد.يکي از شاهدان عيني حادثه که يک روستايي 41ساله است و هنگام وقوع اين حادثه در شاليزاري در نزديکي محل سقوط مشغول به کار بود، گفت؛ من ديدم يکي از بال هاي هواپيما کنده شد و پس از آن هواپيما به زمين سقوط کرد. اين هواپيماي مسافربري 112 سرنشين و خدمه داشت و در روستايي در 520کيلومتري شرق جاکارتا - پايتخت اندونزي - سقوط کرد. اکثر سرنشينان اين هواپيما را ارتشيان و خانواده هاي آنها از جمله 10 کودک تشکيل مي دادند.15 نفر از اين سانحه هوايي جان سالم به در بردند و هم اکنون به دليل سوختگي در بيمارستاني نزديک به محل حادثه در حال مداوا و مراقبت هاي پزشکي هستند.تحقيقات در مورد چگونگي وقوع اين سانحه هوايي، توسط کارشناسان ارتش اندونزي ادامه دارد.


مظنون به قتل مرد 80ساله دستگير شد
بازجويي ها از مردي که به عنوان مظنون اصلي قتل يک پيرمرد 80ساله بازداشت شده است ، آغاز شد. اين مرد متهم است روز 11 ارديبهشت پيرمرد 80ساله يي را به نام عباس مورد ضرب و جرح قرار داده و وي بر اثر ضرب، جرح و شکستگي در چند قسمت بدن جان باخته است.محمدحسين شهرياري بازپرس شعبه هفتم دادسراي تهران درباره اين پرونده گفت؛ با آغاز تحقيقات مشخص شد خانواده عباس از شب قبل از حادثه در خانه حضور نداشته اند و قاتل يا قاتلان از اين موضوع استفاده کرده و با حضور در خانه پيرمرد با وي درگير شده و او را با ضربات متعدد مشت و لگد به قتل رسانده اند.وي افزود؛ تحقيقات براي شناسايي قاتلان ادامه يافت تا اينکه معلوم شد در طبقه سوم خانه اين فرد يک زن 52ساله زندگي مي کرده که وي نيز از زمان خروج همسر مقتول از خانه در منزل نبوده و يک مرد 32ساله به خانه اين زن رفت و آمد داشته است.وي ادامه داد؛ همسايه طبقه دوم به ماموران گفت شب حادثه با اينکه مي دانسته زن همسايه در طبقه سوم حضور ندارد متوجه حضور فردي در اين طبقه شده و با کمي کنجکاوي به حضور مرد غريبه پي برده است. وي افزود؛ با توجه به اين اطلاعات احتمال اينکه مرد 32ساله با انگيزه سرقت از پيرمرد وي را به قتل رسانده باشد، قوت گرفت و به اين ترتيب تحقيقات روي دستگيري اين فرد متمرکز شد.بازپرس شعبه هفتم دادسراي امور جنايي تهران گفت؛ اين متهم سرانجام شامگاه سه شنبه در يک قرار صوري دستگير اما صبح ديروز در بازجويي ها منکر هرگونه ارتکاب قتل شد.تحقيقات براي مشخص شدن صحت ادعاي اين فرد همچنان ادامه دارد.


تحقيق درباره سقوط مرگبار دختر 13ساله
دستگيري يک پسر جوان باعث پيشرفت تحقيقات درباره سقوط مرگبار يک دختر 13ساله از طبقه پنجم يک ساختمان شد. در اين حادثه که 21 ارديبهشت ماه در بلوار مرزداران رخ داد دختري 13ساله از پنجره خانه شان سقوط کرد و جان باخت. پس از آن محمدحسين شهرياري بازپرس ويژه قتل به دليل اينکه زمان حادثه برادر متوفي در منزل حضور داشت به بازجويي از وي پرداخت.اين جوان گفت؛ من براي عوض کردن لباس هايم به خانه رفتم و متوجه حضور يک مرد جوان در اتاق خواهرم شدم.با ديدن اين فرد وي را دستگير کردم و از او درباره دليل حضورش در خانه پرسيدم و او گفت با خواهرم دوست است.برادر متوفي افزود؛ با توجه به اين موضوع خواهرم و مرد جوان را در پذيرايي خانه نگه داشتم و با پدر و مادرم تماس گرفتم تا خود را به خانه برسانند و تکليف اين دو را مشخص کنند.وي ادامه داد؛ در اين لحظه خواهرم به بهانه برداشتن روسري به داخل اتاق رفت و من نيز مشغول سوال پرسيدن از مرد جوان شدم که يکدفعه صداي جيغ و فرياد همسايه ها را شنيدم و در اين لحظه با مرد جوان درگير شدم اما وي پس از آنکه بر اثر اصابت ضربه چاقوي من از ناحيه پا مجروح شد، از خانه فرار کرد. با توجه به اين اطلاعات تحقيقات براي دستگيري مرد متواري آغاز شد تا اينکه اين فرد شب گذشته دستگير شد و اظهارات برادر دختر 13ساله را تاييد کرد.اين جوان 19ساله که اشکان نام دارد، مدعي شد از سال قبل با متوفي آشنا شده و اين دختر مدعي شده بود 18 سال دارد که همين امر دليل ارتباط بيشتر آنها شد.بنابر اين گزارش تحقيقات براي مشخص شدن زواياي پنهان اين پرونده همچنان ادامه دارد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام