چهارشنبه، 30 ارديبهشت 1388 - شماره 1956
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
قاتل سريالي قزوين صحنه جنايت ها را بازسازي کرد
قتل به خاطر بدهي چهار ميليوني

گروه حوادث، امير رجبي؛ قاتل سريالي قزوين ديروز در برابر مقامات قضايي و کارآگاهان جنايي صحنه قتل ها را بازسازي کرد و بار ديگر به بازداشتگاه بازگردانده شد تا تحقيقات از او ادامه يابد. به گزارش خبرنگار ما اين زن 32 ساله که مهين نام دارد، اعتراف کرده بدون داشتن هيچ همدستي چهار زن و يک مرد را کشته است. او نخستين قتل را در سال 85 مرتکب شد و مرد صاحبخانه اش را کشت. سپس از بهمن ماه پارسال تا اسفند امسال شروع به کشتار زنان کرد. هر چند تعداد قربانيان زن از سوي پليس پنج نفر اعلام شده بود، او هنوز کشتن يکي از آنان را قبول ندارد. در اين بين برخي اخبار حکايت از آن دارد که مهين که زني متاهل و صاحب دو فرزند دختر است، تا روز دوشنبه به هشت فقره قتل اقرار کرد اما محمدباقر الفت دادستان قزوين و بازپرس افروز که مسووليت رسيدگي به پرونده را بر عهده دارند، اين خبر را تکذيب کردند.

بازپرس فرزين افروز ديروز در گفت وگو با خبرنگار ما به تشريح جزيياتي از اين پرونده جنايي پرداخت و ابعادي از شخصيت نخستين قاتل سريالي زن ايراني را توضيح داد. پيش از اين سردار هدايتي فرمانده انتظامي استان قزوين اعلام کرده بود مهين به دليل اينکه از سوي مادرش مورد بي مهري قرار مي گرفت، از او کينه به دل داشت و به همين سبب زناني را که هم سن مادرش بودند قرباني مي کرد. اما بازپرس افروز با توجه به اعترافاتي که از اين زن در پرونده ثبت شده است، عقيده ديگري دارد و انگيزه هاي مالي را قوي تر مي داند. او در اين باره گفت؛ مهين مبلغي حدود چهار ميليون تومان بدهکار بود و طلبکاران او را تهديد کرده بودند با اجرا گذاشتن چک ها وي را به زندان خواهند انداخت. اين زن نيز براي فراهم کردن مبلغ بدهي اش قتل ها را انجام مي داد و از زنان سرقت مي کرد. او در هر دزدي بين 600 هزار تا يک ميليون و 300 هزار تومان به دست مي آورد و تمام اين مبلغ را به صورت کامل به طلبکاران مي داد.

به گفته بازپرس شعبه دوم دادسراي قزوين مهين در اعترافات خود توضيح داده است حتي يک ريال از اموال مسروقه را در خانه و خانواده اش خرج نکرده و هر بار که به امامزاده چهارانبيا - محل شکار بيشتر قربانيان - مي رفته با گريه و زاري از خدا مي خواسته کاري کند که او مجبور به ادامه دادن اين راه نشود. مهين در اعترافاتش گفته به رغم اينکه نمي خواسته دست به قتل بزند، چاره يي جز اين کار نداشته است.

بازپرس افروز در ادامه گفت؛ مهين چهار خواهر و يک برادر دارد و به خاطر مشکلاتي که در دوران کودکي داشته و پس از ازدواج شدت گرفته به يک قاتل سريالي تبديل شده و عمده اين مشکلات، اقتصادي بود. ضمن اينکه اعتياد شوهر و نداشتن رابطه زناشويي مناسب به اين مساله دامن زده، چراکه مهين شخصيتي عاطفي دارد. او از هوش بالايي نيز برخوردار است، زني فعال بوده و در مسائل اجتماعي مشارکت مي کرده است.بنا بر محتويات پرونده، مهين گفته اگر دستگير نمي شد، تا روزي که مشکلات مالي اش پايان نمي يافت، به قتل ها ادامه مي داد. گرفتاري هاي مالي اين زن در حالي از سوي بازپرس پرونده به عنوان انگيزه اصلي جنايت هاي او اعلام شده که بنا بر گفته سردار هدايتي اين زن از پدر خود ارثيه قابل توجهي نصيب برده اما اين ارثيه در دست مادرش بود و شوهر مهين که راننده کاميون است، اين زن را براي گرفتن ارث تحت فشار مي گذاشت.

بازپرس افروز درباره اينکه متهم چرا بعد از جنايت سال 85 دستگير و مجازات نشد، به خبرنگار ما گفت؛ شوهر مهين به خاطر کارش مرتب در سفر بوده و آن طور که متهم گفته ظاهراً مرد صاحبخانه قصد داشت او را مورد آزار و اذيت قرار دهد؛ مهين نيز به همين دليل او را کشت اما در آن زمان بعد از دستگيري به خاطر ضعيف بودن مدارک آزاد شد.

مهين در همان زمان بعد از کشتن صاحبخانه موضوع را به شوهرش اطلاع داده بود و همسر اين مرد در جريان اين قتل قرار داشت. بازپرس افروز در اين خصوص توضيح داد؛ شوهر مهين فقط بعد از قتل از موضوع مطلع شد و خودش در کشتن صاحبخانه نقشي نداشت. اين مرد اکنون به اتهام اختفاي ادله جرم و مساعدت در فرار متهم در بازداشت به سر مي برد.

اين مقام قضايي درباره همدستي احتمالي همسر مهين يا افراد ديگري با اين زن گفت؛ مهين هيچ همدستي نداشت. او زنان را ابتدا بيهوش مي کرد و در حالت بيهوشي کشتن آنها برايش کار مشکلي نبود. ما از تمام اعضاي خانواده متهم بازجويي کرده ايم و ثابت شده است آنان در جنايت ها دخيل نبودند.

يکي از نکات مهمي که اکنون مطرح است سرنوشت فرزندان مهين است. او دو دختر 17 و 7 ساله دارد و فرزند کوچکش از عقب ماندگي ذهني رنج مي برد. اکنون دستگيري مادر به عنوان قاتل سريالي و بازداشت پدر آن دو را نيز آسيب پذير کرده است. البته بازپرس افروز به خبرنگار ما گفت؛ تا حد امکان از خانواده متهم محافظت مي شود.بازپرس شعبه دوم دادسراي قزوين در ادامه گفت؛ متهم قربانيانش را در اماکن پرتردد انتخاب مي کرد، به گونه يي که متهم اول را در آزمايشگاه و ساير آنان را در اماکن مذهبي به ويژه امامزاده چهارانبيا اغفال و سوار خودرو اش کرد. او درباره اينکه از چه زماني ردپاي يک زن در پرونده به دست آمد، توضيح داد؛ ما از همان قتل اول متوجه حضور يک زن شديم چون در نخستين جنايت يک رهگذر دو زن را سوار يک رنو در کنار جاده کورانه ديده و رفتارهاي آنها را غيرمتعارف تشخيص داده بود. علاوه بر اين ردپاي يک زن در صحنه جرم وجود داشت و آثار انگشت نيز اين موضوع را تاييد مي کرد. ضمن اينکه مقاومت نکردن مقتولان و نبود آثار ضرب و جرح روي بدن شان نشان مي داد آنان به قاتل اعتماد کرده اند. مهين در قتل اول مقتول را با روسري، در جنايت دوم با طناب و در قتل سوم با چسب خفه کرد اما قرباني چهارم چون زود به هوش آمد مهين وي را با زدن ضربه به سرش کشت.

بازپرس پرونده ادامه داد؛ تنها زني که از دست مهين فرار کرد، روز هشت فروردين ماه سوار خودروي او شد. اين نجات يافته اگر همان روز موضوع را به پليس اطلاع مي داد، آمار قربانيان پايين مي آمد.

وي در ادامه با اشاره به برخي شايعات به مردم قزوين اطمينان داد مهين قاتل اصلي است و اين قتل ها ديگر ادامه نخواهد يافت.

بازسازي صحنه

مهين شامگاه دوشنبه و صبح ديروز تمام قتل هاي خود را بازسازي کرد. او هنگام تشريح نحوه قتل ها به شدت گريه مي کرد و گاه چنان از حال مي رفت که بازپرس پرونده مجبور مي شد به او ساعتي استراحت بدهد تا بتواند پس از آن دوباره قتل هاي ديگر را بازسازي کند. مهين که به مکان شکار قربانيان و انجام قتل ها منتقل شده بود، به شدت اضطراب داشت و مرتب تکرار مي کرد به خاطر مشکلات مالي به اين جنايات دست زده است. او هنگام تشريح جزييات يکي از قتل ها گفت؛ اگر طلبکاران مرا تحت فشار نمي گذاشتند و تهديد نمي کردند که مرا به زندان مي اندازند، به همان زندگي فقيرانه خودم ادامه مي دادم و کسي را نمي کشتم. پس از هر قتل وقتي پول مسروقه را به يکي از طلبکاران مي دادم، به او مي گفتم اگر بداند اين پول از چه راهي و چطور تامين شده است، هرگز آن را نمي پذيرد. اما او جواب مي داد فقط پولش را مي خواهد و چيز ديگري برايش مهم نيست. مهين ادامه داد؛ هر بار که مي خواستم قتل انجام بدهم، به شدت دچار اضطراب مي شدم و از خدا مي خواستم مرا از اين وضعيت نجات بدهد.بنا بر اين گزارش رسيدگي قضايي به پرونده مهين همچنان ادامه دارد تا ابعاد ديگر اين جنايت ها و زندگي متهم فاش شود.
متهم در دادگاه ضمن ادعاي بي گناهي اتهامش را پذيرفت
مردي همسر و فرزند چهارماهه خود را براي ازدواج مجدد کشته بود
گروه حوادث؛ مرد جواني که براي رسيدن به دختر مورد علاقه اش همسر و فرزند چهارماهه خود را به قتل رسانده بود به قصاص، حبس، تبعيد و پرداخت ديه محکوم شد.

به گزارش خبرنگار ما اين جوان 24ساله که محمد جواد نام دارد در جلسه دادگاه ادعا کرد مرتکب قتل نشده اما براي اينکه ديگر نمي خواهد در اين شرايط زندگي کند اتهامش را مي پذيرد و خود را مجرم معرفي مي کند.

او که با ديدن عکس هاي جسد فرزندش به شدت دگرگون شد با عصبانيت از قضات دادگاه خواست ديگر اين عکس ها را به او نشان ندهند.

در ابتداي جلسه محاکمه که در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران برگزار شد محمد شادابي به عنوان نماينده دادستان براي محمد جواد تقاضاي اشد مجازات کرد. او در توضيح ماجرا گفت؛ 21 فروردين ماه سال گذشته به ماموران پليس خبر رسيد زن جواني به نام ساحل و فرزند چهار ماهه اش پارسا به طرز دلخراشي به قتل رسيده اند. زماني که بازپرس در خانه حاضر شد تا تحقيقات خود را آغاز کند با جسد غرق در خون مادر و فرزند که با ضربات متعدد چاقو به قتل رسيده بودند مواجه شد. در همان ابتداي تحقيقات با توجه به وضعيت قرار گرفتن اجساد و ضرباتي که به آنها وارد شده بود فرضيه قتل با انگيزه کينه جويانه توسط بازپرس مطرح شد و ماموران براي پي بردن به راز اين جنايت شوهر ساحل را بازداشت کردند. وي که متهم حاضر در دادگاه است ابتدا گفت نمي داند چه کسي اين قتل فجيع را مرتکب شده است و به کسي هم مظنون نيست. اما محمد جواد عنوان کرد احتمالاً همسر و فرزندش قرباني يک سرقت خونين شده اند. اين حرف مورد پذيرش بازپرس قرار نگرفت چراکه اولاً هيچ کودک چهار ماهه يي قادر به شناسايي و حتي صحبت کردن نيست که شخصي از ترس شناسايي او را به قتل برساند و دوم اينکه جسد اين مادر و فرزند در تختخواب پيدا شد و اين به آن معنا است که آنها اصلاً بيدار نبودند که بتوانند کسي را شناسايي کنند. شادابي ادامه داد؛ با توجه به اينکه مشخص شد محمد جواد با همسرش اختلاف داشته انگشت اتهام به سمت وي گرفته شد و بازجويي ها از او ادامه پيدا کرد و مشخص شد زن جوان و فرزند چهار ماهه اش به دست محمد جواد به قتل رسيده اند. درست زماني که اين مرد به قتل همسر و فرزندش اعتراف کرد دختري جوان به نام شبنم به بازپرس پرونده مراجعه کرد و گفت محمد جواد از مرگ همسر و فرزندش خبر داشته و به او نيز در اين باره مطالبي گفته است. با توجه به ادعاي اين زن و بازجويي هايي که از وي انجام شد مدارک عليه محمد جواد تکميل و بازسازي صحنه قتل انجام و معلوم شد اين مرد براي رسيدن به دختر مورد علاقه اش اين جنايت را انجام داده است. شادابي ادامه داد؛ هيات محترم، من به عنوان نماينده دادستان با توجه به اينکه پارسا ولي دمي ندارد به عنوان ولي دم قهري تقاضاي ديه دارم و خواهان اشد مجازات براي متهم در مورد ديگر اتهاماتش هستم.

در ادامه پدر و مادر ساحل در جايگاه حاضر شدند و تقاضاي صدور حکم قصاص کردند. سپس به دستور قاضي عزيزمحمدي، محمد جواد به عنوان متهم در جايگاه حاضرشد تا در برابر اتهام دو فقره قتل از خود دفاع کند. وي گفت؛ من مرتکب قتل نشدم اما اين اتهام را قبول مي کنم چون ديگر نمي خواهم در اين شرايط زندگي کنم. روز هاي زندان براي من خيلي سخت است و ديگر نمي خواهم به اين وضعيت ادامه دهم. من زندگي ام را دوست داشتم و حتي زماني که به دادگاه خانواده رفتيم و حکم طلاق من و ساحل صادر شد حاضرنشدم از همسرم جدا شوم و باهم آشتي کرديم. در بازجويي ها بارها گفتم به من الهام شده بود اين اتفاق مي افتد و هر لحظه منتظر آن بودم.

پرسش و پاسخ

متهم بعد از گفتن اين جمله به سوالات قاضي دادگاه پاسخ داد.

قاضي؛ بعد از اينکه قتل در خانه ات اتفاق افتاد تو با شبنم تماس گرفتي و گفتي همسر و فرزندت کشته شده اند و از او خواستي با تو تماس نگيرد، در حالي که به پليس خبر ندادي و تا شب منتظر شدي، چرا؟

متهم؛ چون شبنم بي گناه بود و من مي دانستم اگر او با من تماس بگيرد چون باهم رابطه داشتيم پليس به من مظنون مي شود به همين خاطر هم به او گفتم به من زنگ نزند.

قاضي؛ تو که مي دانستي همسر و فرزندت کشته شده اند پس چطور به خانه مادرت رفتي و تا شب خوابيدي، بعد کيک خريدي تا همراه والدينت به خانه خودت بروي؟

متهم؛ من 230 قرص خواب آور و مسکن خورده بودم تا خودکشي کنم اما فقط خوابم برد و هيچ اتفاق ديگري برايم نيفتاد.

قاضي؛ اما اعترافات اوليه تو با واقعيت کاملاً منطبق است. اگر مرتکب قتل نشده بودي چطور قتل ها را کامل توضيح دادي؟

متهم؛ هر چه گفتم القا بود. من هيچ چيز از واقعيت نمي دانستم. فقط به من الهام شده بود همسر و فرزندم کشته شده اند.

در اين هنگام قاضي عزيزمحمدي عکس هاي گرفته شده از جسد پارسا را به متهم نشان داد و گفت؛ مدعي شدي هيچ چيز از واقعيت نمي دانستي در حالي که جاي تمامي ضرباتي را که بر بدن پارسا وارد کردي به طور کامل توضيح دادي، در اين باره چه مي گويي؟

متهم که به شدت تحت تاثير قرار گرفته بود با عصبانيت و صدايي بغض آلود گفت؛ چرا اين عکس ها را به من نشان مي دهيد. پارسا فرزند من بود و از ديدن آن ناراحت مي شوم. شما مي خواهيد جوسازي کنيد و من را تحت تاثير قرار دهيد.

قاضي؛ ما جوسازي نمي کنيم آنچه به عنوان مدرک در پرونده است به تو نشان مي دهيم تا بتواني از خودت دفاع کني، اما تو به جاي توضيح آنچه اتفاق افتاده است، حرف هاي غيرواقعي مي زني. تو آزاد هستي وارد آوردن اين ضربات را بپذيري يا نه. اينکه تو تحت تاثير قرار مي گيري و حاضر نيستي اين عکس ها را مرور کني به خاطر اين است که به تو يادآوري مي شود چه کارهايي کرده يي .

در ادامه قاضي عزيزمحمدي از شبنم خواست در جايگاه حاضر شود. وي که به عنوان شاهد احضار شده بود بعد از اداي سوگند گفت؛ من و محمدجواد در دانشگاه باهم آشنا شده بوديم. يک روز او به من گفت شماره تماسم را مي خواهد و قصد دارد با من ازدواج کند. من هم قبول کردم. ما بيشتر در دانشگاه همديگر را مي ديدم. يک روز متوجه شدم حلقه در دست دارد. به او گفتم اين حلقه براي چيست. به من گفت با دختري عقد کرده اما حالا در آستانه جدا شدن هستند و من نمي دانستم او همسر و فرزند دارد. مدتي بعد از او پرسيدم با همسرش چه کرده است. بهمن گفت آنها باهم ازدواج کرده اند و همسرش مي خواهد از او فرزندي داشته باشد تا بعد از جدايي راحت زندگي کند و مجبور نشود دوباره به خانه پدرش برود. مدتي بعد زني با من تماس گرفت و گفت همسر محمدجواد است اما ديگر حرفي با من نزد. دوباره زني با من تماس گرفت و خود را مادر دوست محمدجواد معرفي کرد و به من گفت بايد از زندگي محمدجواد بيرون بروم. من هم جواب دادم کاري با او ندارم و اين محمدجواد است که دست از سر من برنمي دارد. محمدجواد مرتب من را تهديد مي کرد و مي گفت کاري مي کند تا آبرويم برود. تهديد هايش آنقدر جدي بود که مي ترسيدم عملي کند. يک بار به من گفت خواب ديده همسرش کشته شده است. روز حادثه هم تماس گرفت و گفت همسرش کشته شده و از من خواست ديگر با او تماس نگيرم. وقتي به تلفن هايم جواب نداد به سراغ بازپرس رفتم و در آنجا بود که متوجه شدم محمدجواد فرزندي هم داشته و او را هم به قتل رسانده است.

بعد از پايان جلسه محاکمه هيات قضات (سري، رحيم، عزيزمحمدي، محمدي کشکولي و بومي) براي صدور راي پرونده وارد شور شدند و متهم را به يک بار قصاص به خاطر قتل همسرش، 10 سال تبعيد و 10 سال حبس به جرم قتل فرزندش و پرداخت ديه به جرم قتل پسرش محکوم کردند.
عناوين اين صفحه
قتل به خاطر بدهي چهار ميليوني
مردي همسر و فرزند چهارماهه خود را براي ازدواج مجدد کشته بود
کسادي بازار مرد نقاش را به رمالي کشاند
آتش نشانان از سقوط فاجعه ساز جرثقيل جلوگيري کردند
دختر فراري با شليک گلوله کشته شد
وکيل قلابي دستگير شد
دوراهي قتل يا خودکشي در يک پرونده جنايي
دزدي از سارقان خودرو

کسادي بازار مرد نقاش را به رمالي کشاند
فردي که با استفاده از ابزار رمالي و کتب دعانويسي افراد ساده لوح را شناسايي و در قبال حل مشکلات آنان اقدام به کلاهبرداري مي کرد دستگير شد.پس از اعلام گزارش هاي مردمي و بررسي هاي ميداني ماموران انتظامي مشخص شد فردي به نام مجتبي در روستاي وليان نظرآباد افراد ساده لوح را که در زندگي خود دچار مشکلات خانوادگي، مالي، معيشتي و... هستند شناسايي و با وعده اينکه به وسيله دعانويسي و رمالي قادر است تمامي مشکلات آنان را حل و فصل کند، اقدام به اخذ مبالغ هنگفت و کلاهبرداري از آنان مي کند. بنابراين با هماهنگي مراجع قضايي متهم دستگير و منزل وي که از آن به عنوان مکان رمالي و دعانويسي استفاده مي کرد مورد بازرسي قرار گرفت.وي تصريح کرد؛ در بازرسي از منزل متهم 15 جلد انواع کتب دعانويسي قديمي دست نويس، وسايل و ابزارآلات رمالي مثل ورق هاي مسي و پوستي، اشکال مختلف فلزي و تجهيزات کامل ماهواره کشف و ضبط شد.متهم 45 ساله در بازجويي ها گفت؛ نقاش ساختمان هستم و نزديک به دو سال بود که به خاطر رکود ساخت وساز و نبود کار با مشکلات معيشتي روبه رو شدم به همين خاطر تصميم گرفتم با جمع آوري کتاب هاي قديمي دست نويس و ابزارآلات رمالي، به رمالي و دعانويسي بپردازم و از اين طريق امرار معاش کنم. افرادي را که داراي مشکلات متعدد بودند مخصوصاً زنان جوان را شناسايي و با وعده اينکه با رمالي مي توانم مشکلات آنان را حل و آينده را براي آنان پيشگويي کنم به سمت منزل خودم مي کشاندم و سپس در قبال کار خود از آنان مبالغي بين 50 تا 100 هزار تومان مي گرفتم.در ادامه تحقيقات يکي از شکات که ساکن کرج است به پليس نظرآباد مراجعه کرد و گفت؛ چند روز قبل همسرم بدون اطلاع من نزد اين کلاهبردار رفته و براي حل مشکلات زندگي مان از وي کمک خواسته بود و مرد کلاهبردار هم حين رمالي و دعانويسي تمام اطلاعات محرمانه زندگي مان را از زبان همسرم بيرون کشيده و کاملاً به جريان زندگي ما واقف شده بود.شاکي ادامه داد؛ پس از گذشت سه هفته از اين جريان مرد رمال نزد من آمد و گفت قدرت پيشگويي دارد و مي تواند با يک نگاه مشکلات افراد را پي ببرد و با دعانويسي و رمالي آنها را حل کند. بنابراين شروع کرد به تعريف کردن جريان زندگي من مخصوصاً مشکلاتي که با همسرم داشتم و به من گفت مي تواند با يک دعا کاري کند که از همسرم طلاق بگيرم و با فرد ديگري ازدواج کنم. اما چون من به اين کارها اعتقادي ندارم اغفال نشدم و فريب حرف هاي مرد کلاهبردار را نخوردم.بنابراين گزارش متهم پس از تشکيل پرونده براي سير مراحل قانوني تحويل مراجع قضايي شده است.


آتش نشانان از سقوط فاجعه ساز جرثقيل جلوگيري کردند
آتش نشانان در حادثه شکسته شدن بوم جرثقيل 20 تني که ساکنان چند آپارتمان را به وحشت انداخته بود از بروز فاجعه جلوگيري کردند. به گزارش روابط عمومي سازمان آتش نشاني تهران، امدادگران اين سازمان ساعت 30/9 صبح ديروز به محض باخبر شدن از شکسته شدن بوم سوم يک جرثقيل 20 تني که يک ستون تيرآهن سنگين به آن وصل بود بلافاصله خود را به محل حادثه در منطقه چهارباغ جنت آباد رساندند و با مشاهده جرثقيل در حالي که فاجعه يي بزرگ آپارتمان هاي اطراف را تهديد مي کرد ساکنان واحدهاي نزديک به محل حادثه از منازل خود خارج شدند تا با ايمني کامل عمليات آغاز شود.وجود لوله هاي گاز شهري و کابل هاي برق در خياباني با عرض 10 متر و شرايط ويژه حادثه ايجاب مي کرد ماموران شرکت گاز و برق نيز در محل حاضر باشند که اين کار نيز پس از چند دقيقه صورت گرفت. همزمان درخواست شد جرثقيل 25 تني آتش نشاني نيز براي عمليات حمايتي به محل اعزام شود. با تامين تمامي نيروهاي متخصص و امکانات لازم و ايمن سازي محل، کار خارج کردن تيرآهن چندين تني از بوم شکسته جرثقيل آغاز شد. در اين عمليات يکي از آتش نشانان با حرکت از بوم جرثقيل خود را در ارتفاع به تيرآهن معلق رساند و با بستن کابل هاي فولادي به آن، شرايط را براي اپراتور جرثقيل مهيا کرد تا بدون وارد کردن ضربه به جرثقيل آسيب ديده، تيرآهن را پيش از سقوط روي آپارتمان هاي اطراف به زمين منتقل کند. در حالي که کوچک ترين بي احتياطي در اين حادثه باعث بروز فاجعه مي شد، آتش نشانان از آن جلوگيري کردند و در اين حادثه به کسي آسيب نرسيد.


دختر فراري با شليک گلوله کشته شد
مردي که دخترش را در جنوب کشور قرباني خشم خود کرد با تلاش پليس دستگير شد. به گزارش ايسکانيوز، پليس پارسيان - از توابع هرمزگان - باخبر شد دختر 16ساله يي به نام «مينا» که از خانه گريخته بود پس از بازگشت به منزل با شليک گلوله کشته شده است. بنابراين بازپرس جنايي و کارآگاهان به قربانگاه رفتند و پس از بررسي هاي لازم، جنازه به پزشکي قانوني فرستاده شد.تحقيق هاي صورت گرفته نشان مي داد پدر 45ساله «مينا» به نام «سعيد» که با دخترش اختلاف داشته دست به جنايت زده است. با طرح اين فرضيه، متهم بازداشت شد و در بازجويي گفت؛ دخترم آبروي ما را با کارهايش برده بود و کاسه صبرم از خلاف هاي او لبريز شده بود. وقتي «مينا» پس از چند روز فرار به خانه برگشت تصميم گرفتم خودم و خانواده ام را از شرش خلاص کنم. من با کلتي که تهيه کرده بودم جان فرزندم را گرفتم و پشيمان هم نيستم. يک پدر بايد غيرت داشته باشد.

رئيس پليس آگاهي هرمزگان در اين رابطه اظهار داشت؛ «سعيد» به ظن ارتباط نامشروع دخترش با افرادي او را به قتل رسانده است. سرهنگ «اصغر قطب زاده» اضافه کرد؛ پرونده در پليس آگاهي و دادسرا تحت رسيدگي است و متهم با صدور قرار قانوني زنداني شده است.


وکيل قلابي دستگير شد
مردي که خود را وکيل دادگستري معرفي و از مردم کلاهبرداري مي کرد راهي زندان شد.جعفر شفيعي بازپرش شعبه 6 دادسراي قزوين در اين باره گفت؛ روز پنجم بهمن ماه سال گذشته فردي با مراجعه به دستگاه قضايي از کلاهبرداري توسط يک وکيل خبر داد و با استعلام از کانون وکلا مشخص شد اين فرد نه تنها وکيل نيست، بلکه تحصيلات وي در حد فوق ديپلم است. وي افزود؛ اين متهم متاهل 29ساله است و در سابقه کيفري اش يک مورد جعل و يک پرونده مواد مخدر ديده مي شود. او با جعل سربرگ وکالت و جعل مهر کانون وکلا و مشاوران دادگستري، خود را به عنوان وکيل دادگستري معرفي و با استفاده از زودباوري افراد مختلف اقدام به عقد قرارداد وکالت مي کرد. وي تصريح کرد؛ اين متهم امضاي رئيس کانون وکلا را براي دريافت تسهيلات از بانک جعل و بابت انجام کار قضايي از افراد مختلف مبالغ هنگفتي را کلاهبرداري کرده است. بازپرس شعبه ششم دادسراي قزوين اعلام کرد؛ اين فرد در استان هاي قزوين و زنجان اقدام به جعل عنوان و کلاهبرداري کرده است و در اين ميان قضات نيز به جعل عنوان از او تا زمان اعلام شکايت پي نبرده بودند. وي خاطرنشان کرد؛ متهم حتي خودروي دوستش را که به امانت نزد وي بود با تنظيم قولنامه يي صوري به فردي ديگر فروخته است. او همچنين خود را نماينده حقوقي يکي از شرکت هاي توليدي مستقر در قزوين معرفي مي کرد که اين اقدام وي نيز در حال پيگيري است. وي تاکيد کرد؛ تاکنون هشت نفر از اين فرد به اتهام فروش مال غير و 160 ميليون ريال کلاهبرداري شکايت کرده اند. بازپرس شفيعي خاطرنشان کرد؛ توصيه ما به شهروندان اين است که ادعاي وکالت از سوي برخي افراد را تنها به صرف داشتن قرارداد وکالت باور نکنند و از افراد مدارک مطمئن دريافت کنند. در اين پرونده متهم کارت شناسايي و دفترچه قرارداد کانون وکلا نداشت، بنابراين افراد بايد در مواجهه با افراد مختلف از آنها کارت شناسايي و دفترچه عقد قرارداد را مطالبه کنند، زيرا ممکن است حتي فردي وکيل باشد، ولي به دليل تخلف دفترچه وي ابطال شده باشد و دقت نظر شهروندان مي تواند مانع از سوءاستفاده افراد شياد شود.


دوراهي قتل يا خودکشي در يک پرونده جنايي
کشف سرنخ هايي تازه در مورد مرگ فردي که به نظر مي رسيد دست به خودکشي زده است، تحقيقات جنايي را روي فرضيه به قتل رسيدن او متمرکز کرد.

به گزارش ايسنا روز 27 آذر سال گذشته ماموران کلانتري مرزداران در جريان سقوط مرگبار فردي 20ساله به نام حسن از بالاي يک ساختمان چهار طبقه قرار گرفتند و حسين اصغرزاده بازپرس کشيک قتل را از اين موضوع باخبر کردند.در بررسي هاي اوليه، به نظر رسيد متوفي دست به خودکشي زده است به اين ترتيب تلاش براي يافتن هويت وي آغاز شد و خانواده وي از طريق تلفن همراهش شناسايي شدند.در اين ميان، تحقيقات ماموران در خصوص سوابق متوفي به نام حسن نشان داد او با همدستي فردي از ساختمان هاي نوساز سرقت مي کرده است. به اين ترتيب همدست حسن به همراه چهار مالخر شناسايي و بازداشت شدند. اين در حالي است که صبح ديروز بر اساس تحقيقات به عمل آمده از سوي کارآگاهان مشخص شد مدتي قبل از وقوع حادثه، حسن در جريان وقوع نزاعي در محل زندگي اش، عليه چند نفر در کلانتري شهادت داده و اين فرضيه که وي توسط اين افراد به قتل رسيده باشد، قوت گرفت. در پي به دست آمدن اين سرنخ، بازپرس شعبه دوم دادسراي تهران با صدور دستور قضايي خواهان بررسي دقيق حادثه براي کشف زواياي پنهان آن شد.


دزدي از سارقان خودرو
سارقان در حال سرقت لوازم داخل خودرويي که چند روز قبل توسط افراد ديگري دزديده شده بود، دستگير شدند. چندي قبل فردي با مرکز فوريت هاي پليسي 110 تماس گرفت و اظهار داشت؛ دو نفر به طرز مشکوکي در حال باز کردن چرخ هاي يک دستگاه خودروي پيکان در خيابان قوچ حصار هستند. با اعلام موضوع کلانتري صحن حرم عبدالعظيم ماموران گشت را به محل اعلام شده فرستاد و متهمان به اسامي ميلاد (16 ساله) و موسي (26 ساله) دستگير شدند.اين دو متهم در تحقيقات اوليه به سرقت قطعات و لوازم داخل خودرو اعتراف و يکي از همدستان خود به نام حميدرضا را نيز معرفي کردند و اين مرد نيز ساعتي بعد دستگير شد. با گزارش موضوع به بازپرس عباسي، رئيس شعبه چهارم دادسراي ناحيه 27 تهران، پرونده براي رسيدگي تخصصي در اختيار کارآگاهان پايگاه نهم پليس آگاهي قرار گرفت.کارآگاهان در تحقيقات خود دريافتند، خودرويي که سارقان در حال سرقت لوازم و وسايل داخل آن بودند روز 16 بهمن ماه سال گذشته در شهرري توسط سارق يا سارقان ديگري دزديده شده بود.در ادامه تحقيقات کارآگاهان موفق شدند ساير همدستان متهمان را که باند بزرگ سرقت قطعات و لوازم خودرو تشکيل داده بودند، دستگير کنند.اعضاي اين باند که همگي داراي سوابق متعدد در زمينه سرقت قطعات و لوازم داخل خودرو هستند و تعدادي از آنان نيز به ماده مخدر شيشه اعتياد دارند به ده ها فقره سرقت در سطح شهر تهران اعتراف کردند.سرهنگ عباسعلي محمديان رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ ضمن قدرداني از شهرونداني که با هوشياري و تماس به موقع خود موجب دستگيري اعضاي اين باند شدند، گفت؛ از رانندگان وسايل نقليه درخواست مي کنيم اموال و اشياي باارزش خود را در داخل خودرو قرار ندهند و هنگام ترک خودرو حتماً پنل مربوط به راديو و پخش خودرو را از آن خارج کنند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام