سه شنبه، 29 ارديبهشت 1388 - شماره 1955
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: سياست
«پرده آخر» تبليغات دولت نهم
احمد پورنجاتي

«تبليغات»، آن هم از نوع عامه پسند، همواره يکي از مهم ترين ارکان رفتار سياسي آقاي احمدي نژاد پس از ورود به عرصه قدرت، چه در شهرداري تهران و چه در مقام رياست جمهوري بوده است. آن همه «گزارش هاي تصويري» از ديدارهاي مردمي آقاي احمدي نژاد در دوران شهرداري که در برنامه هاي تلويزيوني ايشان هنگام تبليغات انتخابات رياست جمهوري مورد استفاده قرار گرفته حکايت از اين شيفتگي و علاقه مندي و ايمان و عقيده به نقش تبليغات دارد و مگر عمر مسووليت ايشان در شهرداري چند ماه بود؟، و کدام شهردار و وزير و وکيل و نخست وزير تا پيش از آقاي احمدي نژاد، اين همه فيلم از دوره مسووليت خود «دپو» کرده است؟،

البته اين رويکرد «تبليغات محور» تا آنجا که آغشته به گزافه گويي و فريب و اغواي افکار عمومي نباشد، هرچند نامتعارف، اما چندان زيان بخش نيست. از آغاز رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد همين راهبرد «تبليغات محور»، البته با امکانات و تمهيدات گسترده تري در قالب هاي گوناگون، از توليد فيلم سينمايي گرفته تا تاسيس سايت و راه اندازي وبلاگ و خبرگزاري و روزنامه و انتشار کتاب و ترويج کاپشن، مورد توجه قرار گرفته و با شدت تمام ادامه دارد.

هواداران و مدافعان آقاي احمدي نژاد در اين چهار سال براي دفاع تبليغاتي از رئيس جمهور و دولت مورد علاقه خود با توجه به موقعيت سنجي داوري افکار عمومي نسبت به کارنامه دولت نهم، «الگوهاي تبليغاتي» ويژه يي را دنبال کرده اند.

1- الگوي تهاجمي؛ در يکي دو سال اول، در سايه سرمستي حاصل از باده پيروزي غيرمنتظره در انتخابات سال 84، از يک موضع حق به جانب، بي اعتنا به ديگران، نخوت آميز و مغرور حتي در برابر برخي از طيف هاي همسو در جبهه اصولگرا، با بهره گيري از ادبيات خودشيفته و با رنگ و لعاب و شعائر مذهبي و عمدتاً «مهدويت نما» کوشيدند در يک «خط کشي ايدئولوژيک»، خود را جبهه حق و منتقدان را جبهه باطل معرفي کنند.

کليشه هاي مشهور اين الگو، القاب خنده آوري همچون؛ «معجزه هزاره سوم» يا «دولت امام زمان (عج)» و نيز قضيه «هاله نور» است. الگوي تهاجمي تبليغات هواداران دولت نهم در دو سال نخست سرشار از واژگان «تخت گاز» يا «بي ترمز» در مواجهه با منتقدان آقاي احمدي نژاد بود. کمترين انتقاد و بيان نازک تر از گل، نسبت به سياست و برنامه و رفتار اين دولت، منجر به بلند کردن چماق تهديد به افشاگري مي شد که قضيه مشهور «مافياي قدرت و ثروت» يا «مافياي نفت» از جمله اين چماق ها بود، در پناه آتش تهيه تبليغات تهاجمي و بي ترمز در دو سال نخست دولت آقاي احمدي نژاد، کارنامه 16ساله نظام به چالش کشيده شد و «تئوري انقلاب دوم» مطرح شد.

به باور اين قلم، تحليل محتواي موضع گيري ها، سخنراني ها و رفتار رسانه يي شخص آقاي احمدي نژاد و حلقه اصلي همراهان او در دوره «الگوي تهاجمي»نشان خواهد داد که چه ادبيات و واژگان بي سابقه يي وارد حريم حاکميت شده است. در سايه همين الگوي «خودشيفتگي رواني و تخت گازي رفتاري» بود که در يکي دو سال اول دولت نهم بسياري از بنيان هاي استوار و تجربه شده مديريت نظام در بخش هاي گوناگون اقتصادي، اجتماعي و سياسي خدشه دار شد و «سازمان مديريت» به «تصميم و اراده شخصي مدير» تقليل يافت.

اما اين دوره سرمستي و بي ترمزي، خيلي زود دامنگير و وبال گردن شد. پيامدهاي ناگوار تصميم هاي شخصي و شتابزده و شعارگونه در همه زمينه ها، از تعيين دستوري نرخ بهره بانکي و سود تسهيلات و سپرده ها گرفته تا سرازير کردن نقدينگي به بدنه جامعه به عنوان هاي گوناگون (تسهيلات خريد مسکن و بنگاه هاي زودبازده)، دولت را ناگزير کرد اندکي دست از آن شيوه بي سرانجام و تباه کننده اقتصاد ملي بکشد.

اندک اندک الگوي تهاجمي هواداران آقاي احمدي نژاد کم رنگ و بي خاصيت شد و کليشه هاي اختراعي از جنس «معجزه هزاره سوم» رنگ باخت. هواداران دوآتشه آقاي احمدي نژاد پس از آنکه پيامدهاي پرهزينه و کم بازده عملکرد دولت نهم آشکار شد ناگزير شدند اين واقعيت را بپذيرند که براي هميشه نمي توان افکار عمومي را با شيوه ها تردستي تبليغاتي و گزافه گويي هاي «معجزه هزاره سومي» مديريت کرد.

2- الگوي «فرار به پيش»؛ از سال سوم رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد که بادکنک هاي برنامه هاي شعاري دولت نهم شروع به ترکيدن کردند، ديگر الگوي تهاجمي تبليغات حتي براي طيف هاي جبهه اصولگرا قابل توجيه نبود. انتقاد و مرزبندي با سياست ها و عملکرد دولت نهم حتي به اردوگاه اصولگرايان نيز رسيد. در اين برهه بود که هواداران و حاميان آقاي احمدي نژاد الگوي تازه يي را براي دفاع تبليغاتي از او تدارک ديدند که از آن به «شيوه فرار به پيش» مي توان ياد کرد. مضمون اساسي اين الگو را در دو محور مي توان خلاصه کرد؛ نخست به چالش کشيدن منفعلانه منتقدان دولت با طرح اين پرسش که آيا هيچ نقطه مثبتي در کارنامه آقاي احمدي نژاد و دولت نهم وجود ندارد که منتقدان صرفاً بر کاستي ها و ناکارآمدي ها انگشت مي گذارند.

هدف اصلي اين گونه موضع انفعالي در واقع القاي اين نکته به افکار عمومي بود که منتقدان احمدي نژاد منصفانه قضاوت نمي کنند وگرنه چرا در کنار برخي ضعف ها سخني از نقاط قوت نمي گويند.

البته پاسخ اين پرسش انفعالي و به ظاهر حق به جانب کاملاً مشخص است؛ ناکارآمدي دولت نهم جنبه ساختاري و راهبردي دارد و اندک اقدامات روبنايي و «عوام پسند» و شعارگونه هرگز نمي تواند موازنه ضعف و قوت را در کارنامه آقاي احمدي نژاد برقرار کند. اما محور دوم طرح زمزمه «ناتمام ماندن برنامه هاي دولت نهم» و ناکافي بودن يک دوره چهارساله براي به نتيجه رساندن و به ثمر نشستن آنها و ضرورت قطعي و عقلي ادامه کار دولت نهم در دوره دهم رياست جمهوري است.

در واپسين ماه هاي عمر دولت آقاي احمدي نژاد با آنکه هنوز از «الگوي فرار به پيش» در تبليغات هواداران او استفاده مي شود اما با توجه به فضاي انتقادي سنگين در آستانه انتخابات، هواداران آقاي احمدي نژاد احساس کرده اند به يک الگوي تبليغاتي مکمل نياز دارند که هم رقيبان و منتقدان را خلع سلاح کند و هم مديريت بر عواطف و احساسات افکار عمومي را امکان پذير سازد.

3- الگوي مظلوم نمايي؛ به موازات آغاز فعاليت غيررسمي کانديداهاي رقيب آقاي احمدي نژاد و به ويژه پس از ثبت نام رسمي آنان و آشکار شدن صف بندي رقابت ها به ويژه با حضور دو کانديداي اصلاح طلب، آقايان ميرحسين موسوي و کروبي، هواداران آقاي احمدي نژاد به درستي پيش بيني مي کنند انتقاد و اعتراض به کارنامه چهارساله دولت نهم، فضاي جامعه و ذهنيت افکار عمومي را تسخير خواهد کرد.

پس بهترين شيوه براي رهايي از مخمصه رويگرداني مردم و پاسخگويي به آنان همين است که از روانشناسي عاطفي مردم ايران با تمسک به شگرد «مظلوم نمايي» استفاده بهينه شود. از اين پس شاهد مصرف بي دريغ اين ابزار کارآمد خواهيم بود. چه بسا محور اصلي تبليغات انتخاباتي آقاي احمدي نژاد که البته مدت ها است در قالب سفرهاي استاني و تصميم هاي ويژه شب انتخاباتي، در جريان است و نيز برنامه هاي ويژه تلويزيوني انتخابات، همين شيوه مظلوم نمايي باشد. سخنگوي دولت نهم در همايش روابط عمومي هاي برتر وزارت امور اقتصادي و دارايي سخناني ايراد کرد که به خوبي اين شگرد را آفتابي مي کند؛ «امروز در عرصه جنگ رسانه يي قرار داريم... جنگ نرم ديگر، انتخابات است. متاسفانه در اين جنگ همه چيز را مباح مي کنند و مانند شب عروسي است که هيچ قاعده يي ندارد. بعضي ها با کمي مستي در انتخابات حضور پيدا مي کنند، اما بعضي ها کافه را به هم مي زنند... انگار حرف ديگري نيست، همه آمده اند مشت به صورت دولت بزنند... هرچه هست، نقد دولت است.»

نمايش «مظلوميت دولت نهم» تا روز انتخابات «پرده ها» خواهد داشت.
روح انتخابات

محمد بسته نگار

اوضاع کشور و شرايط نامطلوبي که با آن روبه رو هستيم و نگراني هايي که از هر جهت احساس مي شود، بخش مهمي از منتقدان را بر آن داشته است جهت جلوگيري از اين وضعيت نامطلوب که کيان ملي ما را از هر سو تهديد مي کند در فرآيند انتخابات حضور فعالي داشته باشند.در اين حال بايد سعي کنيم انتخابات آزاد، سالم و عادي برگزار کنيم.

همانطور که در بيانيه مطالبه محوري و ديگر بيانيه هايي که در اين مورد داده شده است، يک سلسله مطالبات حداقلي مطرح شده و از جمله از کانديداها خواسته شده است در جهت حذف نظارت استصوابي که خلاف اهداف انقلاب و روح و محتواي قانون اساسي است و انتخابات و حق راي آزادانه مردم را مخدوش کرده و تبديل به سيستم دو مرحله يي کرده است، بکوشند با ايجاد فضاي باز و امکان حق حيات انساني و حقوق شهروندي و رفع تبعيض در همه جا، از همه کس زمينه فعاليت براي همه فعالان سياسي و اجتماعي فراهم شود.

انتخابات آزاد، سالم و عادلانه در صورتي تحقق پيدا مي کند که هر کس که خود را صالح مي داند براي انتخاب شدن خود را نامزد کرده و مردم هم آزاد باشند که به کانديداي مورد اعتماد خود راي دهند. معمولاً محدوديتي که براي نامزدها در نظر مي گيرند شرايطي همچون شرايط سني، داشتن تابعيت کشور و عدم محکوميت به جنحه و جنايت است. نه اينکه به خاطر اختلافات سياسي و داشتن ديد خاص جزء شهروندان درجه دو و سه قلمداد شده و از حق نامزدي و انتخاب شدن محروم شوند.

حق انتخاب چه انتخاب شدن و چه انتخاب کردن از اصول اوليه و بديهي هر فرد و شهروندي است که خداوند در وجود انسان قرار داده است و فصل مميز او با ديگر موجودات است و اگر بعضي از حقوق مشمول تبصره و استثنا شوند اما اين حق خدادادي يعني انتخاب که ناشي از مختار بودن انسان است به هيچ وجه مشمول هيچ گونه استثنا و تبصره يي نمي شود و هيچ کس و هيچ مرجعي حق ندارد اين حق خدادادي را از انسان سلب کرده يا آن را محدود کند.

بر اين حق خدايي هم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، هم اعلاميه جهاني حقوق بشر و هم شوراي اتحاديه بين المجالس صحه نهاده اند.

اصل پنجاه و ششم قانون اساسي مي گويد؛ «حق حاکميت مطلق بر جهان و انسان از آن خدا است و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاکم ساخته است. هيچ کس نمي تواند اين حق الهي را از انسان سلب کند يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاصي قرار دهد.» بند يک ماده بيست و يکم اعلاميه جهاني حقوق بشر نيز مي گويد؛ «هر کس حق دارد در اداره امور عمومي کشور خود خواه مستقيماً و خواه با وساطت نمايندگاني که آزادانه انتخاب شده باشند شرکت جويد.»

در شوراي اتحاديه بين المجالس که در سال 1994 تشکيل شد و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي هم شرکت داشتند، در اعلاميه يي که به اتفاق آرا در 26 مارس 1994 در پاريس تصويب شد، در بند اول آن مي گويد؛ «در هر کشور، اقتدار دولت تنها مي تواند از اراده مردم منبعث گردد، مردمي که در انتخابات واقعي، آزاد و منصفانه و در ادوار منظم با راي گيري فراگير، مساوي و مخفيانه شرکت مي کنند.»

در بند ديگر چنين آمده است؛ «هر کس حق دارد در اداره کشورش مشارکت کند و از موقعيت مساوي براي نامزد شدن در انتخابات برخوردار باشد.»

حال اين سوال از نامزدهاي انتخاباتي به ويژه نامزدهاي اصلاح طلب پيش مي آيد که آزادي انتخابات را در چه مي دانند؟

آيا فقط آزادي را در اين مي بينند که صلاحيت خودشان در نامزدي و آزادي شان در فرآيند برگزاري انتخابات تعيين شود؟ يا ديگراني هم هستند و حقوقي هم دارند؟ علاوه بر اين، اين نامزدها با اين قوانين موضوعه که برخلاف قانون اساسي تصويب شده چه مي خواهند بکنند؟

چراغ هاي رابطه تاريک اند

بيژن موميوند


نامه 4 ارديبهشت 85 محمود احمدي نژاد به رئيس سازمان تربيت بدني، نقطه آغاز فاصله گيري علما و روحانيون از دولت نهم بود. از آن زمان تاکنون فاصله بين روحانيون اصولگرا که بيشتر در دو تشکل جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين حوزه علميه قم (جامعتين) متمرکز هستند و احمدي نژاد آنقدر زياد شده که حمايت اين دو تشکل تاثير گذار از کانديداتوري احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري دهم با چالش ها و حرف و حديث هاي بسياري مواجه است. جامعه روحانيت هنوز حاضر به حمايت از کانديداتوري احمدي نژاد نشده و جامعه مدرسين نيز پس از برگزاري جلسات متعدد تنها با اکثريت آرا از او حمايت کرده و نه به طور کامل. احمدي نژاد اگرچه روحاني نيست، اما با توجه به تاکيد و اصرار زياد او و همفکرانش بر حفظ ظواهر ديني، انتظار اوليه آن بود که مورد حمايت گسترده روحانيون طيف اصولگرا قرار گيرد، اما حمايت روحانيت از دولت نهم آنچنان هم که انتظار مي رفت، تداوم نيافت و در اين چهار سال بسياري از رفتارها و فعاليت هاي دولت مورد مخالفت و انتقاد شديد روحانيون اصولگرا واقع شده است. آيت الله مصباح يزدي و شاگردان او از جمله مرتضي آقاتهراني، سقاي بي ريا، قاسم روانبخش و... که مهم ترين گروه حامي دولت در بين روحانيون هستند، در اين چهار سال براي بهبود روابط علما با دولت احمدي نژاد بسيار تلاش کرده اند، اما بي اعتنايي دولت به رهنمودهاي روحانيون به حدي بوده که اين تلاش ها نتوانسته چندان کارساز باشد. محمود احمدي نژاد با گذشت يک سال از دوران رياست جمهوري اش آنقدر به تصميمات خود اطمينان داشت که بدون مشورت با علما و مراجع، به رئيس سازمان تربيت بدني دستور مهيا کردن اسباب حضور زنان در ورزشگاه را داد. اين تصميم و دستور هدفي جز سوار شدن بر موج احساسات و کسب محبوبيت نداشت. علما يکپارچه اين دستور را خلاف شرع و عرف دانستند. آيت الله مکارم شيرازي با بيان اينکه مسائل کشور را يک شبه و با يک تصميم نمي توان حل کرد، از احمدي نژاد خواست پيش از اتخاذ اين گونه تصميمات، با مراجع تقليد و علما مشورت کند. آيت الله صافي گلپايگاني نيز با صدور پيامي، اين کار را خلاف شرع و تنازل ظاهر از مواضع اسلامي برشمرد. همچنين آيت الله فاضل لنکراني در پاسخ به سوالات مقلدان خود، صراحتاً با هرگونه ورود زنان به ورزشگاه ها، ولو در مکان جداگانه مخالفت کرد. کار به جايي رسيد که حتي مهم ترين حامي احمدي نژاد در بين حوزويان

- آيت الله مصباح يزدي- نيز اعلام کرد برداشت رئيس جمهور در اين خصوص اشتباه بوده است و از طريق سقاي بي ريا و آقاتهراني به صورت شفاهي به احمدي نژاد تذکر داد. سرانجام با مقاومت و مخالفت شديد علما، احمدي نژاد کوتاه آمد و دستور خود را پس گرفت. اظهارات اسفنديار رحيم مشايي - معاون و يکي از ياران نزديک و تاثير گذار احمدي نژاد - درباره دوستي با مردم اسرائيل از جمله موارد ديگري بود که موج شديد مخالفت و انتقاد علما و مراجع قم را برانگيخت. احمدي نژاد اما چندان توجهي به اين مخالفت ها نکرد و سرسختانه به حمايت از مشايي ادامه داد.با چنين سابقه و پيشينه يي اکنون روحانيون اصولگرا رغبت چنداني براي حمايت کامل از رئيس دولت نهم ندارند. اعضاي جامعه روحانيت با وجود تشکيل جلسات مختلف در مورد موضع انتخاباتي هنوز به نتيجه واحد نرسيده اند. غلامرضا مصباحي مقدم - از اعضاي ارشد جامعه روحانيت مبارز- علت اصلي عدم اجماع اعضاي جامعه روحانيت در حمايت از احمدي نژاد را انتقادات اين جامعه نسبت به سياست هاي کلي و نيز شيوه مديريتي وي دانسته است. اگرچه آيت الله مهدوي کني مايل است تشکل متبوعش از احمدي نژاد حمايت کند، اما کساني چون ناطق نوري و هاشمي رفسنجاني سرسختانه مخالف حمايت از او هستند. شنيده ها حاکي از آن است که هاشمي رفسنجاني تهديد کرده، در صورت حمايت جامعه روحانيت از محمود احمدي نژاد، از اين تشکل موثر روحاني استعفا خواهد داد. با وجود اينکه وضعيت احمدي نژاد در بين اعضاي جامعه مدرسين بهتر از جامعه روحانيت است، اما موافقان او در جلسات مختلف نتوانستند رضايت دو سوم اعضا را براي حمايت از رئيس جمهور فعلي جلب کنند و سرانجام اعلام کردند اکثريت جامعه مدرسين از احمدي نژاد حمايت مي کنند و نه همه. شيخ محمد يزدي که بارها اعلام کرده به هيچ وجه مجوز شرعي براي عبور از آقاي احمدي نژاد وجود ندارد، موضع جامعه مدرسين را اين گونه تشريح کرده است؛ «اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم در چندين جلسه به صورت محرمانه در خصوص انتخابات رياست جمهوري به بحث و بررسي پرداختند. راي گيري نهايي طي هفته هاي گذشته انجام شد و با توجه به اينکه تنها سه راي با ميزان حد نصاب فاصله وجود داشت و با عنايت به محدود بودن زمان اعلام نظر به اين نتيجه رسيديم که اعلام کنيم اکثريت اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم از کانديداتوري جناب آقاي دکتر احمدي نژاد حمايت کردند. حمايت جامعه مدرسين به معناي تاييد مطلق نيست و همواره ضعف ها و نواقص دولت نهم در جلسات مطرح و مستقيماً به جناب آقاي احمدي نژاد گوشزد شده است.» مي توان گفت روابط علما و مراجع با احمدي نژاد نسبت به چهار سال قبل بسيار سردتر شده و حتي بسياري از روحانيون اصولگرا ديگر کانديداها را بر او ترجيح مي دهند؛ اگرچه آن را رسماً بيان نکنند.

چرا کسي از دلار هاي گمشده خبر نمي گيرد

سروش فرهاديان
soroushfarhadian@yahoo.com

زماني که رئيس ديوان محاسبات مجلس شوراي اسلامي گزارش تفريغ بودجه سال 85 را تقديم کميسيون برنامه و بودجه مجلس کرد شايد پيش خودش گمان مي کرد اعلام تخلف يک ميليارد و 58 ميليون دلاري دولت از قانون بودجه سال 85 آنچنان مجلس را بهت زده کند که نمايندگان تمام کار و بارشان را کنار بگذارند تا به بررسي سرنوشت اين رقم هنگفت بپردازند. اما سريع ترين واکنش را رئيس دولت نهم به اين گزارش نشان داد. محمود احمدي نژاد بلافاصله در يک پاتک صوتي تصويري ديوان محاسبات را متهم کرد در ارائه گزارش تفريغ بودجه سال 85 دچار بي دقتي و اشتباه شده است. پس از زير سوال بردن اين گزارش از سوي دولت، رئيس ديوان محاسبات هم اعلام کرد حاضر است براي اثبات درستي گزارش ديوان به مناظره با مخالفان بپردازد. اين فرصت اما هيچ وقت به مردم داده نشد که مناظره رئيس جمهور و رئيس ديوان محاسبات را ببينند تا اگر بر خلاف ادعاهاي محمود احمدي نژاد نفتي بر سر سفره هايشان نيامده دست کم از سرنوشت بخشي از پول نفت که ديوان مي گويد به خزانه کشور واريز نشده مطلع شوند. ديوان محاسبات يک ماه بعد گزارش تفريغ بودجه سال 86 را هم به مجلس فرستاد. گويا رحماني فضلي قصد داشت در مدت زمان کمي که از حضورش در بازوي نظارتي مجلس مي گذشت کم کاري هاي ديوان در زمان رياست رحيمي معاون حقوقي فعلي رئيس جمهور را جبران کند. چه آنکه رحيمي در اظهارنظري گفته بود «ديوان محاسبات از پايين به بالا و از بالا به پايين معتقدند که دولت شما يک دولت خدمتگزار است و بايد به آن کمک کرد.» رحماني فضلي اگر چه واکنشي از مجلسي که اکثريت مطلق آن را اصولگرايان تشکيل مي دهند در رابطه با تخلف يک ميليارد دلاري دولت که بعدها به يک ميليارد دلار گمشده معروف شد، نديد اما پس از آنکه از همکارانش خواست کار جمع و ضرب گزارش تفريغ بودجه سال 86 را براي چندمين بار انجام دهند تا مطمئن شوند که تخلف 3/2 ميليارد دلاري و عبور دولت از 54 درصد قانون بودجه سال 86 محرز است و اشتباهي در محاسبات ديوان رخ نداده اين اطمينان را به خودش مي داد که اين بار حتماً نمايندگان از تخلف دولت نخواهند گذشت. ميزان تخلفي که حتي کميسيون برنامه و بودجه مجلس هم به دليل حواشي پيش آمده پس از قرائت گزارش قبلي در ابتدا حاضر به قرائت آن نشد و اعلام کرد اگر نمايندگان نسبت به شنيدن اين گزارش اصرار دارند يکي از اعضاي هيات رئيسه آن را قرائت کند. هرچند سرانجام اين گزارش توسط مخبر کميسيون برنامه قرائت شد. با گذشت حدود چهار ماه از قرائت گزارش تفريغ بودجه سال 85 و اعلام تخلف يک ميليارد و 58 ميليون دلار و گذشت دو ماه از قرائت گزارش سال 86 و مشخص شدن تخلف 3/2 ميليارد دلاري دولت اما کسي از اين دلارهاي گمشده خبري نمي گيرد. گويا تا اطلاع ثانوي تمام راه ها بايد به انتخابات ختم شوند.

تاييد صلاحيت کانديداها از سوي صدا و سيما

رئيس سازمان صدا و سيما با دعوت از نمايندگان چهار نفر از کانديداهاي حاضر در صحنه انتخابات تلويحاً نشان داد چه کساني قرار است از سوي شوراي نگهبان تاييد صلاحيت شوند. عزت الله ضرغامي عصر يکشنبه با دعوت از غلامحسين کرباسچي و مرتضي الويري به نمايندگي از ستاد مهدي کروبي، بيژن زنگنه به نمايندگي از ستاد ميرحسين موسوي، داوود دانش جعفري به نمايندگي از ستاد محسن رضايي و مهدي کلهر به نمايندگي از ستاد محمود احمدي نژاد پيش بيني سازمان متبوعش از آرايش انتخابات رياست جمهوري را مشخص کرد.

روزهاي سخت سخنگو

عبدالله مومني نماينده نسل دانشجويان پيشرو تحکيم وحدت در نيمه اول دهه 80 است. او اکنون به عنوان سخنگوي ادوار تحکيم وظيفه دارد در دفاع از مهدي کروبي، مواضع تشکل متبوع خود را به ظرافت بيان کند. اين ظرافت از آنجا اهميت دارد که حمايت ادوار تحکيم، حمايت ويژه يي بوده و بسياري از منتقدان ممکن است حمايت مومني و ديگر اعضاي تحکيم را با چالش مواجه کنند. از اين رو وي بايد منتظر باشد در مقابل انتقادهاي مخالفان، پاسخ قانع کننده يي ارائه کند. شايد کار سخت مومني اين باشد که به صورت روشن تبيين کند که چگونه از تحريم به عبدالله نوري رسيده و سپس در راهي گام نهادند که بسياري از اصلاح طلبان سال ها بر آن پافشاري مي کردند. منتظر برنامه هاي ادوار تحکيم براي پيروزي کروبي باشيد.

تصميم شجاعانه

حمايت احمد زيدآبادي از مهدي کروبي، علاوه بر آنکه در بعد سياسي و رقابت ميان کانديداها واجد اهميت است از بعد انتخاباتي و لزوم شرکت در انتخابات مهم تلقي مي شود. زيدآبادي که در چند انتخابات گذشته نماد مخالفان شرکت در انتخابات شده بود، حالا اوضاع را به گونه يي مي بيند که وارد گود شده و از تحريم فاصله گرفته است. حمايت او و مجموعه ادوار تحکيم وحدت از مهدي کروبي شايد براي خيلي ها عجيب به نظر بيايد اما آنها که در يک ماه گذشته تحولات سياسي را از نزديک مرور مي کردند منتظر اعلام حمايت اين طيف از کروبي بودند. با اين حال زيدآبادي قطعاً تصميم شجاعانه يي گرفته که حاضر شده پس از سال ها مخالفت با فعالان انتخاباتي، از شرکت در انتخابات دفاع کند.

سکوت سنگين

علي اکبر موسوي خوئيني خيلي وقت است که سکوت پيشه کرده و کمتر در صحنه سياسي ظاهر مي شود. وي که پيشتر دبير کل سازمان دانش آموختگان ايران بود پس از آنکه اين مسووليت را به زيدآبادي واگذار کرد تمايلي به فعاليت سياسي نشان نداد و مصاحبه ها و موضع گيري هاي سياسي اش را به شدت کاهش داد. اين در حالي است که موسوي خوئيني در مجلس ششم جزء نمايندگان فعال اصلاح طلب بود. با وجود سکوت طولاني مدت، انتظار مي رفت وي در فصل انتخابات دوباره فعال شده و موضعي اتخاذ کند. با اين حال به رغم روشن شدن موضع ادوار تحکيم، او همچنان به سکوت خود ادامه داده و موضع انتخاباتي اش را اعلام نکرده است. آيا او در ايام تبليغات انتخاباتي حاضر مي شود در حمايت از يک کانديدا وارد عمل شود؟

وقتي ادوار تحکيم هم به جمع حاميان کروبي پيوست
پايان تحريم
با اعلام حمايت رسمي سازمان دانش آموختگان ايران (ادوار تحکيم) حالا مي توان گفت ديگر هيچ حزب و گروه رسمي در کشور از تحريم انتخابات حمايت نمي کند و تمام گروه هاي سياسي رسمي کشور با حضور در عرصه انتخابات از يک کانديدا حمايت مي کنند. اين در حالي است که در چند انتخابات گذشته اين تشکل سياسي يا از عدم مشارکت در انتخابات سخن گفته يا در بهترين حالت، نسبت به انتخابات سکوت کرده بود.

در اين شرايط ممکن است برخي چهره هاي سياسي به صورت انفرادي از عدم شرکت در انتخابات حمايت کنند، اما اين پيشنهاد سياسي با حمايت هيچ تشکل سياسي همراه نبوده و تنها اظهارنظري شخصي محسوب مي شود. پيش بيني مي شود تا روز انتخابات تک چهره هاي شاخص سياسي کشور هم که معمولاً نگاهي منفي به قضايا دارند موضع انتخاباتي خود را براي تغيير وضع موجود اعلام کنند چرا که همه نسبت به آينده کشور نگران هستند و عزمي واحد براي پايان دادن به روند موجود در حال شکل گيري است.

حامي جديد کروبي

از اين پس بايد منتظر بود عکس زيدآبادي در کنار عباس عبدي، غلامحسين کرباسچي، محمدعلي ابطحي و جميله کديور در يک قاب ديده شود. ادوار تحکيم اگر واقعاً در انتخاب خود مصر باشد، چاره يي ندارد جز اينکه تمام قد پشت سر شيخ ايستاده و براي پيروزي وي تلاش کند. در اين راه زيدآبادي بايد مانند ساير چهره هاي شناخته شده به حمايت از کروبي پرداخته و در مجامع عمومي در وصف وي سخنراني کند. به هر صورت نمي شود گام به دريا گذاشت و خيس نشد. ادوار تحکيم اگر آرام و بي دغدغه گوشه يي مي نشست و در مورد انتخابات اظهارنظري نمي کرد کسي از آنها انتظاري نداشت. ساده ترين راه هم همين بود که يک بيانيه ساده صادر مي شد، تمام اوضاع با بدبيني مورد تحليل قرار مي گرفت و انتقادهاي تندي هم نسبت به وضع جاري بيان مي شد و ديگر تا روز انتخابات به نظاره اتفاقات مي پرداختند. اما اين اتفاق نيفتاد و ادواري ها با وجود آنکه مي دانستند رويکرد انتخاباتي شان پس از سال ها با طعنه ها و کنايه هاي زيادي همراه مي شود اما تغيير وضع کشور را مهم تر از کنايه هاي سياسي دانستند و از کروبي حمايت کردند.

زيدآبادي و ديگر اعضاي سازمان دانش آموختگان که به واسطه مخالفت هميشگي اش با حضور در انتخابات شناخته مي شد در حالي به حمايت از کروبي پرداخت که تا چند هفته قبل، از نامزدي عبدالله نوري حمايت مي کردند اما مطالبه تغيير ساختاري تعديل و با شعار تغيير کروبي همراه شد. اعضاي سازمان مي دانستند در صورت هرگونه تغيير موضع و اعلام حمايت از کروبي بلافاصله با موج سوال ها ، پرسش ها و ابهام هاي روزنامه نگاران، فعالان سياسي و فعالان رسانه يي مواجه مي شدند که چرا موضع خود را تغيير داده ايد و از لزوم حضور در انتخابات سخن مي گوييد و چرا از کروبي حمايت کرده ايد. در ادامه، ادوار تحکيم دست به يک تصميم مهم زد و بدون در نظر گرفتن حاشيه ها و ناملايمات ترجيح داد از کروبي حمايت کند تا در چهار سال آينده بار ديگر با اين اتهام مواجه نشود که با تحريم انتخابات باعث استمرار حضور اصولگرايان در قدرت شده است.

وضع نگران کننده

به راستي چه شده که چهار سال پس از انتخابات دوره نهم، زيدآبادي و نزديکانش تصميم مي گيرند به صورت ايجابي وارد عرصه انتخابات شوند؟ زيدآبادي که چهار سال پيش در رقابت احمدي نژاد و هاشمي حاضر نشد به صورت صريح از هاشمي حمايت کند و تنها به خاطر موضع بزرگان و روشنفکران در حمايت از هاشمي از مخالفت سرسختانه دست برداشت چه شده که امروز براي شکست دادن احمدي نژاد مصمم نشان مي دهد و تشکل سازمان دانش آموختگان به حمايت از کروبي مي پردازد؟

بي شک اين اتفاق از وضع نگران کننده کشور نشات مي گيرد؛ وضعي که باعث شد بسياري از چهره هاي شناخته شده به ميدان بيايند و تلاش کنند وضع موجود تغيير کند. از اين زاويه زيدآبادي و ادوار تحکيم با درک اين موضوع که استمرار حضور اصولگرايان در قدرت به تضعيف جامعه مدني منجر شده و شرايط فعاليت روزنامه نگاران، روشنفکران و فعالان سياسي را دشوار مي کند تصميم به تغير وضع موجود گرفته اند و براي اين منظور سراغ کانديدايي رفته اند که بيشترين حمايت را از حقوق بشر به عمل آورده و وعده هاي زيادي براي بهبود زمينه فعاليت سياسي و مطبوعاتي داده است. تحريمي هاي سابق حالا نيک مي دانند براي به ثمر نشاندن برنامه هاي تحول خواهانه، بهبود وضع آزادي بيان، پيگيري برنامه هاي حقوق بشري و رفع تنگناها از دانشگاه ها حتماً بايد يک رئيس جمهور اصلاح طلب و ميانه رو بر سر کار باشد تا امکان پيگيري اين مطالبات وجود داشته باشد.

اين در حالي است که تحريمي ها در چهار سال گذشته با انتقادات زيادي مواجه شدند. آنها از جانب فعالان سياسي و حزبي متهم شدند با انفعال و تشويق مردم به عدم حضور در صحنه باعث شدند محمود احمدي نژاد راي بياورد. به اين ترتيب بخشي از فعالان سياسي پيروزي احمدي نژاد در انتخابات سال گذشته را نتيجه خانه نشيني تحريمي ها و تشويق مردم به عدم شرکت در انتخابات دانستند و از اين زاويه به بيان انتقادهاي هاي تند و تيزي پرداختند. با اين حال به نظر مي رسد انتقادات فعالان سياسي چندان صحيح نباشد. اين درست است که عدم مشارکت بخش قابل توجهي از مردم باعث ناکامي ميانه رو ها در انتخابات دوره گذشته شد اما اين موضوع ربط چنداني به جمعي که خود را تحريمي مي خواندند، نداشت چراکه اين جمع اساساً حلقه محدودي بوده و تريبون تاثيرگذاري در اختيار ندارد که فراخوانش به گوش مردم برسد و با استقبال آنها رو به رو شود. تحريمي ها نه آنقدر منسجم هستند و نه توانش را دارند که بتوانند مردم را به عدم شرکت در انتخابات تشويق کنند، کما اينکه در انتخابات مجلس هشتم، تحريمي ها دست به سکوت زدند و بدون آنکه کلامي در مخالفت با شرکت در انتخابات بگويند و براي مردم توصيه و پيامي داشته باشند به نظاره گر انتخابات تبديل شدند اما در نهايت باز هم قشرهاي تحول خواه جامعه تمايل چنداني به مشارکت در انتخابات نشان نداده و باز هم اصولگرايان اکثريت کرسي هاي پارلمان را نصيب خود کردند. به همين خاطر عدم حضور مردم در انتخابات را نبايد نتيجه کنش سياسي تحريمي ها دانست بلکه بايد در جست وجوي عوامل ديگري برآمد.

تصميم متفاوت

زيدآبادي و نزديکانش حالا پس از مدت ها وارد عرصه انتخابات شده اند. آنها مهدي کروبي را بهترين فرد براي نجات کشور تشخيص داده اند و به صورت رسمي اعلام کرده اند براي پيروزي وي تلاش خواهند کرد. اوضاع کشور را آنقدر نگران کننده ديده اند که اين بار تصميمي متفاوت اتخاذ کرده اند. آيا اجماع همه گروه هاي سياسي و تشکل هاي تحول خواه باعث تغيير وضع موجود و روي کار آمدن رئيس جمهوري اصلاح طلب مي شود؟
حميدرضا ترقي ادعاي افشاي مافياي نفت را تکذيب کرد
شعار احمدي نژاد نبود

سولماز ايکدر
solmazeikder@yahoo.com

حميدرضا ترقي معاون بين الملل حزب موتلفه اسلامي کمترين نقدي را به دولت نهم وارد نمي داند و عميقاً اميدوار است جبهه اصولگرايي برنده انتخابات دهم باشد. او به نمايندگي از سوي حزب متبوع خود رفتارهايي مانند دعوت تشکيلاتي بسيجيان به حضور در عرصه انتخابات را غيراخلاقي نمي داند و معتقد است تا امروز برداشت غلطي از وصيتنامه حضرت امام وجود داشته. و مسلماً امام وقتي فرمان به تشکيل بسيج 20ميليوني مي دادند، قصد نداشتند 20 ميليون نفر از افراد جامعه را از حق مشارکت سياسي محروم کنند.

---

-در بيانيه يي که از سوي حزب موتلفه صادر شده، حزب شما اعلام کرده در انتخابات پيش رو از آقاي احمدي نژاد حمايت مي کند. لطفاً علت حمايت از احمدي نژاد را توضيح دهيد.

براي حفظ انسجام و هماهنگي در جبهه اصولگرايان حزب موتلفه در کنار ديگر احزاب اصولگرا از آقاي احمدي نژاد حمايت خواهد کرد.

-حزب موتلفه مي تواند تنها با تکيه بر حفظ انسجام بين اصولگرايان براي آقاي احمدي نژاد حداقل در بين اعضاي اين حزب تبليغ کند.

ما به صورت تشکيلاتي در سراسر کشور فعاليت مي کنيم تا برنامه ها و عملکرد دولت آقاي احمدي نژاد را براي هواداران مان تشريح کنيم. حزب موتلفه با استفاده از تشکيلات منسجمي که در سراسر کشور دارد اقدام به جمع آوري آرا براي آقاي احمدي نژاد خواهد کرد.

-نقطه قوت دولت نهم را چه مي دانيد که بر پايه آن قصد حمايت از آقاي احمدي نژاد را داريد؟

در درجه اول پايبندي اين دولت به گفتمان امام و رهبري و پايبندي به آرمان هاي انقلاب اسلامي. همين طور ساده زيست بودن دولت، سلامت اقتصادي و تلاش در جهت کاهش فاصله بين دولت و مردم. در نهايت موضع گيري هاي فعال دولت در عرصه ديپلماسي و برخورد تهاجمي با سياست هاي زياده خواهانه دولت امريکا را از نقاط قوت اين دولت مي دانيم.

-صادق محصولي نماد مردمي بودن دولت نهم بود يا ساده زيست بودن آن؟

در دولت هاي گذشته بارها شاهد محکوميت وزرا در محاکم قضايي بوديم. محکوميت وزراي دولت هاي پيشين، بدون شک نشان از فساد دولت ها و اطرافيان دولتمردان داشت اما در دولت نهم چنين افراد فاسدي وجود ندارند. ممکن است صادق محصولي پول داشته باشد ولي هرگز اثبات نشده اين پول از راه حرام کسب شده است.

-ممکن است نام يک وزير از دولت سازندگي يا اصلاحات را که به جرم فساد مالي محکوم شده اعلام کنيد؟

نه.

-چرا نمي خواهيد نام مفسدين اقتصادي را اعلام کنيد؟ عدم پاسخگويي شما اين شائبه را ايجاد مي کند که هيچ سندي براي اثبات اين ادعا وجود ندارد.

مسلماً اسناد محکوميت وزراي سابق در دادگاه مفاسد اقتصادي وجود دارد براي مثال در يک پرونده دادگاه حکم داده وزير خاطي بايد 400 ميليون تومان پول به صندوق دولت برگرداند.

-معرفي عوضعلي کردان به عنوان وزير کشور بيانگر اعتقاد آقاي احمدي نژاد به سلامت و صداقت بود.

برخورد با کردان يک برخورد سياسي در مخالفت با دولت نهم بود. البته حزب موتلفه دفاع آقاي احمدي نژاد از کردان را تاييد نمي کند، همان طور که دفاع ايشان از اسفنديار رحيم مشايي از منظر حزب ما غلط است. حزب موتلفه مواردي از اين دست را از جمله نقاط ضعف آقاي احمدي نژاد مي داند. اما هيچ دولتي از خطا و اشتباه مصون نيست. در نهايت ما معدل دولت نهم را مثبت ارزيابي مي کنيم.

-سياست هاي تهاجمي دولت نهم در عرصه بين المللي باعث صدور قطعنامه هاي پي درپي سازمان ملل عليه ايران شد. حزب شما چگونه از اين رفتار دولت حمايت مي کند و آن را از نقاط قوت دولت نهم مي داند؟

رويکرد جديد دولت در عرصه ديپلماسي با توجه به اينکه روش دولت هاي سابق با شکست مواجه شد، کاملاً مورد تاييد ما است. روش دولت هاي گذشته نه نقشي در تنش زدايي داشته و نه موضع گيري هاي بين المللي عليه کشور ما را کاهش داده است. اما روش دولت نهم نه تنها باعث دستيابي ما به انرژي هسته يي شد بلکه دولت هاي غربي را هم وادار به عقب نشيني کرد.

-دولت نهم را از نظر اقتصادي دولت سالمي مي دانيد؟

بله.

-اين دولت فقط يک قلم يک ميليارد دلار کسري بودجه دارد.

اين حرف ها فقط ادعا است. هيچ کس نتوانسته چيزي ثابت کند.

-موضع غيرشفاف دولت در ارتباط با صندوق ذخيره ارزي چطور؟

ميزان اعتبار موجود در صندوق ذخيره ارزي به نسبت دولت هاي گذشته در دولت نهم بسيار بيشتر شده است. متاسفانه کساني که مدعي فساد اقتصادي دولت نهم هستند، از مناسبات پيچيده اقتصادي خبري ندارند و هرگز هم نتوانسته اند حرف شان را اثبات کنند.

-با اينکه هنوز تبليغات رسمي انتخابات شروع نشده، شاهد يکسري بداخلاقي هاي انتخاباتي هستيم. حزب موتلفه قصد ندارد در قبال اين بداخلاقي ها در مورد کانديداهاي اصلاح طلب اعلام موضع کند؟

ما با هرگونه بداخلاقي سياسي مخالفيم و آن را بيانگر عدم بلوغ سياسي احزاب مي دانيم. اما اين بداخلاقي ها تنها از سوي هواداران اصولگرايان نيست مثلاً عباس عبدي با صراحت مي گويد اصلاً معتقد به رعايت اصول اخلاقي در انتخابات نيست يا مهندس موسوي اعلام مي کند من تا آخرين شب انتخابات فقط مي خواهم از دولت نهم انتقاد کنم. موضوعاتي از اين دست يعني کانديداهاي اصلاح طلب برنامه يي براي اداره کشور ندارند و تنها خواست شان اين است که اداره کشور را از دست اصولگرايان خارج کنند.

-ارائه سيب زميني رايگان تبليغ غيراخلاقي و هدفمند از سوي آقاي احمدي نژاد نيست؟

تقسيم سيب زميني رايگان اصلاً تبليغ نيست. هر سال دولت از طريق کميته امام مازاد خريد محصولات کشاورزي را در اختيار نيازمندان مي گذاشت.

-تامين نيازهاي افراد تحت پوشش کميته امام با آنچه در اين چند ماه اخير اتفاق افتاده تفاوت هايي دارد. مسلماً دانشجوياني که چک مسافرتي صد هزار توماني دريافت کردند، همگي تحت پوشش کميته امام نبودند.

سال هاي گذشته هم دولت مازاد محصولات کشاورزي را از طريق کميته امام به دست افراد نيازمند مي رسانده.

-ولي امسال از طريق کميته امام سيب زميني رايگان به دست نيازمندان رسانده نشده.

تفاوتي ندارد. بستگي به ميزان مازاد محصول دارد. در دولت سابق بارها مازاد محصولات حتي تا سقف 80 تا 100 هزار تن را معدوم کردند. چرا آن روز از دولت نمي پرسيديد. مگر پول بيت المال را براي خريد اين محصولات صرف نکرده اند، چرا با وجود نيازمندان محتاج مازاد محصولات را معدوم مي کنيد.

-چرا اين دست اتفاق ها تنها در سال چهارم دولت رخ مي دهد؟

سال گذشته هم به همين صورت بوده منتها ميزان آن کمتر بوده. سال گذشته مازاد محصولات از طريق کميته امداد و سازمان بهزيستي در اختيار نيازمندان قرار گرفت.

-استانداري ها هم زير نظر وزارت رفاه موظف به پخش مازاد محصولات کشاورزي بودند؟

استانداري ها تنها موظف به ايجاد هماهنگي بين تعاون روستايي با دستگاه هاي حمايتي بودند. اصلاً وقتي سيب زميني به دست مردم رسيد، آنها نمي دانستند اين سيب زميني ها از کجا آمده.

-از مجموع فعاليت هاي دولت نهم و رفتارهايي که هواداران اين تفکر از جمله فاطمه رجبي و رسايي مرتکب مي شوند، اين گونه استنباط مي شود که جناح اصولگرايان بدون اعلام رسمي عملاً به هيچ يک از موازين اخلاق انتخاباتي پايبند نيست.

اگر احزاب اصلاح طلب حاضر مي شدند منشور رقابت سياسي را که در خانه احزاب تهيه شده بود، بپذيرند، امروز معياري براي تعريف اخلاق انتخاباتي داشتيم. ولي متاسفانه احزاب اصلاح طلب و مشخصاً سلامتي دبيرکل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي از پذيرفتن منشور اخلاق انتخاباتي خودداري کردند. در نتيجه ما هيچ چارچوب مشخصي براي تعريف نحوه شرکت احزاب و گروه ها در انتخابات نداريم.

-احزاب اصولگرا حاضر به پذيرش منشور اخلاق انتخاباتي بودند؟

بله تمام احزاب اصولگرا منشور را امضا کردند ولي احزاب اصلاح طلب به ويژه سازمان مجاهدين زير بار امضاي منشور نرفتند. در نتيجه امروز به جايي رسيديم که در زمان انتخابات دو جناح به صورتي در مورد يکديگر تبليغ مي کنند که گويي يکي مي خواهد اصل نظام را زير سوال ببرد و ديگري مي خواهد به هر قيمتي شده نظام را حفظ کند.

مسائلي از اين دست باعث بي اعتمادي مردم به احزاب شده است.

-به عنوان معاون امور بين الملل حزب موتلفه نامه نگاري هاي آقاي احمدي نژاد با رئيس جمهور امريکا را در تقابل با انديشه هاي امام نمي دانيد؟

ديپلماسي نامه نگاري بهترين روش براي افشاي ماهيت امريکا در نظر افکار عمومي جهانيان بود. باب مذاکره با امريکا را امثال عطاءالله مهاجراني در دولت اصلاحات باز کردند ولي آن روز هيچ کس حاضر نبود در دفاع از افکار امام حرفي بزند.

-فکر مي کنم حداقل حزب شما در دوران اصلاحات به حد کفايت از آرمان هاي امام حمايت کردند. به همين دليل است که بي تفاوتي امروز حزب موتلفه سوال برانگيز است.

قطع ارتباط با امريکا يک استراتژي دائم العمر نظام جمهوري اسلامي نيست. براي برقراري ارتباط با امريکا، با نظارت مستقيم رهبري منتظر حصول شرايطي بوديم که بخش زيادي از آن در سايه همت دولت نهم محقق شده است. ايران امروز يک کشور مقتدر است و قابليت برقراري ارتباط با هر کشوري به غير از کشور جعلي اسرائيل را بدون امتياز دادن به آن کشور دارد.

-آقاي احمدي نژاد در دوران تبليغات براي انتخابات رياست جمهوري نهم و حتي پس از آن وعده هايي دادند که به هيچ کدام از آنان عمل نکردند.

چه وعده هايي؟

-وعده افشاي مافياي نفت.

هيچ وقت چنين وعده يي ندادند.

-مردم نزديک سه سال است منتظرند آقاي احمدي نژاد اسامي مفسدين اقتصادي را از جيب کت شان در بياورند.

وقتي دستگاه قضايي به درستي مشغول بررسي پرونده مفسدين است لزومي ندارد آقاي احمدي نژاد به معرفي مفسدين بپردازد.

-چرا از محسن رضايي به عنوان کانديداي واحد جبهه اصولگرايي حمايت نکرديد؟

ويژگي هاي محمود احمدي نژاد قابل مقايسه با محسن رضايي نيست.

-کدام ويژگي ها؟

محبوبيت محمود احمدي نژاد در جامعه و احتمال راي آوري بالاي او قابل مقايسه با محسن رضايي نيست. در شرايط فعلي امکان راي آوري محسن رضايي وجود ندارد.

-تحليل موتلفه نسبت به مهندس موسوي چيست؟

در دوران تبليغات براي انتخابات حزب موتلفه هيچ کانديدايي را نقد نمي کند ولي در مورد آقاي موسوي نبايد فراموش کرد سياست هاي غلط ايشان در دوران جنگ باعث شد حضرت امام مجبور به نوشيدن جام زهر شود.

-کدام سياست غلط؟ مديريت کم اشتباه مهندس موسوي در دوران جنگ در تاريخ ايران کم نظير است.

دولت موسوي ناگهان اعلام کرد خزانه کشور خالي شده است و اين موضوع امام را وادار به پذيرش قطعنامه کرد.

-اين مسائل مربوط به 20 سال پيش است. امروز مهندس موسوي را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

درباره مهندس موسوي نمي توان حرفي زد زيرا نه عملکرد مشخصي تا امروز داشته و نه حتي وعده يي داده اما جريان هاي اطراف او بدون شک جريان هاي سالمي نيستند مثل نهضت آزادي و مجاهدين انقلاب اسلامي.

مهندس موسوي به دامن جريان هاي تندرو پناه برده است.

-فکر نمي کنيد بين آقاي احمدي نژاد و مهندس موسوي حداقل در زمينه هاي اقتصادي شباهت هايي وجود دارد با اين تفاوت که مهندس موسوي به وعده هايش عمل کرده ولي احمدي نژاد موفق نشده.

توزيع کوپن فصل الخطاب سياست هاي اقتصادي دولت مهندس موسوي بود که هيچ شباهتي به سياست هاي اقتصادي احمدي نژاد ندارد.

-شعار عدالت محوري از شعارهاي اصلي دولت مهندس موسوي بود که دولت نهم هم از آن استفاده کرد.

بازار سياهي که در دوران جنگ در کشور ايجاد شد و باعث رسيدن عده يي خاص به ثروت هنگفتي شد، حاصل عملکرد اقتصادي دولت موسوي است. عدالت محوري هيچ جايگاهي در دولت مهندس موسوي نداشت.

-توزيع سهام عدالت چه فرقي با توزيع کوپن دارد؟

سهام عدالت در جهت واگذاري مراکز دولتي به بخش خصوصي است. دولت نهم سعي دارد اقتصادي را که مهندس موسوي بين 85 تا 90 درصد آن را دولتي کرده بود در جهت اوامر رهبري و رعايت اصل 44 قانون اساسي به بخش خصوصي منتقل کند.

-فکر مي کنيد نتيجه انتخابات دهم رياست جمهوري چه خواهد بود؟

ان شاءالله به نفع ما خواهد بود.

-فکر مي کنيد دولت نهم مي تواند انتخابات سالمي برگزار کند؟

ترس از سلامت انتخابات حرف هميشگي اصلاح طلبان است. اصلاح طلبان حتي اگر پيروز يک انتخابات هم بودند باز هم حاضر نمي شدند سلامت انتخابات را تاييد کنند و به محض اينکه شکست مي خوردند دست به دامن رهبري مي شدند تا از حکم حکومتي ايشان استفاده کنند.

-اين اولين دوره است که در آن مجريان و ناظران انتخابات از جناح اصولگرا هستند.

اصولگرا فراتر از جناح بندي است.

-دبير شوراي نگهبان بارها از آقاي احمد ي نژاد حمايت کرده است.

کجاي قانون آمده که دبير شوراي نگهبان حق ندارد از کانديدايي حمايت کند. در قانون مشخصاً آمده است مجريان و ناظران بايد در اجرا يا نظارت بي طرف باشند ولي حق اظهارنظر از ايشان گرفته نشده.

-انتخاباتي که تا امروز دولت نهم برگزار کرده بي رونق ترين انتخابات طي 30 سال گذشته بوده است، فکر نمي کنيد علت عدم اقبال عمومي، بي اعتمادي به ناظران و مجريان در برگزاري يک انتخابات سالم بوده است؟

همه ما بايد در ايجاد شور انتخاباتي در جامعه سهيم باشيم. ايجاد نشاط در جامعه فقط وظيفه دولت نيست. احزابي که پايگاه اجتماعي قوي دارند بايد به ايجاد شور انتخاباتي در جامعه کمک کنند.

-احزاب اصلاح طلب رسانه يي براي ايجاد شور انتخاباتي ندارند.

وقتي که رسانه دارند هم کاري به غير از تخريب و ايجاد شک و شبهه نمي کنند. مثلاً همين روزنامه اعتماد چه کاري براي تشويق مردم براي شرکت در انتخابات مي کند. تمام تلاش اعتماد و اعتماد ملي در جهت نقد کانديداي رقيب است.

-روزنامه کيهان در جهت ايجاد شور انتخاباتي فعاليت مي کند يا از هر طريقي قصد تخريب کانديداهاي اصلاح طلب را دارد؟

تفاوتي ندارد. روزنامه کيهان هم اشتباه مي کند. ما معتقديم تمام رسانه ها بايد در جهت افزايش اميد مردم حرکت کنند.

-فضاي جامعه را با روزهاي قبل از انتخابات نهم مقايسه کنيد. اصلاً بويي از انتخابات به مشام نمي رسد.

اين موضوع کم کاري احزاب را نشان مي دهد.

عناوين اين صفحه
«پرده آخر» تبليغات دولت نهم
روح انتخابات
چراغ هاي رابطه تاريک اند
چرا کسي از دلار هاي گمشده خبر نمي گيرد
تاييد صلاحيت کانديداها از سوي صدا و سيما
روزهاي سخت سخنگو
تصميم شجاعانه
سکوت سنگين
پايان تحريم
شعار احمدي نژاد نبود

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام