بيژن تلياني

ماکياولي- قدم اول
نويسنده؛ پاتريک کاري
چاپ اول؛ 1387
شمارگان؛ 1100 نسخه
ناشر؛ پرديس دانش- شرکت نشر و پژوهش شيرازه
نيکولو ماکياولي در سوم ماه مه سال 1469 در يک خانواده نسبتاً مرفه قديمي در فلورانس به دنيا آمد. او سومين پسر پدرش برناردو بود. اومانيستي تحصيلکرده که به کارهاي حقوقي اشتغال داشت. او از بهترين تعليمات اومانيستي عصر خود برخوردار شد. اين آموزش ها با حضور او در مباحث دانشگاه فلورانس به کمال رسيد.در ژوئن 1498 بخت به ماکياولي روي آورد. او احتمالاً به واسطه دوستان ذي نفوذ پدرش که اينک در دولت بودند از سوي مجلس بزرگ به شغل ديواني مهم منصوب شد. اين شغل رياست ديوان دوم شهر بود. سپس او يک ماه بعد به سمت دبير کميته 10 نفره جنگ منصوب شد که اين کميته مسوول روابط خارجي و امور سپاه فلورانس بود. ماکياولي در سال 1509 با مارياتا کورسيني ازدواج کرد. به نظر مي رسد آنها روابط محبت آميزي داشته اند و ثمره اين ازدواج شش فرزند بود. در سال 1513 ماکياولي از شغل ديواني اش برکنار شد. سه ماه بعد در فوريه 1513 او به دروغ متهم شد در يک توطئه شرکت داشته و سپس دستگير شد و 22 روز زنداني بود. او را شکنجه کردند تا اعتراف کند. او را شش بار با استراپادو به زمين مي کوبيدند. اما سرانجام در ماه مارس آزاد شد. بيکار و حيران به مزرعه کوچک فاميلي خود در سن آندره در 7 مايلي جنوب فلورانس بازگشت. اين روزها براي او روزهاي سختي بود. او به زندگي شهري با آن سوداي رسيدن به قدرت که سخت مجذوبش کرده بود عادت داشت. ماکياولي در نامه يي چنين مي گويد؛ «من کتاب کوچکي درباره شهرياري ها تصنيف کرده ام.» اين «کتاب کوچک» قرار بود با نام شهريار به شهرتي بزرگ برسد. اگرچه اين امر تا پيش از مرگ او رخ نداد. همين کتاب باعث شد در صحنه سياسي درباره ماکياولي قضاوت هاي گوناگوني شود مانند بيش از 400 سال است که نيکولو ماکياولي در سياست مظهر بدبيني، فساد اخلاقي و ستم پيشگي بوده است، بعيد است از هيچ اسمي در نوشته هاي تاريخي تا اين حد عموماً به نفرت ياد شده باشد، فريبکار و بي وجدان در سياست، خواهان قدرت يا برتري به هر قيمت ممکن، بي اخلاق و فرصت طلب و...
گفت وگو

درباره عقلانيت و نوگرايي
محمدصادقي
چاپ اول؛1388
شمارگان1650 نسخه
ناشر نشر پايان
سيدحسين نصر، مصطفي ملکيان و محمدعلي همايون کاتوزيان آنقدر در عرصه انديشه ايراني تاثيرگذار هستند که علاقه مندان به اين گونه مباحث را درگير آراي خود کنند.
در روزهاي برگزاري نمايشگاه کتاب تهران مجموعه يي از گفت وگوهاي محمد صادقي روزنامه نگار با اين چهره ها منتشر شد که عنوان آن «گفت وگو درباره عقلانيت و نوگرايي» است.
در اين مجموعه همچنين با بزرگان ديگري نظير دکتر پرويز رجبي، دکتر محمدعلي اسلامي ندوشن و پروفسور جان اسپوزيتو گفت وگو شده است که هر کدام آنها نيز مخاطبان گسترده يي دارند.
گفت وگوهايي که در اين کتاب آمده است، به موضوع هايي مانند زبان و فرهنگ ايراني، دنياي نو و ميراث گذشتگان، عقلانيت و معنويت، موانع ورود به دنياي نو، سنت و استدلال گرايي، دين و دموکراسي و... مي پردازد.

جامعه باز و دشمنان آن
ترجمه؛
امير جلال الدين اعلم
چاپ اول
شمارگان؛ 1650 نسخه
دوجلد زرکوب گالينگور
ناشر؛ انتشارات نيلوفر
بيژن تلياني
جامعه باز و دشمنان آن، معروف ترين اثر کارل پوپر فيلسوف و منطقي نامدار اتريشي- نگليسي است. برتراند راسل در وصف آن نوشته است؛ «اثري است در طراز اول اهميت که شايسته است به سبب انتقادات استادانه از دشمنان قديم و جديد دموکراسي، هرچه بيشتر خواننده پيدا کند. غحملهف پوپر به افلاطون با آنکه به روش متعارف صورت نمي گيرد، به عقيده من کاملاً موجه است. هگل را با نظر صائب هدف تحليل قرار مي دهد. مارکس نيز با همان تيزبيني شکافته و تشريح مي شود و از مسووليت در قبال تيره بخت هاي امروز سهمي سزاوار مي برد. غجامعه بازف دفاعي پرقدرت و ژرف از دموکراسي است. کتابي است به موقع و بسيار خواندني و بسيار شيوا. گيلبرت رايل استاد کرسي فلسفه در دانشگاه آکسفورد، که از بزرگ ترين فيلسوفان سده کنوني انگلستان و از افلاطون شناسان بنام است، با وجود اختلاف مشرب با پوپر مي نويسد؛ «کتابي است مهم و پرقدرت، حاوي انتقاد از يک سلسله اصول جزمي و تعبدي که شالوده ذي نفوذترين نظريه هاي سياسي بوده و بنابراين عميقاً در طرز اداره امور آدميان تاثير گذاشته است. شيوه نگارش استاد پوپر به منتهاي درجه، زنده و روشن است. پيداست که مطالعاتش در تاريخ يونان و انديشه هاي يوناني بديع و عميق بوده است. تعبير و تاويل نوشته هاي افلاطون از اين پس هرگز چنان که در گذشته بود، نخواهد بود.» هيوتره ور روپر استاد کرسي تاريخ در آکسفورد، که در دهه هاي اخير بسياري از مشاهير فلسفه و تاريخ در انگلستان آماج تير انتقادات کوبنده اش بوده اند، درباره اين کتاب مي نويسد؛ «پوپر اثري فخيم به ارمغان آورده... به عقيده من کتاب او بدون ترديد مهم ترين نوشته در جامعه شناسي معاصر است.» و سرانجام، سر آيزايا برلين استاد تاريخ عقايد در آکسفورد اظهارنظر مي کند؛ «جامعه باز و دشمنان آن، دقيق ترين و شديدترين انتقاد از تعاليم فلسفي و تاريخي مارکسيسم به قلم نويسنده يي زنده است.» کارل رايموند پوپر در 1952 در وين به دنيا آمد. خودش مي گويد در 13سالگي مارکسيست شدم و در 17سالگي ضدمارکسيست، اما تا 35سالگي همچنان سوساليست بودم. سرانجام احترام عميقي که براي فرديت و جنبه هاي ملموس و مشخص انسان ها قائل بود و ايماني که به بشردوستي و عدالت و مساوات داشت، موجب روي گرداني اش از سوسياليسم شد. نخست در دبيرستان ها به تدريس پرداخت و در همين ايام دو کتاب نوشت که يکي از آنها، منطق اکتشاف علمي، از آثار مهم اين قرن در فلسفه علوم است. خطر هجوم هيتلر به اتريش روز به روز فزوني مي گرفت و پوپر ترجيح داد جلاي وطن کند. از 1937 تا 1945 در زلاندنو به تدريس فلسفه مشغول بود. روزي که در 1938 از خبر حمله آلمان نازي به اتريش آگاه شد، تصميم گرفت کتاب، جامعه باز و دشمنان آن را بنويسد. در 1946 براي تدريس به انگلستان دعوت شد. در 1965 به پاس خدمات علمي به دريافت لقب «سًر» از ملکه انگلستان مفتخر شد و به اصطلاح به سلک شواليه ها درآمد.
جامعه باز و دشمنان آن يکي از ارجمندترين گام هايي است که در پي جلوگيري از پديد آمدن شر توتاليتاريسم برداشته شده. نويسنده آن، کارل رايموند پوپر فرزانه و انديشه گر اتريشي، به جان کوشيده است دوزخ جامعه بسته را به آشکارترين نقش ها بنگارد. او انديشه توتاليتر را از باستاني ترين روزگاران تا عصر جديد بازمي جويد؛ از افلاطون تا کارل مارکس. نقد پوپر بر جامعه شناسي افلاطون، هگل و مارکس چراغي فرا راه مان مي گذارد. چراغي براي روشن کردن تاريک ترين گوشه هاي ذهن توتاليتر و پايداري ورزيدن در برابر همه گزندهاي آن که آشکارترين نمودش را در کمونيسم مي توان ديد.