شنبه، 28 دي 1387 - شماره 1868
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
«درباره الي» نماينده ايران در جشنواره برلين
آخرين فيلم اصغر فرهادي در بخش مسابقه ملي جشنواره فجر نيز به نمايش درمي آيد

اصغر فرهادي با چهارمين ساخته سينمايي اش «درباره الي» براي نخستين بار در بخش رقابتي جشنواره فيلم برلين حضور دارد. اين کارگردان سينماي ايران که با فيلم هاي قبلي اش«رقص در غبار»، «شهر زيبا» و «چهارشنبه سوري» حضورهاي موفقي در عرصه بين المللي داشت و جوايز ويژه هيات داوران در مسکو، بهترين فيلم از شيکاگو، جايزه بهترين فيلمنامه از سه قاره نانت و جايزه نگاه جوان از لوکارنو، بهترين کارگرداني از «کرالا» و «رباط» مراکش و . . . دريافت کرده است، در جشنواره فيلم برلين براي نخستين بار با چهارمين ساخته سينمايي اش حضور دارد. به گفته فرهادي فيلم «درباره الي» در ادامه همان مسير و سليقه فيلم هاي قبلي اش قرار دارد اما با اجرايي متفاوت تر. اين فيلم با تايم 118 دقيقه هفتم فوريه ـ 19 بهمن ماه ـ در برلين به نمايش درمي آيد. «الي» نام مخفف اسم دختري در فيلم است که نقش آن را ترانه عليدوستي بازي مي کند و ماجراي فيلم درباره اوست. حضور گلشيفته فراهاني در اين فيلم حواشي و شايعاتي را درباره اکران اين فيلم به وجود آورد. در اين فيلم بازيگراني چون«ترانه عليدوستي»، «گلشيفته فراهاني»، «شهاب حسيني» و «مريلا زارعي» ايفاي نقش داشته اند و در خلاصه داستان آن آمده است؛ «سه روز تعطيلي در پيش روست و چند خانواده براي تفريح راهي شمال اند، اما شلوغي هاي شمال باعث مي شود محل مناسبي براي اسکان پيدا نکنند و...» طبق قوانين جشنواره هاي بين المللي به دليل حضور فيلم در جشنواره برلين، فيلم در بخش بين الملل فيلم فجر نمي تواند حضور داشته باشد و تنها در بخش مسابقه ملي مي تواند به نمايش درآيد. بنا بر اين گزارش «درباره الي» اولين انتخاب هيات انتخاب جشنواره برلين بوده است. کارنامه حضور فيلم هاي ايراني در ادوار مختلف جشنواره برلين نشان مي دهد اولين فيلمي که توانست از جشنواره برلين براي سينماي ايران افتخار بيافريند، « طبيعت بي جان» ساخته سهراب شهيدثالث بود که در سال 1974 موفق به دريافت خرس نقره يي برليناله شد. ايران سال گذشته هم با سه فيلم در برلين حضور داشت. فيلم «آواز گنجشک ها» ساخته مجيد مجيدي که خرس نقره يي جشنواره برلين را براي رضا ناجي به عنوان بهترين بازيگر به همراه داشت و « بودا از شرم فروريخت» ساخته حنا مخملباف نيز در بخش کودک و نوجوان در رده سني زير 14 سال به نمايش درآمد که توانست علاوه بر دريافت خرس کريستال بخش کودک و نوجوان جشنواره، «جايزه صلح» را نيز به خود اختصاص دهد و «سه زن» ساخته منيژه حکمت در بخش غيررقابتي «پانورما» حضور داشت. به گزارش ايسنا پنجاه ونهمين جشنواره بين المللي فيلم برلين که بعد از «کن» و «ونيز» معتبرترين رويداد سينمايي جهان است، طي روزهاي پنجم تا پانزدهم فوريه (17 تا 27 بهمن ماه) برگزار خواهد شد. اسامي 25 فيلم از 26 فيلم حاضر در بخش رسمي جشنواره اعلام و فهرست رقابت کنندگان براي جايزه خرس طلايي مشخص شد. ديتر کاسليک مدير جشنواره فيلم برلين ديروز ضمن اعلام اسامي 14 فيلم ديگر بخش مسابقه رسمي برلين 2009 از اينکه بسياري از فيلم ها نخستين نمايش جهاني خود را در اين جشنواره دارند، ابراز رضايت کرد. از اين 14 فيلم سه فيلم در بخش خارج از مسابقه به نمايش درمي آيند. از ميان فيلم هايي که قرار است در اين دوره در بخش رسمي برلين روي پرده بروند تنها نام يک فيلم اعلام نشده که احتمالاً در بخش مسابقه به نمايش درمي آيد. «چري» استفن فريزر از بريتانيا، «درباره الي» اصغر فرهادي، «گيگانته» آدريان بينز از آلمان، اروگوئه و آرژانتين، «اشک شادي» ميچل ليختن اشتاين از امريکا، «در مه الکتريکي» برتران تاورنيه از فرانسه و آلمان، «کاتالين وارگا» پيتر استريکلند از روماني، مجارستان و بريتانيا، «شير اندوه» کلوديا يوسا از اسپانيا و پرو، «سرباز کوچولو» آنت اولسن از دانمارک، «ريکي» فرانسوا اوزن از فرانسه و ايتاليا، «توفان» هانس ـ کريستين اشميت از آلمان و دانمارک و «گورگياه» آندري وايدا از لهستان در بخش مسابقه هستند. فيلم هاي «آلمان 09» ساخته 13 فيلمساز آلماني، «نوتوريس» جرج تيلمن جونير از امريکا و «بهشت غرب است» کوستا گاوراس هم که محصول مشترک فرانسه، يونان و ايتاليا است، در بخش خارج از مسابقه به نمايش درمي آيند.
درگذشت کريم چمن آرا پدر صنعت نشر موسيقي ايران
اينک آخرين صفحه
گروه فرهنگي؛ کريم چمن آرا يکي از بنيانگذاران و پيشقدمان صنعت نشر موسيقي در ايران شامگاه چهارشنبه- 25 دي ماه- به علت ايست قلبي در 85سالگي درگذشت.چمن آرا از اولين تکثيرکنندگان و نمايندگي هاي پخش در حوزه موسيقي کلاسيک غربي محسوب مي شد که بسياري از آهنگسازان ايراني به واسطه فعاليت هاي او با موسيقي کلاسيک غربي آشنا شدند. او در فاصله سال هاي 49 تا 53 اقدام به ضبط آثاري از بزرگان موسيقي سنتي کرد که آثار بسيار ارزشمندي محسوب مي شود و در جريان آن آثاري از فرامرز پايور، حسين تهراني، احمد عبادي و پرويز ياحقي روي صفحه ضبط شد.نقل شده است که او در آن زمان مشغول ضبط يک دونوازي از حسين تهراني و فرامرز پايور بوده است. بعد از پايان کار چمن آرا از تهراني مي خواهد همچنان در استوديو بماند و درخواست مي کند قطعاتي را به شکل تکنوازي اجرا کند. تهراني وقتي متوجه مي شود که چمن آرا تصميم دارد صفحه يي از تکنوازي تمبک ضبط کند به او مي گويد؛ «کريم ديوانه شده يي، چه کسي حاضر است صفحه تکنوازي تمبک بخرد. پس بگذار لوکوموتيو و ديزل را هم اجرا کنم.»لوکوموتيو و ديزل دو قطعه از آثار تهراني است که او در آنها با ساز خود صداي اين دو ماشين را بازسازي مي کند و در زمان خود از جذابيت ويژه يي برخوردار بود. اين صفحه موسيقي امسال در قالب سي دي منتشر شد و اين داستان نيز در دفترچه سي دي نقل شده است.فرهاد فخرالديني رهبر ارکستر ملي ايران در گفت وگو با «اعتماد» درباره تاثير کريم چمن آرا برجامعه موسيقي ايران گفت؛ «در روزگار جواني من و دوستانم مثل آقاي تيمور پورتراب، احمد پژمان و ... از ايشان صفحه موسيقي کلاسيک غربي خريداري مي کرديم. در اصل در آن زمان تنها جايي محسوب مي شد که مي توانستيم اين صفحه ها را تهيه کنيم و با موسيقي غربي آشنا شويم.ايشان در حوزه توليد صفحه هاي موسيقي ايراني هم نقش بسزايي داشتند و در معرفي موسيقي کلاسيک غربي و موسيقي خوب ايراني پيشقدم محسوب مي شوند. من براي ايشان احترام بسياري قائلم.» رامين بهنا آهنگساز و نوازنده نيز در اين باره به «اعتماد» گفت؛ «فکر مي کنم يکي از مهم ترين راهنماي هنرمندان ايراني در حوزه موسيقي درگذشت.نسل هاي متفاوتي از موزيسين هاي ايراني را ايشان به لحاظ هنري تغذيه کردند. معرفي و رساندن آثار موسيقي کلاسيک غربي به آهنگسازان ايراني به واسطه فعاليت هاي او رخ داد.وي افزود؛ بسياري از معلمان ما به واسطه فعاليت هاي کريم چمن آرا و فروشگاه بتهوون با موسيقي کلاسيک و سمفونيک غربي آشنا شدند.بهنا در ادامه مي افزايد؛ او در دوره يي به ضبط و تکثير آثار استادان موسيقي سنتي پرداخت، آن هم بيشتر در قالب تکنوازي و موسيقي بي کلام، يعني حوزه هايي که تهيه کنندگان معمولاً از آن وحشت دارند ولي چمن آرا آثار مهمي در اين حوزه ها از استادان موسيقي ايراني ضبط کرد و اسناد مهمي براي نسل هاي بعدي و ما به جا گذاشت.» در حال حاضر خانواده چمن آرا در حال رايزني براي به خاکسپاري او در قطعه هنرمندان هستند. بابک چمن آرا برادرزاده و آخرين مدير فروشگاه بتهوون در اين باره گفت؛ «کريم چمن آرا هيچ گاه نه موسيقي ساخت و نه هنرمند بود اما بسياري از هنرمندان بزرگ اين مملکت را به جامعه هنري معرفي کرد و حامي آنها محسوب مي شد. اين حق اوست در کنار آنها آرام بگيرد.» مراسم تدفين کريم چمن آرا روز يکشنبه از جلوي تالار وحدت به سوي بهشت زهراي تهران انجام خواهد شد، اما به گفته بابک چمن آرا در صورتي که با تدفين او در قطعه هنرمندان موافقت نشود مراسم به شکل خصوصي برگزار خواهد شد.
احتمال حذف کاخ گلستان در اپيزود مهرجويي
پس از چند هفته انتظار داريوش مهرجويي اپيزود«شهر خوبان» را ظرف چند روز آينده کليد مي زند. مدت ها است که همه عوامل اپيزود «شهر خوبان» آماده کار هستند و داريوش مهرجويي با رفع موانع موجود فيلمبرداري اين اپيزود را تا چند روز آينده آغاز مي کند. «شهر خوبان» اولين اپيزود فيلم «تهران در جست و جوي زيبايي» است که به دليل موانعي فيلمبرداري آن چند هفته به تعويق افتاده است. محمدعلي حسين نژاد تهيه کننده اين پروژه درباره تاخير در شروع فيلمبرداري اين اپيزود مي گويد؛ «موضوع فيلم مهرجويي در مکان ها و محل هاي قديمي و تاريخي تهران مي گذرد. او قصد دارد در اين اپيزود جاذبه هاي گردشگري تهران را نشان دهد اما هماهنگي براي در اختيار گرفتن اين مکان ها مرتب به تاخير افتاد.» او با اشاره به اخذ مجوز براي فيلمبرداري در چنين مکان هايي گفت؛ «بعضي از اين لوکيشن ها در اختيار سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري است که فيلمبرداري در آن مکان ها با اخذ مجوز و هماهنگي با اين سازمان صورت گيرد. اين هماهنگي ها به تاخير افتاد و به تناوب شروع فيلمبرداري را عقب انداخت.» محمدعلي حسين نژاد کاخ گلستان را به عنوان يکي از لوکيشن هاي اصلي اين اپيزود معرفي کرد و درباره در اختيار گرفتن اين مکان چنين توضيح داد؛ «داريوش مهرجويي در نظر دارد از کاخ گلستان به عنوان يکي از جاذبه هاي گردشگري شهر تهران استفاده کند اما مسوولان ذي ربط سازمان ميراث فرهنگي براي اينکه اين مکان باستاني در فيلم معرفي شود مبالغ زيادي پول درخواست کرده اند که پرداخت آن از عهده گروه تهيه و توليد خارج است.» او در پايان گفت؛ «اگر تا چند روز آينده شرايط بهتري فراهم نشود لوکيشن کاخ گلستان کلاً از اين اپيزود حذف مي شود.»
رابرت ردفورد؛ آثار خوبي در ايران خلق مي شود
«رابرت ردفورد» در کنفرانس خبري جشنواره «ساندنس» گفت؛ «از دهه 1990 آثار خوبي در کارگاه آموزش فيلمسازي منطقه خاورميانه به خصوص کشورهايي چون ايران و اردن ساخته شده است.» بيست و پنجمين دوره جشنواره فيلم «ساندنس» با مديريت رابرت ردفورد و حضور سينماگراني چون «بن افلک»، «کريس راک»، «اشتون کوچر» و «امي پوهلر» از 26 دي در «پارک سيتي» ايالت يوتا در امريکا گشايش يافت. اين رويداد سينمايي در چهار بخش رقابتي حدود 64 فيلم بلند و 96 فيلم کوتاه را تا شش بهمن در معرض تماشاي مخاطبانش قرار مي دهد. بنا بر اين گزارش انيميشن خميري «مري و مکس» نخستين فيلم « آدام اليون» به عنوان فيلم افتتاحيه به روي پرده رفته و در ادامه آثاري چون«شانس گرفتن» ساخته «رز کاتز» (امريکا) با موضوع جنگ درعراق،«آخرين شانس هاروي»،«محو طلوع خورشيد» و «ترديد» روي پرده مي روند. به گزارش ايسنا برپايي کارگاه هاي آموزشي فيلمسازي شامل کارگرداني، فيلمنامه نويسي و«کنفرانس تهيه کنندگان مستقل» از ديگر برنامه هاي جنبي جشنواره ساندنس به شمار مي روند. امسال علاوه بر فيلم «من و ملکه» به کارگرداني « ناهيد پرسون سروستاني» از سوئد، فيلم«خانه شيشه يي» محصول ايران و امريکا ساخته «حميد رحمانيان» در اين فستيوال به روي پرده مي رود. به گزارش ايسنا هدف از تاسيس جشنواره فيلم ساندنس، حمايت از فيلم ها و فيلمسازان مستقل عنوان شده است و فيلم هاي بسياري از فيلمسازان مشهور سينماي امريکا همچون «کوئنتين تارانتينو»، «استيون سودربرگ»، «جيم جارموش» و «کوين اسميت» براي نخستين بار در اين جشنواره به نمايش درآمد و باعث ترقي و شهرت امروزه آنان شد.
در حاشيه نود
سري که درد مي کند
سيدعلي ميرفتاح

درباره برنامه پربيننده «نود»، موافقان و مخالفانش، حرف هايي زدند و اظهارنظر هايي کردند که به نظرم مهم است و نبايد به سادگي از آنها گذشت. خاصه حرف هاي مدير محترم شبکه سه تلويزيون به قدري اهميت دارد که مفهوم رسانه و شأن انتقادي رسانه را به دست اندرکاران تلويزيون و تماشاگران ارجمند و مديران جامعه يادآور مي شود. نيازي به تکرار جملات جناب پورمحمدي نيست و مي دانم شما هم مثل من چنان سر ذوق آمديد که هيچ وقت يادتان نمي رود که ايشان چطور مديران ورزشي کشور را توصيه کردند که جنبه انتقادپذيري خود را بالا ببرند... کور از خدا چه مي خواهد جز دو چشم بينا؟ براي ما که در رسانه هاي مکتوب- اگر چه در همين رسانه هاي مکتوب شاخ شکسته- کار مي کنيم چه چيزي بهتر از اين است که ببينيم يکي از مديران اسم و رسم دار و پرسابقه تلويزيون، پشت سر برنامه ساز و مجري اش مي ايستد و در مقابل مديران عالي رتبه کوتاه نمي آيد و شانه خود را از بار مسووليت برنامه اش خالي نمي کند و جاخالي نمي دهد و مثل بقيه براي حفظ وضع موجودش نمي گويد که «سري را که درد نمي کند، چرا بايد دستمال ببنديم؟» حال آنکه اين سر مدت ها است که درد مي کند. آقاي حاجي رضايي يک بار آمدند و به دفاع از نود گفتند که «اين برنامه وجدان بيدار فوتبال کشور است و دارد به نفع اخلاق و جوانمردي و انسانيت، فرهنگ سازي مي کند و...» و چه درست فرمودند که اصولاً مفهوم رسانه آزاد در همه جاي دنيا يعني همين وجدان بيدار، يعني اينکه يکسري خبرنگار و منتقد و کارآزموده، بدون حب و بغض و بدون غرض و مرض، ذره بين به دست بگيرند و ببينند دنيا چه خبر است و کي چه کاره است و کي چه گفته و چه کرده و... و اصلاً مفهوم «مسوول» يعني همين که به حساب کشيده شود و جواب پس بدهد و پاسخگو باشد. آن هم نه فقط به مسوول بالاتر که به تک تک مردم و به نمايندگي از مردم به رسانه ها.

من با اينکه علاقه يي به ورزش ندارم، اما دوشنبه شب ها مي نشينم و سروکله زدن هاي فردوسي پور را با فوتباليست هاي بي خيال و مربي هاي بي اعصاب و مديران تازه به ورزش رسيده مي بينم. حقيقتش را بخواهيد مسائل ورزش برايم مهم نيستند، اما نحوه برنامه سازي و اين مو از ماست کشيدن ها را به نشانه يي از وظيفه رسانه يي و رکن دموکراسي، با ذوق و شوق دنبال مي کنم و حسرت مي خورم که چرا «نود»ي در حوزه سياست و هنر و اجتماع و... مجال ظهور پيدا نمي کند؟ حرف آقاي پورمحمدي حرف حکيمانه يي است که مديران بايد ظرفيت تحمل خود را بالا ببرند، اما آيا فقط قرعه به نام مديران ورزشي افتاده است؟ آيا نمي شود براي فردوسي پور معادلي در سياست پيدا کرد که خبرنگارانش با همين باريک بيني و سماجت به حساب و کتاب ها رسيدگي کنند؟ اصلاً سياست به کنار. شايد مصالحي است که من از آنها سر در نمي آورم و فعلاً نبايد به نود سياسي فکر کرد، اما نود سينمايي چه؟ يا نود تلويزيوني؟ آيا خود مديران تلويزيون اينقدر ظرفيت و تحمل دارند که بشود درباره نحوه مديريت و برنامه سازي و سياست هاي خرد و کلان و... چيزي مثل نود ساخت؟ من البته زهر اين کار را چشيده ام. سال ها پيش به خيال خام خودم خواستم بي محابا توي شکم تلويزيون بروم و از بالا تا پايينش را -به ويژه مديران مياني اش را- به نقد بکشم. اما هذا عاقبتي، عاقبه السنمار. که چنانم من از اين کرده پشيمان که مپرس. اما وقتي حرف هاي آقاي پورمحمدي را شنيدم، گفتم شايد ورق برگشته و تلويزيون به هر انگيزه يي مي خواهد جاي خالي مطبوعات را در اين عرصه پر کند، الان بهترين وقت است شايد براي اينکه سوزنش داد همه را در نياورد، جوالدوزي هم به خود بزند.

من خيلي هم پرت از ماجرا نيستم و مي دانم اصولاً حوزه ورزش با همه حوزه ها فرق دارد. توي ورزش ما آزادي هايي را داريم که يک صدمش را در جاي ديگر نداريم. توي ورزش دست مان براي خيلي کارها باز است و خودتان بهتر از من مي بينيد و مي دانيد که چه خبر است. حتي مطبوعات ورزشي هم آزادتر از ديگر مطبوعات هستند. اينها را مي دانم، اما اين را هم مي دانم که هزار برابر فوتبال به وجدان هاي بيدار در حوزه هاي ديگر نياز داريم، وگرنه مديران مياني خداي نکرده بار مسووليت شان را فراموش مي کنند و زيرمجموعه خود را به حساب ملک طلق خدادادي مي گذارند و پس از چندي ديگر نمي شود به آنها گفت بالاي چشم تان ابرو است.
برهوت حقيقت
فرهاد توحيدي

چه بر حافظ گذشته بود تا چنين گويد؛ در اين زمانه رفيقي که خالي از خلل است/ صراحي مي ناب و سفينه غزل است؟ احوالات او را به تقريب مي توان دريافت. از جريده رفتنش به دليل تنگي گذرگاه عافيت، تا کشيدن دندان طمع از جهان سست نهادي که نمي شود از او درستي عهد انتظار داشت. حالا از باب نيوشيدن پند رند شيراز، صدالبته بخش دومش، از شما چه پنهان دائم الاوقات دنبال سفينه غزل مي گردم. بازار غزل هم که اين روزها سخت کساد است. مگر حضرت سايه دستي از آستين برون کند. چاره يي نيست مگر آنکه با توسع به سفينه غزل نگاه کرد. هرچه باشد در عهد حافظ و شاه شجاع و امير مبارزالدين هنوز نه داستان کوتاه چاپ شده بود، نه رمان. راستش در اين دو ماهه چند رفيق بي خلل يافته ام که وقتي به رفقاي باخلل مي رسم رفاقت با آنها را توصيه مي کنم.

اول؛ محمد قراچه داغي اصلاً معمار است. اما رماني 170 صفحه يي نوشته به نام «دره پنهان» که نشر مستطاب چشمه چاپش کرده است. رمان جذاب قراچه داغي که ساختاري معمارانه هم دارد، در اين وانفساي فارسي نويسي، مثل يک جويبار نوازشگر با غلغل نثر پالوده اش خواننده را نوازش مي کند. رمان از شهر فرشتگان (لس آنجلس) آغاز مي شود. راوي داستان زميني در اطراف شهر خريده تا با شرکايش شهرکي براي سالمندان دوستدار طبيعت بسازد. او اينک در جست و جوي آب با همکارش گرم حفر چاه آب است. در زمين سنگ هايي مي يابد که در خود نشانه هايي از مردمي دارد که هزاران سال قبل در اين سرزمين مي زيسته اند. رمان آرام آرام سفري اسطوره يي آغاز مي کند. در اقاليم ديگر و زمان هايي ديگر به جست وجوي جان مشترک برمي آيد و در قالب داستاني نو، زنان و مرداني را مي يابد که از دوردست زمان تا امروز گويي امتداد يکديگرند. فرويد، روزگاري از سر ضربه اساسي که در قرن بيستم به انسان وارد شد، سخن گفت؛ ضربه اول از ديد او ضربه کيهان شناختي بود که به انسان فهماند او مرکز عالم نيست. ضربه ديگر ضربه زيست شناختي بود که به او مي گفت انسان از بهشت هبوط نکرده، بلکه حاصل تکامل ميمون هاست و ضربه سوم ضربه روانشناسي بود که پس از اين ضربه انسان دريافت، فردي که مايه تفاخر اوست جزيره يي حقير است در ميان اقيانوس پهناور نيروي ناخودآگاه، صرف نظر از درستي يا نادرستي نظرات فرويد. ناخودآگاه جمعي محل مطالعه کارل گوستاو يونگ شد تا بر اساس آن مکتب روانشناسي تحليل را بنا کند. رمان «دره پنهان» بي ترديد با نگاه به روانشناسي تحليلي و بر پايه باور به وجود يک خودآگاه جمعي اسطوره يي نوشته شده است. از اين ديدگاه «دره پنهان» کوششي است نو و جذاب.

دوم؛ «در لطيفه يي از جمهوري دموکراتيک آلمان سابق يک کارگر آلماني کاري در سيبري پيدا مي کند. او که مي داند سانسورچي ها همه نامه ها را مي خوانند، به دوستان اش مي گويد؛ «بياييد يک رمز تعيين کنيم؛ اگر نامه يي که از طرف من دريافت مي کنيد با مرکب آبي معمولي نوشته شده باشد، بدانيد هر چه نوشته ام درست است. اگر با مرکب قرمز نوشته شده باشد، سراپا دروغ است.» يک ماه بعد دوستان اش اولين نامه را دريافت مي کنند که در آن با مرکب آبي نوشته شده است؛ «اينجا همه چيز عالي است؛ مغازه ها پر، غذا فراوان، آپارتمان ها بزرگ و گرم و نرم، سينماها فيلم هاي غربي نمايش مي دهند و تا بخواهي دختران زيباي مشتاق دوستي- تنها چيزي که نمي توان پيدا کرد مرکب قرمز است.» «اين بخشي از مقدمه کتاب «به برهوت حقيقت خوش آمديد» اسلاوي ژيژک است که آقاي فتاح محمدي ترجمه کرده اند و نشر هزاره سوم به چاپ رسانده است. کتاب را يک رفيق بي خلل ديگر، امين بهروزي، معرفي کرد و نسخه يي هم هديه داد. کتاب مجموعه شش مقاله است که با نگاهي بديع به سياست نوشته شده است. همان اتفاق ظريفي که در ساختار لطيفه مقدمه افتاده در مقالات تکرار شده است. در واقع ژيژک از طريق حک کردن خود ارجاع به رمز در درون پيام رمز گذاري شده، سويه ديگر سياست را مي نماياند. مقالات جذاب کتاب تحليل هاي سنتي از سياست را وامي نهد تا به جنبه هاي تازه تري در آن دست يابد. ژيژک مي کوشد با واقع بيني مرزهاي جهان اول ديجيتالي و عايق بندي شده با «برهوت حقيقت» جهان سوم توضيح دهد و آشکار کند که اين عايق بندي پايدار نيست. و غرب نمي تواند خود را در پس ديوارهاي پناهگاهش ايمن نگاه دارد. همچون امريکايي که تاکنون خود را جزيره يي ايمن از خشونت مي پنداشت و آن را تنها از فاصله امن صفحه تلويزيون تماشا مي کرد، پس از 11 سپتامبر پايش مستقيماً به معرکه کشيده شده است.
عناوين اين صفحه
آخرين فيلم اصغر فرهادي در بخش مسابقه ملي جشنواره فجر نيز به نمايش درمي آيد
اينک آخرين صفحه
احتمال حذف کاخ گلستان در اپيزود مهرجويي
رابرت ردفورد؛ آثار خوبي در ايران خلق مي شود
سري که درد مي کند
برهوت حقيقت
پيشنهادها
«چهل سالگي» پنجم بهمن کليد مي خورد
چهره ها
«ميليونر زاغه نشين» در 11 بخش حضور دارد

پيشنهادها
? انتشار هفته نامه مردم و جامعه؛ اولين شماره نشريه مردم و جامعه در حوزه اجتماعي، فرهنگي، ورزشي و سياسي منتشر شد. گفت وگوهايي با عباس عبدي و ابراهيم نبوي از مطالب ويژه اين نشريه است. گزارشي از ادبيات حاکم بر فضاي سياسي کشور و پرونده يي در رابطه با حريم خصوصي بخش هاي ديگر اين مجله را تشکيل مي دهد.

? نمايش «آسمان روزهاي برفي» در مولوي اجرا مي شود؛ نمايش «آسمان روزهاي برفي» نوشته محمد چرم شير به کارگرداني محمد عاقبتي روز شش بهمن ماه در تالار مولوي به صحنه خواهد رفت. محمد چرم شير متن اين نمايشنامه را براساس يک ماجراي واقعي در امريکا و با نگاهي به داستان مشهور «باني و کلايد» نوشته است.

? آغاز کارگاه هاي تجسمي جشنواره «عدالت و اميد»؛ کارگاه هاي آموزشي نخستين جشنواره هنري «عدالت و اميد» از روز 26 دي ماه با حضور 200 هنرمند در پنج استان آغاز شد. اين کارگاه هاي آموزشي در رشته هاي نقاشي، گرافيک، کاريکاتور و عکس برگزار شده و 16 هنرمند و مدرس هنرهاي تجسمي شامل کاظم چليپا، احمد خليلي فرد، جواد عليزاده و. . . در آن حضور دارند.


«چهل سالگي» پنجم بهمن کليد مي خورد

عليرضا رئيسيان پنجمين فيلم بلندش را با اقتباسي آزاد از رماني نوشته ناهيد طباطبايي کليد مي زند. اين فيلم «چهل سالگي» نام دارد. فيلمبرداري اين فيلم قرار است از پنجم بهمن ماه در تهران آغاز شود و رئيسيان و همکارانش اين روزها در حال انجام آخرين مراحل پيش توليد و انتخاب عوامل فيلم هستند. بر اساس پيش بيني هاي انجام شده فيلمبرداري نزديک به دو ماه به طول مي انجامد. «چهل سالگي» بر اساس فيلمنامه يي نوشته مصطفي رستگاري ساخته مي شود که اقتباسي آزاد از داستاني به همين نام نوشته ناهيد طباطبايي است. تا به حال حضور محمدرضا فروتن، ليلا حاتمي و عزت الله انتظامي در

اين فيلم قطعي شده است.

 

 


ترجمه رمان الهام بخش برنده نخل طلاي کن به انگليسي

ترجمه انگليسي رمان «بين ديوارها» که فيلم اقتباسي از آن برنده نخل طلاي جشنواره کن شد، به زودي منتشر مي شود. رمان فرانسوي زبان «بين ديوارها» نوشته فرانسوا بگادو است که سال گذشته، فيلم «کلاس» اقتباس شده از آن توانست نخل طلاي کن را به دست آورد. اکنون موسسه انتشارات سون استوريز قصد دارد اين کتاب را به زبان انگليسي وارد بازار کند. ترجمه انگليسي اين کتاب ماه آوريل در امريکا منتشر خواهد شد.



چهره ها
? «کاليشر» نويسنده امريکايي درگذشت؛ هورتنس کاليشر رمان نويس و داستان کوتاه نويس امريکايي که بيش از نيم قرن سابقه نويسندگي داشت، در 97 سالگي در منهتن نيويورک درگذشت. او در طول عمر خود 23 رمان و مجموعه داستان منتشر کرده و عشق، هويت، شکست و تنهايي از موضوعات و دغدغه هاي اصلي داستان هاي او به شمار مي آمد.

? آشيانه درناي بروس لي به موزه تبديل مي شود؛ دولت هنگ کنگ پس از مدت ها بحث و تبادل نظر از تبديل خانه سابق فوق ستاره فيلم هاي رزمي دهه 1970به يک موزه خبر داد. دولت براي تبديل خانه دوطبقه بروس لي ـ که خود به آن لقب «آشيانه درنا»داده بود ـ به يک موزه، با يو پانگلين صاحب فعلي آن در حال مذاکره است. لي بين سال 1972 تا هنگام مرگ در«آشيانه درنا»زندگي مي کرد.

? «مک گوهان» برنده اسکار تلويزيون درگذشت؛ پاتريک مک گوهان بازيگر مطرح تلويزيون و سينما در دهه 60 قرن بيستم ميلادي و برنده دو جايزه «امي» که به اسکار تلويزيون شهرت دارد، در سن 80 سالگي درگذشت. اين بازيگر دو جايزه امي (اسکار تلويزيون) خود را براي بازي در مجموعه کارآگاهي «کلمبو» گرفت.


اعلام نامزدهاي جوايز «بافتا» انگلستان
«ميليونر زاغه نشين» در 11 بخش حضور دارد
فيلم «ميليونر زاغه نشين» نامزد ±± بخش از جوايز فيلم «بافتا» انگلستان شد. آکادمي فيلم و تلويزيون انگلستان روز گذشته فهرست نهايي نامزدهاي جوايز معتبر «بافتا» را با پيشتازي «ميليونر زاغه نشين» اعلام کرد. «ميليونر زاغه نشين» ساخته «دني بويل» که هفته گذشته چهار جايزه گلدن گلوب از جمله بهترين فيلم را کسب کرد، در جوايز بافتا 2009 در بخش بهترين فيلم يکي از پنج اثر منتخب است. در اين بخش فيلم هاي «فراست/ نيکسون»، «ميلک»، «کتاب خوان» و «ماجراي عجيب بنجامين باتن» حضور دارند. به گزارش ايسنا «ميليونر زاغه نشين» همچنين نامزد بهترين فيلم پديده سال 2008 انگليس، بهترين کارگرداني (دني بويل) و بهترين فيلمنامه اقتباسي نيز شده است. در بخش بهترين کارگرداني جوايز بافتا، کلينت ايستوود براي «بچه عوضي»، ران هاوارد براي «فراست/ نيکسون»، ديويد فينچر براي «ماجراي عجيب بنجامين باتن» و استفن دالدري براي «کتاب خوان» حضور دارند. در بخش بهترين فيلم غيرانگليسي، «عقده بادر ماينهوف» از آلمان، «گومورا» از ايتاليا، «پرسپوليس» از فرانسه، «والس با بشير» از اسرائيل و «مدت هاست تو را دوست دارم» نامزد هستند. از نامزدهاي سرشناس بهترين بازيگر مرد مي توان به شان پن براي فيلم «ميلک» و برد پيت براي «ماجراي عجيب بنجامين باتن» اشاره کرد و درسوي مقابل آنجلينا جولي براي «بچه عوضي»، مريل استريپ براي «ترديد» و کيت وينسلت براي دو فيلم «مسير انقلابي» و «کتاب خوان» نامزد بهترين بازيگر زن هستند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام