پنج شنبه، 12 دي 1387 - شماره 1858
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: برش‌هاي كوتاه
يوگا سلاحي براي مقابله با خشونت

گروه ترجمه،مينا شرفي؛ آنها به جرم قتل، تجاوز، قاچاق مواد مخدر يا سوءاستفاده از کودکان به زندان افتاده اند و بسياري از آنها HIV مثبت دارند و احتمالاً در همين زندان خواهند مرد. زنداني هاي زندان «گروئن پانت ماکزيمم سکيوريتي» در ايالت فري استيت آفريقاي جنوبي از خطرناک ترين جنايتکاران هستند. در اين زندان خشونت غوغا مي کند اما مسوولان اين زندان در اقدامي جالب توانسته اند اين زنداني هاي خشن را تا حدي آرام کنند. با کلاس هاي يوگايي که در اين زندان براي زنداني ها تدارک ديده شده اين جنايتکاران آرام تر از قبل شده و حتي ديدگاه مثبتي به زندگي خود پيدا کرده اند. آنسويا خوسال زنداني ها را براي تمرينات يوگا آماده مي کند. او از آنها مي خواهد با آرامش عمل دم و بازدم را انجام دهند. آنها چشم هايشان را بسته اند و به صداي آرام مربي خود گوش مي دهند. در چهره هاي اين جاني هاي خشن نوعي آرامش خاص به چشم مي خورد. آنسويا با تحکم خاصي مي گويد؛ «نبايد حتي لبخند بزنيد.» زنداني ها با لباس هاي نارنجي روشن خود چهارزانو نشسته و دست هاي خود را پشت سر قرار داده اند. برخي از آنها با جديت تمرينات خود را انجام مي دهند اما بعضي ديگر آن را شوخي گرفته اما آن طور که به نظر مي رسد يوگا در بين اين زندانيان محبوبيت خاصي دارد.

در يک برنامه هفت روزه آنها مسائل ابتدايي يوگا و تمرينات نفس کشيدن را آموختند و اکثر زنداني ها هم به خوبي اين دوره را پشت سر گذاشتند. سازمان «هنر زندگي» که مسوول اجراي اين برنامه براي زنداني هاست، اميدوار است آموزش هاي آنها باعث شود اين افراد به تنهايي در سلول هاي خود به انجام حرکات يوگا بپردازند. اين سازمان نمي تواند در هر هفته اين کلاس ها را براي زنداني ها برگزار کند اما زنداني هاي مشتاق و علاقه مند را مسوول آموزش به سايرين قرار داده است.ماکسول بوتلزي 24 ساله است و بايد بقيه عمرش را در زندان سپري کند. او دليل زندان افتادنش را معاشرت با افراد ناباب در دانشگاه مي داند. زماني که ساير دانشجويان مشغول مطالعه و تحصيل بودند او به دزدي مسلحانه روي آورد. او خيلي زود به يکي از اعضاي اصلي باند مخوفي که عضوش بود، تبديل شد. او و دوستانش زماني که قصد داشتند يک قايق حامل مواد مخدر را بربايند توسط نيروهاي پليس دستگير شدند. در حين اين عمليات ماکسول يک نفر را هم کشت.

او مي گويد؛ «خانواده ام از داشتن چنين فرزندي تاسف مي خورند.» او تنها دو سال از محکوميتش را پشت سر گذاشته. در کارت شناسايي زندان او قيد شده او تا آخر عمر در زندان خواهد بود و تنها در صورت عوض شدن راي دادگاه مي تواند زندگي در خارج از زندان را دوباره تجربه کند.

او مي گويد؛ «تمرينات يوگا باعث شده در کنترل عصبانيتم موفق شوم. يک روز که داشتم با تلفن صحبت مي کردم يک نفر اذيتم کرد. در حالت معمولي حتماً با او درگير مي شدم اما خودم را کنترل کردم و به آرامي به آن شخص گفتم؛ برادرم چه کاري مي توانم برايت انجام دهم؟ آن شب در سلولم احساس رضايت و خوشحالي مي کردم چرا که مي دانستم به بهترين شکل ممکن با آن جريان مواجه شده ام.»

خانم خوسال که مسوول آموزش يوگا به اين زنداني هاست، مدعي است در اين هفت روز شاهد تغييرات محسوسي در بين آنها بوده. او مي گويد؛ «در ابتدا زنداني ها نگاه خوبي به اين برنامه نداشتند. آنها فکر مي کردند ما مي خواهيم آداب و رسوم هندي را به آنها آموزش دهيم و مسخره مان مي کردند اما در نهايت با رضايت و لذت اين تمرينات را انجام دادند.» خانم خوسال مدعي است با تکنيک هاي يوگايي که او آموزش مي دهد زندانيان خواهند توانست احساسات شان را به خوبي کنترل کنند. او مي گويد؛ «زماني که عصبي هستيم به يک شيوه نفس مي کشيم اما زماني که ناراحت هستيم به شيوه يي ديگر نفس مي کشيم. اگر شما بتوانيد نفس کشيدن تان را کنترل کنيد آن گاه مي توانيد احساسات تان را هم به خوبي کنترل کنيد.»

البته زنداني ها تنها افرادي نبودند که به موفقيت اين برنامه شک داشتند. آنيتا هانکوم رئيس خدمات اجتماعي اين زندان مي گويد؛ «زماني که براي اولين بار طرح اين برنامه را شنيدم با خودم گفتم يوگا واقعاً چه کمکي مي تواند به ما بکند اما اکنون مي بينم که اين برنامه خيلي تاثيرگذار بوده است.»

اکنون سازمان زندان هاي آفريقاي جنوبي قصد دارد تمرين هاي يوگا را در زندان هاي ديگر اين کشور هم به اجرا درآورد. در بعضي از کشورها اجراي تمرينات يوگا در زندان ها پيش از اين اجرا شده بود و اثرات مثبت آن هم ديده شده بود اما با توجه به اينکه سيستم زنداني ها در آفريقاي جنوبي بسيار وحشيانه است، انتظار نمي رفت اين برنامه در زندان هاي اين کشور به موفقيت برسد. در زندان هاي آفريقاي جنوبي بسياري از زنداني ها براي محافظت از خود به باندهاي موجود در زندان مي پيوندند. اين باندها شعباتي در خارج از زندان هم دارند که بسياري از زنداني ها پس از آزاد شدن جذب اين گروه هاي جنايتکار شده و دوباره به اعمال خلاف خود رو مي آورند. حاميان اين طرح اميدوارند اين برنامه به زنداني هايي که آزاد مي شوند هم کمک کند. خانم خوسال مي گويد؛ ما مي توانيم تنها اميدوار باشيم که اين تکنيک ها آنقدر روي آنها تاثيرگذار باشد که ديدگاه آنها را به زندگي عوض کند و باعث شود پس از آزادي از زندان ديگر به اعمال خشونت بار روي نياورند.

منبع؛بي بي سي

براي کاهش کلسترول، موسيقي گوش کنيد
نيوساينتيست؛ پزشکان دريافته اند که تجويز موسيقي مي تواند سلامتي قلب را بهبود بخشد و کلسترول خون را پايين بياورد. تحقيقات آنها نشان مي دهد اگر بيماري به مدت 30 دقيقه در روز به موسيقي مورد علاقه اش گوش دهد، تاثير آن بيشتر از آرامش رواني خواهد بود. تاثير فيزيکي اين عمل، انبساط و پاکسازي رگ هاي خوني است. پزشکان اين روش را روي تعدادي بيمار امريکايي انجام داده اند و در انگلستان نيز از اين روش استقبال شده است. موسيقي اين کار را با آزاد کردن اسيد نيتريک در جريان خون انجام مي دهد که از لخته شدن خون و توليد کلسترول مضر جلوگيري مي کند. اين يافته بخشي از پروژه تحقيقاتي تاثيرات موسيقي بر بدن انسان است. به عنوان مثال دانشمندان دريافتند گوش کردن به ترانه هاي گروه هاي راک حس مقاومت و پايداري را در انسان افزايش مي دهد در حالي که سمفوني هاي قرن 18 ميلادي باعث افزايش آرامش روحي مي شود.
دغدغه هاي بخاري پاک کن هاي اسکاتلندي
تلگراف، زويا چراغي؛ بخاري پاک کن ها هميشه ظاهري مشابه دارند. دودگرفته، عضلاني، چابک، يک جورهايي رفتار خوب و کار تند و سريع را با هم دارند و با شهامت بخش هايي از منزل را تميز مي کنند که خود صاحبخانه جرات اش را ندارد. طبيعت رازگونه آنها حتي تشريفات را هم ناديده مي گيرد. آنها تحصيلکرده، پرورش يافته و قابل شمارش نيستند. انجمن ملي بخاري پاک کن هاي بريتانيا تعدادشان را 650 نفر تخمين زده که البته شامل کارکنان پاره وقت هم مي شود. اما صنف لوله پاک کن ها ادعا مي کند تعدادشان سه هزار نفر است.

شايد اداره آمار ملي در اين باره اطلاعات بهتري داشته باشد. اما به طور باورنکردني، آنها نتوانسته اند آمار دقيقي در بياورند، چون اين افراد هم در زمره ماموراني که خيابان ها را تميز مي کنند، قرار داده مي شوند. رها کردن اين قشر به حال خود کار چندان منصفانه يي نيست. از 1996 تاکنون بيش از 138 بخاري پاک کن بيچاره در اثر مسموميت مونواکسيد کربن جان خود را از دست داده اند، سازمان آتش نشاني متحمل 85 ميليون پوند ضرر شده (براي خاموش کردن 171 هزار لوله دودگرفته) و بسياري از اين افراد پيشه ور توانا مثل مک لناگان 38 ساله ناديده گرفته شده اند. از دهه 30 ميلادي خانواده او که در حقيقت اصليتي ادينبورگي دارند، با راه اندازي شرکت کوچکي به نام «آلد ريکي»، به کار پاک کردن، پوشاندن و تعمير دود کش ها و بخاري ها مشغول هستند. تعداد جاروکش ها و حرفه يي هايي که مي دانند چطور مي توان لوله هاي بخاري مارپيچ و دودکش هاي سنگي قرن هفدهم را تميز کرد، بسيار کم است در حالي که لوله پاک کن ها کارشان را بلدند.

سال ها قبل 14 نفر در «آلد ريکي» کار مي کردند، اما امروز با روي کار آمدن سيستم هاي مد روز گرمايشي اين تعداد به سه نفر کاهش يافته است؛ مک لناگان همسرش فيونا که کارهاي اداري را انجام مي دهد و برت بوآت 48 ساله. براي پاک کردن لوله هاي بخاري حداقل به دو نفر از اعضاي اين تيم ادينبورگي نياز است زيرا آپارتمان هاي قرون وسطايي اين شهر اغلب 14 طبقه هستند. بنابراين يکي بايد به عنوان «مرد دوده يي» يا به اصطلاح امروزي طنابدار، به وسيله ريسماني محکم برس پاک کننده اش را در مسير دودکش به پايين مي فرستد و همکارش که «پاييني» ناميده مي شود سنگيني طناب را کنترل مي کند. هزينه چنين سرويس هايي در قرن نوزدهم تنها چهار پني بود اما در حال حاضر براي استخدام مک لناگان(طنابدار) و بوآت (پاييني) 50 پوند(هفت پني قديم) پرداخت مي شود.

مک لناگان در حالي که مشغول پاک کردن توده زغال از روي ون قديمي اش است، مي گويد؛«مردم به بالا و پايين دودکش نگاه مي کنند و تنها 30 سانتي متر آن را مي بينند، اما نمي دانند در ميان لوله ها چه خبر است.» بوت در جواب اين سوال که آيا تا به حال چيز جالبي در لوله ها پيدا کرده مي گويد؛« عصبانيت و خشم. نيم متر پهنا نزديک بود مرا به کشتن بدهد.» مک لناگان بايد براي تميز کردن خانه يي سه طبقه که البته محيطي گرم و دلچسب دارد دست به کار شود. او تاکيد مي کند؛«مشکل کار سخت نيست بلکه اکثر اوقات خانه مشتري ها دردسر ساز مي شود.» سالن نشيمن مملو از ظروف شکستني، شيشه، پرده هاي نازک و مبلمان روشن که قابليت خوبي براي سياه و دوده يي شدن دارند، به خوبي سخنان مک لناگان را تصديق مي کند. او آماده است کارش را که به يويوبازي شبيه است، انجام دهد؛«هي...هي...هي.» صدايي است که در لوله مي پيچد. «هي... هي...هي» صداي ديگري است که جواب مي دهد. آنها اين کار را انجام مي دهند تا مطمئن شوند سمبه لوله را اشتباهاً به مسير دودکش ديگري نفرستاده اند. بعد از چند بار «هي» گفتن لوله درست شناسايي مي شود. مک لناگان برس مخصوص تميزکاري اش را که 5/2 کيلو وزن دارد با احتياط درون لوله مي فرستد و درهمان حال از سختي کار و خطرات احتمالي اش سخن مي گويد؛ «هميشه ريسک زيادي هست اما ما از آن لذت مي بريم. سقف هاي نمناک، خيس يا پوشيده از جلبک خطرناک ترين هستند. چند سال پيش در جنوب غربي ادينبورگ يک لوله پاک کن روي شيرواني ليز خورد و سقوط کرد. يکي ديگر زماني که دسته فلزي نردبانش با کابل برق تماس پيدا کرد دچار برق گرفتگي شد و مرد.» کم طاقتي خطرناک ترين دشمن آنها است. بدترين خاطره مک لناگان به زماني برمي گردد که پايه نردبانش را به يک ناودان پلاستيکي تکيه داده بود؛ «ناودان خم شد و نردبان از جا در رفت و من از ارتفاع 15 متري با سرعت زياد سقوط کردم.»«آلد ريکي» به تمام 1300 دودکش ادينبورگ وفادار است، درست مثل انگشت هاي بيرون مانده از آب مردي که در حال غرق شدن است. اگر زمانه سال ها قبل از اين، به جلو پيش نمي رفت آخرين وارث اين پيشه خانوادگي هم روزگار بهتري داشت و روياهايش را ميان لوله هاي دودگرفته دودکش ها جست وجو نمي کرد. با اين حال تنها بخاري پاک کن ها و سقف سازها هستند که هر روز اندازه مي گيرند بشر چه آسيب عظيمي را به محيط اطرافش وارد مي کند.او دستکش هايش را در مي آورد و با حالتي متفکرانه مي گويد؛ «بعضي وقت ها اتفاق افتاده که دوست ندارم به پايين بروم. مي شود اين بالا نشست و به ابرهاي بالاي رودخانه نگاه کرد. وقتي هوا رو به تاريکي مي رود، چراغ ها يک بار ديگر همه جا را روشن مي کنند.» با انگشت به سمت خياباني اشاره مي کند که هيبت هاي مبهم و گنگ انسان ها از پنجره محل کارشان پيدا است؛ «همه پشت کامپيوتر نشسته اند و به خرد شدن اعتبار مالي و قسط هايشان فکر مي کنند؛ بيشترشان نمي دانند بخاري پاک کن کيست.»
آلماني هاي کتابخوان
دويچه وله؛ نهادهاي مختلف آلماني طبق معمول هر سال در آخرين ماه سال ميلادي به سالي که در حال پايان گرفتن است، مي پردازند و بسته به مورد با توسل به آمار و ارقام به بررسي سالي که گذشت، مي نشينند. «بنياد مطالعه» نهادي است که دسامبر امسال نتيجه پژوهش هايش را در مورد مطالعه در آلمان منتشر کرده است. اين آمار از 2500 نفر بين سنين 14 تا 60 سال گرفته شده است. طبق اين آمار اوقات فراغت آلماني ها در روزهاي کاري پنج ساعت و پنج دقيقه بوده و در 48 درصد خانه ها يک کامپيوتر موجود است. 98 درصد مردم هر روز تلويزيون مي بينند و 88 درصد معتقدند ديدن تلويزيون اهميت دارد، 81 درصد روزنامه و 34 درصد کتاب مي خوانند و از اين عده 17 درصد خواننده ادبيات هستند.

ميانگين سني خوانندگان ادبيات 50 تا 60 سال به بالا است. 19 درصد خوانندگان ادبيات مرد هستند و 42 درصد زن. 8 درصد بين 21 تا 50 کتاب در سال مي خوانند و 3 درصد 50 کتاب و بيشتر. 57 درصد تا 50 کتاب در منزل دارند و 6 درصد بالاي 250 کتاب. 63 درصد مي گويند کتاب بايد هيجان داشته باشد تا آن را بخوانند. از کساني که در سال هاي قبل يک تا چهار کتاب در سال مي خواندند، در سال 2008 ردي نيست. اما در مقايسه با آمار مربوط به سال 1992 تا 2000 معلوم مي شود آمار سه درصدي کساني که به آنها کرم کتاب مي گويند، يعني کساني که بيش از پنجاه کتاب در سال مي خوانند، ثابت مانده است. همين مقايسه نشان مي دهد در همين هشت سال تعداد کتابخوان هاي معمولي، يعني کساني که بين 20 تا 50 کتاب در سال مي خوانند، از 31 درصد در سال 1992 به 25 درصد در سال 2000 رسيده بود. اين عده امسال 8 درصد از آمار را به خود اختصاص مي دهند. از هر جوان و بزرگسال آلماني يک نفر اصلاً کتاب نمي خواند.45 درصد 14 تا 19 ساله ها مي گويند وقتي بچه بودند هيچ وقت کتاب هديه نگرفته اند. آمار حاکي از آن است که خواندن روي مانيتور علت اين کاهش نيست. گرچه مطالعه از روي مانيتور وارد زندگي روزمره شده است، اما اکثريت مي گويند نمي خواهند از کتاب هاي چاپي صرف نظر کنند چون به آن اعتماد بيشتري دارند. 25 درصد معتقدند وقت شان را پاي کامپيوتر هدر مي دهند.

اما آنچه در بين اين آمار توجه متخصصان را بيشتر از همه به خود جلب کرده، تعداد کتابخوان هاي آلماني زبان خارجي تبار است. اين افراد شامل کساني مي شوند که يا خودشان يا پدر يا مادرشان در خارج از آلمان به دنيا آمده اند. نتيجه پژوهش هاي انجام گرفته نشان مي دهد 36 درصد خارجي هاي آلماني زبان يک يا چندين بار در هفته کتاب مي خوانند و 11 درصدشان روزانه کتاب مي خوانند. سهم آلماني ها 36 درصد است اما 8 درصدشان روزانه سراغ کتاب مي روند.
عناوين اين صفحه
يوگا سلاحي براي مقابله با خشونت
براي کاهش کلسترول، موسيقي گوش کنيد
دغدغه هاي بخاري پاک کن هاي اسکاتلندي
آلماني هاي کتابخوان
عدم محبوبيت روزنامه در ميان امريکايي ها
افزايش سوءتغذيه در کودکان زيمبابوه
ازدواج فاميلي خيلي خطرناک نيست
باهوش ها در جنگ جهاني دوم قرباني شدند
دختر 9 ساله هندي، جوان ترين مهندس مايکروسافت

عدم محبوبيت روزنامه در ميان امريکايي ها
واشنگتن پست؛ به گزارش مرکز تحقيقات پيو در واشنگتن امريکايي ها تلويزيون را به ساير رسانه ها ترجيح مي دهند. در اين تحقيق مشخص شده عادات امريکايي ها درخصوص اطلاع از اخبار در طول يک سال گذشته تغييرات عمده يي داشته است. از 1489 نفري که از آنها در اين مورد سوال شده 40درصد از طريق اينترنت اخبار مورد علاقه خود را پيگيري مي کنند. اين در حالي است که در سپتامبر 2007 اين ميزان تنها 24 درصد بوده. در اين مطالعه مشخص شد تنها 35 درصد از روزنامه به عنوان منبع اصلي خبري خود استفاده مي کنند. اما منبع مورد علاقه امريکايي ها براي اطلاع از اخبار تلويزيون است. 70 درصد امريکايي ها از تلويزيون براي آگاهي از اخبار بهره مي گيرند.


افزايش سوءتغذيه در کودکان زيمبابوه
بي بي سي؛ سوءتغذيه ميان کودکان زيمبابوه يي به طرز چشمگيري در حال افزايش است به طوري که در برخي مناطق اين کشور ميزان سوءتغذيه به دوسوم ميان کودکان رسيده است. بنا به اعلام يک موسسه انگليسي احتمال از دست رفتن اين بچه ها به دليل سوءتغذيه بسيار زياد شده است و اين کشور براي رهايي از بحران غذا نزديک به 18هزار تن مواد غذايي نياز دارد. در حال حاضر نزديک به پنج ميليون نفر در زيمبابوه که تقريباً نيمي از جمعيت اين کشور را تشکيل مي دهند به کمک غذايي نياز دارند. اين موسسه اعلام کرده در صورت نرسيدن کمک هاي لازم به اين کشور يک فاجعه انساني در آنجا رخ خواهد داد.


ازدواج فاميلي خيلي خطرناک نيست
اينديپندنت؛ دانشمندان در امريکا و نيوزيلند اعلام کردند منع ازدواج هاي فاميلي بر مبناي احتمالات، مبناي علمي مستدلي در دانش پزشکي ندارد. فرضيه هاي علمي و اجتماعي درباره منع ازدواج هاي فاميلي به علت خطرهايي که ممکن است متوجه جنين شود، دقيق نيستند. بررسي هاي انجام شده در سال 2002 ميلادي هم نشان داده است خطر مشکلات ژنتيکي ميان فرزندان ازدواج هاي فاميلي کمتر از باورهاي موجود است. انجمن ملي مشاوران ژنتيک امريکا نيز اعلام کرده بود خطر ابتلا به بيماري هاي ژنتيک در فرزندان ازدواج هاي فاميلي

7/1 تا 2 درصد بيش از ساير کودکان است.


باهوش ها در جنگ جهاني دوم قرباني شدند
نيوساينتيست؛ سربازان کشته شده در جنگ جهاني دوم، باهوش تر از زنده ها بوده اند. در مطالعه يي که در دانشگاه ادينبورو اسکاتلند انجام شده، مشخص شده ميانگين ضريب هوشي افراد کشته شده در خط مقدم جنگ جهاني دوم، از ميانگين جمعيت عمومي همسالان آنها بالاتر بوده است. اين نتايج، بر اساس آزمايش هاي انجام شده روي کودکان 11 ساله اسکاتلندي در سال 1932 ميلادي به دست آمده است. در آن سال، آزمايش هاي خاصي، شامل استدلال کلامي، رياضيات و درک فضايي از همه بچه ها به عمل آمد که طي آن معلوم شد ميانگين بهره هوشي يا IQ پسربچه ها در اين سن، 4/97 بود، در حالي که آن عده از اين کودکان که در جريان جنگ به جبهه رفته و کشته شده بودند، يعني 491 نفر از آنها، ميانگين بهره هوشي

8/100 داشتند. به گفته يکي از روانپزشکان دخيل در اين مطالعه، شايد اين امر به دليل استفاده از سلاح هاي پيشرفته در جريان جنگ جهاني دوم بوده که لزوم استفاده از افراد متخصص، دوره ديده و باهوش را در خط مقدم افزايش مي داده است. اين در حالي است که مطالعات پيشين نشان داده بود در جنگ هاي دوره هاي قبل، افراد با هوش پايين تر کشته مي شدند و افسران عالي رتبه که طبعاً با هوش تر هم بودند، از پشت جبهه به هدايت عمليات مي پرداخته اند و آمار کشته ها در بين شان پايين بود. نتايج اين مطالعه را مي توان اينچنين تفسير کرد که در سال هاي بعدي عمر بشر، هر بار وقوع جنگ، معادل است با از دست دادن تعدادي از نيروهاي نخبه و باهوش ترين منابع انساني يک جامعه. همچنين مي توان نتيجه گرفت پيشرفته تر شدن سلاح هاي نظامي، نمي تواند جان نيروهاي انساني را در جريان جنگ حفظ کند؛ حداقل اين امر در مورد نيروهاي باهوش و توان ذهني بالاتر اتفاق نمي افتد و برعکس، باعث قرباني شدن بيشتر اين دسته از افراد هم مي شود.


دختر 9 ساله هندي، جوان ترين مهندس مايکروسافت
رويترز؛ يک دختر 9 ساله هندي با ثبت رکوردي جديد و با پشت سر گذاشتن موفقيت آميز آزمون تخصصي IT شرکت مايکروسافت، به عنوان جوان ترين مهندس IT شرکت مايکروسافت انتخاب شد. ام لاويناشري دختربچه يي 9 ساله از کشور هندوستان است که با پشت سر گذاشتن موفقيت آميز آزمون تخصصي IT شرکت مايکروسافت، عنوان جوان ترين مهندس IT اين شرکت را به خود اختصاص داد. اين دختر 9 ساله از اهالي منطقه يي به نام تاميل نادو در هندوستان است که طي هفته اخير موفق شد آزمون مايکروسافت را پشت سر بگذارد. وي جوان ترين شخصي است که تا به حال موفق به پشت سر گذاشتن چنين آزموني شده است. آزمون گواهي حرفه يي شرکت مايکروسافت آزموني است که مخصوص متخصصان IT طراحي شده است و آخرين رکورد ثبت شده در کسب اين رتبه به کودک 10 ساله يي از پاکستان اختصاص داشت.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام